منبع تحقیق با موضوع تعلیم و تربیت، عصر اطلاعات، آموزش و پرورش، برنامه درسی

دانلود پایان نامه ارشد

با ساخت فعال دانش حاصل میشود و تعاملات اجتماعی نقش اساسی در فرایند یادگیری و شناخت دارند (ویگوتسکی، 1978). یادگیری شخصی شده منطبق با این اندیشه است که نظامهای آموزش و پرورش باید به فراسوی الگوی “یک برنامه واحد پاسخگوی نیازهای همه” عصر صنعتی حرکت کنند. این اندیشه خواستار بازگرداندن “منطقی” از نظام آموزش و پرورش است که بر اساس آن نظام، بر محور نیازها و مسئلههای دانشآموز شکل میگیرد، به جای اینکه دانشآموز نیاز داشته باشد خود را با سیستم منطبق کند (گرین، فیسر و راد، 2005). بر این اساس لازم است منابع (معلمان، زمان، فاصله، فناوری) را بطور انعطافپذیرتری برای یادگیری مستقر کنیم تا نیازهای دانشآموزان را بر آورده کند. همچنین لازم است درباره منابعی فراتر از آنچه به طور سنتی به عنوان بخشی از نظام تعلیم و تربیت در نظر گرفته میشود بیاندیشیم و از بهترین روشهای دسترسی دانشآموزان به منابع حمایت کنیم. از نظر لیدبیتر (2005) تا زمانی که که رویکردهای مبتنی بر یادگیری شخصی شده به شیوه محدودی در حاشیه اجرا میشود، ما هنوز شاهد انواع “یادگیری شخصی عمیق”188 که توسط مربیان آیندهنگر مورد استدلال قرار میگیرد نخواهیم بود.
این سخن به معنی واگذاری همه قدرت و مسئولیت معلمان به دانشآموزان و یا “برابر” دانستن دانشآموزان و معلمان نیست. بلکه به معنی بازآرايي نقشها و روابط به شیوهای است که نقاط قوت و دانش هر یک از آنها برای پشتیبانی بهتر یادگیری منظور شده باشد. در سایه دستیابی دانشآموزان به منابع دانش، معلم و مربی دیگر نمیتواند مانند گذشته رابطه و فرهنگ اقتدارمدارانه منبعث از برخورداری ویژه از دانش و اطلاعات را به دانشآموزان تحمیل نماید189. او ناگزیر باید به تغییر نقش از یگانه “دانای حاضر در صحنه”190 به “راهنمای حاضر در کنار دانشآموزان”191 بیندیشد و در نتیجه مروج فرهنگ مشارکت، احترام به دیگری، مدارا و آزادی اندیشه باشد.
واگذاري مسئوليت يادگيري به دانشآموزان و اندیشه “شخصی کردن یادگیری”192 به معنی تلاش برای شکل دادن یادگیری پیرامون نیازهای فردی دانشآموزان، موضوعي ساده و آشنا است که توسط بسیاری از معلمان طی سالها انجام میشود (بسلی، 2004). با اين حال زمانی که از منظر قرن 21 مورد تفسیر قرار میگیرد، بسیار پیچیده است. زيرا تأکید بر تغییر در سطح نظام است. آن ما را به تغییر منطق نظامهای تربیتی فرا میخواند، طوری که نظام تربیتی با محوریت یادگیرنده شکل بگیرد، به جای اینکه یادگیرنده با نظام منطبق شود (گرین و همکاران، 2005). یادگیری شخصی شده در اين عصر منطبق با این اندیشه است که نظامهای تربیتی باید از الگوی عصر صنعتی یک برنامه واحد پاسخگوی نیازهای همه فاصله بگیرد (آبریجد به نقل هپکینز 2011) و تأكيد خود را بر “يك برنامه واحد پاسخگوي نياز يك نفر”193 بگذارد. برای این کار نیاز است مدارس درباره نحوه عمل شان بازنگری اساسی بکنند. بسیاری از ساختارهای بنیادین تعلیم و تربیت سنتی مانند؛ مدرسه، گروه سنی، کلاس درس، درس، تخته سیاه و معلمی که در مقابل کلاس سی نفره از بچه ها قرار گرفته، موانعي برای یادگیری شخصی شده هستند. در یادگیری شخصی شده همه منابع یادگیری، شامل معلم، خانواده، مشاوران، همسالان، فناوری، زمان و ساختمان ها، باید بسیار انعطاف پذیر باشند (لیدبیتر، 2005، ص 7). همچنين لازم است درباره اینکه چه منابع جدیدی برای پشتیبانی از یادگیری مورد نیاز است و چگونه یادگیرندگان میتوانند به این منابع دسترسی داشته باشند بازانديشي كنيم. منابعی که به طور سنتی بخشی از نظام آموزش مدرسهای تلقی نمیشود (بولستاد، گیلبرت و همکاران، 2012).
در يادگيري شخصي شده بر اهمیت نقش فراگیر در فرایند یادگیری و حرکت به سوی مسئولیتپذیری بیشتر دانشآموز تأکید میشود. پارسونز و ساردو بروان (2001) معتقدند، معلمان ساخت و سازگرا کنترل كمتري بر یادگیری دانشآموزان اعمال ميكنند. آنها این اطمینان را به دانشآموزان میدهند که آنها میتوانند مسئول یادگیری خود باشند. يادگيري شخصي شده در واقع تغییر تفكر درباره معلم به عنوان “انتقال دهندة اطلاعات” به سوي در نظر گرفتن معلم به عنوان “تسهیل کنندة تولید دانش” و “کمک کننده به یادگیرنده” در جهت یادگیری خودگردان است.

3-5-4- تغییر مفهوم سواد
شاید در نگاه اول سواد مفهومی ساده به نظر آید که معنی بسیار واضح، مشخص و رایجی دارد. اما با اندکی تأمل و بررسی متوجه میشویم سواد مفهومی است با وجوه بسیار که در زمانهای مختلف متحول شده و معانی جدیدی یافته است. زمانی عنوان باسواد برای کسی اطلاق میشد که توانایی خواندن و نوشتن داشته باشد. فرهنگ معین سواد را برابر “خواندن و نوشتن” آورده است و لغت‌نامه دهخدا، سواد را “ملكه خواندن و نقل كتاب و مانند آن” دانسته و فرد باسواد را اینگونه تعریف کرده است: “آنکه دارای سواد باشد و خواندن و نوشتن داند”. یونسکو در سال 1951 به فردی با سواد می‌گفت که بتواند یک متن ساده را بخواند و بنویسد (ابراهیم زاده، 1373، ص 150). در سال 1956 یونسکو سواد کارکردی را مطرح کرد. از دیدگاه یونسکو فرد هنگامی به صورت کارکردی باسواد است که مهارتهای خواندن و نوشتن را به نحوی کسب کرده باشد که با کمک آن به طور موثر، بتواند به برخی فعالیتها بپردازد؛ فعالیتهایی که داشتن سواد برای انجام آنها، بنا بر عرف و فرهنگ گروهی که او عضوی از آن است، امری طبیعی و بدیهی محسوب میشود. یونسکو، در 1957، سواد را مشخصهای تعریف میکند که فرد آن را با درجات مختلف کسب میکند، یعنی از هیچ تا سطح بالایی از سواد که حد آن معلوم نیست. برخی افراد نسبت به دیگران، بیشتر یا کمتر، باسواد هستند، در واقع نميتوانيم از باسواد و بیسواد به عنوان دو گروه مجزا صحبت کنیم (ص 33). این تعریف با پیشرفت جوامع در عرصه‌های مختلف زندگی به تدریج تغییر یافت و در سال 1962، باسواد به فردی اطلاق شد که علاوه بر خواندن و نوشتن، توانایی حساب کردن را نیز داشته باشد.
اما این مفهوم بعدها تغییر یافت و باسواد به کسی گفته شد که دارای اطلاعات و معلومات بیشتری باشد. کمیته بینالمللی کارشناسان سواد در سال 1964 این تعریف را درباره فرد باسواد ارائه کرده است: “فرد باسواد کسی است که پس از کسب مهارتها و معلومات اساسی بتواند به وسیله آن در کلیه فعالیتهای اجتماعی که مستلزم داشتن آن مهارت و معلومات است، به نحو موثری شرکت کند و با استفاده از تواناییهای خواندن، نوشتن و حساب کردن برای رشد خود و جامعهاش گام بر دارد” (ابراهیم زاده، 1373، ص 151). اما چه کسی در هزاره سوم باسواد است. آیا افراد میتوانند با سواد قبلی خود در عصر اطلاعات نیازهای خود را برآورده کنند.
در عصر حاضر مفهوم سواد گسترش یافته و آنچه به عنوان سواد مطرح است معنای عمیقتر و دقیقتری پیدا کرده است. بطوری که میتوان سواد را به عنوان کسب مجموعهای از شایستگیهایی در نظر گرفت که نظام آموزش و پرورش باید در برابر آن پاسخگو باشد. شایستگی هایی که طیف گستردهای را در بر میگیرد. باسواد شدن به معنی توانایی پردازش معنیدار و مشارکت در جریان اطلاعاتی است که با آن روبرو میشویم.
با باز کردن دریچهای به سوی کثرتگرایی شناختی، مجموعه متنوعی از نتایج بالقوه در ارتباط با برنامه درسی مطرح میشود. نخست با چنین جهت گیری، مفهوم سواد گسترش مییابد (آیزنر، 1994). چنانكه سواد وسيله اي براي انتقال معنا تلقي شود، بايد اذعان داشت كه انتقال معنا محدود به متن مكتوب نبوده و خواندن و نوشتن تنها ابزار مبادله معنا نيستند. به طور كلي اَشكال و روشهای متفاوتي وجود دارند كه از طريق آنها معاني و مفاهيم، بيان و ارايه ميشوند که نقش مؤثري در تعيين گستره سواد دارند. از نظر آیزنر (2005) بدون داشتن فرصت دستيابي به اشكال چندگانه سواد، كودكان از مشاركت در مواريث فرهنگي خود ناتوان خواهند بود.

3-5-5- تغییر مفهوم دانش
علاوه بر این، ماهیت دانش نیز در حال تغییر است. دانش دیگر به عنوان “چیزهایی” فراهم شده و ذخیره شده در ذهن کارشناسان، ارائه شده در کتابها، و طبقهبندی شده در رشتههای تحصیلی در نظر گرفته نمیشود. بلکه به عنوان چیزی در نظر گرفته میشود – چیزی که کارها را انجام میدهد، یا موجب میشود چیزها اتفاق بیافتند. دانش در اين عصر، براي آنچه كه هست ارزشمند تلقی نميشود، بلکه به این خاطر ارزشمند تلقي ميشود که میتواند کاری انجام دهد. آن بوسیله متخصصین تولید نشده است بلکه محصول هوش جمعی است – یعنی گروهی از افراد با تخصصهای مکمل که برای اهداف خاص همکاری میکنند.
در عصر اطلاعات مفهوم “دانش” نیز پیچیدهتر شده و دشواری خاصی پیدا کرده است. دانش عملاً هیچگاه ثابت باقی نمیماند، بلکه دائماً با گذشت زمان تغییر میکند و اگر آن را در اختیار دارید، غیر ممکن است که بدون بکارگیری دانش، انتظار تغییر و به روز شدن آن را داشته باشید و مهمتر از همه اینکه دانش به عنوان منبع قدرت، دیگر مثل گذشته در انحصار گروه خاصی نیست. دانش به عنوان چیزی پویا، سیال، مولد است. دانش دیگر نمیتواند بعنوان شیء یا چیزی باشد که در دیسیپلینها مدون شده است.
این تغییر پیامدهای بسیار مهمی نیز برای نظام آموزش و پرورش دارد. از این رو نحوه تفکر ما درباره برنامه درسی یکی از بزرگترین چالشهای تعلیم و تربیت در عصر اطلاعات و ارتباطات است. در واقع برنامههای درسی تحت تأثیر دو معرفتشناسی کاملاً مستقل در رابطه با دانش و آنچه به عنوان دانش تلقی میشود قرار دارد. در نگاه سنتی، دانش به عنوان محتوا، مفاهیم و مهارتهای گزیده شده از دیسیپلینها در نظر گرفته میشود که به موضوعات درسی یا حوزههای یادگیری برنامهدرسی مدارس شکل میدهند. از این نقطه نظر، وظیفه یادگیرنده جذب و درونیسازی این دانش در ذهن خود و نشان دادن آن با استفاده از ابزارهای سنجش مختلف است. این نگاه به دانش بر این فرض استوار است که دانش میتواند برای استفاده بعدی در طول زندگی یادگیرنده ذخیره شود. برداشت ديگري از مفهوم دانش كه منطبق با ادبیات عصر اطلاعات و ارتباطات است دانش به عنوان چیزی در نظر گرفته میشود که کارها بوسیله آن انجام میشود. آن بیشتر شبیه به انرژی است تا ماده، بیشتر شبیه فعل است تا شبیه اسم. دانش در عصر اطلاعات و ارتباطات، شامل خلق و بکارگیری دانش جدید برای حل مسائل و یافتن راهحل برای چالشهایی است که بر مبنای “اینجا- اکنون”194 ظهور مییابند. چنین نگاهی درباره دانش خارج از حوزه تعلیم و تربیت بواسطه تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و کمک فناوری جدید پدید آمده است.
روشن است که تغییر پارادایم و بنا نهادن رویکرد جدیدی از نظام تعلیم و تربیت مستلزم فهمی متفاوت از معانی واژههای دانش و یادگیری است، چنین فهمی میتواند نحوه ترجمه برنامه درسی را به یادگیری و تدریس تغییر دهد. تلقي از دانش در گذشته و اكنون به شرح شكل 7 قابل مشاهده است (بولستاد، گيلبرت، مك دوال، بوول، بويد و هيپكينز، 2012).

شكل 6: تلقی درباره دانش در گذشته و اکنون
تلقی از دانش در گذشته
تلقی از دانش در حال حاضر
دانش به عنوان چیزی تلقی میشود که توسط متخصصان تولید و شناخته میشود، چیزی که می تواند از معلم به دانش آموز منتقل شود.
دانش بسرعت در هر روز تولید می شود. دانش فرایندی است از خلق دانش جدید. آن محصولی شبکه و جریان است که پا به عرصه وجود میگذارد، از طریق تعامل و بر پایه حل مسائل اینجا- اکنون ظهور مییابد.
کار مدارس انتقال این دانش به دانشآموزان است، و وظيفه دانشآموزان جذب این دانش برای آماده شدن برای زندگی بعد از مدرسه است. برنامهریزی درسی به عنوان وظیفهای است براي تعیین دانشی که دانشآموزان برای نقش آینده شان نیاز دارند؛ و سازماندهی این دانش در گامهای منطقی واحدهای برنامه درسی قابل تدريس با روشهای سخنرانی و قابل ارزیابی به روشی که به نتیجه آشکار و واضح منجر شود.
نمي توانيم با دقت پیش بینی کنیم افراد زمانی که به زندگی در قرن 21 وارد میشوند دقیقاً به چه دانشی نیاز دارند. همچنین استدلال ميشود که دانشآموزان در بین چیزهای دیگر به فرصتهایی نیاز دارند تا به هویت خودشان شکل داده، خود اتکاء، نقاد،

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، عصر اطلاعات، فناوری اطلاعات، دسترسی به اطلاعات Next Entries منبع تحقیق با موضوع عصر اطلاعات، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، فناوری اطلاعات