منبع تحقیق با موضوع سلطان محمد، کرامت انسان، استان خراسان، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

درخواست حق موروثي (حق همخوابگي) از عروس توسط پسر او بود. در اين باره يک کشيش انگليسي که مدتي در هند زندگي کرده بود نيز گفته بود که مردي بدتر از آقاخان وجود ندارد، زيرا او بر حق ازاله بکارت عروساني که براي تبرک ازدواج نزد او مي روند؛ تاکيد مي ورزد.712
آقاخان سوم و شريعت: در بين مريدان آقاخان اين گونه جا افتاده بود که هرچه يک پيرو بيشتر پول تقديم امام خود کند ارزش مذهبي بيشتري مي يابد چون ارزش فرد به اعاناتي است که به آقا ميدهد.713 آقاخان سوم در دسامبر 1903 در ديداري از بمبئي به ديدن لرد لامينگتون حاکم انگليسي بمبئي رفت. اين فرد انگليسي از اينکه آقا توجهي ندارد به اينکه بر مسلمانان روزه ماه رمضان واجب است، کاملا يکه خورد. اين بي مبالاتي آقاخان سوم باعث تفسير و تاويلهاي گوناگون و همچنين رنجش مسلمانان شد. او قائل بود اين کارها سخت و نامطلوب است! … و همه چيز اروپا از شراب گرفته تا زنانش به نظر او خواستني مي آمد. او در متني که ژانويه 1906 به عنوان “بيانيه سياست” نوشته مي گويد: “من بنا به طبيعت خود يکي از کساني هستم که دوست دارم خوش بگذرانم و علايق بسيار و گوناگوني دارم که مطلقا با سياست ارتباطي ندارد …”714 نقل شده است که يکي از خبرنگاران آلماني که در باشگاه يکي از اردوگاههاي اسماعيليه در آفريقاي مرکزي توانسته بود آقاخان را ببيند از او پرسيده بود “چطور به خودتان اجازه مي دهيد که در شکار، حيواني را بکشيد؟” آقاخان در جواب گفته بود: “گلوله اي که از خشاب الهي من خارج مي شود، حيوان را نمي کشد بلکه به او روح جاودان مي بخشد”. همچنين از آقاخان درباره شراب پرسيده بود: “چگونه به خود اجازه مي دهيد به عنوان يک مسلمان الکل بنوشيد؟” و آقاخان جواب داده بود: “در دستان من – به سان خدا- اين ليوان شامپاين (مشروب مورد علاقه وي) تبديل به آب مي شود”. و با گفتن به سلامتي شامپاين را سر کشيد.715 نزاريان در توجيه شراب خواري آقاخان سلطان محمد قائلند که شراب در دست او تبديل به آب مي شود. آنها در جواب به پيش خدمت مسلماني که در قصر يکي از حاکمان محلي هند شاهد شراب خواري سلطان محمد بوده است، گفته اند؛ او تکليف خود را بهتر مي داند، خمر نزديک دهان او مبدّل به آب مي شود.716 محقق کتاب تاريخ و عقايد فرقه آقاخانيه از گفتگوي خود با پيرمردي مي گويد که پشته خاري به پشت خود داشته و دست و پايش از سرما ترک برداشته و خون آلود بوده است، او در جواب نويسنده از اين که سزاوار نيست شما اين گونه زحمت کشيده و ما حصل زحمات خود را به آقاخان بدهيد که او در شراب و قمار خرج کند، گفته است : آقاخان هر کار بکند حق دارد!717 در حوالي سال 1910 ميلادي، در هماهنگي با دستورالعمل هايي که به نزاريان قاسم شاهي ديگر کشورها داده شده بود، آقاخان سوم تغييراتي در آداب و رسوم ديني پيروان خود در ايران به عمل آورد. وي بخصوص آن مراسم و شعائر مذهبي را که شيعيان ايران، مانند ديگرمسلمانان فروع دين مي ناميدند و شامل احکام مثبت شريعت اسلامي همچون مراسم عبادت و نماز، طهارت، روزه، حج، و امثال آن مي شد تغيير داد و ساده تر کرد. نزاريان ايران تا آن زمان اين مراسم را بيشتر، شايد به لحاظ تقيه، به شيوه شيعيان اثني عشري انجام مي دادند. اما اکنون از آنان خواسته مي شد که خود را قوياً از دوازده اماميان جدا سازند. و بر هويت خود به عنوان يک جامعه ديني عليحده تاکيد کنند. به عنوان مثال اکنون آنها نام همه ائمه نزاري را که قاسم شاهيان بدانها معتقد بودند، در آخر نمازهاي يوميه خود ذکر مي کردند. نيز نزاريان از اينکه در بعضي مراسم عزاداري به شيعيان دوازده امامي در مساجدشان ملحق شوند منع مي گردند. زيرا نزاريان داراي امام موجود و حاضري بودند، و نيازي به برپا داشتن مراسم يادبود براي امامان درگذشته خود نبودند. در حقيقت، آنها اينک تنها ملزم به رعايت فرايضي بودند که مستقيماً از سوي امام حاضر و ناظرشان تاييد مي شد. اما آقاخان از پيروانش مي خواست که به معناي واقعي و باطني مراسم و شعائري که به جاي مي آورند واقف باشند.718 امري که در بين آقاخان ها در توجيه رفتارهاي خود و يا تغيير احکام شرعي مورد توجه است در اين کلام آقاخان سوم به خوبي ديده مي شود. او در يکي از پيام هاي خود مي گويد: “امام هر عصري داراي ارشادات و تعليماتي است که با شرائط و اوضاع و احوال آن عصر هماهنگ است. بر شما باد به شناختن من و پيروي از رهنمود هايم و عمل به آنها …”.719
با اينکه طبق قانون فقه اسماعيلي ازدواج موقت صحيح نيست و براي پيروان آنها اين نوع ازدواج ممکن نيست، اما آقاخان سوم خود که عاشق يک رقصنده باله به نام ترزا در مونت کارلو شده بود، در سال 1923 با او ازدواج موقت کرد. توجيه پيروان او اين بود که آقا به عنوان خداوندگار روحاني فرقه مي توانست قوانين خود را وضع کند و چنين ازدواجي را انجام دهد. او براي اين کار زن اولش را به اصطلاح سه طلاقه نمود.720
او ظاهرا شيفته زنان ديگري از رقاصه ها نيز بوده است. يکي ديگر از دلمشغولي هاي امام اسماعيلي اسب سواري و شرط بندي سر اسب ها بود. او هرگز روي اسب هاي خودش شرط نمي بست ولي دوست داشت شرط بندي کند. او بعد از طلاق زن اول خود و مرگ زن دوم خود، با اينکه از آزادي داشتن و زنان معاشر خود لذت مي برد، اما به فکر ازدواج سوم آن هم با دختري فرانسوي شد که خودش و پدر و مادرش راضي نبودند از دين مسيحيت و کاتوليک دست بردارند و براي ازدواج با آقاخان مسلمان شود. در نهايت عقد او و همسر کاتوليکش در کليسا بسته شد و با وجود ازدواج غير مذهبي عقد اسلامي نيز جاري شد.721
مجموعه رفتارهاي امام اسماعيلي و خاندانش در نهايت صداي اعتراض اصلاح طلبان خوجه را درآورد. فردي به نام کريم غلامعلي که خود را دبير انجمن اصلاح طلبان خوجه مي ناميد، نامه اي سرگشاده به آقاخان نوشت و در آن به عدم اثبات فرزند پيامبر بودن آقاخان و مغاير بودن رويه مذهبي خوجه ها با اسلام راستين معترض شد. او در اين نامه گفته بود که رويه مذهبي خوجه ها مخالف سنن اسلامي است، در اين جامعه قرآن خوانده نمي شود، روزه و مناسک حج به جا آورده نمي شود و از همه مهمتر بحث پرداخت زکات خوجه ها به آقاخان بود. در اين نامه ذکر شده بود که مسلمين تنها 5/2 درصد درآمد خود را به عنوان زکات آن هم به فقرا و .. مي دهند، در حالي که خوجه ها بايد 50 درصد زندگي خود را به عنوان زکات به آقاخان بدهند و او اين مبالغ هنگفت را صرف زندگي تجملاتي خود کرده و به خوش گذراني در اروپا مشغول است.722 فرزند آقاخان سوم، علي نيز راه پدر را در صرف کردن اموال زيادي در راه قمار و مهماني دوستان مونث خود مي پيمود. ازدواج هاي متعددي که بعد از ارتباطات جنسي و صرفا براي حفظ آبروي امام صورت ميگرفت.723 بعضي ميگويند آقاخان سوم با وجود مكنت و تمول، ذره اي از واجبات و فرائض ديني غفلت ننموده و نمازش را هيچگاه ترك نمي كرد. نقل شده است که او در هند، آفريقا، سوريه و انگلستان براي پيراو نخود مسجد و جماعت خانه ساخت. او در انگلستان علاوه بر مسجدي که به نام خود ساخت، قطعه زمين وسيعي را خريد و وقف قبرستان مسلمين نمود.724
آقاخان چهارم و شريعت: نقل شده است که کريم آقاخان چهارم در ابتدا چهره خود را به عنوان فردي که مذهب معتقد است و نياز به خواندن نماز و ارشاد را درک مي کند، نشان داده است.725 به نظر مي آيد آقاخان چهارم خواستار عقلانيتي اخلاقي (در عوض نگاه فقه محور) است که بتوان آن را وراي مرزبندي‌هاي فرقه‌اي با همگان سهيم شد تا ديدگاه اخلاقي جهان‌شمولي را حمايت کند. او ميگويد: ” جست‌وجو براي عدالت و امنيت، تلاش براي برابري فرصت‌ها، طلب رواداري و هماهنگي، جست‌وجوي کرامت انساني، اين‌ها تکاليفي اخلاقي هستند که بايد هر روز به آن‌ها بينديشم و براي آن‌ها کار کنيم.”726 آقاخان به طرز ماهرانه اي سعي مي کند بين غرب و شرق ارتباط برقرار کند: دغدغه‌ي نخستِ من اين است که بايد مسيرهاي منتهي به دموکراسي را با انعطاف بيشتري تعريف کنيم. ما دوست داريم بگوييم که دموکراسي متضمن يک رهيافت کثرت‌گرايانه به زندگي است – اما خيلي به ندرت رهيافتي کثرت‌گرايانه به دموکراسي داريم. خيلي اوقات، اصرار داريم که دموکراسي‌ها بايد همگي از نسخه‌اي مشابه پيروي کنند – که با آهنگي يکسان تکامل يافته باشد – بدون اين‌که در نظر داشته باشيم که شرايط متفاوت ممکن است محتاج ساخت‌هايي متفاوت باشند. من کاملاً تعهدِ تاريخي غرب را به جدا کردن امور سکولار از امور ديني درک مي‌کنم. اما براي بسياري از غير غربي‌ها، از جمله بيشتر مسلمانان، عرصه‌هاي امور دين و دنيا نمي‌توانند متناقض باشند. اگر “مدرنيّت” فاقد جنبه‌اي معنوي باشد، مانند ماديّت به چشم خواهد آمد. و اگر تأثير مدرنيزه کننده‌ي غرب مصرانه و منحصراً تأثيري سکولار کننده است، بخش بزرگي از جهان اسلام تا حدودي از آن فاصله خواهد گرفت.727 بعضي از پيام هاي آقاخان چهارم در اين سالهاي امامتش بدين گونه است: سال 1959: معتقد بودن به اسلام و عمل کردن به احکام آن هر روز بايستي ارزش زندگي شما را زياد کند. سال 1961: شما بايد فرائض مذهبي را که رهاورد آن خشنودي در زندگي شماست به خوبي انجام دهيد .سال 1963: عبادات اساس زندگي معنوي شماست. سال 1964: در چهارچوب روحيه اسلام زندگي کنيد. فرزندان روحاني ام مي بايست با بهترين سنن زندگي کنند. در تمام زندگي خود ، در دعا ، عبادت و انجام فرائض مذهبي ثابت قدم باشيد. نبايد معتقد باشيد که زندگي شما منحصر به همين زندگي است و ماوراي اين حيات به هيچ چيز پاسخ گو نمي باشيد. سال 1973: تنها حيات روحاني ابدي است نه زندگي مادي. پاره اي وظايف است که بايستي انجام شود تا زندگي مطابق معتقدات مذهبي ما باشد.728 از مطالبي که ذکر شد، ميتوان نتيجه گيري کرد که آقاخان ها بيشتر و نه در همه مواقع رويکردي سکولار و اباحه گرايانه در مورد رابطه شريعت با سياست و حيات خود دارند.
6-4-2 پيروان نزاري آقاخاني و شريعت
در اين قسمت به بررسي اجمالي انديشه و عملکرد گروههايي از اسماعيليان ايران، افغانستان و هند مي پردازيم که اين اماکن، از ابتدا محل حضور و سکونت امامان آقاخاني و پيروان اصيلشان بوده و از لحاظ اهميت نيز نسبت به ديگر کشورها در درجه والاتري قرار دارند. امروزه نيز پيروان امام چهل و نهم اسماعيليان نزاري در اين نقاط جغرافيايي و بعضي کشورهاي ديگر حضور دارند.
اسماعيليان ايران و شريعت
اسماعيليه قهستان: اولين ورود اسماعيليه به قهستان توسط حسين قايني صورت گرفت. او بعد از تصرف قلعه الموت به فرمان رهبر خود حسن صباح مامور شد تا امر دعوت را در ديار خود پيگيري نمايد. بعد از سقوط قلعه الموت و کوچ اسماعيليان به انجدان و کرمان که بعدها به هند رفته و تحت امر آقاخان ها قرار گرفتند، گروههايي از اسماعيليان نزاري همچنان در قهستان، و مجموعه استان خراسان رضوي باقي ماندند. آنچه امروز اسماعيليان قهستان انجام مي دهند و تعاريفشان از ارکان شريعت، بدين گونه است.
طهارت: طهارت را پاک کردن خويش از کردار ظاهريان مي دانند.729
نماز: در باب نماز اسماعيليان قائلند که نماز ولايت اولياء است و بر خلق واجب است که آنها را عبادت کنند. 730 نماز صبح سپاس و نيايش لطيفي مي دانند که شناخته نيست و از اسرار است. نماز ظهر مطابق با حروف نام نبي اکرم است که چهار حرف است. نماز عصر را همانند تعداد حروف نام قائم “م ح م د” که چهار حرف است مي دانند. نماز مغرب را مطابق حروف نام علي (ع) که سه حرف است مي دانند. و نماز عشا را با نام امام که چهار حرف است تاويل کرده و برابر مي دانند731. اذان نماز تاويل به دعوت ، کل نماز تاويل به رسول، اساس، قائم يا ناطق است. آنچه که آنان در جمع هايشان انجام مي دهند که امروزه به دليل مدتها التقاط با صوفيان خانقاه نام گرفته، بدين صورت است که بصورت دايره وار نشسته و زنان پشت سر مردان قرار مي گيرند، يکي از اعضا به خواندن ادعيه و يا اشعار مثنوي پرداخته و ديگران به آرامي آنها را تکرار مي کنند. اين برنامه که تحت عنوان نماز انجام مي شده است، بدون سجده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اهورامزدا، جهان مادی، مثل افلاطونی، تفسیر و تأویل Next Entries منبع تحقیق با موضوع افغانستان، آداب و رسوم، قاسم آباد، جهان اسلام