منبع تحقیق با موضوع امام صادق، ظاهر و باطن، عام و خاص، ناصر خسرو

دانلود پایان نامه ارشد

ظاهر و باطن را مي توان کشف نمود. اين داعي بزرگ در سال 470 هجري از دنيا رفت.
وجه دين:24 توسط ناصرخسرو قبادياني نگاشته شده است. اين اثر بيان گر اهميت داشتن بسيار زياد تاويل در نزد اسماعيليان است و به شرح اسرار و رموز شريعت اين فرقه مي پردازد. اين کتاب بنابر گفته نويسنده پنجاه و يک گفتار به تعداد رکعات نماز دارد و در آن تمامي ارکان شريعت تاويل شده اند. ناصر خسرو يک يک اجزاء شريعت و مسائل فقهي را نام برده و بعد به بيان تاويل آن مي پردازد. اين امر نشان دهنده اين مطلب است که ناصرخسرو اولاً به تمامي اين احکام و مسسائل فقهي قائل است و ثانياً براي آنها وجهي عقلي و باطني ذکر مي کند. به طور مثال سرفصل چند مبحث او بدين صورت است: اندر حدود نماز، فريضه هاي نماز، سنتهاي نماز، وقتهاي نماز، جمع کردن نماز، اندر فرمايش رسول مر بلال را، تعصي شيعت که نماز کوتاه نشايد کردن مسافر را، نماز نشسته گذاردن، اندر اختلاف رکعات نماز که اندر ميان امت است، و … در هر حال بايد گفت که اين کتاب نثر پيچيده اي دارد و گاهي تاويلاتي که ذکر مي شود بسيار بعيد الذهن بوده و درک آنها مشکل است.
10. تعريف و تحديد واژگان
کليد فهم مباحث علمي، مفاهيم واژگاني هستند که توضيح، تشريح و تبيين آنها مي تواند راهگشاي اصلي تحقيق باشد. هرچند دايره واژگاني در اين پايان نامه بسيار است اما گزيده ي مهمترين آنها به شرح ذيل است.
الف – فقه: فقه در لفظ به معناي فهم، آگاهى و دانايى25، و به معناي فقاهت داشتن آمده است و در لسان العرب منظور از “فقه” علم و دانستنى است كه همراه با دقت نظر و استنباط باشد.26 در اصطلاح به معناي علم به احکام شرعي از ادله تفصيلي آنها است.27 يا اينکه منظور از آن علمي است که از فروع عملي احکام شرع بحث مي کند.28 در حالي که مقصود از آن تحصيل ملکه اقتدار بر اجراي اعمال شرعي است. مبناي اين علم بر استنباط احکام از کتاب و سنت است و به سبب همين استنباط محل اجتهاد است.29 فقه در اين پژوهش، با توجه به آثار فقهي قاضي نعمان که بزرگترين فقيه اسماعيليان است، تعريف و تبيين شده است.
ب – شريعت: شريعت در لغت به معناي راهي درکنار رودخانه است که دستيابي به آب را آسان مي سازد يا مکاني که از آن آب مي نوشند30. همچنين به معناي طريقه، روش، آيين پيامبران و دين آمده است.31 از اين جهت که مايه حيات و طهارت کسانى است که آن را بپيمايند.32 اما در اصطلاح شريعت داراي دو معني عام و خاص مي باشد. در معناي عام مترداف کلمه دين مي‌باشد و مثلاً گفته مي‌شود شريعت اسلام که منظور دين اسلام مي‌باشد. در معناي خاص عبارتست از احکام و دستورات و عبادات و اخلاقياتي است که هر پيغمبر مي آورد.33 و منظور احکام مقدس الهي است که به طريق وحي نازل شده است، يا مجموعه احکام و قوانيني که راهنماي زندگي يک فرد مسلمان است و مقررات و قوانين شرعي مربوط به اعمال ظاهري که علم فقه متکفل بحث در باره آن است و از طريق علم فقه تدوين و تبيين مي شود؛ تعريف شده است.34 در اصطلاح فقها نيز خصوص احکام فرعى عملى از آن اراده مى شود که در اين صورت کاملا مرادف با معناى اصطلاحى “فقه” است.35 در اين پژوهش نيز دو اصطلاح فقه و شريعت مترادف گرفته شده و شريعت طبق آنچه انديشمندان اسماعيلي بيان کردهاند، و گاهي شامل باطن و تاويل ظاهر نيز مي شود، توضيح داده شده است.
ج – اسماعيليه: يکي از فرقه هاي شيعي است که در اواسط قرن دوم و با اعتقاد به استمرار امامت توسط اسماعيل بن جعفر پديد آمد.36 آنها اسماعيل فرزند امام صادق (ع) را امام هفتم خود مي دانستند.37 اسماعيليان بعدها به گروههاي مختلف تقسيم شدند.
د- ظاهر و باطن: ظاهر در لغت به معناي بيرون و يا آشکار است و در اصطلاح معناي لفظي متون مقدس و فرائض و احکام ديني است که در قرآن و شريعت اسلامي آمده است. ظاهر در تمايز با باطن قرار دارد. باطن در لغت به معناي درون و داخل است و اصطلاحاً منظور از آن معناي پنهان يا رمزي است که در وراي عبارات ظاهري کتب و متون مقدس بويژه قرآن و فرائض ديني شريعت قرار دارد. بر همين کساني را که به باطن اهميت ويژه اي مي دادند، باطنيه مي گفتند. بيشترين کاربرد اين لفظ براي اسماعيليان به کار رفته است.38
ه – تاويل: به معناي بيرون کشيدن معناي دروني از بين عبارات و الفاظ يا از معناي ظاهري يک مسلک مذهبي است که به عنوان يک اصطلاح فني در ميان فرقه اسماعيليه مورد استفاده است و از آن استنباط باطن از ظاهر را قصد مي کنند.39
ج – اباحه گري: در لغت به معناي مباح کردن، حلال کردن و جايز دانستن آمده و در اصطلاح به معناي اعتقاد نداشتن به وجود تکليف و روا داشتن ارتکاب محرمات است.40 فرقه هايي که رفتار خلاف شرع را مباح مي دانستند، نيز اباحيه نام ميگرفتند.41
11. اجمالي در تاريخ و عقايد اسماعيليه
اسماعيليه، يكى از فرق شيعه است كه در اواسط قرن 2 قمري پديدار گشته و سپس به شاخه‏ها و گروههايى تقسيم شد. اين فرقه نام خود را از اسماعيل فرزند امام جعفر صادق (ع) گرفته است.42 با رحلت امام صادق (ع) در 148ق، پيروان آن حضرت از ميان شيعيان امامى به گروههايى منقسم شدند كه دو گروه از آنها را مى‏توان به عنوان نخستين گروههاى اسماعيلى دانست. طبق روايات اسماعيلي، امام صادق (ع) ابتدا فرزند ارشد خود اسماعيل را به جانشينى برگزيده، و نص امامت را بر او قرار داده بود، ولى طبق روايت اكثر منابع، اسماعيل چند سال قبل از پدر، وفات يافت.43 با تمام تمهيداتى كه امام صادق در مورد مرگ اسماعيل انديشيد و با شهودى كه بر مرگ او گرفت، باز هم عده اى مرگ وى رانپذيرفتند. يكى از اين دو گروه مرگ اسماعيل را انكار كردند و در انتظار رجعت او به عنوان امام قائم و مهدى موعود باقى ماندند. اين گروه را اسماعيليه خالصه ناميدند.گروه دوم از اسماعيليان نخستين، مرگ اسماعيل بن جعفر در زمان پدرش را پذيرفته بودند و پس از وفات امام صادق (ع)، فرزند ارشد اسماعيل، محمد را به امامت شناختند. اين گروه به “مباركيه” معروف شدند. نوبختي درباره سرنوشت شيعيان بعد از رحلت امام جعفر صادق اين چنين مي گويد که آنها پس از او شش دسته شدند، سپس گروهي را اسماعيليه ويژه نام برده و مي گويد که آنها مرگ اسماعيل را در زمان حيات پدرش انکار کرده و آن را ترفند پدرش براي پنهان کردن او از ترس مردم، مي دانستند. نوبختي در باب اعتقادات آنها اين گونه بيان مي کند که اين گروه قائلند اسماعيل نمرده و نخواهد مرد و او همان مهدي قائم است، و چون پدرش به امامت اسماعيل پس از خودش اشاره کرده و امام جز راست نمي گويد؛ در هنگام شنيدن خبر مرگ او، دانستيم که همان اشاره امام صادق بر امامت اسماعيل درست است و او قائم آخر الزمان است.44
گروه ديگري نيز مبارکيه مي باشند که قائل به امامت نوه جعفر بن محمد، محمد بن اسماعيل، پس از او مي باشند. استدلال آنها نيز اين چنين است که چون انتخاب امام صادق براي امامت بعد از خودش يعني اسماعيل در زمان حيات پدر فوت کرده است، امام، نوه خود را جانشين خود ساخت و اين حق امامت مخصوص محمد بن اسماعيل است. نوبختي نام اين گروه را منشعب از نام مبارک غلام اسماعيل بن جعفر45 و مربّي محمد بن اسماعيل مي داند. معاصران اسماعيليان نخستين، غالبا آنان را باطنيه يا ملاحده يا قرامطه خطاب مى‏كردند، ولى خود اسماعيليان نخستين نهضتشان را “دعوت” يا “دعوت هاديه” مى‏ناميدند.46 درباره اسماعيل و محمد بن اسماعيل بايد گفت که اسماعيل از مادرى علوى به نام فاطمه، دختر حسين بن حسن بن على بن ابيطالب(عليه السلام)، در حوالى سالهاى صد تا صد و پنج هجرى قمرى در مدينه متولد شد. امام صادق در زمان حياتِ مادر اسماعيل ازدواج ديگري نکرد47. اطلاعات ما درباره اسماعيل بسيار محدود است. او ظاهرا پسر دوم امام بوده و گفته شده كه وى حدود 25 سال از برادر ناتني اش امام موسى كاظم (ع) بزرگتر بوده است. تاريخ وفات اسماعيل نيز روشن نيست؛ مى‏توان گفت كه وفات او بين سالهاى 132- 145ق اتفاق افتاده است.48 سياست تقيّه و کار فرهنگي امام صادق به جاي قيام مسلحانه، عده اى از پيروان او را راضى نكرده و اين افراد باعث انشقاق هاى بسيارى در جريان اصلي تشيع گرديدند. تحريك كنندگان اصلى، جريانهاى سياسى غلات همچون ابوالخطاب بودند و باعث مشکلات فراوانى براى امام صادق شدند. اسماعيل طبق نقل منابع گوناگون با اين گروههاي شيعي غالي در ارتباط بود. ارتباطي که امام صادق از آن ناخوشنود بود.49
درباره محمد بن اسماعيل، هفتمين امام اسماعيليه نيز بايد گفت که همچون پدرش از زندگانى وى اطلاعات چندانى در دست نيست. اسماعيليان قائل به امامت محمد بن اسماعيل بعد از پدرش ميباشند. محمد فرزند ارشد اسماعيل بوده كه بنا بر روايات، هنگام فوت امام صادق 26سال داشته است و تولد او به احتمال قوى بايد در حدود سال 120ق واقع شده باشد. وى اندكى پس از 148ق كه اكثر شيعيان امامى حضرت موسى كاظم (ع) را به امامت شناختند، موقعيت خود را غير قابل تحمل دانسته و از محل زندگي خود مدينه، به عراق مهاجرت كرده و زندگى پنهانى خود را آغاز نمود و به همين سبب به “مكتوم” مشهور شده است. نقل شده است که او هنگامي که هارون الرشيد به حجاز سفر كرد در نزد هارون الرشيد سعايت عموي خود را نموده گفته بود: آيا مى دانى كه در زمين، دو خليفه وجود دارد كه خراج مى گيرند؟ هارون گفت: منظورت كيست؟ محمد بن اسماعيل گفت: موسى بن جعفر و اسرار جمع آورى زكات و خمس امام كاظم را بيان كرد. به همين علت هارون الرشيد، اقدام به دستگيري امام موسى كاظم(عليه السلام) نموده و ايشان را به شهادت رساند.50 اين مهاجرت مبدأ “دوره ستر” در تاريخ اسماعيليان نخستين است كه تا هنگام تاسيس خلافت فاطميان و ظهور امام اسماعيلى به طول انجاميد.51 او احتمالا بين سالهاى 179 تا 190 هجرى در بغداد از دنيا رفت.52 عارف تامر اما قائل است محمد بن اسماعيل در سال 141 هجري در مدينه متولد شده و هنگام وفات پدرش 14 ساله بوده است. تامر، سال 193 هجري را زمان مرگ محمد بن اسماعيل مي داند که در کوهي در شمال غربي شهر تدمر دفن شد.53 به نظر مى‏رسد كه با وفات محمد بن اسماعيل، مباركيه به دو شاخه منشعب شده‏اند و تنها گروه بسيار كوچكى تداوم امامت را در اخلاف محمد بن اسماعيل پذيرفتند.گروه ديگر، شامل اكثر مباركيه، مرگ محمد بن اسماعيل را انكار كردند و در انتظار رجعت وى به عنوان امام قائم و مهدى موعود باقى ماندند. اين گروه بعدها به نام قرامطه شهرت يافتند. از تاريخ بعدى اين گروههاى اسماعيلى نخستين كه مركزشان در كوفه بود تا زمانى كه اسماعيليان با برپايى نهضت واحد اندكى پس از اواسط قرن 3 ق ناگهان در صحنه تاريخ اسلام ظاهر گرديدند، اطلاعات قابل ملاحظه‏اى در دست نيست. به نظر مى‏رسد كه طى اين يك قرن، رهبرانى در خفا و به استمرار براى ايجاد يك نهضت واحد در ميان گروههاى اسماعيلى نخستين فعاليت داشته‏اند. اين رهبران احتمالا امامان همان دسته‏اى بوده‏اند كه با مرگ محمد بن اسماعيل از مباركيه منشعب شده، و تداوم امامت را پذيرفته بودند.
كوششهاى پنهانى رهبران اين فرقه، عاقبت پس از نزديك به يك قرن در حدود سال 260ق به نتيجه رسيد و از همان موقع شبكه‏اى از داعيان اسماعيلى در سرزمينهاي مختلف اسلامى پديدار شده و فعاليت گسترده‏اى را براى گسترش دعوت اسماعيليه آغاز كردند. در آن تاريخ دعوت اسماعيليه همچنان تحت هدايت رهبرى مركزى مستقر در سلميه قرار داشته، و هويت واقعى اين رهبران نيز هنوز به گونه‏هاى مختلف كتمان مى‏شده است. براى جلب حمايت بيشترين شمار از اسماعيليان نخستين، رهبران مركزى اسماعيليه تا مدتها به نام محمد بن اسماعيل دعوت مى‏كردند كه اعتقاد به امامت و مهدويت وى نظريه اصلى مباركيه و مهم‏ترين گروه منشعب از آنها بوده است. در 261ق حمدان قرمط كه از اهالى سواد كوفه بوده، دعوت اسماعيليه را در نواحى اطراف كوفه و ساير نقاط جنوب عراق آغاز، و سازماندهى كرده، و داعيانى نيز براى نواحى مهم آن منطقه معين كرده است. حمدان به زودى پيروان زيادى پيدا كرد كه به قرامطه مشهور شدند. دعوت در يمن كه همواره يكى

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع ناصر خسرو، سفرنامه ها، ظاهر و باطن، خلف بن احمد Next Entries منبع تحقیق با موضوع افغانستان، حضرت محمد (ص)، آخرالزمان