منبع تحقیق با موضوع تعدد زوجات، نماز جمعه، سن ازدواج

دانلود پایان نامه ارشد

زيرا قائلند که در اقامه نماز بايد بيشتر بر نيت تمرکز داشت و اينکه فکر نماز گذار در اثنا اعمال نماز متوجه خداوند باشد.499 دروزيان به هر پنج وقت نماز که فجر، ظهر، عصر، مغرب و عشا باشد، قائلند و مجموع رکعات را هفده رکعت مي دانند و در حالات سفر و يا خوف نمازهاي جهار رکعتي را شکسته مي خوانند. همچنين نماز جمعه را نيز دو رکعت مي دانند که بعد از اقامه آن روي به مباحث علمي و تفسير آيات قرآن و بيان احاديث ائمه شيعه مي آورند. اگر يکي از آنها زنا کند و يا سرقت انجام دهد و يا دروغ بگويد تا زماني که توبه نصوح نکند از مجالس ذکر و نماز به دور است و نمازش مورد قبول نيست.500 کساني که در اداي فريضه نماز کوتاهي بورزند به هر تعداد روزي که نماز نخوانند به همان تعداد طبق رسم علماي سلف دروزي همچون عبدالله تنوخي و شيخ فاضل ابي هلال؛ از مجالس دروزي محرومند. در وضو آنچه ابتدا مطرح مي شود نيت است که به قصد اطاعت و امتثال امر خداوند انجام ميشود. در باب شيوه وضو گرفتن همانند بحث تکتف و عدم آن، بعضي از دروزيان از شيوه اهل سنت و برخي نيز، شيوه جعفريه (تشيع) را انجام مي دهند. در اين صورت دروزيان در وضو ابتدا دستها را تا آرنج ميشويند بدون اينکه تقيد داشته باشند که ابتداي غَسل از مرفقين به سمت پايين باشد و يا اينکه سر انگشتان شروع شستن و آرنج غايت آن باشد. البته در شستن دستها، شروع به دست راست را مستحب مي دانند. بعد از شستن دستها صورت را تا زير چانه و فاصله بين دو گوش و از بالا به پايين مي شويند. بعد از آن سر را مسح مي کنند که در آن مسح جزئي از سر و يا تمام آن پذيرفته است. در پايان وضو به سراغ پا رفته و پاها را از سر انگشتان تا برآمدگي پشت پا مي شويند. در بين پاها نيز مي توانند پاي چپ را بر راست مقدم کنند. اگر آب وضو به مقداري نباشد که بتوان با آن پاها را شست، مي توانند به مسح پاها از سر انگشتان تا برآمدگي پشت پا کفايت کنند.501 بعضي از پژوهشگران، امروزه اعتقاد دارند که اين تسامح دروزيان (مانند آنچه در وضو مشاهده ميشود) به تفکر اباحيگري آنها باز مي گردد که آن نيز ريشه در اصرار افراطي بعضي از داعيان اسماعيلي بر جدايي بين امور ظاهري و باطني شريعت دارد.502 آنها قائنلد بعضي از مذاهب مانند اماميه، شافعي ها و حنبلي ها طبق آيه 6 سوره مائده503 صحت وضو را مشروط به شروع به صورت در شستن مي دانند، و حنفي ها و مالکي ها ابتداي به رِجلين را اجازه داده اند. اما سبب آنکه دروزيان در وضو ابتدا دستها را مي شويند اين است که به وسيله دست بقيه اعضاء تطهير ميشوند پس بايد ابتدا آنها شسته شوند. در اين صورت چگونه تصور مي شود که انسان صورت خود را با دستي بشويد که خود شسته و طاهر نمي باشد؟ و اينکه ترتيب ذکر شده در آيه ترتيب به معناي اولويت نمي باشد بلکه صرفا توضيحي است. همچنين متابعت بين شستن اعضا را نيکو شمرده و فاصله انداختن بدون عذر را مکروه ميشمرند. اما درباره شرايط وضو و مستحبات آن و احکام شک و يقين در طهارت، تبعيت از اقوال علماي اهل سنت و ائمه شيعه مي کنند واگر قولي را در اين بين متناقض ديدند، به آنچه عقل طبق مقتضيات زمان و مکان حکم کند، اخذ مي کنند. همچنين وضو و نماز فردي که شرب خمر و يا تدخين کرده تا زماني که توبه نکند مورد قبول نيست و بر او حرام است.504
در بحث تيمم موحدون دروز بر طبق آيه 6 سوره مائده505 قائلند که تيمم واجب نمي شود مگر زماني که مواردي همچون مرض، سفر و يا آنچه در آيه آمده است پيش بيايد. دروزيان قائلند که صرف نبود آب دليل وجوب تيمم نمي باشد، بلکه نبود آب بايد مقترن با مرض و يا سفر باشد و اين مطلب يک تالي به دنبال دارد و آن اين است که اگر آب براي وضو و طهارت يافت نشد، نماز واجب نيست؛ زيرا نماز بدون طهارت انجام نمي پذيرد. در اين زمان بايد سوره حمد و بعضي از سور قرآن را که حفظ است بخواند تا ارتباطي که در اثنا نماز با خداوند داشت حفظ بماند که البته رکوع و سجودي ندارد. اما اگر آب کمي يافت بايد هر مقدار از تطهير دو دست و مسح وجه و مو و دو پا که ممکن است، متقارن با نيت وضو انجام دهد.اگر استعمال آب موجب ضرري قطعي شود، پس براي موحد دروز ممکن است که تيمم نمايد و اين تيمم بايد با خاک طاهري باشد که نجاستي مخلوط با آن نشده باشد. بنا بر نظر آنها دستها، صورت و سر را بايد تيمم نمود. اين اعمال عبادي تنها با شرايطي همچون داشتن صدق و استقامت و ايمان و عدم نزديکي به مسکرات (هر نوع آن، کم و يا زياد آن) و حتي مواد دخاني که نزد موحدون دروز آفت دين و دنيا شمرده مي شود؛ صحيح است. به سبب همين تضييق خواندن نماز در بين دروزيان محصور به شيوخ اهل تقوا گشته است. و البته بعضي از جوانان نيز با حد پايين اين شرايط مشغول به نماز گشته اند. همچنين در نزد موحدين غير از آداب ظاهري نماز، آداب باطني نيز در نظر گرفته شده است. مرسل نصر مي گويد که ما در اين تفسير و تصور باطني نماز تنها نيستيم. بلکه در اين باره مي توانيم کتاب آداب الصلوة506 امام خميني (ره) را نيز مشاهده کرد.507
2- روزه: دروزيان روزه را يکي از ارکان اسلام و واجب بر هر مکلف مي دانند به طوري که مانعي در قيام آن وجود ندارد. آنها روزه را امساک از مفطرات از زمان فجر تا مغرب شرعي مي دانند که بايد با نيت و توبه از گناهان همراه باشد. همچنين صيانت نفس از محرمات الهي را در اين زمان واجب مي دانند. در طائفة الدروز آمده است که به جاي روزه ماه رمضان که نسخ شده است، نه روز اول ماه ذي الحجه را مانند شيوه ديگر مسلمين روزه گرفته و روز عيد قربان عيد مي گيرند.508
3- زکات: زکات نيز از جمله ارکان اسلام از نظر موحدون دانسته مي شود. در حالي که طبق نقل مرسل نصر گذشت زمان و فساد حاکمان باعث شده است که دروزيان در اين امر سستي بورزند واين امر به کمک در امور خير و يا خمس تبديل گشت.
4- حج: موحدون حج را طبق آيات قرآن بر هر مکلف مستطيع واجب مي دانند. آنها بر اين واجب الهي اهتمام داشته اند تا اينکه در سال 1703م، 62 نفر از حجاج دروزي به دليل تعصبات فرقه اي و تکفير کشته شدند و از آن تاريخ به بعد به دليل ترس از جان رفتن به سفر حج در ميان آنها متوقف شد. بعد از آن هم در خواست دروزيان براي انجام فريضه حج با مخالفت مسوولين امر مواجه شده است.
5- جهاد: پنجمين رکن اسلام از نگاه دروزيان شمرده مي شود که آنان اعتقاد دارند واجب است براي دفاع از اسلام و سرزمينهاي اسلامي دست به جهاد بزنند. آنها جهاد را هم به معناي ظاهري که جهاد با دشمنان باشد و هم به معناي باطني که جهاد با نفس باشد، پذيرا هستند. البته بايد از شيخ مرسل نصر پرسيد که دروزيان ساکن سرزمينهاي اشغالي در اين باره چه نظري دارند و آيا فلسطين را يک ارض اسلامي ميشمارند که به دفاع از آن بپردازند؟
6- ششمين امر در نزد دروزيان ولايت است که آنها ولايت را محافظت از اسلام از حيث تشريع و تاويل مي دانند. مرسل نصر در پايان اين شش رکن قائل است کساني که منکر اين ارکان باشند کافر و مرتد مي باشند که به دنبال تخريب اسلام و خدمت به صهيونيست و استکبار جهاني مي باشند.
نظر علماي فريقين درباره شريعت باوري دروزيان: در اين بخش به نقل نظرات بعضي از علماي شيعه و اهل سنت در باب رابطه دروزيان و شريعت مي پردازيم. علامه محمد حسين فضل الله (ره) در مقدمهاش بر کتاب الموحدون الدروز في الاسلام ميگويد: اين کتاب (الموحدون الدروز في الاسلام) شروع جديدي در توضيح عقيده درزي و شرح احکام فقهي آنان در عقود و معاملات و مانند اينها است که مخالفتي با خطوط کلي و اصلي فقه اسلامي ندارد اگرچه بعضي مخالفت هايي که جنبه اجتهادي دارد، در بعضي احکام ديده مي شود.509 دکتر مصطفي الرافعي فارغ التحصيل دانشگاه الازهر مصر و دانشگاه سوربون فرانسه و متخصص فقه حنفي در اين باره در مقدمه کتاب شيخ مرسل نصر مي گويد اولين کسي که براي موحدون دروز فقهي را وضع کرد، حمزة بن علي بن احمد بود که در ايران به دنيا آمد و در مصر به خدمت الحاکم بامرالله درآمد. در 24 فوريه 1948 قانوني براي دروزيان صادر شد که آنان را ملزم مي ساخت در مواردي که نص خاصي در قانون دروزيان ندارد، بر آنها واجب است از مذهب و فقه حنفي پيروي کنند. فقه حنفى كه يكى از چهار مكتب فقهى اهل سنت است، توسط حكومت عثمانى در سوريه و لبنان رايج گرديد.510 البته در شش مورد دروزيان از تبعيت فقه حنفي مستثنا مي باشند: 1- حرمت تعدد زوجات 2- عدم جواز طلاق مگر در حضور قاضي 3- ممنوعيت ازدواج دختر خردسال مادامي که به سن رشد شرعي نرسيده باشد 4- جواز پيمان و وصيت 5- مشروط بودن صحت ازدواج به اينکه شهود حاضر در مجلس از چهار نفر کمتر نباشد 6- قول به قاعده تمثيل وتنزيل511 او قائل است که موحدون دروز اگر در اين موارد به نتايجي غير از آنچه جاري در ميان اهل سنت و يا شيعيان اثنا عشري است برسند، اين اجتهاد آنها بر مبناي فهم شان از کتاب و سنت است. واين اجتهاد آنها از حکم قطعي، ثابت و ضروري دين خارج نگشته و اجتهادي مقبول و نيکو به نظر مي آيد.512 او در تاييد نظر دروزيان درباره حرمت تعدد زوجات مي گويد که بعضي از فقهاي اهل سنت همچون شيخ محمد عبده و ديگران نيز همين نظر را دارند. همچنين معتزله را نيز همسو با دوزيان مي داند، به نحوي که معتزله قائلند مادامي که همسر اول از گناه و اشتباه به دور است، مرد اجازه ندارد همسر دومي اختيار کند.513 دکتر مصطفي الرافعي در باب حکمت احکام اختصاصي دروزيان و درباره عدم جواز طلاق مگر در نزد قاضي مي گويد که شايد اين اجتهاد مصلحت هر دو طرف زوج و زوجه را به دنبال داشته باشد. زيرا طلاق به دنبال ازدواج است و ازدواج يکي از عقود مدني است که ابطال آنها بايد به تراضي طرفين يا به حکم حاکم باشد. اگر اين اتفاق در حضور قاضي حادث شود، امکان آنکه قاضي بتواند براي حفظ بنيان خانواده بين زوجين صلح برقرار کند و از طلاق جلوگيري نمايد، وجود دارد. درباره عدم جواز اردواج با دختر صغيره که در نزد دروزيان زير 15 سال حساب مي شود آنها قائلند که سن ازدواج از نظر اهل سنت و شيعيان اثني عشري که 9 سال است دچار تناقض است، زيرا از يک طرف ازدواج را جايز مي دانند ولي از طرف ديگر تصرفات مالي را براي او اجازه نمي دهند. در حالي که اگر دختر بالغ شده باشد، هم مي توانند ازدواج کنند و هم اينکه تصرفات مالي خود را داشته باشند. دروزيان مي گويند کلام اهل سنت و شيعه مخالف آيه “وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُم‏ …”514 است. مورد بعدي مباح بودن وصيت نزد موحديت دروز براي وارث يا غير وارث آن هم به تمام ما ترک يا بعض آن است که دليل اين اباحه در نزد دروزيان عمل به قاعده آزادي انسان به طور مطلق براي تصرف در اموالش مي باشد. اين اباحه زماني است که فرد درزي مجرد باشد اما زماني که متاهل باشد، و داراي فرزند باشد اين گونه وصيت باطل است. مورد چهارم اشتراط 4 شاهد در صحت ازدواج است که به نظر دکتر الرافعي مشکلي در آن نيست، چونکه اين زيادت، احتياط حساب مي شود. آخرين مسئله اي که بررسي مي شود قاعده تمثيل و تنزيل است و شرح آن اين گونه است اگر ميت فرزندي داشته که در زمان حياتش فوت شده و حالا از آن فرزند، خانواده اي باقي مانده اگر ميت براي آنها وصيت نکرده باشد، فرزندان آن فرد از ما ترک پدر بزرگ خود ارث مي برند همانگونه که اگر پدرشان زنده بود، از ترکه پدرش ارث مي برد. اين صورت اخير نيز مورد تاييد دکتر الرافعي قرار مي گيرد و او آن را رعايت انصاف بريا اقرباء غير وارث ميت مي داند. دکتر الرافعي در پايان اين گون جمع بندي مي کند که موحدون دروز مسلمانند و به تمامي اعتقادات اسلامي ايمان دارند و دليلي براي تکفير آنها باقي نمي ماند. و اختلاف آنها با ديگر مذاهب اسلامي اختلافي در جوهر دين نيست و در حقيقت اختلافات در فروع دين است. که اين گونه اختلاف نيز مادامي که عقول بشر تفکر و استنتاج دارند، وجود داشته و ناگزير از آنها مي باشيم. 515 همچنين شيخ الازهر در سال 1379 هجري فتوا به مسلمان بودن دروزيان داد.516

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع ایران باستان، یونان باستان، شیخ اشراق، صدرالمتألهین Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اهورامزدا، آیین زرتشت، یونان باستان، ایران باستان