منبع تحقیق با موضوع امام صادق، فخر رازى

دانلود پایان نامه ارشد

زمينه زنا فراهم شد و همچنين سرقت به ذهن او خطور نمود، او همين مطالب را با خود گفت و معلوم گشت كه با انسداد دروغ تمام گناهان بر انسان منسد مي شوند.
در وجه دوم وي به بيان روايت ابن مسعود مي پردازد كه بيان آن گذشت. در وجه سوم وي مطلبي را نقل مي كند كه دليل آنكه شيطان، مخلصين را از اغوا شوندگانش استثناء نموده است، براي آن بوده تا كاذب نباشد و حال آنكه ما در ترك كذب اولي از ابليس هستيم. چهارمين وجه براي فضيلت صدق اين است كه ايمان از صداقت و كفر از كذب نشأت گرفته شده است. سپس وي دليل قبح كذب را اخلال در مصالح عالم و نفس انسان دانسته و از قول معتزله به آيه نبأ استناد نموده است و قبول قول فاسق را موجب تولد كذب دانسته و آنرا خلاف مصلحت و افضاء به مفسده دانسته است. 86
نتيجه
بنابر آنچه گذشت فخر رازي در كبراي استدلال با ما همراه بوده ولي درصغري و انطباق دچار انحراف و قضاوت زودهنگام شده است؛ و لكن از فخر رازى بايد سؤال نمود آيا اين تفسير و برداشت در صدر اسلام نيز به ذهن اصحاب و ياران پيامبر(ص) متبادر ‏شد؟ حال آنكه مسئله اجماع پس از قرن اوّل مطرح شده، چگونه در آن زمان، از اين آيه «اجماع امّت» استنباط مى‏شود. قطعا اين تفسير نادرست بوده و اصحاب و ياران پيامبر(ص) از «صادقين» گروه خاصّى را ‏فهميدند كه داراى مقام عصمت بودند. بنابراين شايد رواياتي كه در دسته سوم مي آيد صغري و انطباق بر معصوم را براي وي حل نمايد.
ج)كساني كه انطباق آيه بر اميرالمؤمنين(ع) را به عنوان يكي از احتمالات مطرح نموده اند
اين دسته از مفسرين اهل سنت آنچنانكه گذشت علاوه بر ذكر اينكه تفسيرهاي متعدد ارائه داده اند اما تفسير آيه به امام علي(ع) و يا اهل بيت عصمت و طهارت(ع) را نيز كتمان ننموده و در ضمن تفاسير خويش آنرا بيان نموده اند. ابتدا به ذكر نام آنها پرداخته، سپس برخي از عبارات آنان را بيان خواهيم نمود و در پايان روايات آنرا بررسي خواهيم نمود؛ اما مفسريني كه از انطباق بر حضرت امير(ع) خودداري و استنكاف ننموده اند مي توان به افراد ذيل اشاره نمود:
1) جلال الدين سيوطي در كتاب «الدرالمنثور في تفسير المأثور ».87
2) آلوسي در كتاب «روح المعاني في تفسير القرآن العظيم».88
3) ثعلبي در تفسير خود به نام «الكشف و البيان في تفسير القرآن».89
4) ابو مظفر اسفرايني در كتاب «تاج التراجم في تفسير القرآن للأعاجم».90
5) ابن ابي حاتم در كتاب «تفسير القرآن العظيم».91
6) حاكم حسكاني « شواهد التنزيل لقواعد التفضيل».92
7) محمد ثناء الله مظهري در كتاب «التفسير المظهري»93
8) ابوبكر عتيق بن محمد سور آبادي.94
9) محدث الشامي از كتاب تاريخي خود در معرفي حضرت على(ع). 95
10) سبط بن الجوزي صاحب كتاب شرف النبي (ص)96.
11) خطيب خوارزمي97.
12) حافظ ابو سعد عبد الملك بن محمّد خرگوشى در كتاب شرف المصطفى.98
13) أبو يوسف يعقوب بن سفيان.99
14) أخطب خوارزم.100
15) شيخ سليمان القندوزي101.
16) أبو نعيم الحافظ، الحموينى.102
17) ابن عساكر103
18) زرندي حنفي104
19) علامه شوكاني105
20) ابن حجر شافعي106
21) گنجي شافعي107
22) حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء.108
حال در اين قسمت به ذكر برخي از اقوال مهم اهل سنت در دسته سوم مي پردازيم:
1) ابن ابي حاتم
ابن ابي حاتم109 مفسر قرن چهارم در تفسير روائي خود در پنج وجه تفسير اين آيه را با روايات مي نويسد: وجه اول را پيامبر اكرم(ص) و اصحاب ايشان، وجه دوم را أبوبكر و عمر و أصحاب آن دو، وجه سوم را مجاهدين، معرفي نموده، وجه چهارم را رعايت زهد در دنيا و وجه پنجم را كعب بن مالك، و مرارة بن ربيعة، و هلال بن أمية ذكر نموده است. سپس در ذيل اين پنج وجه به نقل از سبط ابن الجوزي در كتاب تذكرة الخواص به نقل از علماء سيره معناي آنرا علي بن ابيطالب(ع) و أهل بيت ايشان نقل مي كند. و نيز از خطيب خوارزمي از ابن عباس نيز به همين مضمون نقل مي نمايد. 110

2) حاكم حسكاني
حاكم حسكاني111 از مفسران قرن پنجم در تفسير روائي خويش در ذيل اين آيه چندين روايت بر نزول آيه در شأن اميرالمؤمنين(ع) نقل مي كند كه متن آنها در ضمن روايات در همين فصل خواهد آمد. اين روايات از امام صادق(ع) نقل شده كه صادقين را بر پيامبر(ص) و علي بن ابيطالب(ع) منطبق نموده است، همچنين به روايت ابن عباس نيز اشاره نموده است. 112
3) ثعلبي
ثعلبي113 از مفسرين قرن پنجم در تفسير روائي خود به نام «الكشف و البيان في تفسير القرآن» نيز ذكر مي كند كه مراد از صادقين به يك روايت علي بن ابيطالب(ع) و به روايت ديگر آل محمد(ع) است. وي براي اين روايات سلسله سندي ديگر غير از آنچه ديگران براي آن روايت بيان نموده اند، ذكر مي كند. 114
4) اسفرايني
ابو مظفر اسفرايني115 از مفسرين قرن پنجم در كتاب «تاج التراجم في تفسير القرآن للأعاجم» كه به زبان فارسي نوشته شده است، اين آيه را تفسير مي نمايد. وي علاوه بر مهاجرين روايت ابن عباس را نيز نقل نموده و حضرت علي بن ابيطالب(ع) را نيز مصداق اين آيه شريفه دانسته است و پس از نقل اين روايت، ادعاي ابوبكر در سقيفه بر اين آيه را در فضل مهاجرين را نقل نموده و بر او تطبيق مي دهد.116

5) سور آبادي
ابوبكر عتيق بن محمد سور آبادي117 از مفسرين فارسي زبان قرن پنجم اهل سنت در تفسير خود آيه را در فضل چهار خليفه ذكر مي نمايد: «اى مؤمنان بترسيد از خدا و بپرهيزيد از آزار خداى در تخلّف از غزو و باشيد با راست گويان و راست آهنگان، چون بو بكر و عمر و عثمان و على يعنى متابعت ايشان را كنيد. و در اين آيت ما را حجّت است بر آنكه امام قرشى بايد، زيرا كه خداى تعالى مهاجرين را صادقان خواند گفت أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ و در اين آيه امر كرد به متابعت صادقان و ابو بكر بدين آيه حجّت كرد بر انصار روز بيعت سقيفه كه انصار سعد عباده را بيعت كردند، بو بكر صديق بدين دو آيه بديشان حجّت كرد بر آنكه امام قرشى بايد. ايشان بيعت سعد را فسخ كردند و مهاجرين را انقياد كردند و بو بكر را بيعت كردند.»118
6) سيوطي
سيوطي119 از مفسرين قرن دهم در ذيل اين آيه شريفه به نقل از مورخين اهل سنت مي نويسد: اين آيه درباره سه نفري نازل شده است كه از ملحق شدن به پيامبر(ص) و اصحاب ايشان تخلف نموده اند. سپس به حديث نافع كه ابن جرير و ابن منذر وابن أبي حاتم در اين زمينه اشاره مي كند و نيز حديث كعب بن مالك به نقل از ابن منذر و حديث ابن عمر كه توسط ابن منذر وابن أبي حاتم وابن مردويه وارد شده است كه گفته همراه محمد(ص) وأصحابش وارد شده است. اما در تفسير ديگري خلاف آنچه نقل نموده است رواياتي را مبني بر اشاره صادقين در آيه به خليفه اول و ثاني ذكر مي نمايد و دو روايت سعيد بن جبير و ضحاك كه ذكرشان گذشت را ذكر مي نمايد. در پايان روايات از ابن عباس ذكر مي نمايد كه آيه بر امام علي بن ابيطالب(ع) دلالت دارد.120
7) آلوسي
آلوسي121 از مفسرين قرن سيزدهم در كتاب «روح المعاني» نيز در تفسير خود ذيل اين آيه شريفه مي نويسد: رواياتي نقل شده است مبني بر اينكه مراد از صادقين علي بن ابيطالب(ع) است سپس بر شيعه اشكال نموده است كه آنها به وسيله اين آيه استدلال مي كنند بر حقانيت حضرت علي(ع) و لكن بدون ذكر دليل آنرا انكار مي نمايد. اين روايات همانهايي است كه ذكرشان گذشت.122
8) مظهري
محمد ثناء الله مظهري از مفسرين قرن سيزدهم پس از بررسي معاني صدق و نيز تطبيق بر دو خليفه اول و اصحاب آنها، روايت ابن عباس در نزول آيه در شأن حضرت علي(ع) را نيز نقل مي نمايد.123
گفتار دوم: روايات اهل سنت
روايات اهل سنت در باب صادق بودن اميرالمؤمنين(ع) را به چند دسته مي توان تقسيم نمود:
دسته اول: تصريح به صادق بودن پيامبر(ص) و امام علي(ع)
اين دسته از روايات از چهار نفر راوي با سلسله سندهاي متفاوت در ذيل تفسير آيه صادقين نقل شده است، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر. اين روايات با مضمونهاي مختلف يك معنا را تبيين نموده اند. مضمون روايات به شرح زير است:
1) همراه با محمد(ص) و علي بن ابيطالب(ع)
حاكم حسكاني به نقل از باغندي به همراه سلسله سند از امام صادق(ع) نقل كرده است.
2) همراه با علي بن ابيطالب(ع)
حاكم حسكاني به نقل از سبيعي به همراه سلسله سند از و ابن البطريق به اسنادي از محمد بن عثمان بن ابي شيبه و سيوطي از ابن مردويه همگي از ابن عباس نقل نموده اند و حاكم حسكاني با سند از ابان بن تغلب و ابن عساكر با سند از جابر از امام باقر(ع) نقل نموده اند.
3) همراه با علي(ع) و اصحاب او
ثعلبي به اسنادي از سبيعي از ابن عباس نقل مي كند.
4) همراه محمد(ص) و اهل بيت او
حاكم حسكاني از مالك از نافع به نقل از عبدالله بن عمر و سبيعي نيز به اسناد خود همين مطلب را ذكر كرده است.
دسته دوم: اميرالمؤمنين(ع) صديق اكبر است
دسته دوم از رواياتي كه در كتب اهل سنت است و به اين مطلب دلالت دارد از شش نفر روايت شده است: علي بن ابيطالب(ع)، سلمان فارسي، ابوذر غفاري، انس بن مالك، عبدالله بن عباس و ابي ليلي غفاري.
زينبي با سلسله سندي از انس نقل مي كند كه در خواب پيامبر(ص) را ديده و ايشان بسيار بر او عتاب نموده بر كتمان نمودن فضائل علي(ع) و سپس فرموده است: علي فهو الصديق الأكبر.124
حاكم از ابوذر غفاري نقل مي كند كه پيامبر(ص) به علي(ع) فرمودند: انت الصديق الاكبر.125 بزاز126، اسكافي.127 ابن قزويني128، طبراني129، ابن عساكر130، حمويي131 از كتاب امالي طوسي و حسن بن رشيق132 هر كدام به سلسله سندي ديگر همين را از ابوذر نقل مي كند.
ابن قزويني و حموي همين جريان را كه از ابوذر نقل نموده اند از سلمان فارسي نيز نقل نموده اند. ابن مؤمن و ابن عدي و عقيلي از ابن عباس اين روايت را نقل نموده اند. 133
جوزقاني به سندي از حبه العرني، عاصمي از سعيد بن جبير، حاكم به سندي از عباد بن عبدالله اسدي، احمد نيز به سندي از عباد بن عبدالله، عقيلي، ابن ابي شيبه، باغندي، ذهلي، ابن كرامه، طبري، نسائي، ابن ماجه، ثعلبي، بخاري، ابن قتيبه، دولابي، ابن عدي، ابن عساكر، بخاري، بلاذري، اسكافي و چند نفر ديگر همگي روايت نموده اند كه علي بن ابيطالب(ع) بر منبر بصره فرمود: انا الصديق الاكبر آمنت قبل ان يؤمن ابوبكر. من صديق اكبر هستم و قبل از آنكه ابوبكر ايمان بياورد من ايمان آوردم.134
عاصمي ، ابن عبدالبر، ابن اثير، ابواحمد و ابن منده هر يك با سندي از ابوليلي و او از رسول خدا(ص) شنيده است كه حضرت حديث فوق را بيان نمودند.
دسته سوم: اميرالمومنين(ع) اولين صديقين است
اين مطلب را عاصمي از سعيد بن جبير در ضمن خطبه اي از اميرالمؤمنين(ع) نقل نموده است.135
دسته چهارم: اميرالمؤمنين(ع) افضل صديقين است
وادعي، محمد بن عثمان بن ابي شيبه، حسن بن سفيان، مطين، ثعلبي، حسكاني، ابن مغازلي، قطيعي، ابونعيم، كلابي، ابن مردويه، ابن شجره، ابن انباري و ديلمي و ديگران به نقل از ابي ليلي صديقين را از طرف پيامبر(ص) سه نفر معرفي مي نمايند كه در همه اين روايات اميرالمؤمنين(ع) وجود دارند و پيامبر(ص) تأكيد مي فرمايند كه علي(ع) افضل صديقين است.136
دسته پنجم: اميرالمؤمنين(ع) لسان صدق است
ابن مردويه از امام صادق(ع) و خزاعي از امام علي(ع) و او از پيامبر(ص) حديث فوق را نقل نموده است.137
دسته ششم: روز قيامت صديق از اسامي اميرالمؤمنين(ع) است
زينبي از انس مالك و او از پيامبر(ص) نقل مي كند كه روز قيامت علي(ع) را به هفت نام مي خوانند كه اولين آنها صديق است و سپس خداوند به او امر مي كند تو و شيعيانت بدون حساب وارد در بهشت بشويد.138
در كتاب شبهاي پيشاور براي رد ادعاي خصم در اثبات ورود آيه بر حضرت و اهل بيت(ع) اينگونه استدلال شده و نام افراد ذيل آورده شده است: «امام ثعلبى در تفسير كشف البيان و جلال الدين سيوطى در درّ المنثور از ابن عباس و حافظ ابو سعد عبد الملك بن محمّد خرگوشى در كتاب شرف المصطفى از اصمعى و حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء روايت مي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع فخر رازى Next Entries منبع تحقیق با موضوع صادقين، ايمان، ولايت، «صادقين»