منبع تحقیق با موضوع خواجه نظام الملک، حضرت محمد (ص)، سلطان محمد، حل اختلاف

دانلود پایان نامه ارشد

بدان مي افزايد تا بعد از وفات حسن کسي را خيال نيفتد که او دعوت را براي ايشان کرده است و مقصود آن داشته. 610 حمدالله مستوفي نيز علت قتل آن دو پسر را نوشيدن شراب و ارتکاب به زنا مي داند و مي گويد که هر دو را به زير چوب بکشت.611 حسن صباح هنگامي که به انجام فرايض شرعي نمي پرداخت وقت خود را به خواندن، نوشتن و اداره امور جامعه نزاري مي گذرانيد.612 او در الموت به تصانيفي ‏پرداخت که مضمون آن معانى اصول و فروع مذاهب شريعت اسلام را تأويلات ميكرد. ظاهر شريعت را باطنى گفت و باطن را باز باطنى. چندانكه ميتوان گفت بدين سبب نام باطنى بر آن قوم افتاد.613 تعدادي از اسامي که به اسماعيليه دادند تنها بعد از انتشار دعوت جديد حسن صباح در اواخر قرن پنجم‏ مشهور شد. تعليمي و ملحد از جمله همين اسامي هستند، جويني مي‏نويسد طايفه نزاريه را بدان سبب اسم الحاد بر ايشان اطلاق افتاد که ايشان در دعوت حسن صباح، رفع‏ شرايع محمد عليه السلام مي‏کردند، و محرمات را مباح مي‏دانستند.614 البته اين قضيه بيشتر مربوط به زماني مي شود که اعلام قيامت صورت گرفت. رشيد الدين در احوالات حسن صباح آورده است که از بزرگان شهر شخصي به ديدن او رفته بود. با او در حديث اجتهاد ايراد و مناظره مي رفت و مي گفت که اجتهاد فقهيي بر فقهيي اولي نيست. پس فقيه را نشايد که مذهب شافعي اولي دارد که اين نيز مجتهد است و او نيز، و عامي را نشايد که مذهبي را ترجيح نهد که مجتهد نباشد و چون اين مباحثه به قاضي رسيد گفت هرچه زودتر بايد او را اخراج کرد.615 نقش امام در تعاليم اسماعيلي که بعداً در دوران قيامت سبب ترک اجتهاد در امور شرعي نيز مي شود در آنچه رشيدالدين از زمان حسن صباح نقل مي کند، مشخص است: سيدنا به کلّي درِ تعليم در بست و گفت خداي شناسي به عقل و نظر نيست، به تعليم امام است و يا در جاي ديگر مي گويد: و اين جماعت (اسماعيليه) را دانشمندي هست مقتدي از اولاد مصطفي صلي الله عليه و سلم که در مسائل مختلف به او رجوع مي کنند و حقايق و دقايق اين معني از او مي دانند. حسن با نحوه فقاهت اهل سنت نيز مشکل داشت. او در مناظره با عالمي که به سوي آنها آمده بود گفته بود مردم به کتاب خدا و سنت رسول او رستگار شوند، اکنون ما به کتاب خدا و سنت مي گوييم و ايشان به خرد و انديشه و راي و قياس و نظر و اجتهاد و گونه گونه عبارتها. 616 در سال 445 ق سلطان سنجر دو نفر از همراهان خود را به الموت مي فرستد تا از اعتقادات اسماعيليان نزاري سوال نمايند. آنها در جواب مي گويند: خداي يکي هست و نظر درست آن باشد که موافق قول خداي تعالي و رسول او باشد عليه السلام. و مراعات احکام شرع بدان وجه که امر حق تعالي بدان ناطق است و اخبار رسول بدان صادر، واجب و هيچ کس را نرسد که به راي خود در حکمي از احکام خداي تعالي و رسول او صلي الله عليه و آله تصرفي کند يا حرفي از آن بگرداند تا به قيامت اصلا و قطعا.617 رشيد الدين فضل الله مي گويد در زمانه نزاريان گروهي از مانويان که قدرت و برتري اسماعيليان را ديدند و گمان مي کردند که آنها نيز اباحه گر هستند، قصد نمودند که در اسماعيليه داخل شوند. آنها اعتقادات اباحه گرانه اي داشتند و ناموس شريعت را براي ظاهريان دانسته و حلال و حرام خود وجود ندارد. پس ترک اقامت نماز و روزه بايد کردن و گفته که بوالعلا (رئيس اين گروه) را همه حرامي حلال است و زنان خود آب خانهاي اند که هر تشنه باز خورد و مهر و عقد چه باشد و دختران بر پدر و برادر حلال اند. ظاهرا بزرگان اين قوم دستگير شده و به قتل رسيده اند.618 بعد از حسن صباح، و کيا بزرگ، پسرش محمد بزرگ اميد بر متابعت مذهب حسن صباح و پدر خويش در استحکام قواعد آن کوشيد و در اقامت رسوم اسلام و التزام شرع هم بر آن شيوه که ايشان اظهار کرده بودند، عمل نمود.619 از کيا بزرگ اميد نيز در باب روش نزاريان در فقاهت نقل شده است که زعم ما آن است که مردم را ديني بايد دانستن که حق تعالي بر زبان پيغمبر صلّي الله عليه و سلم به قرآن عظيم فرموده است و در حق و باطل و حلال و حرام چنان بايد قيام نمود که به زبان رسول فرموده است تا بي دين نباشد.620 دفتري قائل است که داعيان نزاري از زمان حسن صباح، به شدت احكام و نواهى شريعت را مراعات مى كردند؛ اما ما به درستى نمى دانيم، آنها دقيقاً از چه مكتب فقهى شيعى پيروى مى كرده اند؛ زيرا سنت هاى فاطمى از جمله كتاب دعائم الاسلام كاملا مورد استفاده نزاريان ايران و نواحى اطراف قرار نگرفته بوده است. او مي گويد نزاريان قرون وسطا كه بيشتر، روستاييان و كوه نشينان بودند و از زمان حسن صباح خود را ملزم به رعايت احكام فقهى شيعى اسماعيلى مى دانستند، همواره خويشتن را مسلمانان شيعى اسماعيلى محسوب كرده و چنين هويتى را براى خود قائل بوده اند كه همچنان تا حال حاضر نيز تداوم يافته است. در يك قرن اخير، مانند گذشته، نزاريان همواره تحت رهبرى امامان خود قرار داشته اند و آنها شرع را همان طور كه شرايط زمان و مكان ايجاب مى كرده است تعبير كرده اند. امور شرعى نزاريان معاصر در قانون نامه ها و منشوراتى كه به طور منظم از جانب امام نزارى تدوين مى گردد و همچنين در فرمان هاى امام، وصف و اعلام مى شوند و در ضمن، هيئت هايى براى رسيدگى به امور مذهبى و حل اختلافات در هر منطقه اسماعيليه نشين وجود دارد كه حدود وظايف آنها نيز تعيين شده است.621 نزاريان اصفهان براي حفظ جان خود تمسک به شريعت مي کردند. در اصفهان آنهايي که بر حقوق ويژه مسلمانان تاکيد داشتند، اسماعيليان را به رغم تطابق ظاهري با آنها مستثني کرده بودند. در زمانه احمد عطاش (494) مسلمان بودن اسماعيليان مورد ترديد واقع شد. در آن زمان مهمترين کار اسماعيليان اين بود که از قانون شريعت اسلامي براي بقاي خود دفاع کنند.622 لشگر کشي ضد نزاري سلطان محمد سلجوقي عليه قلعه شاهدز (قلعه اسماعيليان در 8 کيلومتري جنوب اصفهان) صورت گرفت. او قلعه شاهدز را در سال500 ق به محاصره درآورد. محاصره شاهدز با يک سلسله تمهيداتي که احمد بن عطاش (داعي اصفهان) در پيش گرفت و هواداران نزاريان در اردوگاه سلجوقي نيز آنها را پشتيباني کردند، به تاخير افتاد. احمد توانست سلجوقيان، از جمله علماي سني اصفهان را با مذاکراتي که به مباحثات مذهبي کشيده شد، درگير کند. احمد در پيغامي که براي سلطان فرستاد حجت آورد که نزاريان مسلمانان واقعي هستند، چرا که به خدا و پيامبري حضرت محمد (ص) معتقدند و به احکام شرعي گردن نهاده اند. تفاوت آنها با اهل سنت فقط در موضوع امامت است. بنابراين به اعتقاد او سلطان را هيچ دليل شرعي براي انجام عمليات بر ضد آنها نيست. بخصوص که نزاريان حاضرند اطاعت سلطان را بپذيرند و به وي خراج بپردازند.623
6-1-1 فدائيان نزاري و شريعت
يکي از کارهايي که در زمان حسن صباح انجام شد، تربيت فدايياني بود که به ترور مخالفان نزرايان در ايران مي پرداختند. فدايياني که از جان خود براي پيش برد اهداف دعوت مي گذشتند تا مانعي را از سر راه بردارند. حسن در اين کار به روشي متوسل مي شد که قبلاً از سوي گروههاي مختلف از جمله بعضي از گروههاي غلات شيعه و نيز خوارج به کار گرفته شده بود. اما حسن براي قتل انتخابي و گزينشي دشمنان برجسته ديني سياسي نقش مهمي قائل بود.624 او با اتخاذ سياستي کاملا جديد در امر مبارزه، خواجه نظام الملک وزير قدرتمند ملکشاه را که از دشمنان سر سخت اسماعيليه بود، در 12 ماه رمضان سال 485 ق ترور کرد و از آن به بعد سياست ترور در رديف يکي از مهمترين و مؤثرترين حربه هاي اسماعيليه ايران و سوريه به کار گرفته شد. هرچند اين ترورها معمولا تدابير انتقام جويانه و قتل عام اسماعيليان را به دنبال داشت، اما هر ترور همواره با محاسبه نفع و زيان آن و ميزان ارزش سياسي يا نظامي اي که به دنبال داشت اجرا مي شد. رشيد الدين فضل الله اسم 48 نفر از وزرا، علما و والياني را مي آورد که به دست فداييان نزاري تنها در زمان حسن صباح کشته شدند که نظام الملک و پسرانش احمد و فخر الملک نيز از اين شمارند.625 افسانه هاي زيادي پيرامون نحوه تعليم و آماده سازي اين فدائيان نظير تخدير کردن آنان به وسيله حشيش، يا گردو و عسل و سياه دانه، و بردن آنان به باغي پر از زنان زيبا روي به عنوان بهشت و وعده بازگشت به آنجا در صورت شهادت، وجود دارد.626 قديمي ترين سندي که در آن لفظ حشيشيه را نسبت به نزاريان اطلاق کرده اند، نامه اي جدلي است که از سوي فاطميان بر عليه نزاريان در سال 516 ق نوشته شده که آمر امام مستعلويان نويسنده آن بوده است. در حالي که دفتري قائل است که نه متون تازه کشف شده اسماعيلي و نه تا آنجا که مي دانيم هيچ يک از متون اسلامي غير اسماعيلي معاصر که معمولا ديدي خصمانه نسبت به اسماعيليه دارند، بر اينکه نزاريان واقعاً حشيش استعمال مي کردند، گواهي نمي دهند.627 يکي از گزارشاتي که در مورد نزاريان الموت داده شده است، سفرنامه مارکوپولو (1254-1324 م) است. مارکوپولو به توصيف قلعه اسماعيليان و باغ هاي زيباي درون آنها پرداخته و مي گويد: “در آن باغ جوي هايي وجود داشت، در بعضي از آنها شراب و .. جاري بود. در کنار اين انهار دوشيزگاني بودند که از زيباترين جنس خود در دنيا بودند و در نواختن هر نوع آلت موسيقي و خواندن ترانه هاي دل انگيز و رقصيدن به زيباترين شيوه دست از همه زنان جهان ربوده بودند. وظيفه آنها اين بود که مردان جواني را که باغ در مي آورند از همه لذايذ و کاميابيها برخوردار سازند. شيخ الجبل به پيروان خود چنين تلقين کرده بود که آن باغ بهشت است. گاهي شيخ الجبل وقتي که مي خواست يکي از شاهاني که با او سرجنگ داشت را بکشد چند تايي از جوانان را نوشابه اي افيوني مي خوراند و بعد از اينکه به خواب مي رفتند به باغ برده مي شدند وقتي جوانان بيدار مي شدند خويشتن را در چنين باغ زيبايي مي ديدند و به چشمشان همه چيز را مطابق شريعت محمد (وعده بهشت) مي ديدند. آن بانوان همه روز را با آنها مي ماندند و به لهو و لعب و آواز خواني مي پرداختند. جوانان نيز با آنها هرجور که دلخواهشان بود رفتار مي کردند” مارکوپولو در ادامه مي گويد که دوباره به اين جوانان خوشحال نوشيدني افيوني مي دادند و وقتي که به خواب مي رفتند آنها را از آن باغ خارج مي کردند و به قصر شيخ مي آوردند. هنگامي که شيخ قصد جان کسي را مي کرد آنها که بهشت پر نعمت را ديده بودند، حاضر به کشتن فرد مورد نظر حتي به قيمت از دست دادن جان خود مي شوند تا دوباره به آن بهشت زيبا برگردند. همچنين است حال کساني که آن باغ را نديده اند و توصيفات اين جوانان را مي شنوند دختران جواني بدين جايگاه آورده بودند که در زيبايي بي نظير و در دلفريبي کامل بودند و آنها را چنان تربيت کرده بودند که هم آواز مي خواندند هم هر گونه سازي مي نواختند و برتر از همه در فن عشق بازي و دلفريبي از مردان بي بديل بودند. جوانان بعد از خوردن شربت سکر آور و به خواب رفتن چون از خواب بر ميخواستند خويشتن را در آنجا با همه چيزهايي که وصف کرديم مي ديدند، دختران زيبايي پيرامون هريک را فرا گرفته بودند مي زدند و مي خواندند و مي رقصيدند مهربانيها و دلرباييها مي کردند که به تخيل نمي گنجيد. اين جوانان چنان از لذايذ و خوشيها و جويهاي شير و شراب که مي ديدند سرمست مي شدندکه ترديدي نداشتند که اين همه را در بهشت مي ديدند.628 دفتري مي گويد افسانه هاي حشاشين جز قصه هاي بي پايه و باطلي نيستند و ساخته جهل و خيالبافي دشمنانه هستند. او در ادامه مي پرسد که آيا واقعا فداييان نزاري سرسپرده چشم و گوش بسته يک رهبر فريبکار بودند که آن فرد آنها را معتاد به لذت جوييها وهوس بازي هاي شهوت آميز مي کرده و سپس فداييان را فدايي افکار خودخواهانه و شيطاني خود مي کرده است؟ دوساسي قائل است که عواقب حتمي استعمال بيش از حد حشيش به طور قطع قابل حمل بر اسماعيليان نيست چون با هدف آنها متضاد بوده است. او مي گويد که ظاهرا استفاده آن در حد معين و گاه به گاه و با نظر رئيس اسماعيليان بوده است.629 شاه خليلي معتقد است افسانه‏ي ايجاد باغ بهشت در الموت که تنها نويسندگان غربي‏ به خصوص مارکوپولو آن را

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع امر به معروف، سلسله مراتب، نماز جماعت، امام صادق Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عالم مثال، مثل افلاطونی، خیال متصل، عالم انوار