منبع تحقیق با موضوع تفکر انتقادی، پرسشگری، تفکر نقادانه، معرفت شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

بدون پرسش، علم و دانش جدیدی تولید نمیشود و علم موجود نیز نازا شده و در تاریخ اندیشه بایگانی خواهد شد. اما باید توجه کنیم هیچ پرسشی در خلاء شکل نمیگیرد. یک پرسش ارتباط خاصی با پیش فرضی دارد که مستقیماً از آن نشأت میگیرد: در واقع زمانی که فردی اندیشهای را بیان میکند، در ذهن او اندیشههای بسیار زیادی بیش از آنچه در بیان وی مطرح میشود وجود دارد (کالینگوود، 2013، ص 36). پرسش اولین مرحله پژوهش است در حالی که پاسخ یک مرحله نتیجهگیری است. یک پژوهش با عدم اطمینان و شک آغاز میشود، این مرحله در واقع “تعلیق ادعا” است (کالینگوود، 1924، ص 79-78). اگر بگوییم پژوهش اساساً یک فرایند پرسشگری است گزاف نخواهد بود. در واقع هر پژوهشی با پرسش آغاز میشود و با پرسش دیگری نیز پایان مییابد. الدر و پاول (2002) مینویسند؛ ممکن نیست متفکر خوبی باشید در حالی که پرسشگر ضعیفی هستید. از نظر آنها پرسشها کارها را تعریف میکنند، مسائل را بازگو میکنند، و مشکلات را عنوان میکنند. آنها تفکر را به پیش میرانند … تفکر در دیسپلینها از پاسخها بر نیامدهاند، بلکه از پرسشهای اساسی بیرون آمدهاند. شورای ملی پژوهش آمریکا (1996) پژوهش علمی را به عنوان رویکردی برای آموزش ماهیت علم مورد اشاره قرار داده است. این شورا (2000) جنبه کلیدی این رویکرد پژوهشی را پرسشگری میداند. استانداردهای ملی آموزش علوم بر پرسشهای واقعی دانشآموز ساخته به عنوان راهبرد محوری برای تدریس علوم تاکید دارد (شورای ملی پژوهش، 1996، ص 31).
خلق دانش در واقع محصول کوشش مشترک فلسفهورزی، نظریهپردازی و عمل است. فیلسوفان پرسشهایی را برای بحث فراهم میکنند، نظریهپردازان راهحلهای ممکن برای پاسخگویی به پرسشها ارائه میکنند و متخصصان عرصه عمل، پاسخهای ارائه شده توسط نظریهپردازان را به منظور ایجاد تغییرات مثبت در یک زمینه خاص مورد آزمایش قرار میدهند. در سطوح و روشهای مختلف، فیلسوفان، نظریهپردازان و دستاندرکاران حوزه عمل در یک فعالیت پرسشگری درگیر گفتگوی مشارکتی هستند (برسی و گریفیث، 2005). در حالیکه متاسفانه چنین فرایندی از شکلگیری دانش در کلاسهای درس نادیده گرفته میشود. آنچه در کلاسهای درس وجود دارد پاسخهای امتحان نشدهای است که از طریق محتوا توسط معلم در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد. آنچه در این میان غایب است همه این فعالیتها است.

2-3-6- پرسشگری و حل مسئله
پرسشگري دانشآموزان بويژه در سطوح شناختي بالا جنبهاي ضروري از حل مسئله است (كاردسو و الميدا، 2013). بر اساس منطق پرسش و پاسخ نمیتوان پرسش را از یک مسئله متمایز کرد، در واقع یک مسئله موضوعی را بیان میکند که میتواند در شکل یک پرسش بیان شود (سامرویل، 1989، ص 538). زولر (1987) در زمینه شیمی، بیان میکند که پرسشگری با در برداشتن فرایندهای حل مسئله و تصمیمگیری عنصر بسیار مهمی در دنیای واقعی است. همچنین شپاردسون و پیزینی (1991) اظهار میکنند پرسش کردن به عنوان عنصری ضروری برای مهارت های تفکر و یادگیری بوده و مرحله کلیدی در فرایند حل مسئله است. دوري و هرزكويتز (1991) در يك مطالعه موردي با دانشآموزان پايه دهم نشان دادند كه تقويت قابليتهاي طرح پرسش از طريق بكارگيري مسائل دنياي واقعي يك راهبرد مؤثر براي توسعه توانايي حل مسئله در دانشآموزان است. آنها نشان دادند كه افزايش قابليتهاي طرح پرسش علمي، ميتواند مهارتهاي حل مسئله را بهبود بخشد. اگرچه پرسشگری به عنوان یکی از ویژگیها و مهارتهای کلیدی در حل مسئله است اما این رابطه به این موضوع محدود نمیشود. یکی دیگر از ویژگیهای منحصر به فرد پرسشگری مسئله آفرینی است که مقدم بر حل آن است. طرح پرسش در واقع خلق یک مسئله است و به همین ترتیب هر پرسشی یک مسئله است.
در حالیکه مسئله دلالت بر این دارد که یک راه حل واحد وجود دارد، پرسش راه را بر احتمالات شگفت انگیز و تنوع اندیشه فراهم میکند. در چرخه حل مسئله ممکن است مسئله بیرون از فرد به وی ارائه شود ولی در پرسشگری شکل دهی به مسئله خود بخش مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود. به عنوان مثال در بسیاری از اختراعات و اکتشافات و اختراعات اساساً بخودی خود مسئلهای وجود ندارد و این فرد پرسشگر است که به مسئله شکل میدهد. به عنوان بارزترین مثال میتوان به کشف جاذبه زمین توسط نیوتن اشاره کرد. در واقع آگاهی و عدم آگاهی به وجود جاذبه زمین به خودی خود نمیتواند مسئلهای برای فرد باشد. همچنین افتادن سیب از درخت سالیان سال اتفاق افتاده اما برای کسی به عنوان یک مسئله نبوده است. بسیاری از اکتشافات دیگر نیز چنین سرگذشتی دارند. اما افتادن سیب بر روی زمین برای نیوتن مسئله است و همچنین پرواز یک خفاش نابینا در تاریکی شب برای پرسشگری دیگر.
شایان ذکر است در هر مسئلهای شکل دهی و صورت بندی مناسب نقش تعیین کنندهای در حل آن ایفاء میکند. شکلدهی مناسب به مسئله با استفاده از مهارت پرسشگری نیمی از فرایند حل مسئله را تشکیل میدهد. در تعلیم و تربیت مرسوم اغلب مسئلهها به شکلهای مختلف بصورت آماده در اختیار دانشآموز قرار داده میشود و خلق مسئله توسط خود دانشآموزان نادیده گرفته میشود.

2-3-7- پرسشگری و تفکر انتقادی
بروکفیلد (1986)، به عنوان یکی از اندیشمندان حوزه تفکر انتقادی معتقد است که تفکر انتقادی به عنوان یک فرایند شامل ویژگیهای است. این ویژگیها عبارتند از: شناسایی و به چالش کشیدن مفروضات، به چالش کشیدن اهمیت زمینه، تلاش برای تصور و کشف جایگزینها و شک گرایی اندیشمندانه113. وی شک گرایی اندیشمندانه را به عنوان عمل پرسشگری مداوم وضعیت موجود تعریف میکند. وی بر این عقیده است چیزی که فقط به این خاطر که سالها به عنوان چیزی درست مورد باور قرار گرفته است به این معنی نیست که لزوماً درست باشد. چیزی که فقط به این خاطر که سالها با یک روش خاص انجام شده است به این معنی نیست که آن تنها و بهترین راه برای انجام آن است. همینطور، فقط به این خاطر که یک فرد مهم میگوید چیزی درست است، ثابت نمیکند که آن چیز درست باشد. دی آنجلو (1971) تفکر انتقادی را شامل مجموعهای از نگرشها، فرایندها و زمینههاست که توانایی ما را برای پرس و جو114 و پرسش، اجتناب و اصلاح اشتباهات تسهیل میکند تا به یک باور قابل استدلال برسیم. بر اساس نظر وی چنین نگرشهایی شامل گشودگی فکری115، کنجکاوی معرفتی116، انعطافپذیری، صداقت عقلانی، شک گرایی روشی117، بی طرفی و احترام به نظرات میباشد (ص 9-7). حضرت علی (ع) میفرمایند “عقل و خرد خویش را خطاپذیر بدانید و مورد پرسش قرار دهید، زیرا خطا و اشتباه به خاطر اطمینان به آن بوجود میآید”118 (غررالحکم، حدیث 2570).
اصول تفکر نقادانه عبارت است از (الف) پرسشگري پرسیدن پرسشهای مناسب از خود و دیگران براي فهمیدن دقیق تر مطلب یا مسئله مطرح شده (ب) اطلاعات: جمعآوري اطلاعات از منابع مختلف درباره مطلب یا مسئله مطرح شده (ج) ارزیابی: بررسی و ارزیابی اطلاعات جمعآوري شده درباره مطلب یا مسئله مطرح شده و ارزشگذاري آنها (د) نتیجهگیري: در نظر گرفتن و انتخاب بهترین و صحیحترین مفهوم یا راه حل براي مطلب یا مسئله مطرح شده (آندروجونز، 2008). از نظر مایورانا (1992) پرسشگری موثر یکی از استراتژیهای مهم برای ترویج تفکر انتقادی است. هدف تفکر انتقادی درک، ارزیابی و یا حل کردن است. همه این سه جنبه از طريق طرح پرسشها خودشان را نشان ميدهند. براون و کلی (2007، ص 2) میگویند: ما میتوانیم آنها را به عنوان لیستی از چیزهایی که شما باید انجام دهید بیان کنیم، اما نظامی از پرسشها بیشتر با روح کنجکاوی، شگفتی، و ماجراجویی فکری سازگار است که لازمه تفکر انتقادی است. فکر کردن یک پروژه ناتمام است، داستانی که به دنبال پایانی است که هرگز به آن نخواهد رسید. پرسشهای انتقادی جهت و محرکهایی را برای تفکر انتقادی فراهم میکنند. آنها ما را به سمت یک جستجوی مداوم و پیشرونده برای جستجوی نظرات بهتر، تصمیمات، یا داوری پیش میبرد. براون و کلی (2007) در کتاب پرسیدن پرسشهای درست راهنمایی برای تفکر انتقادی میگویند: هر جا ما از واژه تفکر انتقادی استفاده میکنیم منظورمان اشاره به موارد زیر است:
1. آگاهی از مجموعهای از پرسشهای مهم به هم مرتبط، 2. توانایی پرسیدن و پاسخ دادن به پرسشهای اساسی در زمان مناسب، و 3. تمایل به استفاده فعال از پرسشهای انتقادی.
فرت (1997) با بر شمردن ویژگیهای تفکر نقاد در کتاب اوج عملکرد اولین ویژگی تفکر انتقادی را پرسیدن پرسشهای مناسب و کنجکاوی میداند. از نظر نوسیچ (2005) پرسشگری جنبهای مهم برای تفکر انتقادی است. ایکیونوب119 (2001) در مقالهای با عنوان پرسشگری به عنوان فرایند معرفتی تفکر انتقادی، پرسشگری را به عنوان فرایند معرفتی تفکر انتقادی در نظر میگیرد. وی در توضیح نظرش به دو کارکرد اساسی پرسشگری اشاره میکند. اولین کارکرد فرايند پرس و جو دستيابي به اطلاعات است. پاسخ به يك پرسش اطلاعاتی فراهم میکند که نتيجه آن افزوده شدن به معرفت فرد پرسشگر است. كاركرد دوم پرسشگري، ايجاد زمينه مناسب براي تجزیه و تحلیل انتقادی مسائل و موضوعات، تعيين كفايت اطلاعات به دست آمده، کشف و حل مسائل است. در اين كاركرد، پرسشگري با به چالش کشیدن و نقد انديشهها در یک روش مثبت و سازنده افراد را در کشف اندیشههای خود ياري ميكند (ص 334). یک پرسش تحلیلی نیازمند کاوش، توضیح، بررسی، روشن ساختن120، تأمل درباره مسائل و اندیشهها و مرتبط کردن آنها به یکدیگر است. اين پرسشها، متفاوت از پرسشهایی هستند که برای پیدا کردن واقعیت مورد استفاده قرار ميگيرند. پرسشهاي تحليلي برای دست يافتن به استدلالهاي پشت سر یک اندیشه و براي قابل فهم کردن و باز کردن کامل آن مورد استفاده قرار ميگيرد. به این ترتيب مستدل بودن ایده میتواند ارزیابی یا تعیین شود (همان، ص 335). در این مفهوم پرسشهای تحلیلی، شامل فرایندی از تفکر انتقادی است که به دنبال کشف معانی ضمنی، استنتاجها، مفروضات و استدلالهای اصلی است (همان، ص 335). بر این اساس تفکر انتقادی تفکر تحلیلی است، یعنی با شکافتن موضوع و پرسشگری یک به یک اجزای آن شیوه ترکیب آنها را بررسی میکند. بنا بر نظر مایرز، ذهن انسان برای درک یک پدیده یا اطلاعات، آن را به پارههایی تقسیم میکند. این اجزا با شناخت پیشین یعنی آنچه که فرد از قبل میدانسته مقایسه میشود، پس از درک رابطه بین آنها، اطلاعات جدید تولید میشود. این مرحله به درک اطلاعات منتهی میشود که نتیجه آن دانش یا دانسته جدید است (مایرز، 1374، ص 47).
ایکیونوب (2001) تفکر انتقادی شامل تمایل قوی به جستجوگری، یادگیری و کسب دانش است، از لحاظ ارزیابی عقلانی و مستدل کردن باورها. وی استدلال میکند که منطق بی انتها بودن121 پرسشگری، ویژگی معرفتی و ارزش اکتشافی آن را به عنوان فرایندی از تفکر انتقادی آشکار میکند. ارزش معرفت شناختی این فرایند با خطا پذیر بودن انسان تحریک و اعتبار مییابد. درک چنین خطا پذیری و تلاش برای اجتناب یا تصحیح اشتباهات و خطاها انگیزهای برای تفکر انتقادی است (325). از نظر وی پرسشگری و ارتباط آن با معرفتشناسی خطاپذیری به عنوان مبنایی برای تحریک تفکر انتقادی به عنوان فرایندی برای جستجوگری و پژوهندگی است.
در واقع تفکر انتقادی پرسیدن پرسشهایی است که قلب موضوع مورد بحث را آماج قرار داده و ضعف آن را آشکار میکند. از موضع تفکر انتقادی هیچ موضوعی و اندیشهای قابلیت اعتنا ندارد مگر اینکه که از عهده پرسشهایی که بی رحمانه روانه آن میشوند سربلند بیرون بیاید. پرسشهایی که میتوانند خدشههای اساسی به موضوع وارد کرده و آن را از اساس سست کنند. تفکر انتقادی به معنی برخورد محتاطانه و عدم پذیرش بی چون و چرای موضوعات و اندیشههایی است که در معرض آنها قرار میگیریم. بنابراین اعتبار موضوع یا اندیشه به اندازه میزان تاب آوری آن در مقابل پرسشهایی است که منتقدانه به سمت آن گسیل میشوند. از نظر میلار و آزبورن (1998) توانایی پرسیدن پرسشهای خوب فکری یکی از مؤلفههای مهم سواد علمی است، که در آن تربیت افراد منتقد دانش علمی به عنوان یک هدف مورد نظر است.
از نظر شادل (1995) پرسیدن

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، پیش دبستانی، تحول شناختی، نظریه تحول Next Entries منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، فراشناختی، تفکر انتقادی، تعلیم و تربیت