منبع تحقیق با موضوع رابطه نامشروع، نماز جمعه

دانلود پایان نامه ارشد

شيعيان و اهل سنت را يکنواخت ساخت. اصلاحات مذهبي که الحاکم در دوران خلافت و امامت خود انجام داد، شامل موارد ذيل بود: وي نسبت به خروج زنان از منزل سخت گيري نشان داده436 و گفته بود که فقط شبها حق خروج از منزل را براي رفتن به حمام دارند.437 ممنوعيت حضور زنان و ظاهر شدن آنها در معابر به اين دليل بود که الحاکم آن را حرام مي دانست. از ديگر کارهاي وي در قاهره تحريم شرب خمر و تحت تعقيب قرار دادن معتادين بود که براي اصلاح اجتماعي انجام پذيرفت.438 شرب خمر در مصر امري مرسوم بوده و الحاکم در زمانه خود به اين وضع پايان داد. او به رئيس شرطه خود امر کرد که به ممانعت شرب خمر و ساخت مشروبات بپردازد. اما با اين حال مردم به طور مخفيانه به ساخت و شرب خمر مي پرداختند. به همين دليل وي به سراغ ريشه هاي اين حرام رفت. او دستور داد درختان انگور را قطع کرده و تاکستانها را از بين ببرند439 نقل شده در اين دوران، بالغ بر صد هزار درخت انگور قطع شد. سپس انگور هاي اين درختان را در راه ها زير پاي گاوها ريخت و يا در رود نيل غرق نمود. و در مدت چهار روز حدود پنج هزار کوزه عسل را نيز شکست و تاجران مصر را از خريد و فروش کشمش منع نمود.440 از او اعلاميه اي به تاريخ ماه يازدهم سال 400 ق در کتاب اصول الشرع دروزيان ضبط شده است که مسکرات را ام الفساد مي داند.441
در مورد حمام هاي عمومي دخول مردم در آنها را به طور عريان و بدون لنگ منع نمود. غنا، رقص، آوازخواني و موسيقي را ممنوع نموده و آلات موسيقي را سوزاند.442 ممنوعيت استفاده از آلات موسيقي مانند طبل زدن و نواختن شيپور شامل مراسمات حکومتي نيز بود. در زمان حاکم و به امر او گشادن رويها در پس جنائز و غير آن بر زنان حرام گشت و همچنين شيون و بکاء و با صداي بلند گريه کردن و خروج نوحه کنندگان به طبل و دف و ني ممنوع گشت و زنان مطرب را از مطربي منع کرد.443 همچنين او “بالجمله از منهيات شرع و محرمات نهي نمود”444 البته احکام شرعي حاکم به مانند ديگر فرامين وي گاهي نيز دچار وقفه مي گشت “و در دو سال فترت ابورکوه عوام به شرب شراب و آب جو و اکل حيوانات دريايي چون ملخ و ماهيان بدون فلس رجوع کردند”.445 در بحث احکام مربوط به خريد و فروش، الحاکم بسيار مراقبت شديدي نسبت به تجار و صنعت گران داشت که در معامله غش نورزند و کساني که با اين قانون مخالفت مي کردند، به سختي عقاب مي شدند.446 او به عنوان حاکم شرع در بازار حاضر مي شد و خاطيان کم فروش، توسط غلام او مجازات مي شدند.447 در رابطه با الحاکم در رسائل الحکمه که از کتب متقدم دروزيان مي باشد، آمده است که او کسي بود که مساجد را تعمير کرد و نمازهاي يوميه را در اوقاتشان برگزار کرد و زکات را به عنوان يک واجب ديني و حقي مخصوص معرفي نمود و حج و جهاد را برپا کرد و کعبه خانه خدا را تعمير نمود و سقاخانه ها را تعمير نمود و بيرون قصر خود دارالعلمي را گشود که که در آن تمامي علوم منجمله فقه که در آن حلال و حرام و قضايا و احکام گفته مي شد، وجود داشت.448 تاسيس دارالحکمه از جمله کارهاي قابل توجه الحاکم بود که توسط فقهاي فاطمي اداره ميشد و دانشوراني از نقاط مختلف عالم داشت که در اين مکان فقه فاطمي را تعليم مي ديدند.449 در زمان الحاکم دوره رونق دارالحکمه بود و در آن سخنراني هايي در باب کلام و فقه ايراد مي شد.450 همچنين سنيان مالکي در دار الحکمه با نظارت اسماعيليان به تدريس فقه خود مي پرداختند.451 در زمانه الحاکم درگيري هايي که در مغرب پيش آمد و او در جهت به دست آوردن دل اهل سنت کوشيد، به نحوي که در نتيجه کوششهاي ابوبکر الانطاکي دارالحکمه به صورت يک نهاد شريعت مالکي سني درآمد.452
در رابطه با رسيدگي به مساجد که در رسائل الحکمه آمده، گفته شده او براي مساجدي که درآمد نداشتند از طرف خزانه درآمد ماهيانه مشخص نمود و تعدادي روستا را وقف امور خير و قاريان و حافظان قرآن کرد.453 حاکم شريعت اسماعيلي را در همه زمينه ها در جايي که با شريعت اسلامي فرق داشت، تقويت نمود. همچنين در بحثي که به روزه ماه رمضان نيز مربوط مي شد، تقويم جديد اسماعيلي را که اندکي تفاوت با تقويم اسلامي داشت، تنظيم نمود به نحوي که هر ماه با يک زمان تعيين شده پيشين شروع مي شد و ربطي به محاق ماه و افول و ظهور آن نداشت. اين تقويم هنوز در مصر با اندکي تغيير اجرا مي شود.454 در سال 398 ه ق فرمان مهمي از سوي الحاکم بامر الله صادر شد که در آن نکات مختلفي را متذکر شده است. او در اين نامه در مقام امام اسماعيلي، به امت خود مي گويد که هرکسي که شهادتين را بر زبان جاري سازد؛ خداوند او را از بدي ها حفظ گرداند، خون و مال و ناموس او بر ديگران حرام است.455 آنها بر طبق حساب خود مي توانند روزه گرفته و افطار کنند، و مسئولين، نميتوانند معارض آنها در صوم و افطارشان بر اساس رؤيت ماه باشند. اين مسلمانان در وقت و نوع نمازهايشان منجمله نماز تروايح آزاد مي باشند. آنها که در نماز ميت پنج تکبير مي گويند، بگويند و آنهايي که چهار تکبير مي گويند نمي توانند بر دسته اول خرده بگيرند. کساني که مي خواهند در اذان “حيّ علي خير العمل” بگويند آزادند و آنها نمي توانند کساني که اين ذکر را در اذان نميگويند بيازارند، براي هر مسلماني اجتهاد خودش در دينش روا است.456 الحاکم متعرض اخذ اموال هيچ کسي نمي شد، مخصوصا اگر براي آن شخص وارثي وجود داشت. او در بعد قضايي قاضيان و استانداراني را که به اموال مردم طمع نموده و به آنها ظلم مي کردند، از منصبشان عزل نموده و آنها را قصاص نفس مي کرد.457 به طور مثال يکي از واليان او حسين بن علي النعمان بود که در هنگام انتصابش الحاکم براي او شرط کرده بود که متعرض اموال مردم نگردد و حافظ اموال يتيمان باشد و از دريافت رشوه منع شده بود. بعد از آنکه اين فرد اموال ديواني را سرقت نمود و به خاطر کارهايش يکي از مردم شهر او فوت کرد، الحاکم او را زنداني کرده و بعد گردن او را زد.458 بعد از قاضي نعمان فرزندان و خاندان او همچنان منصب قاضي القضاتي را دارا بودند. اما در زمانه حاکم او بعد از آنکه چند تن از آنان را احتمالا به جرم فساد عزل کرده و به قتل رسانيد؛ فقيه اسماعيلي متبحر ديگري به نام الفارقي به سمت دوگانه قاضي القضاتي و داعي الدعاتي گماشته شد.459
الحاکم در دورهاي فقيهي حنبلي مذهب به نام احمد بن ابي عوام را براي منصب قاضي القضاتي گماشت.460 او در نامه اي که به کرماني مي نويسد به صراحت انجام واجبات شرعيه را تذکر مي دهد “حکم ما را در عبادت خداي متعال مرعي دار، و با رفتار کردن مطابق اوامر خداي متعال خشنودي و رضايت ما را به دست آر، به سنت جد ما رسول خدا، که سلام و صلوات خدا بر او باد، با فرا خواندن مردم به وحدانيت مطلق خداوند حيات تازه اي ببخش، جز با تقرب به خداوند و به ما زيادتي نخواهي يافت. به اعمال عبادي که فريضه است چون برپا داشتن نماز، به جا آوردن کارهاي نيک و بازگرداندن کامل امانات قيام کن، همه مومنان را به متابعت از الزامات دين و به جاي آوردن شرط ميثاق فراخوان …”461 ظاهرا در هيچ زماني خطر ترک شريعت و اتهام زني ديگران به اسماعيليه، از دوره الحاکم بامرالله ملموستر و مشهودتر نبوده است. شور و شوق بي حد داعيان سخنور و جُددين، همراه با اعتقاداتي که هرکدام از جهتي دلالت بر ترجيح باطن بر ظاهر داشت و همچنين قدرتهاي خارق العاده اي که به امامان اسماعيلي به عنوان حافظان بواطن دين نسبت داده مي شد، فرصتهايي را براي تندروان و افراطيان در گستره فرقه اسماعيليه فراهم کرده بود. در زمان الحاکم اين اعتقاد در بين برخي از دروزيان ظهور کرده بود که قيامت با ظهور الحاکم رخ داده و دور اسلام به پايان رسيده است. دعوت اسماعيلي از تمايلات زشت جددينانه بعضي از اين تندروها با خبر بوده و هراس داشت. دستگاه حاکمه قاهره اميدوار بود با اضافه شدن کرماني به عنوان يک فيلسوف و داعي بزرگ اسماعيلي اين مشکلات که در رفتار کساني همچون اخرم نمود پيدا کرده بود، برطرف شود.462 خود الحاکم نيز حکم نمود تا بر او سجده نکنند.463 يکي از کساني که در اطراف الحاکم حضور پيدا کرده بود، درزي بود. او دليرانه کتاب و عقايد خود را در مسجد قاهره براي مردم مي خواند. او اعتقاد داشت رسوم ظاهري شريعت از جمله نماز، روزه و حج بايد منسوخ گردد. نقل شده است که حاکم به تدريج تحت تاثير عقايد درزي قرار گرفته و بعد از مدتي ديگر براي نماز جمعه، در روز هاي ماه رمضان و اعياد فطر و قربان به مسجد نيامد. همچنين زيارت کعبه را ممنوع ساخت. درزي و پيروانش تاويلي بودند. يعني کساني که تاويل را تا سر حد انکار شديد مفهوم حقيقي که همان شريعت ظاهري باشد، پذيرفته بودند. اين روش او با مخالفت حمزه مواجه شد. حمزه قائل بود باطن و ظاهر جداي يکديگر نيستند.464 البته از حمزه به نحو ديگري نيز نقل شده است. اينکه او انتظار مي داشت که حاکم دور واپسين تاريخ مقدس را آغاز کند و همه شرايع قبلي، از جمله شريعت اسلام و تأويل اسماعيلي آن را منسوخ سازد. در واقع، تعاليم حمزه دين جديدي را عرضه داشت که ناسخ همه اديان پيشين بود و از اين رو از محدوده دين اسماعيلي خارج مي گشت.465 حسن بن حيدر معروف به اخرم نيز گروهي را با خود همراه کرده بود که بنا بر نقل ها اين گروه آزادي جنسي را در کليه روابط جايز مي دانستند. 466 کرماني در رساله الواعظه در سال 408 ق به رساله الاخرم پاسخ داد و ادعاي الوهيت حاکم را رد کرد و جانبداران اين عقيده را به کفر و غلو متهم ساخت. وي دريافته بود که عقايد الحادي دروز اساساً ريشه در آرزوي ظهور قائم و پيامدهاي اباحي آن دارد که از تعاليم اسماعيليان نخستين نشأت گرفته است؛ از اين رو قوياً در رد آنها کوشيد. وي اين افکار را که قيامت با ظهور حاکم رخ داده و دور اسلام به پايان رسيده است مردود شمرده،467 و اعلام کرد که دور اسلام و اعتبار شريعت اسلام در حقيقت در دوره جانشينان مقدّر بي شمار حاکم به عنوان ائمه دين ادامه خواهد يافت.468 مرگ ابهام برانگيز حاکم در سال 411 ق را گروهي بر اثر توطئه خواهرش ست الملک مي دانند.گفته ميشود او با مردي رابطه نامشروع بر قرار ساخته بود و بعد از اطلاع از اينکه حاکم در صدد مجازات آن فرد است، برادر خود را به قتل رسانده بود.469
4-2 شريعت نزد دروزيان در گذشته و امروز
فرقه دروزيه، فرقهاي است که در دوران الحاکم بامرالله شکل گرفت و از بدنه اسماعيليه جدا شد. آنها در طول تاريخ داراي اعتقاداتي مختص به خود گشتند. اعتقاداتي که در آغاز و با اعطاي جنبه الوهيتي به خليفه فاطمي توسط برخي داعيان، به سمت اباحي گري و ترک شريعت به بهانه شناخت حقيقت امام رفت، اما امروزه خود را موحدون ناميده و با نفي داعيان جددين، در منابع علمي خود، خويشتن را ملتزم به شريعت مي نامند. هرچند که در واقع چه مي گذرد با توجه به مکتوم بودن آنان و جوامع شان امري نامشخص است. اين بخش به بررسي تطور شريعت در نگاه دروزيان مي پردازد. ابتدا آنچه در رسائل الحکمه آمده است مورد بررسي قرار مي گيرد، سپس آنچه به جاي ارکان شريعت در آيين دروزي جايگزين شده است نقل شده و در پايان خلاصه اي از فقه و شريعت از منظر موحدون معاصر بيان مي شود. شايد بتوان گفت جرقه اوليه ترک شريعت در دروزيان، رفتار غلو گونه آنها نسبت به الحاکم بامرالله بوده است. غلوي که در رفتار و گفتار داعياني همچون محمد بن اسماعيل درزي و حسن بن حيدره فرغاني معروف به الاخرم و حمزه بن علي بروز يافت و در رسائل الحکمه که از مهم ترين آثار دروزيان به شمار مي آيد، در عباراتي که الحاکم در آن تقديس و تحميد گشت و “جلّ جلاله” خطاب و به او توکل شد470، به وضوح نمايان گشت.
در تعريفي که در مورد غاليان آمده است، گفته مي شود غاليان آن کسانى هستند که در باره امامان خود از اندازه فراتر رفتند و آنان را از حدود آفريدگانى الهى فراتر بردند و درباره آنان به احکامى که ويژه خداوند است قائل شدند. يا بدان اعتبار که آنان انسانهايى متّصف به صفات الوهيت هستند و يا بدان اعتبار که خداوند در نهاد بشرى آنان حلول کرده است.471 در مقدمه کتاب رسائل الحکمه در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ناصر خسرو، ظاهر و باطن، نماز جمعه، زنان حرمسرا Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عالم مثال، مثل افلاطونی، ترتیب نزول، وحدت وجود