منبع تحقیق با موضوع حقوق و تکالیف، پناهندگان، حقوق بین الملل، شرکتهای تجاری

دانلود پایان نامه ارشد

سرزمینی بود که فرد در آن زندگی می کرد، لذا کشورهای استعماری برای حفظ تابعیت افرادی که به سرزمین مستعمره می رفتند شرط تحصیل تابعیت را عامل قرا ردادند. 16
ب: تابعیت در نظام موجود
مقررات تابعیت در دنیای امروزین، به دلیل افزایش جمعیت کشورها و وجود اختلاف سطح زندگی بیشتر جنبه اقتصادی دارد. در گذشته به علت وضعیت اقتصادی، عامل جمعیت یک کشور و افزایش آن نمایشگر میزان رشد اقتصادی آن کشور محسوب می گردید، کمااینکه امریکا در ابتدای اکتشاف و در زمان سازندگی خود، احتیاج به نیروی انسانی سایر سرزمین ها داشت و لذا، شرط تحصیل تابعیت را تولد فرد در خاک امریکا قرار داده است. ولی امروز در اثر افزایش جمعیت جهان و مشکلات ناشی از آن، کشورها درصدد نیستند که از طریق مقررات تابعیت بر جمعیت خویش بیفزایند.17
چنان که ذکر شد، تابعیت مهم ترین عنصر در تعیین یک شخص به عنوان بیگانه است. فلذا، به علت ارتباط نزدیکی که بین نهاد حقوقی تابعیت و مفهوم بیگانه وجود دارد، جا دارد ضمن بررسی مختصری که درباره تابعیت داشتیم، به بررسی مفهوم بیگانه نیز بپردازیم.
گفتاردوم: مفهوم بیگانه
در روابط بین الملل و در کنوانسیون های بین المللی کلمات Alein، Foreign و Foreigner در زبان انگلیسی به معنای بیگانه، اجنبی و یا خارجی آمده است. در ترمینولوژی حقوق واژه بیگانه چنین تعریف شده است: « کسی که فاقد تابعیت کشور معینی است نسبت به دولت آن کشور و افراد آن، اجنبی (بیگانه) محسوب می شود.»18 فرهنگ لغت Blacks در این زمینه بیان می دارد:« یک نفر خارجی کسی است که متعلق به ملت یا کشور دیگری است و یا تحت صلاحیت کشور دیگر قرار دارد. »19
بنابراین بیگانه شخصی است که خواه به علت دارا بودن تابعیت دولت دیگر و خواه به علت نداشتن تابعیت هیچ کشوری، تبعه دولتی که در سرزمین آن حضور دارد نمی باشد.20 واژه بیگانه یک مفهوم کاملاً نسبی است چراکه بیگانه بودن یک فرد، وابسته به نحوه ارتباط او با یک کشور خاص است. به عبارت دیگر نداشتن تابعیت یک کشور است که موجب بیگانه بودن می باشد. به عنوان مثال شخصی که تبعه دولت ایران است چنانچه برای انجام تحقیقات علمی و یا تحصیل به کشور فرانسه مسافرت نماید در جامعه فرانسه یه عنوان بیگانه شناخته می شود.
از نظر قوانین ایران، بیگانه كسی است كه تابعیت ایرانرا ندارد؛ اعّم از این‌كه تابعیت مملكت دیگری را داشته باشد یا اصلاً بدونتابعیت(آپاترید) باشد.منظورازطرحبحثوضعبیگانگان،شناساییحقوقووظایفاشخاصبیگانهاست. هرمملکتیدرقوانینداخلیخودحدودیبرایحقوقووظایفبیگانگانوضعکردهاستوطبیعیاستکهحقوقومزایایاینقبیلافرادواتباعداخلیمملکتموردبحث،تفاوت‌هاییخواهدداشت.21
باتوجهبهمواردیکهسببحضوراشخاصدرکشورخارجیمی‌شود،بیگانههرشخصیاستکهطبقدولتینیستکهدرسرزمینآنحضوردارد.
بیگانگانراازجهاتگوناگونمی‌تواندسته ‌بندیکرد وازنظرحقوق،مزایاومصونيت ها کهممکناستدرکشورمحلاقامتازآن ‌هابرخوردارگردندبهدودستهتقسیممی‌شوند. یکعدهمأمورانسیاسیورسمیدولتهستندکهدولتمحلمأموریتبراساساسنادوقواعدعرفبین‌المللیبایدباآنانرفتاریویژهومتمایزازدیگربیگانگانداشتهباشند. ایناشخاصازمصونیت‌هایخاصیبرخوردارند. زیرارفتارباایشانبراساسقوانیندولتمحلاقامتدرچارچوبقواعدکلیحقوقبین ‌المللیرفتارمی‌شود. امااینرفتارنیزبایددرشأنبیگانهبهعنوانیکانسانباشد.
جداکردنمأموران،مقام‌هایرسمیدولتراازدیگربیگانگان،بدانمعنانیستکهایناشخاصهمیکسان اندوتفاوتیبایکدیگرندارند. کسانیکهبراییافتنیامبادرتبهفعالیت‌هایاقتصادیدرکشورخارجیبهسرمی‌برد (مانندکارگران،پزشکان،کارکنانشرکت ‌هایتجاریوصنعتیومؤسساتمالی) فعالیت ‌هایشانیااجازهدولتمحلاقامتاست.
ایناشخاصدرکناربرخورداریازمصونیتجهانی،اموالشانازتعرضمصوناست. اموالیکههنگامورودبهکشورمحلاقامتباخودداشتهیادراثرفعالیتاقتصادیدرآنجابهدستآوردنددربرابردولتمحلاقامتمی‌تواندآن‌هارابهپرداختمالیاتودیگرعوارضوادارکند،وبرایحفظنظموایمنیدرصورتنیازبیگانگانرادرشرایطمساویبااتباعخوددرنیروهایانتظامیوآتش‌نشانیمحلیبهخدمتبگیردامابیگانگاندیگرمانندسیاهان،دانشجویاناعضایگروه‌هایهنری،ورزشیواشخاصیکهبهدلایلگوناگونازیک کشورعبورمی‌کنندحقوقوتکالیفمحدودیدارندبرایمثال،بهلحاظقانونینمی‌تواننددرسرزمینمزبور بهفعالیتاقتصادیبپردازند،درهرصورت،جانومالآنانازتعرضمصوناستومکلف اندقوانینکشوریراکهدرآنحضوردارندرعایت کنندوبهآدابورسوممردمآناحترامبگذارند.
ازنظرشخصیتنیزبیگانگانبهدوگروهتقسیممی‌شوند. بیش تربیگانگاناشخاصحقیقی اند کهحقوقوتکالیفآن‌هابایدبراساسموازینرفتارشایستهانسانتعیینشود. اما پاره ایدیگرازبیگانگان (مانندشرکت ‌هایتجاریوصنعتیومؤسساتبیمهوبانک‌ها) اشخاصحقوقیهستندحقوقوتکالیفایناشخاصبرپایه یموازینیتعیینمی‌شودکهبراساسمنافعونیازهایاقتصادیدولتمحلفعالیتوصاحبانوتشکیل‌دهندگان آن شرکت ‌هاومؤسساتشکلگرفتهاست. بههرحالحقوقوتکالیفهردوگروهبراساساصولوموازینحقوقبین‌ المللی،قراردادهایمیاندولت‌هایادولت‌هاواشخاصوقوانینداخلیدولتمحلحضور تعيينمی‌شود.
بیگانگانازنظررابطهبادولتمتبوع شاننیزبهدوگروهقابلتقسیماند. اکثرآنانرابطه ایعادیبادولتمتبوعشاندارند،بنابرایندرصورتواردآمدنلطمهیاخسارتبهایشانوجبراننکردندولتمحلاقامتمی‌توانبهمنظورکسبحمایتدیپلماتیکبهدولتمتبوعخودرومی‌آورند. افزونبرآن،ازاینکهدربازگشتبهکشورشانموردآزارواذیتحکومتقرارگیرندهراسیندارند. اماعدةکمیازبیگانگانازداشتنپیوندحقوقیوسیاسییادولتدیگرمحروم اند. برخیماننداشخاصبدونتابعیتیاهیچدولتیرابطهحقوقیوسیاسیندارندودرصورتلطمهیاخسارتدیدننمی‌توانندبرایجلبحمایتدیپلماتیکبهیکدولتروی آورند عده‌ایدیگرنیز مانندپناهندگانبهدلایلسیاسی،نژادی،قومی،مذهبیوجزآنانکشورخودگریخته‌اندوبرای یافتنمکانامنبهکشورهایخارجیرویآورده انداینانمی‌ترسندکهدرصورتبازگشتبهکشورشانموردآزارواذیتحکومت واقع شوند. بنابراینازرویاجباررابطه ي خودرابادولتمتبوعشان قطعکرده‌اندودرصورتیاخسارتدیدنتاهنگامیکهامکانآزار و اذيت ازسویحکومتشانوجودداشتهباشد. قادرنیستندخواستارحمایتدیپلماتیکدولتمتبوعخودشوند. بههرحالازهمهاشخاصیکهدریک کشوربیگانهبهحسابمی‌آیندمأمورانرسمیدولتهایخارجیوضعیتممتازدرچارچوببحثمربوطبهبیگانگانعادیقرارنمی‌گیردونیازمندبررسیویژه‌ایاست. امادرباره یبیگانگانعادیبایدگفتکهحضوربیگانهدریککشورحقوقوتکالیفیرابهوجودمی‌آوردکهبهشخصمزبور،دولتمحلاقامتویودولتمتبوعشمربوطمی‌شود. اینحقوقوتکالیفدرموردهمهی بیگانگان،جزاشخاصیمانندپناهندگانکهبادولتمتبوعشانرابطهعادیندارندوضعخاصیبهوجودمی‌آیدکهتوجهویژه‌ایراطلبمی‌کند.22
الف: اقسام بیگانگان
بیگانگان را می توان از جوانب گوناگون طبقه بندی نمود که در ذیل به اختصار توضیح داده خواهد شد:
1ـ از نظر شخصیت: از این حیث بیگانگان به دو گروه اشخاص حقیقی و اشخاص حقوقی تقسیم می شوند. اشخاص حقیقی که اکثریت بیگانگان را شمال می شوند همان انسانها هستند که حقوق و تکالیف انها باید متناسب با شأن و مقام انسان تعیین شود. اشخاص حقوقی که از مجموع افراد انسانی تشکیل می شوند که به منظور انتفاع یا هدفی دیگر با یکدیگر همکاری می کنند و به موجب قانون دارای شخصیتی مستقل از اشخاص تشکیل دهنده آن می شوند. نظیر شرکتهای تجاری، مؤسسات بیمه و… نیز دارای حقوق و تکالیفی می باشند که بر مبنای منافع متقابل دولت پذیرنده (محل فعالیت) و صاحبان آن شرکتها و مؤسسات شکل می گیرد. به طور کلی حقوق و تکالیف هر دو گروه مذکور بر اساس قوانین و مقررات دولت پذیرنده، قراردادهای میان دولتها و اشخاص و نیز اصول و موازین حقوق بین الملل مشخص می گردد.
2ـ از نظر مناسبات با دولت متبوع: از این نظر نیز بیگانگان به دو دسته تقسیم می شوند. اکثریت آنان دارای رابطه عادی با دولت متبوع خود می باشند. لذا هیچ گونه خوف و هراسی در بازگشت به کشورشان نداشته و چنانچه در کشور محل اقامت لطمه یا خسارت ببینند و دولت محل اقامت درصدد جبران لطمه یا خسارت بر نیاید می توانند حمایت سیاسی دولت متبوع خود را خواستار شوند. اما عده قلیلی از بیگانگان از داشتن رابطه و پیوند سیاسی و حقوقی با دولت دیگر محروم می باشند. در این میان برخی مانند اشخاص آپاترید با هیچ دولتی رابطه سیاسی و حقوقی ندارند و چنانچه قبلاً گفته شد، در صورت ورود لطمه یا خسارت از حمایت سیاسی محرومند و بعضی دیگر مانند پناهندگان که به دلایل گوناگون سیاسی، نژادی، مذهبی و … از کشور خود گریخته و به کشورهای خارجی پناهنده شده اند، عملاً رابطه خود را با دولت متبوع خود قطع نموده و در صورت ورود لطمه یا خسارت، تا زمانی که امکان اذیت و آزار از سوی حکومتشان وجود داشته باشد، نمی توانند حمایت سیاسی دولت متبوع خود را تقاضا نمایند.
3ـ از نظر برخورداری از مزایا و مصونیتهای ویژه: بیگانگان بر اساس برخورداری از مزایا و مصونیتهای خاص در کشور محل اقامت نیز به دو دسته تقسیم می شوند. یک دسته مأموران سیاسی و کنسولی دولت فرستنده هستند که دولت محل مأموریت بر اساس قواعد عرف بین المللی و نیز کنوانسیون های 1961 و 1963 وین باید با آنان رفتاری ویژه و ممتاز از دیگر بیگانگان در جهت انجام وظایفشان به نحو مطلوب داشته باشد. دسته دیگر دارای موقعیت مذکور نبوده و با آنان در چارچوب قواعد کلی حقوق بین الملل و نیز قوانین دولت محل اقامت رفتار می شود که البته حقوق و تکالیف این اشخاص نیز باتوجه به وضعیتشان متفاوت است. برای مثال اشخاصی مانند کارگران که برای کار به کشور دیگر می روند و یا کارکنان شرکتهای تجاری و مؤسسات مالی که جهت انجام فعالیتهای اقتصادی در کشور خارجی به سر می برند چون فعالیتشان با اجازه دولت محل اقامت است از حقوق و تکالیف گسترده ای برخوردار بوده و علاوه بر مصونیت جانی اموالشان نیز مصون از تعرض است و در مقابل دولت محل اقامت می تواند آنها را به انجام تکالیفی از قبیل پرداخت مالیات و … وادار کند. اما بیگانگانی دیگر از قبیل دانشجویان، جهانگردان، اعضای گروههای ورزشی و هنری و سایر اشخاصی که بنا به دلایلی از یک کشور عبور می کنند دارای حقوق و تکالیف محدودتری هستند. بدیهی است که جان و مال آنان نیز از تعرض مصون می باشد ولی آنان برای مثال نمی توانند از نظر قانونی در سرزمین مزبور اقدام به فعالیت اقتصادی نمایند.23
ب: مصادیقبیگانگان
بهطورکلیبیگانگانازنظرچگونگینحوهورودونوعحقوقیکهازآنبرخوردارهستندبه چنددستهتقسیممی‌شوندکهعبارتندازمهاجران،پناهندگان،آوارگان،جهانگردان، دانشجویان وبازرگانانوتجار،خبرنگاران،عکاسانودست‌اندرکارانمطبوعاتی،بیگانگانجویایکار،وبیگانگانکهبدونکاریاشغلمعیندرکشوریمقیمهستند.
1) مهاجران24: بهکسانیاطلاقمی‌شودکهبهجهتملاحظاتسیاسینژادی،مذهبی،جمعیتیو یامعیشتیکشورخودراترکوبهکشوردیگریکهدرآنکشوراجازهاقامتیافته‌اندمهاجرتمی‌کنندوقصددارندبرایمدتطولانیدرآنکشوراقامتکنند. اصولاًکشورهابراساسوضعجغرافیاییوجمعیتبهدودستهمهاجرپذیرومهاجرفرستتقسیممی شوند. کشورهایمهاجرپذیرکشورهاییمثلکاناداهستندکهجمعیتآناننسبتبهمساحتکشورشانکمتراست و برایجلببیگانگانبهمملکتخویششرایطآسان‌تریرادرنظرمی‌گیرد. کشورهایمهاجرفرستنظیرپاکستانکشورهاییهستندکهیاجمعیتآن‌هانسبتبهوسعتکشورشانبیشتراستویاآنکهشرایطزندگیواستقلالاتباعآنکشورهادروضعیتمطلوبیقرارنداردوبدینترتیباتباعآن‌ هاناگزیربهمهاجرتبهکشورهایدیگرهستند.
2) پناهندگان25: به افرادیاطلاقمی‌شودکهبهدلایلنژادی،سیاسی،فرهنگیمذهبیو یااجتماعیمتحملنظامحاکمبرکشوررانداشتهوازترسجانومالخودیاخانواده ‌شانبهکشوردیگریپناهندهمی‌شوند،اگرچهبهایندستهازافراد،ناممهاجرنیزگفتهمی‌شود،بهدلیلنظامخاصبین‌المللیحاکمبرجویندگانپناهندگی،والتفاقي کهسازمانمللبهایندستهازافراددارد. مقرراتخاصیدرکشورهابرایبررسیواجازةاقامتایندستهازافراد درنظرگرفتهشدهاستکهموجبمی‌شوداینگروه‌ هاافرادرادرگروهجداگانهوتحتعنوانخاصخودقراردهیم.
3) آوارگان26: کسانیهستندکهبهدلایلسیاسی،مذهبی،اجتماعی،عضویتدرگروه‌هایخاصدرگیریوجنگ ‌های داخلیوبلایایطبیعینظیرقحطی،سیل،زلزلهویاشیو

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع حقوق بین الملل، بی تابعیتی، احوال شخصیه، قانون مدنی Next Entries منبع تحقیق با موضوع قانون اساسی، ایران باستان، روابط بین الملل، روابط بین المللی