منبع تحقیق با موضوع روابط قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

ارائهي تصويري مثبت و فراجناحي از زحمات آمريکا براي کمک به رسيدن به توافق تجليل کند و اين کمک‌ها را بدون داشتن چشم‌داشت و نفع شخصي آمريکايي‌ها نشان دهد. در عين ‌حال با تأکيد بر نگراني‌هاي آنها در مورد نفوذ کمونيست‌ها، خطر قدرتگيري حزب توده را متذکر شوند. همچنين متن در اشارهي کوتاهي در انتها، با تفکيک ترومن دموکرات و جمهوري‌خواهاني که نگراني خود را از جهان و سلطهي کمونيست‌ها داشتند، تمامي نکاتي مثبتي را که در مورد آمريکايي‌ها بيان کرده بودند، به دموکرات‌ها برگرداند؛ اعم از نوع‌دوستي آنها و احترام متقابل بين ترومن و مصدق.
– مستند در اين مضمون از مصدق، تصوير سياستمداري متعلق به نسل گذشته و فردي ساده‌لوح و زودباور ارائه مي‌کند که هيچ شناختي از روابط قدرت در جهان پس از جنگ جهاني دوم ندارد.
گزاره‌هاي اساسي:
– دولت آمريکا رويه‌اي بي‌طرفانه اتخاذ کرده بود اما بريتانيا از خودش سرسختي نشان مي‌داد.
– دکتر مصدق انتظار زيادي از آمريکايي‌ها براي رسيدن به توافق داشت و بر روي کمک آن‌ها حساب ويژه‌اي کرده بود.
– ترومن در شرايط جنگ سرد زير فشار شديد جمهوري‌خواهان بود.

4-1-2-4- مضمون چهارم: بحران ملي
زمان: 19:50 – 22:25
مصدق از همان آغاز نخست‌وزيري‌اش با محمدرضا شاه پهلوي درگيري داشت. هر چه از نخست‌وزيري مصدق گذشت روابط او با شاه تيره‌تر شد. مصدق اعتقاد داشت که شاه فقط بايد نماد وحدت ملي ايرانيان باشد و نه حاکم آن. اين درواقع به معني محدود کردن قدرت شاه و دربار بود. با تشديد اختلاف ميان شاه و مصدق هواداران سلطنت هم به جمع کساني پيوستند که براي سقوط مصدق برنامه مي‌ريختند. اسدالله رشيديان يکي از مهم‌ترين حاميان شاه بود که به هواداري از بريتانيا شهرت داشت. رشيديان و برادرانش فعاليت‌هاي محفلي خود را براي حفظ منافع دولت بريتانيا در زمان جنگ جهاني دوم عليه آلمان نازي آغاز کرده بودند. بخشي از نفوذ و قدرت رشيديان ناشي از ارتباطات او با جاهل‌هاي تهران بود. عباس رمضاني نوچه طيب يکي از سردسته‌هاي جاهل‌ها بود که به دستور طيب يا افرادي که به طيب دستور مي‌دادند در تظاهرات شرکت مي‌کرد.
عباس رمضاني، نوچه طيب: مثلاً يارو مي‌آمد رئيس رو مي‌ديد يک حق حساب مي‌گذاشت.
رئيس لات‌ها رو مي‌ديد؟
رمضاني: آره. هرکسي مي‌خواست نخست‌وزير بشه. مي‌خواست رأي بياره. مي‌رفت سوار ماشين مي‌شد 10، 15تا را مي‌ديد مايه مي‌ديد. وقتي همه حاضرند نعره مي‌کشند.
رشيديان و ديپلمات‌هاي بريتانيايي در تهران سعي داشتند تا حد امکان مصدق را تضعيف کرده و به اين وسيله شاه را متقاعد کنند نخست‌وزير ديگري را به‌جاي او انتخاب کند، اما شاه جوان بي‌تجربه و ناتوان بود. واقعيتي که رشيديان و حاميان او در سفارت بريتانيا را عصباني مي‌کرد. رشيديان در گفت‌وگويي با سم فال نااميدي خود از شاه را با کلمه‌اي توهين‌آميز نشان داد.
سام فال، ديپلمات بريتانيايي: بهش پدرسوخته مي‌گفتند.
چرا بهش مي‌گفتند پدرسوخته؟
فال: به شاه مي‌گفتند پدرسوخته، چون خيلي ترسو بود. خيلي مي‌ترسيد.
استخراج اطلاعات مضمون چهارم:
واژگان:
مثبت: نماد وحدت ملي ايرانيان، حفظ منافع؛
منفي: محدود کردن، قدرت، نوچه، بي‌تجربه و ناتوان، توهين‌آميز، پدرسوخته؛
افراد و نهادها:
انگليس: رشيديان و برادرانش، اسدالله رشيديان، ديپلمات‌هاي بريتانيايي، سفارت بريتانيا،
شاه: طيب
قطب‌بندي:
ارزش‌هاي منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملي:
– مصدق از همان آغاز نخست‌وزيري‌اش با محمدرضا شاه پهلوي درگيري داشت.
– مصدق اعتقاد داشت که شاه فقط بايد نماد وحدت ملي ايرانيان باشد و نه حاکم آن.
ارزش‌هاي منتسب به انگليس:
– رشيديان و ديپلمات‌هاي بريتانيايي در تهران سعي داشتند تا حد امکان مصدق را تضعيف کنند.
ارزش‌هاي منتسب به شاه و نيروهاي طرفدار سلطنت‌:
– هواداران سلطنت هم به جمع کساني پيوستند که براي سقوط مصدق برنامه مي‌ريختند.
– اسدالله رشيديان يکي از مهم‌ترين حاميان شاه بود که به هواداري از بريتانيا شهرت داشت.
– (رشيديان) نااميدي خود از شاه را با کلمه‌اي توهين‌آميز نشان داد.
– به شاه مي‌گفتند پدرسوخته، چون خيلي ترسو بود. خيلي مي‌ترسيد.
استناد:
صحبت‌هاي عباس رمضاني، نوچه طيب، سام فال، ديپلمات بريتانيايي، تصوير رمضاني و طيب
پيش‌فرض:
– سلطنت مشروطه که در آن شاه فقط نماد وحدت ملي بهترين حکومت در جامعه ايران است.
– شاه از جايگاه و مقامي برخوردار است که نبايد به وي توهين کرد، حتي اگر در اداره مملکت ناتوان باشد.
دلالت‌هاي ضمني:
تداعي:
– شاه در اواخر سلطنت خود در برخورد با انقلابيون دچار ترديد و سردرگمي شده بود.
تلقين:
– با گرهزدن نام طيب -که با قيام 15 خرداد و حمايت از نهضت امام خميني(ره) پيوند خورده و اعدام شد- به اعتراضات زمان مصدق و کودتاي 28 مرداد، تلاش شده تا از وجهه او و حمايتش از قيام امام خميني(ره) کاسته شود.
– ناتواني و بي‌تجربگي شاه در تأمين منافع دوستداران انگليسي‌ها، به آنها اين اجازه را مي‌داد که به شاه توهين کنند.
– در متن از رشيديان و بردارش که عناصري خودفروخته و جاسوس انگليس‌ها بودند، با عناويني احترام‌آميز و قابل‌احترام ياد مي‌شود.
اجماع:
– متن با روبهروي هم قرار دادن شاه و مصدق در نبرد قدرت، مصدق را حافظ منافع ملي و به‌تبع آن، شاه را ضد منافع ملي نشان مي‌دهد. در واقع بهاري، کارگردان مستند، تأکيد دارد که منافع ملي تنها با ملي‌گرايي تأمين خواهد شد و حتي شاه هم براي حفظ سلطنت خود از منافع ملي چشم مي‌پوشد. توهيني را هم که از زبان “فال”، ديپلمات سابق انگليسي به شاه مي‌شود، بايد در همين راستا دانست. همچنين با ترسو و ناتوان خواندن شاه به‌عنوان رهبر کشور، لزوم دخالت نيروهاي خارجي با توجه به مقدمه‌چيني‌هاي قبلي در مورد نفوذ روزافزون کمونيسم و حزب توده کاملاً توجيه‌پذير و منطقي مي‌نمايد.
گزاره‌هاي اساسي:
– مصدق به دنبال محدود کردن قدرت شاه بوده و اين تلاش مصدق به مذاق هواداران شاه خوشايند نبود.
– شاه جرئت و جسارت لازم را براي اقدام عليه مصدق را نداشت.
– اين ناتواني و سردرگمي شاه از سوي مأموران و جاسوسان انگليسي مورد تمسخر و توهين بود که به وي پدرسوخته مي‌گفتند.
5-1-2-4- مضمون پنجم: قيام 30 تير 1331
زمان: 22:30 – 28:45
مصدق به جدايي دين از سياست اعتقاد داشت. اما اتحادش با آيت‌الله کاشاني روحاني مخالف بريتانيا يکي از مهم‌ترين دلايل محبوبيت او در ميان عامه مردم بود. آيت‌الله کاشاني مردم را به شرکت در تظاهرات در حمايت از مصدق تشويق کرد و به آن‌ها گفت که پشتيباني از جنبش ملي کردن نفت وظيفه‌اي شرعي است.
محمود کاشاني، فرزند کاشاني: افکار و انديشه‌ي آيت‌الله کاشاني از حکومت اسلامي اين بود که بايد حاکميت ملي در اختيار مردم ايران قرار گيرد. بيگانگان بر کشور مسلط نباشند و از طرفي بايد موازين اخلاقي انساني در جامعه برپا شود.
اکثريت قريب به‌اتفاق رهبران بانفوذ شيعه در آن زمان مخالف دخالت دين در سياست بودند و از همين رو با آيت‌الله کاشاني همراهي نمي‌کردند. در آن زمان روحانيت شاه را حافظ مباني اسلام در ايران مي‌دانست و مراجع وقت با شاه رابطه‌ي خوبي داشتند و او نفوذ و اقتدار آن‌ها را تضمين مي‌کرد. ترس مشترک از کمونيسم هم اين روابط را مستحکم‌تر مي‌کرد.
بسياري از طرفداران محمدرضا شاه به‌خصوص نظاميان معتقد بودند که مصدق قصد سرنگوني رژيم سلطنتي و تشکيل يک نظام جمهوري را دارد. در تيرماه 1331 مصدق از شاه درخواست کرد که سرپرستي وزارت دفاع را در اختيار او بگذارد. کاري که مطابق قانون اساسي کشور بود. اما شاه بنا بر وصيت پدرش که با کودتا روي کار آمده بود از انجام آن سر باز زد.
عزت‌الله سحابي، سياستمدار ملي‌گرا: شاه به‌شدت با اين مخالفت کرد. مصدق هم گفت يا شما با اين کار موافقت مي‌کنيد يا اگر موافقت نکنيد من ديگر معذورم. اين بود که شاه گفت نه موافقت نمي‌کنم و مصدق استعفا داد.
پس از استعفاي مصدق شاه احمد قوام را به نخست‌وزيري برگزيد. قوام يکي از باتجربه‌ترين سياست‌مداران ايراني بود. قوام موضع تسليم‌ناپذير مصدق در مذاکرات نفت را مصيبت‌بار مي‌دانست و معتقد به راه‌حلي سياسي براي اين بحران بود. قوام در دولت قبلي‌اش کاشاني را تبعيد کرده بود و هيچ علاقه‌اي به دخالت روحانيون در قدرت نداشت. کاشاني قوام را دشمن دين خواند و از شاه خواست او را برکنار کند.
سحابي: اين دوره مصدق خيلي حضور نداشت، کاشاني خيلي کارکرد. فضاي جامعه را خيلي خيلي داغ کرد و هي اعلاميه پشت، اعلاميه مي‌داد و تهديد و اين حرف‌ها که اين‌ها مي‌خواهند در قانون ملي شدن نفت به‌اين‌ترتيب بازي دربياورند.
قوام از شاه درخواست کرد براي مقابله با کاشاني و هوادارانش به اختيارات بيشتري دهد. اما شاه مايل به اين کار نبود.
کاشاني به شاه تذکري نهايي داد: “به اعلي‌حضرت بگوييد اگر مصدق بي‌درنگ بر سر کار برنگردد؛ شخصاً به خيابان خواهم رفت و دهانه‌ي تيز انقلاب را با جلوداري خودم مستقيماً متوجه دربار خواهم کرد.” اما شاه باز طفره رفت و بي‌اعتنايي نشان داد. در 30 تيرماه 1331 هواداران کاشاني و مصدق، عليه شاه و قوام قيام کردند. مصدق چند روز بعد به قدرت بازگشت.
سي‌ام تيرماه ???? مسير تاريخ ايران را براي هميشه عوض کرد. روز بعد کاردار سفارت بريتانيا نوشت: “وقايع 30 تير نقطه‌ي عطفي را در تاريخ ايران ثبت کرد. در نظام قديم طبقه‌ي حاکم نخست‌وزير آينده را تعيين مي‌کرد. اما اين بار عوام موفق شدند باوجود مقاومت نيروهاي امنيتي اراده‌ي خود را به عمل برساند. ازاين‌پس اين اراده‌ي عوام است که سرنوشت حکومت‌هاي آينده را تعيين خواهد کرد.” وقايع 30 تير نشان داد که بقاي مصدق تا ميزان زيادي به حمايت کاشاني بستگي داشت. اما طولي نکشيد که کاشاني عليه مصدق موضع‌گيري کرد. دليل عمده‌ي اختلاف آن‌ها اين بود که هواداران هر يک سهم بيشتري در حکومت مي‌خواستند و مايل نبودند ديگري را در قدرت سهيم کنند.
نصرت‌الله خازني، کارمند دفتر مصدق: آيت‌الله کاشاني چون خود را در قيام 30 تير سهيم مي‌دانست، داعيه‌ي دخالت در حکومت هم داشت. آقاي دکتر مصدق به‌هيچ‌وجه امکان نمي‌داد که آيت‌الله کاشاني در حکومت دخالت کند. کاشاني کابينه‌ي مصدق را که از وزراي غيرمذهبي تشکيل‌شده بود تائيد نمي‌کرد و هواداران او مصدق را آلت دست بيگانه مي‌خواندند.
کاشاني: انگليس‌ها روي او سرمايه‌گذاري کرده بودند و نمي‌خواستند او درواقع مجري منويات نهايي آن‌ها باشد ولي از او به‌عنوان يک کاتاليزور، از او به‌عنوان يک واسطه مي‌خواستند استفاده کنند که ابتدا اين نهضت را به شکست برساند، اتحاد مردم را به پراکندگي تبديل کند و وقتي جامعه درواقع بي‌دفاع شد، افرادي را بالاخره مي‌گذاشتند در سر قدرت و مقاصد خودشان را به مورداجرا مي‌گذاشتند.

استخراج اطلاعات مضمون پنجم:
واژگان:
مثبت: محبوبيت، عامه مردم، وظيفه‌اي شرعي، حکومت اسلامي، حافظ مباني اسلام، باتجربه‌ترين سياست‌مداران ايراني، راه‌حلي سياسي، نقطه‌ي عطفي؛
منفي: بيگانگان، مصيبت‌بار، تبعيد، دشمن دين، داغ، دهانه‌ي تيز انقلاب، طفره، بي‌اعتنايي، سهيم، داعيه‌ي دخالت در حکومت، کاتاليزور، نهضت، شکست، پراکندگي؛
افراد و نهادها:
انگليس: کاردار سفارت بريتانيا
شاه: وزارت دفاع، قوام، دربار
قطب‌بندي:
ارزش‌هاي منتسب به دکتر مصدق و جبهه ملي:
– مصدق به جدايي دين از سياست اعتقاد داشت.
– اتحاد مصدق با آيت‌الله کاشاني روحاني مخالف بريتانيا يکي از مهم‌ترين دلايل محبوبيت او در ميان عامه مردم بود.
– اين دوره مصدق خيلي حضور نداشت.
– مصدق چند روز بعد به قدرت بازگشت.
– آقاي دکتر مصدق به‌هيچ‌وجه امکان نمي‌داد که آيت‌الله کاشاني در حکومت دخالت کند.
– انگليس‌ها روي او سرمايه‌گذاري کرده بودند. از او به‌عنوان يک واسطه مي‌خواستند استفاده کنند.
ارزش‌هاي منتسب به شاه و نيروهاي طرفدار سلطنت‌:
– روحانيت شاه را حافظ مباني اسلام در ايران مي‌دانست.
– مراجع وقت با شاه رابطه‌ي خوبي داشتند و او نفوذ و اقتدار آن‌ها را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی دوران جاهلیت، صلح حدیبیه، جایگاه اجتماعی، اجرای احکام Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امیرالمومنین، صراط مستقیم، صلح حدیبیه