منبع تحقیق با موضوع روش پژوهش

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباط‌ها، دلالت‌ها و راهبردها را هم روشن مي‌سازد. اين‌ها معمولاً در گفتمان در حالت پوشيده باقي مي‌مانند. تحليل گفتمان در قالب نظريه‌هاي تجربي، تلاش مي‌كند قوانين يا اصول شالوده‌اي اين ساختارها، توليد و درك پيام رسانه‌اي را بيابد (ون‌دايک، 1378، صص 40-35).
تحليل گفتمان به‌مثابه يك روش كيفي در مطالعات علوم انساني به كار گرفته مي‌شود. زيرا در تحليل گفتمان به‌جاي شمارش و مقادير آماري با معناشناسي كاربردي متن سروكار داريم. در يک متن، علاوه بر محتواي اصلي آن، يک محتواي ثانويه نيز متن را احاطه کرده که مي‌توان با استفاده از يک روش پژوهشي که به شناخت دقيق محتوا يا معاني ثانوي? متن کمک ميکند، به برداشتي کامل از اين معاني رسيد. روش تحليل گفتمان ازجمله روش‌هاي عمده مشاهده اسنادي است که مي‌توان متون نوشتاري و شفاهي را با در نظر گرفتن شرايط زماني آن مورد تحليل و ارزيابي دقيق و منظم قرارداد. در اين روش پژوهشگر به بازشناسي و واکاوي دستاوردهاي انديشه‌اي انسان‌ها که نوعاً از جنس اسناد و مدارک نوشتاري و شفاهي است، مي‌پردازد.
ون‌دايک در بحث روششناسي تحليل گفتمان، اين روش را در دو سطح تحليلي موردتوجه قرار مي‌دهد. ازنظر او، تحليل گفتمان ازيک‌طرف بر متن، گفتار، کنشهاي ارتباطي موضعي متمرکز است که اين سطح از ديدگاه وي سطح خرد51 نام دارد. ون‌دايک در سطح عموميتري، نظامهاي ساختاري گفتمان يا همان نظام‌هاي پيچيد? اجتماعي، سياسي، تاريخي و فرهنگي متن را مورد بازشناسي قرار ميدهد. اين سطح، سطح کلان52 نام دارد. در اين سطح، محققِ گفتمان کاو، علاوه بر توصيف و تفسير دادهها و متن با تبيين و تحليل اجتماعي سروکار دارد. به‌عبارت‌ديگر، در سطح خرد محقق الزاماً به تبيين بررسيهاي خود نمي‌پردازد اما در سطح کلان، وارد حوز? تبيين و بررسي روابط کلان نظامهاي اجتماعي و شناخت‌هاي اجتماعي، قدرت و دسترسي به گفتمان مي‌شود. ون‌دايک بر اين معتقد است که هم‌سطح خرد و هم‌سطح کلان تحليل گفتمان، فراتر از کلمات و عبارات را در نظر ميگيرند. وي در تحليل خود دو راهبرد کليِ مثبت نشان دادن گروه خود و منفي نشان دادن گروه رقيب (ديگري) را در نظر ميگيرد و طبق اين دو راهبرد ون‌دايک “ما” و”آن‌ها” را باهم مقايسه ميکند (فرقاني، 1382، ص51).
وندايک معتقد است که بازنماييهاي ذهني “ما” در برابر “آن‌ها” در سخنگويان گروهي که به‌طورکلي متمايل به حضور خودشان يا گروهشان در واژگان مثبت و گروه‌هاي ديگر (رقيب) در واژگان و تعابير منفي، در طرز گفتار و نوشتار يک متن به‌خوبي مطرح مي‌شود. ون‌دايک، حتي روشن‌ترين مسائل را داراي يک محتواي معناشناختي ميداند. اين حوز? معناشناختي واژگان و ويژگي‌هايي که به “خود” و “ديگري” نسبت داده مي‌شود را توجيه ميکند. علي‌رغم اين، چنين واژگان و ويژگيهاي متني بايد براي اقدامات قانع‌کنند? ديگر باورکردني جلوه داده شوند. وي شگردهاي معمول براي قانع‌کننده بودن تعابير و ويژگي‌هاي متني را به‌اين‌ترتيب بيان ميکند:
1- استدلال؛ که بايد ارزيابي منفي از واقعيت را به دنبال داشته باشد.
2- معاني بيان؛ برجسته کردن اغراقآميز کنشهاي منفي “ديگران” و کنشهاي مثبت”ما”، از قبيل حسن تعبيرها، تکذيبها، قصور در بيان کنش منفي “ما”.
3- سبک واژگان؛ انتخاب کلماتي که مستلزم ارزيابي‌هاي منفي (يا مثبت) است (واژه‌هاي داراي بار معنايي خاص)
4- قصه‌گويي؛ گفتن رويدادهاي منفي به‌گونه‌اي که انگار فرد خود آن را تجربه کرده است، و نيز گفتن ويژگيهاي منفي رويدادها به‌گونه‌اي که پذيرفتني باشد.
5- تأکيد ساختاري برکنش‌هاي منفي “ديگران” در تيترها، ليدها، خلاصهها و ديگر قلمروهاي طرح متن (گزارش‌هاي خبري) و ساختارهاي انتقالي نحو جمله (اشاره به عوامل منفي در شاخصها و موقعيت‌هاي موضعي).
6- نقل‌قول از شواهد، منابع و کارشناسان معتبر، مثلاً در گزارشهاي خبري (فرقاني، 1382، صص88-87).
وندايک اساساً تحليل گفتمان را تحليل ايدئولوژي ميداند، زيرا طبق بيان او، ايدئولوژيها به‌طور برجسته معرف تفکر عکسها و فيلمها نيست. وي براي تحليل ايدئولوژيها در رهيافت تحليلي خود سه بخش قرار داده است؛ تحليل اجتماعي، تحليل شناختي و تحليل گفتمان. تحليل اجتماعي در حقيقت، بررسي و تحليل ساختارهاي کلان اجتماعي است. تحليل شناختي، شامل شناخت فرد (فارغ از بافت متن) و شناخت اجتماعي (ارزش‌هاي اجتماعي مثل صداقت و برابري، ايدئولوژيهايي مثل فمينيسم، جنسيت گرايي و …، دانش و معرفت اجتماعي و تکثر فرهنگي) هست. تحليل گفتمان نيز شامل تحليل نحوي، واژگان، انسجام موضعي، معناشناختي و معنا کاوي و … است. (وندايک، 1382) ون‌دايک در تحليل ايدئولوژيها روي ساختارهاي اجتماعي، ساختارهاي سازماني، روابط گروهي و ساختارهاي گروهي تأکيد ميکند.
در اين تحقيق بنا به توضيحاتي که در مورد روش تحليل گفتمان به‌خصوص روش گفتمان کاوي ون‌دايک ارائه‌شده است، از همين روش و رويکرد در فرايند گفتمان کاوي “ويژه برنامه‌هاي شصتمين سالگرد کودتاي ?? مرداد” در تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي نسبت به موضوع “کودتاي 28 مرداد” استفاده‌شده است.
?-3- عملياتي کردن يا مقوله‌سازي
يکي از مراحل اصلي در تحليل گفتمان، عملياتي کردن مباحث نظري يا به عبارتي، تعيين متغيرها جهت تحليل متن و گفتمان است. ازآنجايي‌که اين پژوهش براي تحليل متون “ويژه برنامه‌هاي شصتمين سالگرد کودتاي ?? مرداد” بر مبناي شيوه تحليلي و ديدگاه‌هاي تئون ون‌دايک سامان‌يافته است لذا متغيرها و مقوله‌هاي مورداستفاده به شرح ذيل هستند:
1) واژگان53
واژگاني که يک گوينده و يا نويسنده به کار مي‌برد، دقيقاً باقدرت، موقعيت سياسي، اجتماعي و حتي اخلاقي او و يا به عبارت دقيق‌تر با وزن اجتماعي و سياسي او سنجيده مي‌شود. اينکه فرد چه کلمه‌اي را براي بيان مقصود خود برگزيند، تا حدود بسيار زيادي به موقعيت شخصي، اجتماعي – سياسي و اخلاقي او بستگي دارد.اين مقوله، واژگان كانوني را كه تكيه‌گاه متن به شمار ميآيد، همراه با بار معنايي و كاركردي آن‌ها در متن مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. اينكه واژگان اصلي و كانوني متن کدم‌اند و موضوع يا مفهوم موردنظر را مثبت يا منفي توصيف كرده‌اند، معرف گفتمان حاكم در مورد عمليات رواني و تبليغاتي است كه در متون خبري اعمال‌شده است. اين مقوله مي‌تواند محقق را در تحليل واقع‌بينانه متن و زمينه‌هاي بافتاري متن مدد رساند (فرقاني، 1382، ص50).
2) افراد و نهادهاي مطرح‌شده در متن
بر اساس اين مقوله، مي‌توان پي برد كه نهادها، ارگان‌ها يا مؤسساتي كه در خبرها نام‌برده شده‌اند به‌صورت مثبت مطرح گرديده‌اند يا در جايگاه منفي قرارگرفته‌اند. اين مقوله يا كار ويژه حاوي داوري متن و كنشگر آن در مورد افراد و نهادهاي ذکرشده در متن خبر است. درنهايت به تحليل مرزبندي‌هاي متن ياري مي‌‌رساند. بخشي از کارکرد غيرسازي متن در اين مقوله مشخص مي‌شود (فرقاني، 1382، ص50).
براي توضيحات بيشتر در نحوه تقسيم‌بندي افراد و گروه‌هاي مطرح شده در گزارش‌ها، به کارويژه بعدي يعني قطب‌بندي يا ارزش‌ها منتسب مراجعه شود.
3)‌ قطب‌بندي54 يا غيرسازي (ارزش‌هاي منتسب به “خود” و “ديگري”)
اين مقوله يا كار ويژه داراي دو زير مقوله مشخص است؛ نحوة توصيف و معرفي “خود” يا ارزش‌هاي منتسب به “خود” و نيز توصيف و معرفي “ديگري” يا ارزش‌هاي منتسب به “ديگري” در متن خبر است. در حوزة جنگ رواني و تبليغات سياسي، غير‌سازي يا قطب‌بندي اهميت اساسي دارد. اينكه رسانه‌هاي حامي غرب و سياست‌هاي امپرياليستي آن، “ديگر” را چگونه توصيف مي‌كنند و چه نهادها و افرادي را در جبهة “خود” و كدام را در جبهة “ديگري” قرار مي‌دهد. اين امر مي‌تواند در تحليل بينش‌ها و نگرش‌هاي رسانه‌ها و بررسي كنشگران بين‌المللي آن‌ها ياري‌رسان باشد. تعيين جايگاه و كاركرد ضماير به‌کاررفته در متن نيز در شناخت قطب‌بندي يا غير‌سازي محقق را ياري مي‌رساند، علت اين است كه ضماير، بيانگر نگرش كنشگر متن نسبت به ديگران است. مثلاً استفاده از ضمير “ما” بيانگر اين است كه رسانه خود را يا نمايندة يك جمع مي‌داند و يا اينكه براي خود جبهه‌اي جدا متصور مي‌شود. از طرف ديگر، استفاده از ضمايري چون “ايشان” يا “آن‌ها” مبين خط فاصلي با ديگران است (فرقاني، 1382،صص51-50).
با توجه گروه‌هاي درگير در موضوع کودتاي 28 مرداد، پس از بررسي‌هاي فراوان در تمامي گزارش‌‌هاي تهيه‌شده توسط بي‌بي‌سي فارسي، اين رسانه تلاش داشته تا با دور شدن از تمامي گروه‌هاي درگير نتوان “ما و ديگري” مشخصي براي بي‌بي‌سي در اين موضوع خاص قائل شد. هرچند طرفداري ضنمي وي از مصدق و جبهه ملي چشم مي‌خورد يا تخريب آيت‌الله کاشاني و حزب توده مشخصاً در دستور کار اين رسانه قرار دارد. اما براي اينکه بتوان به يکي جمع‌بندي جامع و کامل از گفتمان‌هايي که در اين گزارش‌ها ساخته‌شده رسيد؛ لذا بجاي روش مرسوم در تحليل گفتمان که ارزش‌ها را به دو “بخش خودي و ديگري” تقسيم مي‌شوند، اين تقسيم‌بندي براي کليه گروه‌هاي درگيري در کودتاي 28 مرداد انجام‌گرفته است. اين گروه‌ها عبارتند از: مصدق و جبهه ملي، آمريکا، انگليس، شاه و نيروهاي طرفدار سلطنت‌، آيت‌الله کاشاني و نيروهاي مذهبي، حزب توده و کمونيست‌ها. البته در برخي موارد که از غرب به‌عنوان يک جبهه متحد عليه ايران يادشده است در بخشي جداگانه تحت عنوان، ارزش‌هاي مشترک منتسب به امريکا و انگليس دسته‌بندي‌شده است.
4) استناد يا ذکر شواهد در متن
اينكه متن به كدام منابع مشروعيت ساز يا موردپذيرش از سوي ديگران براي اثبات يا تأييد گفته‌هاي خود استناد ميكند، مي‌تواند در قابل‌قبول يا غيرقابل‌قبول جلوه دادن استدلالها مؤثر باشد. شناخت و بررسي استنادها يا شواهد در متن خبر مي‌تواند در تحليل اينكه خبر بر آن است تا به چه ادله‌اي و يا چه ارزيابي مثبت و منفي‌اي واقعيتي را به ذهن مخاطبان خود منتقل كند، حائز اهميت است. معمولاً، خبرها داراي يك سري نقل‌قول‌ها، منابع اطلاعاتي، كارشناسان، رهبران و مسئولاني هستند كه نوعاً اين مقوله آن‌ها را شامل مي‌شود (فرقاني، 1382، صص52-51).
5) پيش‌فرض‌ها55
“پيش‌فرض‌ها، افكار قالبي و پيش‌داوري‌ها، زيرساخت استدلال و استنتاج نويسنده يا گوينده را شكل مي‌دهد. بنابراين، شناخت پيش‌فرض‌ها، تحليل‌گر را قادر مي‌سازد به لايه‌هاي زيرين يا اهداف واقعي صاحب اثر پي ببرد. به‌طورکلي پيش‌فرض‌ها شامل مفروضاتي است كه فهم ارتباط ميان قضايا و موضوع متن مشروط به آن‌هاست”. پيش‌فرض‌ها از ويژگي‌ها و خصوصيات يک متن نيستند، بلکه بخشي از تفسير توليدکنندگان متن از بافت بينامتني هستند. بسياري از ويژگي‌هاي صوري متن به اين پيش‌فرض‌ها اشاره دارد. (فرقاني، 1382، ص52).
6) دلالت‌هاي ضمني56 متن (تلقين و تداعي)
اطلاعات و مضامين نهفته در يک متن صريحاً بيان نمي‌شود، بلکه غالباً حالت ضمني و تلويحي دارد. واژگان، بنده‌ها، گزاره‌ها، عبارات و جملات يکي متن ممکن است بر مفاهيم و گزاره‌هايي دلالت داشته باشند که مي‌توان از طريق شناخت اجتماعي و يا دانش زمينه‌اي و اجتماعي مشترک به آن‌ها پي برد. در بسياري از مواقع، ناگفته‌ها و نانوشته‌هاي يک متن در تحليل گفتمان از طريق معاني ضمني و دلالت آن‌ها که غالباً داراي بار ايدئولوژيک است، به دست مي‌آيد. در مرحلة تحليل و تفسير متن، شناخت مفاهيم و دلالت‌هاي ضمني به محقق كمك مي‌كند تا در تحليل خود به اين مطلب برسد كه در فلان گزاره چه معاني غيرصريح و غير آشکاري وجود داشته است. اين‌که كنشگر متن از به كار بردن چنين معاني‌اي چه نيتي داشته و کاربرد آن‌ها چه معاني يا دلالت‌هايي را در پي دارد. محقق، معاني خاصي را به گزاره‌ها يا برخي جملات مهم متن نسبت مي‌دهد تا مشخص كند كه عبارات يا متن مذكور چه قواعدي را در برمي‌گيرند. در اين حوزه، تلقين چيزهايي را شامل مي‌شود كه متن به‌وسيله آن‌ها درصدد ذهنيت‌سازي است. تداعي، يادآوري مفاهيم و تعابير ناگفته در يك متن است. در تلقين و تداعي، كنشگر به شكلي غير‌مستقيم، افكار و ايده‌هاي ذهني خاصي را در ذهن

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع پردازش اطلاعات، ارتباط مؤثر، دستور زبان، روش پژوهش Next Entries منبع تحقیق با موضوع اعتبار سازه، رفتار انسان