منبع تحقیق با موضوع ایدئولوژی، آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، پرسشگری

دانلود پایان نامه ارشد

سلطه آن قرار دارند؛ ایدئولوژی عاملان یا سوژه‌های خود را به بازتولید وضعیت موجود جامعه و در حقیقت بازتولید آرمان‌های نظام حاکم وا می‌دارد. آلتوسر میگوید: ایدئولوژی نظامی از دلالت‌هاست اما در بیشتر مواقع این دلالت‌ها هیچ ارتباطی به آگاهی ندارند. اینها اغلب به صورت تصاویر و مفاهیم هستند اما در ورای همه اینها ساختارهایی وجود دارد که بر جمعیت کثیری از افراد اعمال می‌شود اما نه به واسطه آگاهی‌شان؛ اینها ابژه‌های فرهنگی ادراک شده و مورد پذیرش هستند و از طریق فرایندهایی که دور از دسترس افراد می‌باشند بر آنها اعمال می‌شوند (فرت، 2006، ص 77).
آلتوسر با بکارگیری مفهوم موقعیت‌های سوژه137، به انفعال عامل اشاره می‌کند و آن را موقعیتی می‌داند که از جانب دستگاه ایدئولوژیک دولتی به افراد نسبت داده می‌شود. همه ایدئولوژی‌ها دارای این کارکرد هستند که افراد عادی و ملموس را به منزله سوژه‌ در آورند. آلتوسر شیوه‌هایی را که مردم به اراده خود با این هویت‌ها سازگار می‌شوند و چگونگی پیوستن به بافت نیازهای نظام برای بازتولید، آن را مورد تاکید قرار می‌دهد. جایگاه سوژه که مردم اشغال می‌کنند طبیعی می‌نماید و لذا ایدئولوژی به عنوان چنین چیزی شناخته نمی‌شود (اسمیت، 1387، ص 94). آلتوسر (1971) میگوید: ایدئولوژی به طریقی عمل میکند که سوژهها را از میان افراد به خدمت میگیرد (آن همه را به خدمت میگیرد)، یا آنها را تبدیل به سوژه میکند (آن همه را تبدیل به سوژه میکند). به عبارتی افراد خود را در جایگاه سوژه در نظر میگیرند و این تلقی برایشان بوجود میآید که با اراده خود عمل میکنند، در حالیکه مشغول اجرای ایدئولوژی نظام حاکم هستند در حالی که به آن آگاهی ندارند. ایدئولوژی به معنای اعتقاداتی نیست که مذموم می‌شماریم، بلکه مجموعه‌ای از گفتارها و تصاویر است که شایع‌ترین دانش و ارزش‌ها را شامل می‌شود. بنا به این استدلال، با کمک ایدئولوژی حکومت و سرمایه‌داری می‌توانند خودشان را بدون تهدید انقلاب بازتولید کنند. از نظر آلتوسر، ایدئولوژی غالب اگرچه در واقع امری سیاسی و نسبی است، در معرض تبدیل شدن به امری ظاهراً طبیعی، جهانشمول و ابدی قرار میگیرد (دیورینگ، 1382، ص 7).
از دیگر اندیشمندان نظریه بازتولید ساموئل بولز138 و هربرت جینتیس139 هستند که با کتاب معروفشان با عنوان آموزش مدرسهای در جامعه سرمایهداری آمریکا (1976) شناخته میشوند. این کتاب مملو از استدلالهای مبتنی بر شواهد تجربی است. آنها برای تحلیل نظامهای آموزشی، قبل از هر چیز به ویژگی نیروها و روابط اجتماعی تولید توجه کردهاند. بخش عمده کار آنها در جهت اثبات این نکته است که نظام آموزشی، عنصری اساسی در بازتولید تقسیم کار به شمار میرود و این امر در نهایت بیانگر برتری طبقه سرمایهداری است. آنها نابرابری آموزشی را بخشی از تار و پود جامعه سرمایهداری میدانند و معتقدند که ساختار سلسله مراتبی ارزشها، هنجارها و مهارتهایی که در عرصه کار وجود دارد، همان سلسله مراتب و روابط موجود در کلاس است. به عبارت دیگر، مدرسه نهادی است که نابرابریهای موجود بین طبقات اجتماعی را بازتولید کرده و مشروعیت میبخشد. پیوند سه نهاد خانواده، کار و مدرسه چارچوبی اساسی برای نظریه آنها فراهم میسازد (شارع پور، 1383، صص ۷۵ -۶۹).

2-4-3- رویکرد پاسخمحور و نظریه بازتولید
نشانههای بسیاری وجود دارد که رویکرد تربیتی پاسخمحور را در چهارچوب نظریههای انتقالی و بازتولیدی آموزش و پرورش مورد بررسی و تبیین قرار دهیم. در خوشبینانهترین حالت، رویکرد تربیتی پاسخمحور یک رویکرد تربیتی محافظه کار است که هدف آن انتقال بی کم و کاست سنتها و ارزشهای پذیرفته شده جامعه به عنوان پاسخهای درست و مناسب به نسل جدید است. رد پای این نگاه را میتوان در دیدگاههای اندیشمندانی همچون هرش (1987)، تایلر (1949) و بگلی (1920) ملاحظه کرد، که نمونهای از دیدگاههای پاسخمحورانه در آموزش و پرورش را در قالب نظریههای آموزش سواد فرهنگی140، عطف توجه به نیازهای جامعه و انتقال تجارب جامعه به نسل جدید شکل میدهد. هدف اساسی تعلیم و تربیت از دیدگاه سواد آموزی فرهنگی، فرهنگپذیری است، یعنی انتقال آگاهیهای ویژه مشترک از بزرگسالان یک گروه یا دولت شهر به بچهها. هرش مدارس را متهم میکند که در انتقال میراث فرهنگی ناکام بودهاند. او پیشرفت گرایانی را مقصر میداند که از فلسفه رشد طبیعی روسو و فلسفه عملگرایی دیویی حمایت میکردند. با این که هرش مخالف سنت گرایانی است که عقیده داشتند عقل غربی همه چیزهایی را که باید منتقل کند، در بر میگیرد، با عمل گرایان نیز به دلیل تاکیدشان بر افراد و اعتقاد آنها به فایده اجتماعی نیز مخالفت میورزد. او با تنگ نظری گذشته و گستردگی افراطی مخالف است. او به نفع مصالحه استدلال میکند، یعنی برنامه درسی که از نظر محتوا سنتی است، اما از نظر مواد و شیوه تدریس کثرت گراست، اما با این وجود، محور مشترکی از اطلاعات فرهنگی را در اختیار بچههای ما قرار میدهد (ص 127-126). هرش، هم با بازگشت به جنبش اصول بنیادی مخالف است و هم با جنبش تفکر انتقادی، با اولی مخالف است، چون عمیق نیست و با دومی مخالف است، زیرا محتوای خاص را نادیده گرفته است. چنین رویکردی را میتوان به عنوان سنتی دیرینه که در پی حفظ وضع موجود است در نظر گرفت. در همین چهارچوب ویگینز (1989) با رد این فرض نظریه سواد فرهنگی هرش که برخورداری دانشآموزان از حجم انبوهی از دانش و اطلاعات فرهنگی پیش شرط ارتباط و مشارکت در گفتگوی بزرگ141 در جامعه است، بر این نظر است که شرکت در این گفتگو پیش از آنکه متکی بر دانش و اطلاعات مشترک باشد، به برخی عادات ذهنی وابسته است که مهمترین آن عادتها، پرسشگری است. تایلر (1949) نیز در کتاب معروف خود با عنوان اصول اساسی برنامهریزی درسی و آموزشی، در پاسخ به این پرسش که مدارس باید در صدد تحقق کدام مقاصد تربیتی باشند؟ نیازهای جامعه و مطالعه جامعه معاصر را به عنوان یکی از منابع اطلاعاتی برای تعیین مقاصد تربیتی در نظر میگیرد. وی در این رابطه میگوید: مطالعات زندگی معاصر منابع اطلاعاتی با ارزشی را برای تعیین هدفهای آموزش و پرورش در دسترس میگذارند. از نظر بگلی (1920) هر یک از شاخههای دانش به عنوان نوع خاصی از تجربه محدود جهان پیرامون یا درون ماست که از طریق برنامه درسی مدارس به دانشآموزان ارائه میشود. یکی از وظایف مدرسه انتقال142 این تجربه به دانشآموز است. وی با نقل قولی از هاورث میگوید: “نباید فراموش شود که یکی از وظایف نظام مدرسه ما، اگر نگوییم همه وظیفه مدرسه، توزیع مهمترین دانشهای فراهم شده در بین اعضای جامعه است”. در نگاه بدبینانه نظام پاسخمحور آموزش و پرورش را میتوان وسیلهای برای ادامه حاکمیت طبقه خاصی در نظر گرفت. بسیاری معتقدند که امکان تعلیم و تربیتی بیطرف و بیغرض، به خصوص در محیط سیاسی، وجود ندارد. آنها این اصل مهم فریره (2000) را میپذیرند که بیطرفی در تعلیم و تربیت غیر ممکن است، زیرا تعلیم و تربیت یا آزاد میسازد و یا رام میکند! به عقیده آنها در نوع تعلیم و تربیت عقلانی، که محافظهکاران فرهنگی ترویج میکنند، ارزشهای سیاسی نهفته است. از اینرو، رویکرد تربیتی پاسخمحور را میتوان تلاشی آگاهانه دانست که سعی دارد ارزشها و هنجارهای نظام سیاسی و اجتماعی مورد نظر را به عنوان پاسخهای درست به مخاطبان خود القاء کند. از سوی دیگر افراد با بدیهی و درست انگاشتن این ایدئولوژیها و ارزشها آنها را درونی می‌کنند و به سادگی، حضور و تاثیرات آنها را نادیده می‌گیرند. بدین ترتیب همانطور که آلتوسر میگوید ایدئولوژی به گونهای رفتار انسان‌ها را تعیین میکند ‌که آنها کنترل چندانی بر آن نداشته و به طور ناخودآگاه تحت سلطه قرار میگیرند. مفهوم دیگری که در تبیین رویکردهای تربیتی میتواند کاربرد داشته باشد و به فهم ما از کارکردهای متفاوت رویکردهای تربیتی خاص عمق دهد، مفهوم عادتواره است. همانطور که بوردیو (1990) میگوید ساختار اجتماعی از طریق عادتوارهها تولید و بازتولید میشوند. وی عادتواره را مجموعهای از خصلتهای نسبتاً پایدار در نظر میگیرد که به صورت یک قالب مشترک در بین افراد وجود دارد و مبنای ادراک، داوری و عمل آنان را فراهم میکند (استونز، 1381). از این منظر میتوان گفت هدف ضمنی آموزش و پرورشی که در چهارچوب رویکرد پاسخ محوری به ایفای نقش میپردازد، به عادت در آوردن پاسخهایی است که فرایند بازتولید را تضمین میکند. زمانی که میگوییم ایدئولوژی به گونهای رفتار انسانها را شکل میدهد که افراد ناخودآگاه آنها را بروز میدهند، در واقع به عادتواره خاصی اشاره میکنیم که محصول یک رویکرد تربیتی پاسخ محور است. بوردیو (1990) آموزش و پرورش را فرایندی میداند که از طریق آن یک استبداد فرهنگی بطور تاریخی با ایجاد عادتوارهها بازتولید میشود. عادتوارههایی که اعمالی را برای تطابق با آن استبداد فرهنگی بوجود میآورند. از نظر وی این فرایند انتقالی در فرهنگ شبیه فرایند انتقال ژنیتیکی در موارد زیستی است. اگر عادتوارهها را به سرمایه ژنتیکی تشبیه کنیم، فرایند تلقین که کار تربیت را تشکیل میدهد شبیه فرایند تولید نسل خواهد بود. از منظر دیگر، عادتوارهها شامل ابزارهای فکری نیز هستند. در تربیت پاسخ محورانه به عنوان یک فرایند تربیتی، ذهن دانشآموزان به گونهای تکوین مییابد که آنها به شیوه خاصی از تفکر و یادگیری عادت میکنند که این عادتها نیز به تجربه و زیست خاصی منجر میشود. همانطور که در نقطه مقابل نیز، عادتوارههایی که محصول یک رویکرد تربیتی پرسش محور است رفتارهای بسیار متفاوتی را به دنبال دارد که متفاوت از رفتارهایی است که مورد نیاز یک نظام سلطهگر است. بسیاری از ویژگیهای ذهنی و عادتی ما در کودکی شکل میگیرند. اگر کودکان ما فرصت آموختن پرسشگری را در کودکی از دست بدهند در بزرگسالی افرادی رام و خالی از پرسش خواهند بود. همانطور که ارسطو میگوید: این موجب تفاوت کوچکی نمیشود که ما چه عادتهای ]تفکری[ را از سنین بسیار پایین در جوانان خود شکل دهیم. آن موجب تفاوت بسیار بزرگی میشود، بلکه موجب همه تفاوتها است (به نقل از هانت، 1990، ص 121). پیامد اجتماعی یک رویکرد تربیتی پاسخ محور، ناپرسشگری اجتماعی است که به بی تفاوتی اجتماعی و سیاسی شهروندان یک جامعه منجر میشود. همانگونه که در یک رویکرد تربیتی پاسخ محور، طرح پرسش و پاسخ هر دو در اختیار نظام آموزش و پرورش است، در جامعه بزرگتر نیز، هم طرح پرسش و هم پاسخ را حاکمیت بر عهده میگیرد. نتیجه چنین وضعیتی عقب افتادگی سیاسی و اجتماعی جامعه و نهادینه شدن اقتدارطلبی، خودکامگی و عدم پاسخگویی حاکمیت است که با معاف کردن خود از هر نوع پرسشی، راه را بر هر گونه پرسشگری، نقد و مطالبه مدنی و شهروندی میبندد. جامعه ایدهآل چنین حاکمیتی سازگاری بدون پرسش افراد و شهروندان جامعه با وضعیت موجود است. در این رویکرد مدارس کارکردی شبیه اسکمبولند در انیمیشن پینوکیو 3000 دارند. شهردار اسکمبولی از دست بچهها و اهالی شهر که کاملاً مطیع او نیستند و قدر زحمتهای او را نمیدانند ناراحت است. پینوکیو که خود یک ربات است و گول حرفهای او را خورده است با همدردی میگوید: “اگر همه بچهها ربات بودند خیلی بهتر بود” و شهردار اسکمبولی در پاسخ میگوید “ایده خوبی است”. وی با بردن بچهها به اسکمبولند که آن را برای بازی و شادی ساخته است این ایده را عملی میکند. شهردار اسکمبولی با سوار کردن بچهها به یک دستگاه بازی آنها را از تونلی عبور میدهد و همه آنها را تبدیل به رباتهای شبیه هم میکند که کاملاً تحت فرمان او هستند. این فرایندی است که در مدراس مبتنی بر رویکرد تربیتی پاسخمحور برای سازگار کردن کودکان با وضعیت موجود و اهداف نهاد قدرت اتفاق میافتد. مدارس، در واقع عزمی جز این ندارند که رشد کودکان را به قالبهای سازگار با اطاعت و فرمانبرداری محض محدود سازند و در این رابطه طوری عمل میکنند تا کودکان آن را به عنوان سرنوشتی محتوم مورد پذیرش قرار داده و به آن رضایت دهند.
حفظ وضع سياسى موجود، اعمال كنترل اجتماعى و سياسى بر نسل نو از طريق انتقال فرهنگى،

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، جامعه شناختی، تعلیم و تربیت، نظم اجتماعی Next Entries منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، پرسشگری، برنامه درسی، تعلیم و تربیت