منبع تحقیق با موضوع تعلیم و تربیت، پرسشگری، برنامه درسی، عصر اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

پرسشگری یا همان روش سقراطی در فرایند آموزش استفاده کند، اگرچه این روش نیز ارزشمند بوده و از ویژگیهای تعلیم و تربیت پرسشمحور است، ولی برای این رویکرد کافی نیست. وقتی که معلم، کسی است که به پرسشهای بسیار جالب، مسائل و انتقادهای چالشی شکل میدهد، دانشآموزان برای تسریع فعالیتهای کاوشی خود به معلم وابسته میشوند. در حالیکه هدف تعلیم و تربیت پرسشمحور این است که وظیفه طرح پرسش و ساخت مسئله به دانشآموزان واگذار شود، به طوری که دانشآموزان با مواد درسی به عنوان متفکران مستقل تعامل کنند (باوکر، 2010). به عبارتی تعلیم و تربیت در جهان امروز بر اساس آنچه معلم انجام میدهد تعریف نمیشود بلکه بر اساس آنچه دانشآموزان قادر به انجام آن هستند تعریف میشود.

1-8- پرسشهای پژوهش
1. رویکرد تربیتی پرسشمحوری به عنوان یک رویکرد تربیتی بدیل، چه تناسبی با اقتضائات تربیتی عصر اطلاعات و ارتباطات دارد؟
2. طرح برنامه درسی مبتنی بر رویکرد تربیتی پرسشمحور دارای چه ویژگیهایی است و تحقق آن مستلزم استقرار کدام فرهنگ برنامه درسی (یاددهی – یادگیری) است؟
3. فرهنگ برنامه درسی در مدارس ابتدایی تا چه اندازه با ویژگیهای فرهنگ برنامه درسی مبتنی بر پرسشمحوری همسویی دارد؟

1-9- اهداف پژوهش
1. تبیین قابلیتهای رویکرد تربیتی پرسشمحوری در پاسخگویی به نیازها و اقتضائات عصر اطلاعات و ارتباطات
2. شناسایی ویژگیهای برنامه درسی مبتنی بر رویکرد تربیتی پرسشمحوری و ارائه رهنمودهایی برای باز تولید برنامههای درسی متناسب با این رویکرد
3. واکاوی همسویی برنامههای درسی موجود بر اساس دلالتهای نظریه تربیتی پرسشمحوری

1-10- اهمیت و ضرورت
الگوهای برنامه درسی و ]تربیتی[، تجربه تحصیلی دانشآموز را تعیین میکنند و به تصور دانشآموز درباره خود، دیگران و جهان شکل میدهند. شکل برنامه درسی تعیین میکند دانشآموزان چه چیزی را میتوانند تجربه کنند و چه چیزی را نمیتوانند و به چه روشی میتوانند عمل کنند و به چه روشی نمیتوانند. ارسطو میگوید: این موجب تفاوت کوچکی نمیشود که ما چه عادتهایی را از سنین بسیار پایین در جوانان خود شکل دهیم. آن موجب تفاوت بسیار بزرگی میشود، بلکه موجب همه تفاوتها است (به نقل از هانت، 1990، ص 121). در واقع برنامه درسی نقشه اصلی برای آن چیزی است که ما میخواهیم دانش آموزانمان باشند (مارک نیو بای به نقل جانسون و همکاران، 2007). آیزنر (1994) در کتاب تصورات تربیتی میگوید برنامه درسی قلب مدرسه است. اما باید گفت، برای مدارس آینده، برنامه درسی، پوست، استخوان، عضلات و مغز نیز خواهد بود. آیزنر میگوید آموزشهای مدرسه میتوانند به راحتی غیر مرتبط با دنیای واقعی دانشآموزان باشند. این زمانی است که مدارس بدون پشتوانه نظری به تکرار روشهای منسوخ قرنهای گذشته اقدام کند. میشل و ساکنی (2000، ص 25) متذکر میشوند مربیان نیاز دارند عادتهای قدیمی را بگسلند، منطقه امن قبلی را رها کنند، و وابستگیهای جدید را بپذیرند. آنچه امروز بر مدارس ما حاکم است رویکرد تربیتی منسوخی است که به عصر گوتنبرگ و بعضاً ماقبل گوتنبرگ تعلق دارند. رویکردی که بر اساس محتوا محوری و پاسخ محوری هدایت میشود به سختی میتواند برای شرایط متحول عصر اطلاعات و ارتباطات پاسخگو باشد.
امروزه یادگیری به معنی فرایند انباشتن ذهن تهی از محفوظات نیست. اصطلاحاتی مانند “موفقیت در یادگیری”12 و یا به پایان رسانیدن یک دوره تحصیلی، تصوری اشتباه درباره یادگیری است. بر این اساس تربیت یافتگی نیز صرفاً به معنای بیشتر دانستن نیست، بلکه مهمترین ویژگی تربیت یافتگی، استقلال فکری13 دانشآموزان و پرسشهایی است که به آفرینش آنها نائل میشوند. از این رو لازم است به دنبال تغییراتی اساسی در رویکردهای تربیتی خود باشیم و با تامل عمیق، رویکرد تربیتی مناسبتر و هماهنگتر با ویژگیهای این عصر گزینش کنیم. یکی از رویکردهای تربیتی که به نظر میتواند برای نیازهای این عصر مناسب باشد و در تعلیم و تربیت مغفول مانده است رویکرد تربیتی پرسشمحوری است، که ضرورت دارد تامل مناسبی در رابطه با آن انجام شود تا ابعاد مختلف آن مورد واکاوی و تبیین قرار گیرد. متناسب سازی مدارس با تغییرات روزافزون برای پاسخگویی به نیازهای عصر جدید و انجام تغییرات مهم در بسیاری از زمینهها بدون انجام پژوهشهای لازم امکانپذیر نخواهد بود.
جستجوی منابع علمی نشان میدهد پژوهش چندانی در این زمینه انجام نشده است. امید است این پژوهش بتواند به عنوان تلاشی در واکاوی و تبیین رویکرد پرسشمحوری برای بازاندیشی و تغییر فرایندهای آموزش مدرسهای سهمی سودمند داشته باشد. نتیجه این پژوهش بصیرتهایی در معلمان و مربیان ایجاد خواهد کرد تا فرایند تعلیم و تربیت را از منظر متفاوتی نگاه کنند، و با تعدیل رویکردهای سنتی و مرسوم و اتخاذ رویکرد تربیتی مناسب دانشآموزان را در برخورد با چالشهای عصر حاضر و رشد تواناییهای مغفولشان یاری کنند.
علاوه بر اهمیت نظری موضوع، یک از ویژگی این پژوهش روشی است که برای پاسخگویی به برخی از پرسشهای پژوهش مورد استفاده قرار خواهد گرفت، که انتظار میرود هم گامی به سوی عبور از انجام پژوهشهای نظری صرف به سمت روشهای تجربی باشد و هم بتواند دادههای واقعی در رابطه با موضوع از موقعیتهای عملی تعلیم و تربیت ارائه دهد.

1-11- پيشينه پژوهش
بسیاری از پژوهشها درباره پرسشگری در تعلیم و تربیت بشدت بر پارادایم پوزیتیویستی تکیه دارند. این پژوهشها، پرسشگری را به عنوان ابزاری برای بدست آوردن پاسخهای آماده یا معنی ثابت از متن در نظر میگیرند. چیزی که با هدف و منظور این پژوهش بسیار متفاوت میباشد. بررسی و مطالعه منابع علمی نشان میدهد پژوهشهای چندانی در رابطه با این موضوع انجام نشده است. مطالعات انجام شده در داخل کشور منحصر به دو مقالهای است که توسط مهرمحمدی (1374، 1384) در مجله روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و کتاب علوم تربیتی به چاپ رسیده است. در مقاله اول با عنوان “بررسی ابعاد نظری و عملی تعلیم و تربیت سؤال محور” وی تلاش کرده ضمن نقد تفکر رایج درباره انسان تربیت یافته به تشریح رویکرد پرسشمحوری پرداخته و مدلی را با عنوان یادگیری پویا معرفی کند. در مقاله دوم با عنوان “جامعه دانایی محور و نظریه تربیتی سؤال محور” وی تغییر پارادیم نظامهای تعلیم و تربیت از پاسخمحوری به سؤالمحوری را از بایستگیهای ورود به هزاره سوم میداند. وی در این مقاله، چرایی و ضرورتهای اتکا به چنین رویکردی را در نظامهای تعلیم و تربیت مورد بحث قرار داده و به شرح انگارهها و اصول تربیتی متناظر با این رویکرد پرداخته است.
یکی از مهمترین مطالعاتی که در رابطه با این موضوع در خارج از کشور انجام شده است، پژوهشی است که توسط هارپاز و لفستین (2000) و هارپاز (2005) با عنوانهای “جامعه تفکر” و “تدریس و یادگیری در جامعه تفکر” انجام شده و در مجله رهبری تربیتی و مجله برنامه درسی و نظارت به چاپ رسیده است. آنها برنامهای را با عنوان جامعه تفکر بر مبنای تعلیم و تربیت پرسشمحور در موسسه رشد تفکر برانکو ویس اورشلیم توسعه دادهاند که در 18 مدرسه اسرائیلی به اجرا در آمده است. بر اساس الگوی تربیتی جامعه تفکر، پرسش در مرکزیت تدریس و یادگیری قرار میگیرد. تدریسی که بر پرسشگری متمرکز است تا توانایی تولید پاسخهای درست. تدریس و یادگیری در یک جامعه تفکر در سه مرحله سازماندهی میشود: مرحله پرسش زایا و خلاقانه14، مرحله پژوهش، و مرحله نتیجهگیری. در مرحله پرسش زایا و خلاقانه، معلمان -که تسهیلگر نامیده میشوند- پرسش خلاقانهای را ارائه میکنند که دانشآموزان را تحریک و بر میانگیزاند که با مسئلهای در هسته دیسیپلین مورد مطالعه درگیر شوند. پرسشی که با ارائه موضوع درسی همراه شده است: زمینه، مفاهیم اصلی، مسائل مورد اختلاف، منابع اصلی، و روش پژوهش. از نظر آنها شش ویژگی یک پرسش زایا و خلاقانه عبارت است از: باز بودن، تضعیف کننده بودن، غنی بودن، مرتبط بودن، باردار بودن15 و عملی بودن.
مطالعه دیگری که با این موضوع مرتبط است، توسط فوربس و دیویس (2009) با عنوان “باورهای معلمان تازهکار ابتدایی در بکارگیری پرسشهای کلیدی در علوم: یک مطالعه طولی” انجام شده است. در این پژوهش چهار معلم ابتدایی تازهکار به صورت طولی در 3 سال اول دوران تدریس حرفهای خود مورد مطالعه قرار گرفتند. از نظر پژوهشگران، معلمان تازهکار ابتدایی برای یادگیری بهتر در زمینه حرفه خود و حمایت از دانشآموزان برای پرسشگری و پاسخ دادن به پرسشهای دارای ماهیت علمی، لازم است درک بهتری از باورهای خودشان در مورد پرسش و پرسشگری داشته باشند، و همچنین باید بدانند چگونه این باورها را در این مرحله بسیار مهم از مقطع حرفهای یک معلم مورد بحث قرار دهند. نتایج پژوهش نشان میدهد که همه معلمها اهمیت پرسشهای هدایت کننده و پرسشهای پژوهشی برای دستیابی به اهداف و فراهم ساختن زمینه برای ساخت معنا توسط دانشآموزان را مورد تاکید قرار دادند. این یافتهها دارای دلالتهای مهمی برای دیدگاههای فعلی درباره یادگیری معلمان در طول دوران حرفهای خود و کمک به پژوهش در رابطه با معلمان و تدریس و همچنین تربیت معلم و برنامهریزی درسی علوم است.
در رابطه با تعلیم و تربیت پرسشمحور کتاب با اهمیتی با عنوان “یادگیری برای پرسیدن: تعلیم و تربیتی برای آزادی” توسط فریره و فاندز (1989) منتشر شده است. این کتاب گفتگویی است بین فریره و فاندز در رابطه با یادگیری پرسشگری به عنوان روشی برای تغییر اجتماعی. از نظر آنان پرسشگری به عنوان شکلی از دانش است. به عبارت دیگر، پرسشگری لزوماً برای پاسخهای تجویز شده نیست، بلکه به عنوان فرایندی از توسعه آگاهی انتقادی16 از واقعیت اجتماعی از طریق تأمل و عمل است. فریره و فاندز (1989) اعتقاد دارند، “تفکر درباره پرسشها که همیشه یا بلافاصله به پاسخی نمیرسد ریشه تغییرات است” (ص، 37). آنها همچنین پرسش را به عنوان شکلی از خطر پذیری تعریف میکنند. فریره میگوید: “اشتباه کردن، عنصری از خلاقیت است و زمانی که این عنصر از دست برود، در تعلیم و تربیت استاندارد شده، دانش به موضوعی بوروکراتیک و ضد دموکراتیک تبدیل میشود” (ص 39). با این حال، آنها درباره اهمیت برقراری ارتباط بین حرف و عمل هشدار میدهند. از نظر آنها تعلیم و تربیت پرسشگری باید به عنوان روشی برای ایجاد تغییرات اجتماعی باشد.
متیو باوکر (2010) در مقالهای با عنوان “یاد دادن پرسشگری به دانشآموزان به جای پاسخ دادن به آنها” میگوید: با اعتقاد بر اینکه از چنین وضعی از روابط باید اجتناب شود، من برای چندین سال از رویکردی پرسش محور برای تدریس استفاده میکنم که هدف اصلی آن توسعه توانایی دانشآموزان برای پرسیدن پرسشهای خردمندانه درباره مواد درسی است. از نظر وی چنین رویکردی به دنبال بی اهمیت جلوه دادن پاسخها نیست، بلکه پاسخها را به عنوان سنگ گذرگاه17 از پرسشی به پرسشی دیگر به کار میگیرد. پرسش و رویکرد پرسشمحور ایجاب نمیکند که ما به طور مداوم دانشآموزان را مورد پرسش قرار دهيم؛ در واقع، ممکن است یک دوره پرسشمحور را بدون ارائه هر گونه پرسشی به دانشآموزان تدریس کنیم، تا زمانیکه اظهارات معلم، دانشآموزان را به پرسیدن پرسشهای بهتر ترغیب میکند. مطالعات متعددی نشان دادهاند که دانشآموزان زمانی دارای تفکر پیچیدهتر، نوآورتر، و درگیرانهتر هستند که معلم هیچ پرسشی نمیکند، بلکه به جای آن، قضایایی را بیان کرده یا جایگزینهای غیر پرسشی طرح میکند. برای اینکه رویکرد پرسشمحور موفق باشد، باید بر مقاومتها در مقابل پرسشگری غلبه شود. ما باید با پذیرش این موضوع آغاز کنیم که مسئله بدون پاسخ قطعی هم برای معلمان و هم برای دانشآموزان به یک اندازه خسته کننده است، ما همچنین باید به یاد داشته باشیم که تدریس پرسشها به معنی حذف پاسخها نیست. در عوض، دانشآموزان برای آفرینش یک پرسش آموزنده، باید به پاسخهای بسیار زیادی دسترسی داشته باشند. تفاوت بین روشهای پرسشمحور و پاسخمحور تفاوتی ساختاری است، پرسشها از مراحل مهم گفتگو است، در حالی که پاسخهای ابتداییتر، دانشآموزان را از پرسشی به

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، انتقال دانش Next Entries منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، هستی شناختی، هستی شناسی، شگفت انگیز