منبع تحقیق با موضوع ارزش های اخلاقی، تعلیمات اجتماعی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ایمان و عقاید انسان دارد و انسان را از خدا دور می سازد. داوود پیامبر علیه السلام در مناجاتش می گفت:« یا رب ما آمن بک من عرفک فلم یحسن الظن بک؛318 پروردگارا! کسی که تو را بشناسد و حسن ظن به تو نداشته باشد به تو ایمان نیاورده است» و چون روح اخلاص در انسان بواسطه ی سوءظن می میرد، عبادت فاسد می شود و انسان به خاطر سوءظن به وعده های الهی در برابر حوادث سخت و پیچیده، سست و ناتوان می شود، و چون خداوند با هرکس مطابق حسن ظن و سوءظن او عمل می نماید چنانچه در روایات آمده، لذا سوءظن به خدا، انسان را از عنایات الهی محروم می کند. لقمان حکیم به فرزندش می گفت:« فرزندم نسبت به خدا حسن ظن داشته باش، سپس از مردم سوال کن. کیست که نسبت به خدا گمان نیک داشته باشد و خداوند مطابق آن با او رفتار نکند»319. امام رضا علیه السلام می فرماید: « و احسن الظن بالله . فان الله عزوجل یقول: انا عند ظن عبدی المومن بی . ان خیرا فخیرا و ان شرا فشرا320؛ نسبت به خداوند حسن ظن داشته باش. چرا که خداوند متعال می فرماید:من در نزد گمان بنده ی مومن خویشم. اگر گمان خیر داشته باشد به نیکی با او عمل می کنم و اگر گمان بدی داشته باشد به بدی».
در پایان با توجه به آیه ی «و یعذب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظانین بالله ظن السوء علیهم دائرة السوء و غضب الله علیهم و لعنهم و اعد لهم جهنم و سائت مصیرا321» می توان گفت کیفر سوءظن به خدا، غضب و لعن الهی، فرجام شوم و جهنم و عذاب می باشد.

4-1-6. موارد استثناء و حجیت آن:
بدون تردید زشتی سوءظن هرچند به عنوان یک قاعده کلی مورد قبول است، استثناهایی نیز دارد:
1-هرگاه فساد در محیطی به صورت یک خوی غالب درآید و افراد آلوده غلبه پیدا کنند، حسن ظن در چنین شرایطی نه تنها ازفضایل اخلاقی نیست، بلکه ممکن است انسان راگرفتار عواقب ناگواری کند322.
زمان، بستر تغییر و تحول جوامع بشری است. هرگاه فضای جامعه سالم باشد، غالب مردم دین مدار و ارزشی هستند. از این رو خوش بینی و حسن ظن به دیگران امری لازم و پسندیده است. اما اگر فساد در جامعه ای حاکم گردد و ارزش های اخلاقی دچار آسیب های جدی شود، زمینه ی سلب اعتماد فراهم است و در چنین شرایطی، خوش گمانی به دیگران مایه ی فریب و زیان خواهد بود323.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اذا استولی الصلاح علی الزمان و اهله ثم اساء رجل الظن برجل لم تظهر منه خزیة فقد ظلم و اذا استولی الفساد علی الزمان و اهله فاحسن رجل الظن برجل فقد غرر324؛ هرگاه نیکوکاری بر روزگار و اهلش غلبه کند، آنگاه شخصی به شخص دیگری که از او گناه و رسوایی سر نزده بدگمان شود. قطعا به او ستم کرده است و اگر فساد و تباهی بر زمان و اهلش چیره گردد، آن گاه شخصی به دیگری گمان نیک ببرد، قطعاً خود را فریفته است»
طبق این فرمایش حضرت، معیار حرمت سوءظن، زمانه و افراد است، نه زمانه به تنهایی.افرادی که در یک زمان زندگی می کنند، با هم متفاوتند. برخی سوابق خوبی دارند که باید به آنها حسن ظن داشت و برخی سوابق سوئی دارند که باید درباره ی آنها جانب احتیاط را رعایت کرد. از این رو امام می فرمایند:« برجل لم تظهر منه حوبه». اگر از کسی گناهی سر نزده و زمانه هم زمانه صلاح و نیک رفتاری است، بدگمانی به چنین فرد بی گناه و خوش سابقه ای ظلم است. اما اگر با فردی بد سابقه روبرو باشیم ولو در زمانه ی صلاح قضیه فرق می کند. لذا فقط سوءظن به کسی که سابقه ی بدی از او دیده نشده ممنوع است325. اما برای زمانه ی فساد کلام امام اطلاق دارد. به طور مطلق نباید حسن ظن داشت گرچه به همه نیز بدون دلیل نباید سوءظن داشت.
از پیامبر صلی الله علیه و آله هم حدیثی نقل شده که می فرماید:« احترسوا من الناس بسوء الظن326؛با سوءظن در برابر مردم از خود پاسداری کنید.» این فرمایش نیز ممکن است اشاره به چنین زمان و چنین حال و احوالی باشد وگرنه سوءظن به عنوان یک اصل هرگز مورد ستایش نیست.
پس در محیط های نسبتاً سالم، اصل را باید بر حسن ظن گذارد و برعکس در محیط های فاسد، اصل بر سوءظن است. البته نه به این معنی که انسان چیزی را ندانسته به کسی نسبت دهد بلکه در چنین زمانی باید احتیاط را از دست ندهد تا مبادا گرفتار زیان های جبران ناپذیر شود.
باید توجه داشت که نباید این استنثناء و این گونه احادیث بهانه گردد که هرکس به دیگران سوءظن پیدا کند و بگوید زمانه فاسد شده و حسن ظن غلط است. حتی در زمان های فاسد هم باید افراد را گروه بندی کرد:
1- افراد ظاهر الصلاح که در صف خوبان قرار دارند و خلاف روشنی از آنها دیده نشده نباید مورد سوءظن واقع شوند. 2-افرادی که در صف مفسده انگیزان قرار گرفته اند و کارهای خلاف از آنها مکرر دیده شده، هرگز نسبت به حرکات آنها نباید خوشبین بود327.
2-در مسایل امنیتی و اطلاعاتی که به سرنوشت جامعه مربوط است، نمی توان با خوشبینی به هر حرکتی در جامعه نگاه کرد. بلکه باید در آن جا حسن ظن را کنار گذاشت. یا به تعبیر دیگر باید با احتیاط لازم با این گونه حرکات برخورد کرد. اما نه به این معنی که با سوءظن کسی مورد مجازات یا هتک و اهانت و بی مهری قرار گیرد بلکه باید تمام حرکات مشکوک زیر نظر باشد و پیرامون آن تحقیق شود. اگر بعد از تحقیق دلائل روشنی بر انجام کار خلاف توام با نیت سوء به دست آمد مورد تعقیب و مجازات قرار گیرد328.
3-از موارد دیگری که سوءظن نه تنها جایز است بلکه ممکن است واجب باشد، در برابر دشمنان است329. ممکن است دشمن دم از صلح و دوستی و محبت و تغییر رویه بزند و دست دوستی به سوی ما دراز کند. در این گونه موارد هرگز نباید گرفتارحسن ظن شد و بلافاصله دست دشمن را فشرد و به او اعتماد کرد. بلکه باید احتمال مکر و فریب و خدعه و نیرنگ بودن آن را هم داد و اینکه توطئه ای برای غافلگیر کردن باشد330. حضرت علی علیه السلام در نامه به مالک اشتر فرموده اند:«الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه فان العدو ربما قارب لیتغفل فخذ بالحزم و اتهم فی ذلک حسن الظن331؛ هنگامی که با دشمنت پیمان صلح بستی، کاملاً از او بر حذر باش، زیرا دشمن گاه نزدیک می شود تا طرف را غافلگیر کند.بنابراین در چنین شرایطی احتیاط را از دست نده و دور اندیش باشد و حسن ظن خویش را متهم ساز.»
از آنچه بیان شد چنین استفاده می شود که نباید به طور مطلق به افراد خوشبین یا بدبین باشیم، بلکه موقعیت و شرایط زمانی و مکانی را باید در نظر بگیریم. اینکه زمانه چه زمانه ای است، طرف مقابل ما در چه جایگاهی است دوست یا دشمن، امر مورد ظن چه امری است مهم یا از اهمیت کمی برخوردار است و ….
4-2. حسن ظن و ادله ی حجیت آن:
حسن ظن یعنی «ترجیح جانب خیر و درست بر جانب شر و نادرست، هنگامی که احتمال هر دو وجود داشته باشد»332. در اینجا دیگر نیازی نیست حسن ظن به تفصیل مورد بررسی قرار بگیرد چرا که حسن ظن نقطه ی مقابل سوء ظن است و به راحتی می توان عوامل، آثار، موارد استثنا و هر آنچه در سوء ظن مطرح شد را به صورت نقیض و برعکس کرده برای حسن ظن مطرح کرد. به همان میزان که سوء ظن مورد مذمت و نهی واقع شده، حسن ظن مورد تمجید و امر قرار گرفته است. هر جا سوء ظن استثنا می شود و پسندیده، حسن ظن مذموم است و منهی.
بالاترین حسن ظن، حسن ظن بالله است. چنانچه در روایت است: « احسن الظن بالله. فان الله عزوجل یقول: “انا عند ظن عبدی المومن، ان خیرا فخیرا و ان شرا فشرا”333 به خداوند گمان نیک ببر. زیرا خدای عزوجل می فرماید: من نزد گمان بنده ی مومن خویشم. اگر گمان او به من نیک باشد مطابق آن گمان با او رفتار می کنم و اگر بد باشد نیز مطابق همان گمان بد با اورفتار می کنم.»
«حسن ظن به نظام هستی و قوانین دینی و احسن دیدن نظام تکوین و تشریع از مهمترین اقسام خوش باوری و حسن ظن است. نتیجه ی این دیدگاه خوش بینانه به هستی، سرور دائمی، خشنودی و رضایتمندی و گوارایی زندگی، آشتی پذیری و دوستی با همه ی هستی است. با این دیدگاه عارفانه به هستی مشکلات به عنوان شلاق تکامل و از الطاف خفیه ی الهی شمرده می شوند». 334
«شاخه ی دیگر حسن ظن، حسن ظن به خود داشتن است که به اعتماد به نفس تعبیر می شود. این خوش باوری و خوش بینی به خود، از موهبت های بزرگ خداوند است. انسان باید بداند خلیفۀ الله، مسجود ملائکه و دارای استعداد کمالی بی نهایت است. این حالت نوعی مثبت گرایی و تحرک برای استفاده از همه ی امکانات را برای انسان فراهم میکند و علاج بسیاری از افسردگی ها و مشکلات است.» 335
«خوش بینی و حسن ظن مراتبی دارد: 1- هم کار طرف مقابل را خوب دیدن، هم خود او را خوب دانستن. 2- کار فرد را بد دانستن ولی خود او را خوب دانستن. 3- نه فرد را خوب بداند، نه فعلش را ولی سعی شود او را انسان خوبی بداند. 4- فرد را خوب نداند اما عملش را خوب بداند.»336
در پایان روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می شود تا اوج کاربرد حسن ظن روشن گردد که فرموده اند: « آخرین کسی که قرار است به دوزخ برود، ناگهان به اطراف خود نگاه می کند. خداوند دستور می دهد او را برگردانید و خطاب می رسد: چرا برگشتی و به اطرافت نگاه کردی؟ عرض می کند: خدایا! درباره ی تو این چنین گمان نمی کردم. می فرماید: چه گمانی داشتی؟ عرض می کند: گمانم این بود که گناهانم را می بخشی و مرا به بهشت می بری. خداوند می گوید: ای فرشتگان من! به عزت و جلالم قسم، بنده ام هرگز گمان خیر درباره ی من نبرده است و الا او را به جهنم نمی بردم. گرچه دروغ می گوید ولی با این حال اظهار حسن ظن او را بپذیرید و او را به بهشت ببرید.» 337 سپس پیامبر فرمودند: « هیچ بنده ای نیست که نسبت به خداوند متعال گمان خیر ببرد مگر اینکه خداوند نزد گمان وی خواهد بود.» 338

4-3. مهمترین دلیل عدم حجیت سوء ظن، بررسی آیه «اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم»:
4-3-1. حیطه موضوعی آیه:
آیه در حدود بیان پاره ای از وظایف و آداب معاشرت است. از جمله اینکه اهل ایمان نباید در مقام سوءظن و بدگمانی به برادر ایمانی خود برآید و به آنچه بر حسب طبع، گمانی درباره ی دیگری داشت،آن را اظهار نماید. و یا ترتیب اثر بدهد، از نظر اینکه موقعیت او را هتک کند. نه اینکه گمان بد مستند به دلیل نیست بلکه فقط از نظر اینکه موقعیت اجتماعی او را نباید هتک کرد. گرچه گمان و سوءظن درباره ی آن شخص مستند به قرینه ی صحیح باشد339.
به هر حال این یک امر است از بین اوامر و تعلیمات اجتماعی زیادی که وجود دارد و دقتی است در مجال روابط اجتماعی انسان که متضمن امنیت در جامعه به شکل کامل می شود340 و از جامع ترین و حساب شده ترین دستورها در این زمینه است341. این تعبیرات نشان می دهد که آبرو و حیثیت افراد مانند مال و جان آن ها است. بلکه از برخی جهات مهمتر است. پس انسان چهار سرمایه اساسی دارد که در اسلام همه ی آنها در دژهای قانون قرار گرفته تا محفوظ باشند: جان، مال، ناموس و آبرو. به همین دلیل سوءظن در مورد مومنین حرام است.342
«اسلام می خواهد در جامعه اسلامی امنیت کامل حکم فرما باشد. نه تنها مردم در عمل و با دست به یکدیگر هجوم نکنند بلکه از نظر زبان و از آن بالاتر اندیشه و فکر آنان نیز در امان باشند و هرکس احساس کند که دیگری حتی در منطقه افکار خود تیرهای تهمت را به سوی او نشانه گیری نمی کند. این امنیتی است در بالاترین سطح که جزء در یک جامعه مذهبی و مومن امکان پذیر نیست. لذا می بینیم پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله می فرمایند: « ان الله حرم من المسلم دمه و ماله و عرضه و ان یظن به السوء؛ خداوند خون و مال و آبروی مسلمانان را بر دیگران حرام کرده و نیز گمان بد درباره ی او بردن» چرا که گمان بد نه تنها به طرف مقابل و حیثیت او لطمه وارد می کند بلکه برای صاحب آن نیز بلایی است بزرگ. زیرا سبب می شود که او را از همکاری با مردم و تعاون اجتماعی برکنار کند و دنیایی وحشتناک آکنده از غربت و انزوا فراهم سازد»343.
در حدیثی از حضرت علی علیه السلام داریم که: «من لم یحسن ظنه استوحش من کل احد؛ کسی که

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع تعاملات اجتماعی، فکر و اندیشه، جوامع انسانی Next Entries منبع تحقیق با موضوع علم اصول فقه