منبع تحقیق با موضوع صادقين، ايمان، ولايت، «صادقين»

دانلود پایان نامه ارشد

كنند كه رسول اكرم(ص) فرمود هو محمد(ص) و على(ع) و شيخ سليمان حنفى در ينابيع المودة از موفق بن أحمد خوارزمى و حافظ ابو نعيم اصفهانى و حموينى‏ از ابن عباس روايت نموده كه صادقون در اين آيه محمّد(ص) و اهل بيت است‏. و شيخ الاسلام ابراهيم بن محمّد حموينى كه از اعيان علماء است در فرائد السمطين و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در كفايت الطالب و محدث شام در تاريخ خود مسندا نقل مينمايند كه مع الصادقين اى مع علىّ بن أبي طالب(ع).»139

نتيجه
از آنچه گذشت نتيجه گيري مي شود با وجود اين همه روايات و تبيين آنها در كتب اهل سنت اصل وجود اين روايات و انطباق آن بر امام علي(ع) مسلم و واضح است و مي توان انطباق استدلال فخر رازي در وجود معصوم در هر زماني را با وجود اين روايات ثابت نمود بنابراين انكار روايات و اين قبيل تفاسير امكان پذير نيست.

فصل سوم: ديدگاه مفسرين و علماي شيعه پيرامون آيه صادقين

در اين فصل با توجه به بيان مفسرين شيعه ابتدا در يك مقدمه فرازهاي آيه را تعيين و سپس محل نزاع را تبيين مي نمائيم مي نمائيم و آنگاه در قالب سه گفتار ادله علماي شيعه را بررسي مي نمائيم.
مقدمه
آيه شريفه در نگاهي اجمالي داراي سه فراز بوده كه به اين شرح است:
1) «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» اي كساني كه ايمان آورده ايد.
خطاب به مؤمنين است زيرا غير مؤمن هر چه با تقوى و با صادقين باشد نتيجه ندارد و مراد از مؤمن كسي است كه توحيد و نبوت و ما جاء به النبى(ص) و معاد را تصديق نمايد.
2) «اتَّقُوا اللَّهَ» تقوا داشته باشيد.
در اتيان به واجبات و ترك محرمات، ارشاد به ركن ايمان است و تقوى از وقايت گرفته شده و عقد سلبى است به اين كه قوام ايمان به نيروى خويشتن دارى از عقوبت پروردگار و پرهيز از شك و نفاق و تبرى از رذايل خلقى و اجتناب از گناهان است.
3) «وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» و با صادقين باشيد.
اطاعت كنيد آنها را و مخالفت نكنيد و دوست آنها و دوستداران آنها باشيد و دشمن دشمنان آنها و دست از دامن آنها برنداريد و از آنها جدا نشويد. و صادق اطلاق شخصى است كه شئون وجودى و صفات او صدق محض باشد و در كمون او صدق عقيده و صدق خلقى بطور فعليت نهاده شده و شائبه كذب و تزلزل و بطلان در آن نباشد.140
محل نزاع در آيه
همچنان كه گذشت خداوند در اين آيه شريفه، خطاب به مؤمنين، به آنها دو دستور مى‏دهد:
نخست اين كه، مسلمانان تقواى الهى را پيشه كنند، كه بالاترين سرمايه محسوب شده و عامل قرب الى اللَّه است. دومين دستورى كه خداوند در اين آيه به مؤمنان فرموده اند اين است كه همراه صادقين باشيد. در واقع محل نزاع در اين آيه شريفه همين تعبير صادقين است و آنچه مفسرين شيعه بر آن استدلال نموده اند همين عنوان است.
در واقع سؤال مهمي را كه در آيه شريفه بايد به آن پاسخ داد و تفسير نمود، اين است كه: آيا منظور از «صادقين» در اين آيه شريفه، كه مسلمانان موظّف به پيروى از آنها شده‏اند، افراد خاصّى هستند و يا منظور معناى لغوى آن و همراهى كردن با هر انسان راستگويى است؟ خلاصه آنچه مفسرين شيعه در پاسخ به آن پرداخته اند اين است كه: ما معتقديم كه منظور از «صادقين» در اين آيه شريفه هر انسان راستگويى نيست، بلكه افراد خاصّى منظور مى‏باشد. 141
بررسي ادله
مفسرين شيعه بر ادعاي خويش كه صادقين افراد خاصي بوده اند و تطبيق آن فقط بر اميرالمؤمنين(ع) و اولاد مطهر ايشان است به سه روش استدلال نموده اند. اول به روش استدلال عقلي و استفاده از قرائن موجود در آيه، دوم با استفاده از آيات ديگر قرآن، سوم با استفاده از روايات. حال به بررسي اين ادله در قالب سه گفتار آتي مي پردازيم.
گفتار اول : ادله عقلي و قرائن موجود در آيه
مفسرين شيعه بر اين ادعا كه صادقين در آيه دلالت برگروه خاصي دارد، دو دليل، قرينه و شاهد آورده اند: يكي معيت و همراهي با آنها و ديگري اطلاق در تبعيت از آنها.
دليل اول
اگر «صادقين» به معناى عام باشد و افراد خاصّى مدّ نظر نباشد، بايد مى‏فرمود: «كونوا من الصّادقين» نه‏ «مَعَ الصَّادِقِينَ» چون همه بايد از راستگويان باشند، نه اين كه صرفاً همراه آنان باشند؛ بنابراين، از آنجا كه‏ «مَعَ الصَّادِقِينَ» گفته شده و پيروى از آنها لازم گشته، معلوم مى‏شود، منظور افراد خاص و برجسته‏اى هستند كه پيروى از آنها لازم گرديده است.

دليل دوم
اطلاقي است كه در اين آيه آمده است. ظاهر آيه نشان مى‏دهد اين همراهى و پيروى بى‏قيد و شرط است و چون همراهى و پيروى از صادقين بى‏قيد و شرط آمده است پس صادقين مورد بحث، ضمانت الهى داشته و مصون از خطا و اشتباه هستند، چون اگر معصوم نباشند مسلمانان نمى‏توانند هميشه از آنها پيروى كنند، بلكه به هنگام اشتباه و خطا و گناه، بايد از آنها جدا گردند. بنابراين، چون همراهى و پيروى از «صادقين» بصورت مطلق ذكر شده، بايد آنان افراد خاص و معصوم از خطا و گناه باشند تا پيروى بى‏قيد و شرط از آنها امكان‏پذير باشد.
نتيجه
نتيجه اين كه، يا بايد همراهى و اطاعت از صادقين مطلق باشد، ولى‏ «صادقين» مقيّد به افراد خاصّى باشد و يا اين كه‏ «صادقين» مطلق باشد و شامل تمام راستگويان شود و همراهى و پيروى از آنان مقيّد گردد. و طبق دو قرينه‏اى كه گذشت، همان احتمال اوّل صحيح است؛ بنابراين «صادقين» مقيّد است و منظور از آن افراد خاصّى است، ولى همراهى و پيروى از آن افراد خاص مطلق است.
ادله عقلي انطباق بر اهل بيت(ع)
آنگاه در مقام تطبيق، اين امر ، جز به رسول اكرم(ص) و اوصياء صادقين ايشان بر كس ديگري منطبق نمي شود زيرا:
اولا طهارت و عصمت وجودى و صدق آنان ذاتى است و آنها صدق محض مي باشند.
ثانيا از طريق اكتساب هرگز نميتوان به صدق ذاتى و صدق محض متصف شد. يعنى قابليت كسب صدق و صفاى روح در انسان نهفته است و امري تدريجى و اكتسابى است و صدق اكتسابى هرگز حكم صدق ذاتى را نخواهد داشت و در يك رديف نخواهند بود.
ثالثا جمله «كونوا مع الصادقين» كان ناقصه ذكر شده و مفاد آن صفت است يعني شعار اهل ايمان بايد قبول ولايت و پيروى از سيره صادقين باشد و مراد معيت و معاشرت نيست، بلكه خود را به سيره آنان معرفى نمايد و مفاد روايت متواتر ثقلين نيز تمسك به سيره عترت صادقه بر حسب عقيده و عمل است.
لازمه صدق ذاتى، علم و عصمت است و به واسطه تعليمات ربوبى و الهامات غيبى موهبت مى‏گردد و از سنخ ديگري غير از علوم اكتسابى و حصولي است و از آثار اين علم و عصمت، طهارت اعتقادى و اخلاقى تزلزل ناپذير است. مفاد معيت با صادقين قبول ولايت و پيروى از دعوت اوصياء رسول اكرم(ص) است كه مسئوليت تبليغ و دعوت جامعه بشري بر حسب ظاهر و همچنين هدايت معنوى و تربيت نيروى ايمان را پروردگار به عهده آنان نهاده است، بر اين اساس نور ايمان كه به قلوب پيروان مكتب قرآن مى‏تابد، از كانون نور صدقى است كه پروردگار به اوصياء صادقين موهبت فرموده و متصف بصدق ذاتى و اعتقادى شده‏اند.
از بيان گذشته چند مطلب استفاده مي شود:
1) ركن ايمان معيت با صادقين است.
2) صادقين به هيئت جمع ذكر شده، مراد گروهى است كه داراى صدق ذاتى هستند و در عبوديت آنان شائبه كذب و تخلف نخواهد بود و از آن تعبير به نيروى عصمت مى‏شود.
3) مراد از معيت قبول ولايت بر حسب عقيده و عمل و پيروى از شعار صدق است.
4) صدق ذاتى اساس هر فضيلتي است، يعنى رسولان و پيامبران و اوصياء بايد در مقام عبوديت صادق باشند و درباره آنان شائبه كذب و تمرد نباشد و داراى نيروى عصمت و صورت اعتقادى طاعت باشند.
5) مراد از صادقين پيامبران و رسولان گذشته نيست زيرا زمان رسالت و نفوذ ولايت آنان سپرى شده است.
6) از جمله آثار ولايت آنست كه به وساطت آنان اعمال صالحه اهل ايمان بمرتبه قبول ميرسد و شايسته اجر و ثواب ميشوند و بعبارت ديگر روح باعمال صالحه آنان ميدمد و آنان را بصدق اكتسابى متصف مينمايد.
7) قبول ولايت گروه صادقين به هيئت جمعى و به طور ارتباطى است.
8) رد ولايت بعض از صادقين خروج از حريم ايمان است.
9) تبليغ احكام و سنت رسول اكرم(ص) مجرد اعلام نيست بلكه تصرف معنوى و تربيت روانى اهل ايمان است.
10) وظايف دينى و اعمال صالحه بر اساس واقعيت باطنى و زندگى معنوى استوار است، زيرا اعمال صالحه در روان اهل ايمان تأثير معنوى خواهد داشت يعنى رشد و ظهور روان است.
11) ولايت اوصياء صادقين زياده بر تبليغ احكام عبارت از تصرف معنوى و تربيت روانى اهل ايمان است كه آنان را بقرب رحمت پروردگار ميرسانند و در باره اجر و ثواب اعمال صالحه نيز وساطت خواهند داشت.
12) اعمال صالحه مسلمانان چنانچه بر اساس ولايت نباشد، ارتباط بساحت پروردگار نخواهد داشت زيرا ولايت اوصياء از شؤن ولايت پروردگار و فصل اخير آنست و مخالفت صادقين انكار ولايت پروردگار است.142
در اين زمينه ابتدا به بيان متقدمين پرداخته و سپس به اقوال متأخرين و معاصرين رسيدگي خواهيم نمود.
الف) بيان متقدمين
از ميان متقدمين كسي كه به صورت گسترده به اين بحث رسيدگي نموده است شيخ مفيد(ره)143 مي باشد. ايشان در تفسير خويش مي فرمايد: اگر صادقين بعض مؤمنين باشند شناخته شده هستند، آنگاه «ال» در «الصادقين» براي عهد است و اگر صادقين معهود باشند لازم است شناخته شده باشند و اختلافي در آنها نباشد و روايات براي اشاره به آنها آمده باشد كه در اين صورت اين وجه، بطلان قول كساني است كه ادعا نموده اند آيه درباره جماعتي است ولي معهود و شناخته شده نيستند. حال آنكه اگر معهود نباشند بايد آنها را معرفي نمايد كه در غير اين صورت تكليف به تبعيت ساقط است. بنابراين حال كه بايد دليلي آنها را معرفي نمايد هيچ فرقه اي غير از آنچه ما ذكر كرده ايم را نگفته است.
سپس ايشان تبعيت علي الاطلاق را دليل برعصمت آنها مي داند و دليل قرآني144 بر اين امر مي آورند. كه نتيجه اين مي شود كه امر به تبعيت از صادقين كه اوصاف اين آيات را دارند در ميان اصحاب فقط حضرت اميرالمؤمنين(ع) اين اوصاف را دارا مي باشد. حضرت، اولين مسلمان از ميان مردان بودند آنچنان كه پيامبر(ص) به فاطمه(س) فرمودند: «زوّجتك أقدمهم سلما و أكثرهم علما»145 تو را به تزويج مردي درآوردم كه پيش از همه اسلام آورده و علمش از همه آنها برتر است. و نيز قول أميرالمؤمنين(ع): «أنا عبد اللّه و أخو رسوله لم يقلها أحد قبلي، و لا يقولها أحد بعدي إلّا كذّاب مفتر، صلّيت قبلهم سبع سنين»146 من بنده خدا و برادر رسول خدا(ص) و كسي قبل از من اسلام نياورد و كسي كه ادعا كند دروغگو است، و نيز فرمود خدايا در ميان امتت كسي قبل از من ايمان نياورد «اللهمّ إنّى لا أقرّ لأحد من هذه‏الأمّة عبدك قبلي»، و يا فرمود: مي گويند علي دروغ گفت آيا من دروغ بگويم؟ به خدا دروغ بگويم در حالي كه اولين كسي هستم كه اورا عبادت نمودم يا به پيامبر(ص) دروغ ببندم كه اولين نفري هستم كه به او ايمان آورده و او را ياري نمودم147.
سپس ايشان ادله اي مانند: اطعام طعام بر فقير و يتيم و مسكين148 و اتفاق روات شيعه و اهل سنت در نزول آيه و سوره در فضيلت اهل بيت(ع)، مانند آيه «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»149 آنها كه اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مى‏كنند، مزدشان نزد پروردگارشان است نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مى‏شوند. در فضيلت حضرت، و يا آيه «انما وليكم الله و….»150 سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند؛ و بسياري ديگر از ادله را در فضيلت ايشان ذكر مي نمايد. آنگاه ايشان در پاسخ شبهه اينكه تعبير صادقين جمع است و حضرت يك نفر مي باشد، مي نويسد كه عرب براي بيان جايگاه و شرافت كسي از صيغه جمع استفاده مي نمايد و نيز كساني هستند كه اين حكم براي آنها نيز جاري است و آن ائمه اطهار(ع)

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع امام صادق، فخر رازى Next Entries منبع تحقیق با موضوع نفس الامر