منبع تحقیق با موضوع توسعه یافتگی، توسعه منطقه، توسعه انسانی، استان فارس

دانلود پایان نامه ارشد

ی دارد تا ضمن استخراج کلیه شاخص‌های مؤثر بر توسعه استان فارس ، به تعیین جایگاه و نقش هر یک از آن‌ها در میزان توسعه یافتگی شهرستان‌های استان فارس بپردازد و از این رهگذر ضمن شناسایی محدودیت ها و قابلیت‌های توسعه هر شهرستان، راهبردهای به منظور کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای و ناحیه‌ای ارائه و از این رهگذر گامی در جهت توسعه متوازن و یکپارچه استان برداشته شود .
1-3-اهداف تحقیق:
1-3-1-هدف اصلی:
-تحلیل میزان توسعه یافتگی استان فارس
1-3-2-اهداف فرعی:
–تعیین شاخص‌های مهم و مؤثر در توسعه یافتگی استان و شهرستان‌ها
-تعیین نقش شاخص‌های مهم و مؤثر در توسعه یافتگی یکایک شهرستان‌ها
-تحلیل میزان برخورداری و توسعه یافتگی شهرستان‌های استان فارس با یکدیگر
-ارائه راهکارهای مناسب شهر در توسعه هر شهرستان
1-4-فرضیه های تحقیق:
-بنظر می رسد توسعه یافتگی محدوده های میانی استان فارس از سایر بخش‌های استان بیشتر است.
-بنظر می رسد مهم ترین نقطه ضعف توسعه یافتگی استان فارس، تمرکز یافتگی و شکل گیری الگوی مرکز –پیرامون است.
1-5- کاربرد های متصور از تحقیق :
پژوهش حاضر به دلیل شاخص سازی و وزن دهی به معیارهای مؤثر در توسعه یافتگی شهرستان‌ها، می‌تواند به عنوان الگوی جهت سطح‌بندی شهرستان‌ها، مناطق، و به طور کلی مکآن‌های جغرافیایی در سطح کشور مورد استفاده قرار گیرد و همچنین به دلیل استفاده از مدل های مختلف می‌تواند راهنمایی پژوهشگران و جوامع دانشگاهی محسوب شود. در سطوح استانی و شهرستانی نیز می‌تواند راهگشایی تخصیص منابع و اعتبارات و جهت دهی به توسعه یافتگی شهرستان‌های استان فارس باشد و ضمن شناختن نقاط ضعف پیش روی توسعه شهرستان‌ها و نیز قابلیت‌های آن راهبرد های مناسب هر شهرستان ارائه شود .
1-6-مشکلات و محدودیت های تحقیق:
-فقدان اطلاعات و آمار صحیح
-عدم همکاری برخی از مسئولین در ارائه دادن آمار و اطلاعات

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

مقدمه:
تغييرات اجتماعي – اقتصادي دهه‌های اخير عدم تعادل منطقه‌ای و تمركز بيش از حد امكانات در برخي نقاط و محروميت ديگر نقاط را در پی داشته است. در نتيجه برخي مناطق درمقايسه با سا ير مناطق یک كشور عملكرد بهتري داشته در نتيجه از رشد و توسعه مطلوبتري برخوردار بوده اند برنامه‌ریزی ناحیه‌ای (منطقه‌ای) سعي در ايجاد تعادلها یی بین و درون ناحیه‌ای دارد؛ بنابراين در فرآيند برنامه‌ریزی ناحیه‌ای بايد كل ناحيه را به طور جامع در نظر گرفت (حسین زاده دلیر 144:1383). در افکار صاحب نظران توسعه، تعابیر گوناگونی از واژه توسعه وجود دارد که از آن جمله می‌توان به افزایش تولید، افزابش بازدهی، ارتقای سطح کمی و کیفی زندگی، رفع فقر و محرومیت، ارتقای سطح خدمات بهداشتی و درمانی، برطرف کردن مشکلات بیکاری و تورم، تأمین نیازهای اقتصادی واجتماعی، برخورداری از آموزش و فرهنگ و مشارکت فعال در عرصه ها گوناگون اشاره کرد(تودارو،23:1387). در فصل کنونی پژوهش سعی بر آن شده است تا مبانی نظری پژوهش و پیشینه تحقیق شرح داده شود تا درک تعاریف، مفاهیم و نظریات ذکر شده در فصول بعدی برای خواننده بهتر شود .
2-1-تعاریف و مفاهیم:
2-1-1-توسعه:
کلمه توسعه به معنی گسترش و بهبود است. توسعه اگر چه دارای بعد کمی است، و در پاره ای موارد حتی ممکن است مترادف با کلمه رشد تلقی شود، اما در اصل دارای ابعاد کیفی است (قائد، رحمتی، 4:1389).
در رابطه با توسعه به 4 دسته تعریف مشخص می رسیم :
آشکار سازی تدریجی به معنی کار کامل در جزئیات یک امر یا پدیده
تکامل تدریجی به معنی تولید یک فرم یا مصالح و روش جدید
رشد مایه یک پدیده
رشد از درون
هر 4 مورد فوق از توسعه متضمن پاره ای بسط و افزایش سطح و فضا و یا به هر حال رشد می گردد (شیعه :1385) مفهوم توسعه در هزاره سوم، توسعه‌ای است که به حقوق منزلت انسان و مکان زتدگی او توجه می کند . تفکر برنامه‌ریزی منطقه‌ای رسانیدن انسان به مرحله ای است که وی از زندگی خود اضهار رضایت کند (مسعود و همکاران ،44:1390). دسترسی به توسعه ملی و منطقه‌ای آرمان بزرگ هر ملتی است و تحقق این مهم مستلزم آن است که برنامه ریزان با شناخت دقیق از و ضعیت کشور و منطقه ، بهترین الگو ها را برای تعیین مسیر توسعه انتخاب می کند (پور محمدی و زالی ،33:1389). توسعه معني ثابتي نداشته و در دهه‌های اخيرمتحمل تغييراتي شده است(زیاری ،94:1379). امروزه توسعه همپاي زندگي بهتر تلقي می‌شود و جوامع نسبت به گذشته از آن بيشتر منتفع می گردند(پاپلی یزدی و ابراهیمی ،32:1381) توسعه عبارت است از ارتقاء ظرفيت هاي اجتماعي در جهت رفع نيازهاي محسوس جامعه، افزايش بهره برداري از امكانات و قابلیت‌هاي اجتماعي در جهت رشد وتعالي جامعه(آسایش ،9:1383).

2-1-2توسعه یافتگی
براي سنجش ميزان توسعه‌یافتگي نواحي مختلف هر كشور، روش هاي گوناگوني وجود دارد كه هر يك معايب و محاسني دارند. كمبود آمار و اطلاعات و نارسايي آن‌ها و نيز وجود شاخص‌های متعدد و پراكنده در موارد بسياري باعث سردرگمي و ترديد در امر شناسايي نواحي و تعيين ميزان توسعه‌یافتگي آن‌ها می‌شود؛ از اين رو تركيب منطقي آن‌ها براي تسهيل در امر تصمیم‌گیری، لازم و ضروري است. البته هر گونه ادغام بايد براساس ضوابط علمي و رعايت نكات لازم انجام پذيرد تا شاخص ها را به اندازة كافي، گويا و معنادار سازد(حسین زاده دلیر ،1382).

2-1-3-سطحبندي توسعه:
روشي براي سنجش توسعه مناطق است که اختلاف مکاني، فضايي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مناطق را نشان ميدهد و وضعيت هر يک از مناطق را نسبت به يکديگر از نظر سطح توسعه مشخص ميکند(جديدي مياندشتي، 1383: 18).

2-1-4-آمايش سرزمين
اصطلاح آمايش سرزمين را برابر «Land Use» آوردهاند . کارشناسان سازمان مديريت و برنامهريزي، آمايش را از ريشه آمودن به معناي آبادکردن گرفتهاند(زياري، 1383: 37).
آمايش سرزمين عبارت است از تنظيم رابطه بين انسان، سرزمين و فعاليتهاي انسان در سرزمين به منظور بهرهبرداري درخور و پايدار از جميع امکانات انساني و فضايي سرزمين در جهت بهبود وضعيت مادي و معنوي اجتماع در طول زمان(مخدوم، 1372: 9).
مسئله آمایش سرزمین، توزیع جغرافیایی بینه منابع ، فعالیت‌ها و مشاغل است. آمایش سرزمین در واقع مدیریت عقلایی فضاست. یعنی تخصیص عاقلانه زمین به فعالیت‌های مختلف اسکان، زراعت، باغداری، مرتع، جنگل و… است. از طرفی هر گونه اقدام عمرانب که اهمیت منطقه‌ای و فضایی داشته باشد، مفهوم آمایش سرزمین است
آمایش سرزمین در سه سطح ملی، منطقه‌ای و محلی انجام می گیرد. به طور کلی مهمترین مسئله در آمایش سرزمین اتخاذ یک سیاست ملی اسکان جمعیت در سطوح مختلف شهر و روستا و جامعه عشایری کشور است (زیاری ،262:1378).
2-1-5-توسعه منطقه‌ای
سياست هاي توسعه منطقه‌ای نقش مهمي را در تقويت فعاليت هاي اقتصادي و توسعه مناطق محروم و به دنبال آن، كا هش تفاوت‌هاي منطقه‌ای ايفا مي كند .تخصيص منطقه‌ای سرمايه گذاري هاي عمومي گامي در جهت كاهش نابرابری‌های منطقه‌ای و تحقق توسعه متعادل به شمار مي رود(ماتسومتو، 2008)1هم گرايي در توسعه مناطق زماني محقق خواهد شد كه مناطق محروم و كم تر توسعه‌یافته با شتاب بيش تري نسبت به ساير مناطق رشد و توسعه‌یابند. در غير اين صورت، ادام ة روندهاي موجود با تمركز توسعه اقتصادي در مناطق توسعه‌یافته، واگرايي و عدم تعادل ملي و منطقه‌ای را در پي خواهد داشت(پروهیت،2008) 2.
توسعه منطقه‌ای عبارت است از مفهوم گفته شده توسعه برای مردم در محدوده فضایی مورد نظر است. روند توسعه می بایست همراه با افزایش توانایی ها به گسترش انتخاب های ساکنین منطقه در حوزه های اجتماعی – اقتصادی و سیاسی بیانجامد تا توسعه‌ای انسانی باشد (صرافی ).
برنامه‌ریزی توسعه منطقه‌ای در آینده نقشی پویا برای شناخت قابلیت‌ها و محرک های توسعه زا، هدایت توسعه متوازن با هدف های اجرایی در سطح ملی و نیز در انطباق با منابع و مهارت های انسانی و در چارچوب جهانی شدن اقتصاد و رابطه میان کشور ها دارا خواهد بود. در واقع یک گزینه در تعریف توسعه منطقه‌ای اینک تغییر شکل از اقتصاد بسته، دولتی و متمرکز به یک اقتصاد باز، بازاری و غیر متمرکز است. در این مورد سه ایده اصلی مطرح می‌باشد. نخست آگاهی از محیط جدید در بر گرفته پدیده منطقه‌ای، دوم گاهی از عامل های جدید رشد و توسعه منطقه‌ای که در این محیط جدید مطرح هستند، سوم لزوم طراحی روش‌های جدید دخالت در فرایند توسعه منطقه‌ای و تشویق و تحریک رشد و توسعه منطقه‌ای با توجه به شرایط جهانی شدن اقتصاد (بویسر، 1998)3.
میحط جدید برای توسعه منطقه‌ای بر سه گزینه مبتنی است :
الف:)باز بودن محیط از نظر خارجی، بر اثر جهانی شدن و توسعه ارتباطات و باز بودن محیط از لحاظ داخلی و در نتیجه برقرار نمودن عدم تمرکز. این دو عامل باز بودن (داخلی و خارجی) تحت تأثیر چهار موقعیت رقابت (بین منطقه ها )، نوسازی (با توجه به بازرگانی بین المللی)، عدالت (ایجاد برابری میان منطقه ها ) و مشارکت (تحرک نهادهای مردمی) قرار دارد .
ب) وجود پیوند سرزمینی در محیز میان منطقه های محوری (مرکزی ) و شریک و حاشیه (پیرامونی). یعنی منطقه به عنوان یک قلمرو سیاسی و اعمال مدیریت سرزمینی بر آن ، به این مفهوم که در دیدگاه مدیریت توسعه، منطقه به عنوان سرزمین قلمروی انجام فعالیت‌های توسعه زا می‌باشد.
ج)نوگرایی در مفهوم ملت – دولت و شکل گیری عملکردهای جدید در ساختار حکومتی مانند ایجاد دولت های محلی (زیر ملی ) (بویسر،19984).
2-1-6-توسعه انسانی :
بر اساس گزارش توسعه انسانی سال 1995، توسعه انسانی فرایندی است که دامنه حق انتخاب از سوی مردم را گسترده تر می‌سازد . در واقع این انتخاب ها یا گزینه ها ، پایانی ندارد و می‌تواند در طول زمان دستخوش تغیر و تحول شود . گزارش مذکور توسعه انسانی را دارای 2جنبه می داند :1-شکل گیری توانمدی های انسانی نظیر افزایش سطح سلامت، دانش و مهارت و2- به کارگیری این توانمندی ها ی اکتسابی در راه مقاصد سازنده کسب آسایش و آرامش یا فعالیت در امر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی . این گزارش می افزاید :اگر معیارهای توسعه انسانی نتواند تعادل لازم بین این دو جنبه را برقرار سازد ممکن است انسان سخت دچار احساس ناکامی گردد.
در واقع توسعه انسانی دارای مفهوم مقدسی است که در آن انسآن‌ها با توانای های خاصی پا به دنیا می گذارند(زنگی آبادی ، نسترن،25:1380) . در مفاهیم اولیه توسعه انسانی درآمد و رشد آن به عنوان شاخص‌های اصلی مورد نطر بود، ولی به تدریج موضوعات زیر دل مشغولی محور توسعه را تشکیل داد :کیفیت زندگی مردم مبنی بر اینکه توان انجام چه کاری را دارند و در عمل چه کاری را انجام می دهند ، تبعیض های که با آن مواجه اند و تلاش های که جهت برخورداری از انتخاب ها ی بیشتر انجام می دهند (تیروال ،1378).
تنها در سده بیستم برای رفع محدودیت‌های استفاده از معیار درآمد و رشد آن به عنوان شاخص توسعه و مشکل آن به عنوان معیار استاندارد زندگی، دو شاخص فقر انسانی (HPI) و توسعه انسانی (HDI)توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد ارائه شد که لزوماًبا معیار های معمول هم خوانی ندارد و برای سنجش سطح توسعه و پیشرفت کشورها به کار گرفته می‌شود . بر اساس برنامه توسعه سازمان ملل متحد ، توسع انسانی به عنوان “فراگرد گسترش گزینش های مردم “تعریف گردیده است که این نه تنها به در آمد بلکه به عوامل دیگر ی مانند امید به زندگی، آموزش، سواد و بهداشت نیز بستگی دارد (بختیاری و حقی، 30:1382).
2-1-7- توسعه پایدار
ايده توسعه ابتدا درسال 1949 توسط ترومن رئيس جمهور وقت آمريكا مطرح گرديد (وارثی و دیگران،47:1387). واژه توسعه پايدار را براي اولين بار به طور رسمي برانت لند در سال در گزارش1987 آینده مشترک ما مطرح کرد (زیاری ،373:1380). يعني توسعه اي كه بتواند نيازهاي نسل امروز را بدون به مخاطره انداختن نيازهاي نسل آينده تامين نمايد (چوزن،132:2002)5 در سال 1968 (1374شمسی) مجمع سازمان ملل

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع استان فارس، رتبه بندی، توسعه شهر، تحلیل خوشه ای Next Entries منبع تحقیق با موضوع سلسله مراتب، تصمیم گیری، خاورمیانه، توسعه منطقه