منبع تحقیق با موضوع توسعه فضایی، جوامع انسانی، تعادل فضایی، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

آغاز می‌شود، اما تحرك عوامل توليد و كارآيي نيروهاي بازار نهايتاً آن را به سمت برابري منطقه‌ای سوق مي دهد (اسمیت :1975)14. هر چند لازمه بازارهاي كارآ وجود رقابت كامل است كه در بيشتر كشورها در حال توسعه وجود ندارد بنابراين، دوگانگي اقتصادي از ويژگي هاي كشورهاي توسعه نيافته است و فرض بر اين است كه نابرابري منطقه‌ای يك پيامد غيرقابل اجتناب از تجمع سرمايه و بيشينه سازي سود است كه نيروهاي بازار تمايل دارند تا آن را افزايش دهند (میردال:1975)15
از نظر ميردال، ابتدا عدم تعادل هاي منطقه‌ای به خاطر برخي مزيت هاي اوليه كه در برخي مناطق وجود دارد ظهور مي كند. عمل نيروهاي بازار منجر به افزايش نابرابری‌ها می‌شود، ساز و كار عليت انباشتي باعث افزايش عدم تعادل هاي منطقه‌ای مي گردد و سبب ايجاد اثــرات بــازدارنده مي گردد. ابتدا رشد در مناطق ويژه اي آغاز می‌شود، سپس نيروي كار، سرمايه و ماده اوليه از مناطق توسعه نيافته به سمت اين مناطق جريان مي يابند. مناطق توسعه نيافته در حاشيه مي مانند و از نظر اقتصادي و تسهيلات اجتماعي در محروميت خواهند بود. اثر بازدارنده می‌تواند بر اثر اثر پخش خنثي شود. اثر پخش هنگامي رخ مي دهد كه تقاضا از مناطق داراي رشد سريع براي برخي كالاهاي ويژه توليد شده در مناطق كمتر توسعه‌یافته زياد می‌شود ؛ و رشد را در آن‌ها تحريك مينمايد( همان).
هيرشمن نيز نابرابری‌های منطقهاي را يك همراه اجتناب ناپذير شرايط رشد اقتصادي مي داند. هيرشمن مفهوم خود را با كمك دو اصطلاح اثر رخنه به پايين و اثر قطبي شدن تبيين كرد. اثر رخنه به پايين مشابه اثر پخش ميردال و اثر قطبي شدن نيز مشابه اثر واپس روي عمل مي كند (هیرشمن:1958) 16 در زمينه نظريه قطبي شدن، فرانسوا پرو با بيان اين كه توسعه ملي در فرآيند حركت خود منجر به قطبي شدن فعاليت ها می‌شود ، وجود نابرابري در بخش‌ها در فرآيند توسعه را نشان داده است كه با استدلال مشابه می‌توان مفهوم قطبي شدن مناطق در فرآيند توسعه را در نظر گرفت(پروکس :1955، هیگنیز:1956)17.
جان فريدمن، ديدگاهي کاملاً انتقادي نسبت به الگوهاي تعادلي در تحليل هاي منطقه داشته و معتقد است كه فضاهاي پيراموني ممكن است در قالب بهره وري درآمد در رسيدن به نواحي سريع رشد يافته، ناموفق باشند (فریدمن :196618)او با بيان اين كه توسعه به عنوان پديده اي كه از طريق يك فرآيند ناپيوسته ولي تراكمي از ابداعات صورت مي گيرد، گرايش دارد در يك تعداد نسبتاً كمي از مراكز تغيير گسترش يابد، رابطه اي ميان مباحث پرو و مباحث توسعه اقتصادي در چارچوب روابط حاكميت- وابستگي در يك سيستم فضايي ايجاد كرده است .مدل مركز پيرامون عدم تعادلهاي فضايي در همه سطوح توسعه اقتصادي را تشريح مي كند. موضوع اصلي مدل اين است كه به علت صرفه اقتصادي انباشتگي (مزيت ها براي يك فعاليت اقتصادي به علت همجواري با ساير فعاليتها)تمايل وجود دارد تا فعاليتهاي اقتصادي در يك نقطه مركزي متمركز شوند. چنين انباشتگي معمولاً در مراكز شهري صورت مي گيرد . تجمع فعاليتهاي اقتصادي از طريق اثرات پخش يا رخنه به پايين) ازطريق دسترسي به اشتغال، بازار براي توليدات كشاورزي و صنعتي و دسترسي به خدمات) نواحي حاشيه اطراف مراكز شهري را منتفع مي سازد(همان).
نابرابري صرفاً به مقياس ملي محدود نشده است. بلكه در همه سطوح جغرافيايي مانند بخش، استان و ايالت، قارهاي و مقياس جهاني نيز اتفاق افتاده است (ماتوکادزی :199919) اين مدل با در اختيار قرار دادن ابزاري كه می‌توان به وسيله ي آن به تحليل و تفسير روابط متقابل در سطوح مختلف منطقه‌ای، ملي و جهاني پرداخت، تعيين جايگاه، نقش و اهميت مركز به عنوان محل تجمع نوآوري ها و تحولات جديد و همچنين تعميم پذيري اين نظريه در مقياس خرد و كلان قابلیت‌هاي زيادي را براي تحليل اقتصاد فضايي ايجاد كرد.(عبدالله زاده و شریف زاده ،51،52:1390).
پل استراین معتقد است که هدف غایی توسعه باید فراهم آوردن بهبود مستمر در وضع افراد باشد و ثمرات خود را نصیب دیگران کند (معصومی اشکوری ،42:1376)توسعه جریانی چند بعدی است که در خود تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی اجتماعی را به همراه دارد. دو چارچوب کلی در نظریه های توسعه مطرح می‌شود.
1-چارچوب بنیادین توسعه (مکتب تکاملی توسعه، نظریه نوسازی، دیدگاه مارکسیستی از توسعه و نظریه وابستگی ).
2-چارچوب نوین توسعه (ازکیا،3:1381).
در تمام این مکاتب به لحاظ غلبه رویکرد بالا به پایین و ایفای نفش حاکمیتی دولت در امر برنامه‌ریزی توسعه (صرافی،157:1377).
بهره گیری از روش‌های کمی و مدل های ریاضی توسط برنامه ریزان برای سهولت درک و شناخت پیچیدگی های مسائل و مشکلات در مناطق مختلف ، اجتناب ناپذیر می‌شود (افروخته ،11:1371). در مقابل، چارچوب نوین توسعه، با پذیرش دیدگاه های همچون اجتماعات محلی، نقش سازمآن‌های غیر دولتی( NGO) عدالت و دومکراسی –مشارکت شهروندی و مهم تر از همه محط زیست و توسعه پایدار ، بر رویکرد توسعه از پایین تاکید می کند( هودر،16:200020).
در این راستا، توسعه یافتگی شهرستان‌های یک استان با توجه به توزیع فضایی ناهمگن منابع و همچنین عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، و طبیعی ّبعضا ممکن است دارای روندی متناسب نباشد (مولایی ،72:1387). لذا با توجه به اینکه هدف کلی توسعه، تعالی همه‌جانبه جوامع انسانی است (آسایش ،17:1375). از این رو در فرایند برنامه‌ریزی برای دست‌یابی به توسعه و قرار گرفتن در مسیر آن، شناخت و درک شرایط و مقتضیات جوامع انسانی و نیازهای آنان در ابعاد مختلف ، از جمله اقدامات ضروری در این زمینه است (زیاری ،21:1378).
از جمله تئوری های مطرح در برنامه‌ریزی منطقه‌ای تئوری مرکز پیرامون جان فرید من می‌باشد . جان فریدمن در تئوری خود برای غلبه نابرابری‌ها و ایجاد یک سیستم فضایی با سلسله مراتب منظم فضایی بحث مرکز پیرامون را مطرح می کند و با طرح دو مفهوم بخش مرکزی و منطقه مرکزی، نگرش سیستمی در برنامه‌ریزی منطقه‌ای را مورد تاکید قرار می‌دهد. به نظر وی دو نیرو از مرکز به پیرامون وارد می‌شود .
نیروی اول اثر پخش است که برای توسعه و تقویت پیرامون موثر است . این نیرو شامل سرمایه گذاری مرکز در پیرامون، خرید محصولات کشاورزی یا تولید پیرامون خرید مواد اولیه از پیرامون برای صنایع مرکز و استفاده از پیرامون برای گذران اوقات فراغت می‌باشد که اثرات مثبت در تقویت پیرامون دارند (زالی ،37:1379).
نیروی دوم اثر قطبش است این اثر باعث زوال پیرامون می شد و شامل صرفه جویی های مقیاس در مصرف صرفه جویی های حمل و نقل ، اثرات روانی پیرامون نسبت به مرکز که با ارزش های مرکز همراه است و دسترسی آسان به اطلاعات، اثراتی هستند که تاثیر منفی بر تقویت و توسعه در پیرامون می گذارند (زارع ،528:1370).
فرید من تقابل بین این دو اثر را باعث توسعه متداول یا توسعه نامتعادل منطقه می داند . آنچه که در این بین اهمیت دارد . تعادل و تعامل بین این دو نیرو است . اگر اثر پخش یا حاکم شود توسعه به تدریج سمت تعدل خواهد رفت ولی اکر اثر قطبش حاکم شود، رابطه استعماری حاکم شد و تمرکز شدید در مرکز ادامه خواهد یافت و بر عدم تعادل فضایی خواهد افزود. بنابراین اگر هدف، توسعه متعادل باشد، باید نیروه های که باعث تقویت پیرامون می شوند تقویت شود (اجلالی ،43:1371).
تئوری دیگر در زمینه ساختار فضایی، تئوری توسعه فضایی هیلهورست است ولی با توجه به اهمیت راهبرد های توسعه فضایی در از بین بردن دوگانگی های درون منطقه‌ای و بخشی، متناسب با شرایط سلسله مراتبی و برخورداری سکونتگاه ها چهار استراتژی آمایشی را مطرح می کند :
استراتژی انسجام (تثبیت )متمرکز
استراتژی انسجام (تثبیت )پراکنده
استراتژی گسترش (بسط )
استراتژی گسترش (بسط )پراکنده
هیلهورست در این چهار استراتژی دو مقوله اساسی را مطرح می کند: بسط و تثبیت
در استراتژی تثبیت هدف تقویت نیروهای مایل به مرکز است و در استراتژی بسط هدف تقویت نیروهای گریز از مرکز می‌باشد. از نظر وی استراتژی بسط دنباله طبیعی و زمانی استراتژی تثبیت است (هیلهورست،143،134:1370).
اگر توسعه را یک روند یا یک فرایند بدانیم ، باید به ترتیب به تقویت مرکز منطقه‌ای حوزه نفوذ مرکز منطقه‌ای ایجاد محورهای توسعه و تقویت مراکز واقع در اطراف مرز منطقه‌ای بپردازیم، به توسعه متعادل منطقه از راهبرد انسجام متمرکز شروع شده و در طی یک فرایند به راهبرد گسترش یا بسط پراکنده می رسد. از نظر هیلهورست تنها در این صورت است که
ساختار متعادل فضایی در مناطق ایجاد خواهد شد (زالی و قنبری ،81،83:1383) .
ب )نظريه قطب رشد :
مفهوم قطب رشد را فرانسوا پرو فرانسوی در دهه 1960میلادی مطرح کرد . به اعتقاد پرو قطب های رشد دارای صنایع یا کارخانه های با عملکرد بالا و دارای امکان رشد بسیار قوی هستند . او رشد صنایع اساسی و پیشرفته را موتور حرکت رشد اقتصاد ملی می داند که در مکآن‌های معینی بروز می کند در نتیجه رشد نامتوازن پدید می آید و صنایع جدید در نزدیکی زیر ساختها و زیر بناهای مورد نیاز آن مستقر می شوند و نقاط رشد معینی را ایجاد می کنند . این تمرکز مکانی با عقب ماندگی نواحی دیگر همراه خواهد بود و نتیجه آن قطب بندی منطقه‌ای و گسترش ناهمگون توسعه از نظر جغرافیایی است . در پی آن آثار نفوذ کننده متعددی تصحیح این عدم توازن را تضمین خواهد کرد(هاروی،99:1376) فرانسیس پرو اقتصاددان فرانسوي در فضاي اروپاي غربی بعد از جنگ دوم جهانی، ایده “قطب رشد” را مطرح کرد که گاهی به آن “قطب هاي توسعه” و “مراکز رشد” نیز گفته می‌شود. بر اساس نظریه هاي پرو، رشد در مناطق یا قطب هایی معین و در زمانی مشخص پدید می آید. صنایع “محرك” یا شرکت هاي “پیش برنده” که در قطب ایجاد می شوند، آثار پیوسته اي بر یکدیگر دارند و رشد اقتصادي را در همه گروه هاي صنعتی از طریق خریداران و فروشندگانی ارتقا می دهند که به افزایش تولید می پردازند. همچنین صنایع مذکور، در نوآوري و گسترش توسعه در سراسر ناحیه تحت نفوذ، به طور بخشی و فضایی مؤثر هستند (هایت ،54:2004) و (فریدمن :1966) فرانسوا پرو معتقد است که هرگاه عوامل توسعه در ناحیه اي متمرکز شود، انتشار امواج آن به نواحی دیگر، دیر یا زود با موانعی روبرو می‌شود) حتی در کشورهاي پیشرفته .( میزان عوامل کندکننده انتشار توسعه به نواحی دیگر، به درجه توسعه اقتصادي کشورها بستگی دارد. در کشورهاي توسعه نیافته، عوامل کندکننده دربیشترین حد از عدم توازن قرار دارند، بنابراین، پراکنش و انتشار توسعه به مناطق دیگر نیز با موانع بیشتري روبرو می‌شود. گاهی در کشورهاي توسعه نیافته، به دلایلی مانند کشف منبع انرژي، رونق اقتصادي قابل ملاحظه اي ایجاد شده است، اما تراکم عوامل کندکننده طوري بوده است که مانع انتشار توسعه به نواحی پیرامون منبع انرژي می‌شود. بنابراین، اختلاف شدیدي از نظر توسعه اقتصادي بین دو ناحیه هم مرز پدید میآید (متا،35:1384). در کشورهاي در حال توسعه، راهبرد قطب رشد عمدتاً با سه هدف مورد استفاده قرار گرفته است اول، مدرنیزه کردن نواحی عقب مانده و با اقتصاد منزوي، دوم، ایجاد مراکز شهري در مناطقی که منابع طبیعی قابل بهره برداري داشتند و سوم، در مواردي که مشکل رشد فزاینده در متروپل ملی به وجود آمده است. این رویکرد در موارد فوق توسط کشورهاي مختلف جهان سوم در دهه 1950 مورد استفاده قرار گرفت(کلانتری،71:1380) در واقع این راهبرد به دلایل مختلف زیر، به عنوان ابزار سیاست گذري مورد استقبال کشورهاي مختلف قرار گرفته است:1 -به دلیل شکل گیري تراکم اقتصادي در این قطبها، به عنوان راهی بسیار کارا و با بهره وري زیاد براي زایش توسعه محسوب می شوند، 2- تمرکز سرمایه در مناطق رشد، موجب کاهش هزینه هاي عمومی گردیده است و خدمات را در سطح منطقه وسیع تري عرضه می کند، 3-آثار اشاعه توسعه از این مناطق به نواحی اطراف، موجب حل بسیاري از مشکلات مناطق عقب مانده و محروم اطراف می گردد. فرانسوا پرو در همین زمینه تفاوت کشورهاي توسعه‌یافته و توسعه نیافته را در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع توسعه منطقه، توسعه اقتصادی، خانواده ها، بازاریابی Next Entries منبع تحقیق با موضوع توسعه پایدار، توسعه پاید، استان تهران، توسعه منطقه