منبع تحقیق با موضوع امام صادق، حضرت محمد (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

در اين فصل به دنبال بررسي انديشه و عملکرد اسماعيليان نخستين و قرامطه در رابطه با فقه و شريعت هستيم. بحثي که البته به دليل کمبود منابع بخصوص درمورد اسماعيليان نخستين که بعد از مرگ اسماعيل دوره ستر امامان خود را طي مي کردند، قدري با دشواري همراه است.
2-1 شريعت در نزد اسماعيليان نخستين
اسماعيليه نخستين گروهي بودند که نص امام جعفر صادق را بر فرزند بزرگتر ايشان، يعني اسماعيل بن جعفر نهادند.57 اسماعيليان قائل بودند که امام جعفر صادق در زمان حياتش اسماعيل را به عنوان جانشين خود مشخص نموده است.58 آنها بنا بر نقل تاريخي، اعتقادي به برنامه هاي فرهنگي امام نداشته و به دنبال قيام و حرکت هاي شديدتري عليه خلفاي عباسي بودند. گروهي که با حرکات جُددينانه ابوالخطاب در کنار اسماعيل شکل گرفت. فردي که او را يک غالي طرد شده از سوي امام معرفي کردند. در اين بخش به بررسي رابطه آنها با شريعت مي پردازيم. در حالي که مورخين اسماعيلي، اسماعيل بن جعفر را بزرگترين و محبوب ترين فرزند امام جعفر صادق معرفي کرده، و امامت او را هم نيز امري تصريح شده به وسيله مذهب مي دانند.59 در ديگر منابع آمده است، حضرت امام جعفر صادق چون اطلاع يافت که اسماعيل مردي فاسق و شراب خوار است و اعتقادش به امور شرعي محکم نيست، او را از مقام امامت خلع کرد. در اين منابع اسماعيل شخصي بدکار و شراب خوار معرفي شده است.60 در منابع اثني عشري تصريح شده است که اسماعيل صلاحيت اخلاقي براي امامت نداشته و امام صادق او را شبيه به خود و پدرانش نمي دانسته است.61 آگاهي ما دربارة زندگى‌ اسماعيل‌ اندك‌ است‌ و از شخصيت‌، نحوة نگرش‌ و اعتقادات‌ او نسبت به شريعت چيزي‌ دانسته‌ نيست‌. تنها برخى‌ روايات‌ پراكنده‌ كه‌ به‌ واسطة منابع‌ اماميه‌ و عمدتاً توسط كشّى‌ نقل‌ شده‌، مى‌تواند برخى‌ از زواياي‌ شخصيت‌ اسماعيل‌ را آشكار سازد. مهم‌ترين‌ مطلبى‌ كه‌ از آن‌ گزارشها به‌ دست‌ مى‌آيد، اين‌ است‌ كه‌ اسماعيل‌ با برخى‌ از گروههاي‌ افراطى‌ شيعى‌ و غاليان‌ شريعت گريز كه‌ رفتار و اعتقادات‌ آنها با منش‌ و مشى‌ امام‌ صادق‌(ع‌) سازگار نبوده‌، ارتباط داشته‌، و امام‌ (ع‌) نيز از اين‌ روابط، آگاه‌، اما ناخشنود بوده‌ است‌.62 کشي روايتي را در باب مذمت اسماعيل توسط امام صادق آورده است. در اين نقل آمده که راوي مي گويد نزد منصور خليفه عباسي بوده است که دو نفر را نزد او آوردند که بسام صيرفي و اسماعيل بن جعفر بودند. منصور دستور به قتل بسام داد ولي اسماعيل را آزاد نمود. در اين هنگام امام صادق به اسماعيل فرموده بود: آيا تو اين کارها را مي کني اي فاسق؟ آيا تو را به آتش جهنم بشارت دهم؟63 شايان‌ ذكر است‌ كه‌ ارتباط خطابيه‌ با اسماعيل‌ و دعوت‌ ايشان‌ به‌ امامت‌ وي‌ در بسياري‌ از منابع‌ از جمله‌ منابع‌ اسماعيلى‌، امامى‌ و غيرشيعى‌ نقل‌ شده‌ است‌. از امام صادق نقل شده که فرمود، “بدالله في أمر اسماعيل” اسماعيل فرزند من نيست؛ بلکه شيطاني است که در صورت او ظاهر است.64 دلايل گوناگوني براي نظر امام صادق (ع) نقل شده و جويني و طبري نيز گفته اند که اسماعيل به دليل شرب خمري که داشته است از چشم پدر خود افتاده است.65 البته گفته شده که اسماعيليان چون امامان را معصوم مي دانند و براي آنها حق تاويل قائلند، مي توانند بگويند که اسماعيل به عنوان امام توانايي تاويل حکم ظاهري تحريم خمر را داشته است.66 نوبختي گروهي را اسماعيليه خالصه نام برده و مي گويد که آنها مرگ اسماعيل را در زمان حيات پدرش انکار کرده اند. اين گروه قائلند اسماعيل نمرده و او همان مهدي قائم است، و چون پدرش به امامت اسماعيل پس از خودش اشاره کرده و امام جز راست نميگويد؛ در هنگام شنيدن خبر مرگ او، دانستيم که همان اشاره امام صادق بر امامت اسماعيل درست است و او قائم آخر الزمان است.67 اعتقاد به قائم القيامه مي تواند دستاويز خوبي براي ترک شريعت به دليل فرا رسيدن دوره قيامت توسط اسماعيليان نخستين باشد. چهره اي که در کنار اسماعيل در اسماعيليه نخستين حضور دارد، ابوالخطاب از ياران امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام است که درباره آن دو امام سخت غلو مي کرد و مي پنداشت که امام جعفر صادق او را پس از خويش قيم و وصي خود قرار داده است. سپس از اين مرحله عبور کرده، امام را خدا دانسته و دعوي نبوت و پيغمبري کرد68 و محرمات را حلال دانست، و شهوات را مباح شمرد و قائل به تقيه بود، و شهادت دروغ را به باطل درباره مخالفان خويش اگرچه از اهل صلاح و دين هم باشند روا مي دانست.69 ابو الخطاب بهشت و دوزخ را به شيوه خاصي تعبير مي‏کرده است. او مراد از بهشت و دوزخي را که در قرآن ذکر شده اشخاص ذکر مي‏کند و براي آنها معناي ماوراي ارضي نمي‏دانست، بهشت را جايي معرفي مي‏کرد که به مردم خير و نعمت و عافيت برسد و دوزخ را جايي مي‏دانست که مردم به شر و مشقت گرفتار شوند.70 در اين صورت آيا باعثي براي انجام واجبات و مانعي براي ترک محرمات مي ماند؟ درباره ابوالخطاب گفته اند او اولين کسي بوده است که آيات قرآن را از ظواهر آن برمي گرداند؛ کاري که از نظر اهل سنت مستوجب حکم ارتداد بود.71 نوبختي اسماعيليه خالصه را خطابيه نيز مي نامد، زيرا از ياران ابوالخطاب، محمد بن ابي زينب اسدي اجدع هستند که دسته اي به پيروان محمد بن اسماعيل پيوسته و به مرگ پدرش در روزگار امام جعفر صادق گواهي دادند. ايشان کساني بودند که قيام کرده و با فرمانرواي کوفه ستيز کردند. چون به وي خبر دادند که اين گروه همه کارهاي حرام را روا داشته و مردمان را به پيغمبري ابوالخطاب مي خوانند، روزي که هفتاد تن از ايشان در مسجد کوفه گرد آمده بودند، نيروهاي خود را فرستاد و همگي آنان را کشتند.72 ياران ابوالخطاب وقتي از لعن و بيزاري امام جعفر صادق نسبت به ابوالخطاب آگاه شدند، پراکنده گرديده و چند دسته شدند: گروهي از ايشان گفتند که ابوعبدالله جعفر بن محمد خداوند است و ابوالخطاب پيغمبر برگزيده اوست، اين دسته کارهاي حرام و نابايستي چون زنا و دزدي و نوشيدن مي را روا دانند، و زکات و خواندن نماز و گرفتن روزه و رفتن به حج را فرو گذارند.73 ايشان کام برگرفتن از يکديگر را روا شمردند و نيز گويند اگر کسي از دوست خود بخواهد که بر دشمن او به دروغ گواهي دهد و سخن او را به راست دارد، آن دوست بايد که به سود وي گواهي به دروغ دهد. اين دسته همه واجبها و گناهان و کارهاي زشت را به نام مرداني ناميدند، و خواست خداوند را از آن بايستني ها و نابايستني ها آن کسان دانستند. ايشان براي اينکه هرکاري را روا شمرده باشند سخن خداوند را که مي فرمايد: “يريد الله ان يخفف عنکم”74 يعني خداوند ميخواهد شما را سبک بار کند، تاويل کرده گفتند خداوند به دست ابوالخطاب از گناهان ما کاسته و زنجيرهاي گران و بارهاي سنگين نماز وروزه و حج را از ما برداشته است. پس هرکه پيغمبر و فرستاده خداوند و امام را بشناسد هرکار که خواهد تواند کرد.75 گروهي (ديگر) گفتند که جعفر بن محمد خداوند است و پرتوي است که در تن هاي برگزيدگان و امامان درآيد، پس آن نور از جعفر بيرون رفت و در ابوالخطاب اندر آمد و در معمر جاي گرفت. پس مردي برخاست و گفت که معمر خداست، به سوي او نماز مي گذارد و به نام او روزه مي گيرد و از روا و ناروا همه گونه کام گذاري ها را روا داشته بود و چيزي در پيش او ناروا شمرده نمي شد. او مي گفت خداوند اينگونه چيزها را براي آفريدگان خود آفريده، پس چگونه خواهد که بندگانش از آن برخوردار نباشند. وي زنا و دزدي و نوشيدن مي و خوردن مردار و خون و گوشت خوک و زناشويي با مادر و دختر و خواهر، و نيز همخوابگي با مردان را روا مي داشت و غسل جنابت را از ياران خود برداشته بود و مي گفت از نطفه پاک که بنياد آفرينش آدمي است چگونه غسل توان کرد؟76 در امالکتاب، ابوالخطاب به عنوان پايه گذار فرقه اسماعيليه شناخته شده و داراي مقام ويژه اي است، در بند 52 کتاب آمده است: “مذهب اسماعيلي آن است که فرزندان ابوالخطاب نهاده اند که تن خود را به فداي فرزندان جعفر صادق (ع) اسماعيل کردند که در دور دواير بماند”77 اما ابوالخطاب از نظر قاضي نعمان مطرود شمرده مي شود.78 در حالي که ابو حاتم رازي در کتاب الزينه خود که از تاليفات قرن چهارم هجري است نام ابوالخطاب را جزء موسسين اسماعيليه آورده است.79 امام جعفر صادق (ع) در حديثي فرمود: ابوالخطاب و اصحابش ملعونند، با معتقدين به مرام او همنشين نشويد، من و پدرانم از او بيزاريم.80 همچنين امام در نامهاي به ابوالخطاب فرمود: شنيده‌ام كه گفته‌اي زنا، خمر، نماز، روزه، فواحش، مرداني به اين نامها هستند. اين گونه نيست كه تو مي‌گويي، ما اصل حق بوده و فروع حق طاعت خداست، دشمنان ما اصل شر، و فروع آنها همان فواحش و زشتي هاست.81 ابن اثير نيز ابوالخطاب را نخستين فرد اين فرقه مي داند.82 اگر ارتباط ابوالخطاب با اسماعيليه نخستين اثبات شود، شايد بتوان اين شريعت گريزي ها را نيز با معتقدين نخستين اسماعيليه مرتبط دانست. گروه ديگري مبارکيه بودند که قائل به امامت نوه جعفر بن محمد، محمد بن اسماعيل، پس از او شدند. درباره محمد بن اسماعيل آمده است که او در مدينه به مرتبه حافظ لدين الله رسيد و از آنجا دعات خود را به خارج فرستاد تا اصول او را منتشر کنند. او به اشاعه و نشر تعليمات ديني پرداخت و اصول باطني و سرّي را شرح داد و نزد خواص سرّ اعظم را آشکار ساخت.83 حال بايد پرسيد که اين سر اعظم ربطي به باطن گرايي و ترک شريعت دارد؟ پس از مرگ محمد بن اسماعيل طرفداران او دو گروه شدند: گروهي که اکثريت را تشکيل مي دادند منکر مرگ وي شدند و گفتند او هفتمين و آخرين امام است و همو مهدي موعود است که قيام خواهد کرد اين گروه قرامطه قلمداد مي شوند و در بعضي زمانها دست به ترک شريعت زدند و گروه ديگري که اقليت را تشکيل مي دادند و بعد وجهه غالب شدند با پذيرش مرگ محمد بن اسماعيل سلسله امامت را در فرزندان و ذريه او جاري ساختند. گروه دوم فاطميان مصر هستند که به همين دليل که حضور قائم القيامه را به تاخير انداختند، شريعت باور شدند.84 هر دو گروه اسماعيليان محمد بن اسماعيل را صاحب شريعت و حقيقت و ختم دهنده دور هفتم مي دانند که شريعت صاحب دور ششم را نسخ مي کند و اين نسخ به معني بيان معاني شريعت و اظهار باطن آن است که در آن مستتر است. بر حسب نظريه فلسفي اسماعيليان در باب ادوار عالم، محمد بن اسماعيل موردي از ظاهر شريعت جدش حضرت محمد (ص) را باطل نمي کند؛ بلکه با تاکيد آن مي پردازد و فرمان به عمل آن مي دهد و معاني آن شريعت را آشکار ميکند و باطن آن شريعت را که مبطون در شريعت است، به وسيله تاويل و کشف ظاهر مي سازد. اسماعيليان قائلند که روش ائمه طاهرين و تابعين نيز همين بوده است و نه اينکه اهل ترک شريعت و يا ابطال باشند. در اين رابطه البته به قول امام معز استناد شده است “و تعطيل مي شود با قيام محمد بن اسماعيل ظاهر شريعت محمد (ص) بخاطر آنچه از معاني شريعت که او مبين آن است و براي اسرار آن کاشف و روشنگر است”.85 امام هفتم دور ششم که دور پيامبري محمد (ص) است، محمد بن اسماعيل بود که استتار اختيار کرد. وي چون ظهور کند، ناطق هفتم و مهدي يا قائم مي شود و بر دور معادي آخر حکمراني مي کند. محمد بن اسماعيل شريعت اسلام را نسخ مي کند و دوره پاياني جهان را آغاز مي نهد. امّا وي شريعت جديدي نمي آورد، بلکه در عوض حقايق باطني نهفته در وراي شرايع قبلي را کاملا مکشوف مي سازد. اسماعيليان قائلند در اين عصر مسيحايي و مهدوي ديگر نيازي به شرايع نيست. در اين حال وي قائم القيامه و امام روز رستاخيز خواهد بود.86 بعد از محمد بن اسماعيل پسرش عبدالله مستور امام گشت. او وقتي به ستر رفت، مريدانش ارتباط خود را با امام از دست داده و دعاها و روزه هاي خود را باطل مي ديدند. علاوه بر اين نمي دانستند زکات را بايد به چه کسي دهند؟ مي گويند وقتي او را يافتند يکي از آنها چهار هزار دينار همراه داشت که به او داد. در زمان احمد بن عبدالله امام مستور بعدي اسماعيلي، که او را نويسنده اخوان الصفا مي خوانند، اين کتاب براي “ارشاد مردم” در

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع افغانستان، حضرت محمد (ص)، آخرالزمان Next Entries منبع تحقیق با موضوع ظاهر و باطن، عقد ازدواج، تعدد زوجات، نماز جمعه