منبع تحقیق با موضوع احساس تنهایی، گلستان سعدی

دانلود پایان نامه ارشد

از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست)

نكته‏ها:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ»، بهترين جمله براى ستايش الهى است كه هم بارها پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به گفتن آن مأمور شده و هم در سوره‏ى حمد همه‏ى مسلمانان، هر روز بايد آن را تكرار كنند.
پيام‏ها:
1- رسالت الهى، لطفى است كه بايد براى آن شكر كرد. «إِنَّما أُمِرْتُ‏ … وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ‏»
2- آنچه تاكنون از آيات الهى ديده‏ايد، گوشه‏اى از آنهاست؛ آيات ديگرى نيز در آينده به شما نشان خواهد داد. «سَيُرِيكُمْ آياتِهِ»
3- مهلت‏هاى الهى را نشانه‏ى غفلت خداوند نگيريد. «وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ»
4- نظارت دائمى خداوند، از شئون ربوبيّت اوست. «وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ»
5- انسان در برابر اعمال خويش مسئول است. «وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»
6- از كفر و شرك مخالفان نگران نباش. «وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»(قرائتی،1383،ج6: 471).

شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت نکته ها:
كـنون بـايـد اى خفته بيـدار بــود

تو غافل در انديشه‏ى سـود و مـال

كنون كوش كاب از كمر در گذشت

سـكنـدر كه بـر عالمى حـكم داشت

ميـسـّر نـبـودش كـز و عــالـمـى

چـو مرگ اندر آيـد زخوابــت چـه سُود
(سعدی، 1383: 243)
كـه ســرمايه‏ى عـــمـر شــد پايـــمـال
(همان: 246)
نـه وقـتـى كـه سيـلاب از ســرگـذشـت‏
(همان: 243)
در آن دم كـه بـگـذشت عـالـم گذاشـت
(همان: 248)
ستــانـنتد و مـهـلت دهنــدش دمــى‏
(همان: 248)
شرح ابیات :
بیت اوّل یادآور این حدیث است. (الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا: و مردم خفتگانند: وقتی مي‌میرند بیدار
مي‌شوند
به نظر مي‌رسد به خاطر فهم راحت ابیات، درکتابهای موجود شرحی داده نشده است. از نظر نگارنده این ابیات بیانگر این است که انسان نباید به خواب غفلت فرو رود و تحت تأثیر زرق و برق دنیا و گناه قرار نگیرد و برای بهتر بودن و بهتر زندگی کردن باید تلاش کند و دست روی دست نگذارد. تمام دنیا را هم که داشته باشی در آخر هیچ چیز با خود از این دنیا نخواهی برد.

4-3-13- سوره‌ي جمعه، آیه‌ي 5
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.
(كسانى‏كه مكلّف به تورات شدند، ولى حق آن را ادا نكردند، مانند الاغى هستند كه كتاب‏هايى حمل مى‏كند، (ولى چيزى از آن نمى‏فهمد.) گروهى كه آيات خدا را انكار كردند، مَثَل بدى دارند و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند).
نکته ها:
در آيات قبل سخن از بعثت بود و در اين آيه سخن از يهوديانى است كه بر اساس كتاب‏آسمانى خود، تورات، پيامبر اكرم (ص) را مى‏شناختند ولى لجاجت كرده و حاضر به پذيرش رسالت او نشدند.
«أسفار» جمع «سفر» به معناى كتابى است كه از حقايق پرده بردارى مى‏كند.
تورات، از بخش‏هاى مختلفى تشكيل يافته كه به هر بخش كه همانند يك سوره از قرآن مى‏باشد، يك «سفر» مى‏گويند. مانند سفر پيدايش.
گرچه قرآن در اين آيه، از يهوديان انتقاد مى‏كند، امّا در واقع كنايه‏اى است به مسلمانان كه مبادا شما نيز قرآن را بشنويد، ولى به آن عمل نكنيد.
قرآن در چند مورد، انسان‏هاى نااهل را به چارپايان تشبيه كرده كه يكى از آنها عالمان بى‏عمل هستند.
پيام‏ها:
1- استفاده از تمثيل در بيان حقايق، شيوه‏اى قرآنى است. (قرآن، دانشمندان بى‏عمل را به الاغ تشبيه كرده است كه به ظاهر سنگين است، ولى در واقع، خفيف است). مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ … كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
2- افشاىِ عالمان ناصالح و زبان گشودن به انتقاد از آنان، امرى قرآنى است. «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً»
3- در اختيار داشتن و حملِ كتاب آسمانى مهم نيست، عمل به آن مهم است. لَمْ‏ يَحْمِلُوها … يَحْمِلُ أَسْفاراً
4- عمل نكردن به علم و دانش خود، نوعى تكذيب عملى آن است. «بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا»
5- عمل نكردن به علم، نوعى ظلم است. «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»(قرائتی،1383،ج10: 29).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت نکته ها
علم چندان كه بيـشتر خوانـى
نـه محقـق بـود نـه دانشـمنـد
آن تهی مغز را چه علم و خبـر

چـون عـمل در تـو نيست نـادانى
چـارپايى بــر او كتـابى چــنــد
كـه بـر او هـيزم اســت يـا دفــتر
(سعدی، 1384: 286)

شرح ابیات :
محقق: اسم فاعل از باب تفعیل به معنی تحقیق و جوینده حقیقت و اهل تحقیق، برخی گفته‌اند مراد از محقّق در این بیت عالم به علوم عرفانی و باطنی است و مراد از دانشمند عالم به علوم ظاهری مي‌باشد. در سخن ادیبان، دانشمندان در معنی فقیه بکار رفته و دور نیست که شیخ اجل از محقّق، فیلسوف یا عارف اراده کرده و مقصود وی از دانشمند فقیه باشد به هر حال (نه محقق بودن دانشمند) مسند است برای چهار پایی
بر او کتابی چند ….
جمله وصفی است با حذف ربط
چند …
از مبهمات است و به عنوان صفت برای کتاب به کار رفته است
آن تهی مغز : مراد از آن تهی مغز چهار پا است.
دفتر: فعلاً لفظ عربی به حساب مي‌آید، جمع آن دفاتر است. در واقع هم ریشه است با دو پی به معنی نوشتن و از اصل آرامی یا سومری است ولی برخی آن را از ریشه یونانی Diphthera(پوست حیوانی) پنداشته اند. دفتر، امروزه به معنی کتابچه ‌اي است که در آن حساب تجارتی را وارد مي‌کنند و هم چنین هر کتابچه‌اي که مطالب و ارقام مربوط به امور تجاری یا اداری یا تحصیلی در آن نوشته شود دفتر نام دارد و مجازاً اطاق کار و محل جمع آوری نامه ها و شعبه‌هاي کوچکتری از دائره و اداره نیز اطلاق مي‌گردد(خزائلی، 1366: 677).
علم زمانی ارزش دارد که همراه عمل باشد و عالم بی عمل در پیشگاه خداوند ارزش ندارد. و صرف کتاب داشتن و حمل کتاب چیزی بر انسان نمي‌افزاید.

4-4- شواهد شعری بوستان و گلستان سعدی در تفسیر جلاء الأذهان و جلاء الأحزان
4-4-1- سوره‌ي آل عمران، آیات 5-6
إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى‏ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .
(هیچ چیز نه در زمین و نه در آسمان بر خدا پوشیده نیست اوست که شما را هر گونه که بخواهد در رحمها صورتگری کند. و معبودی نیست مگر آن پیروزمند فرزانه.)
نکته ها:
خداوند عالم بالذّات است، با کمال عالمی، کمال قادری دارد، آنچه دیگران ندانند او داند و انچه دیگران نتواند او تواند.
پیام ها:
خداوند قادر است در تاریکی سه گانه (فی ظلمات ثلات) تاریکی شب و رحم و شکم مادر، بر آب صورتی نگارد که جمله‌ي مصوّران از آن عاجز مانند و همه انگشت به دهان مي‌مانند و حیرت زده مي‌شوند از صورتگری خداوند(جرجانی،1377،ج3:2).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
آنانكه بكنج عافيت بنـشستند
كاغذ بدريدند و قلم بشكستند

دنـدان سگ و زبـان مـردم بستند
از دست و زبان حرف گيران رستند
(سعدی، 1384: 50)
شرح ابیات:
حرف گیران: به معنی خرده گیران است. شاید از جهت آنکه حرف، کم اهمیّت تر از دو قسم دیگر کلمه (اسم و فعل) است خرده گیر را حرف گیر خوانده باشند(خزائلی، 1366: 263).
به نظر مي‌رسد مفهوم ابیات تا حدودی در نکته ها و پیام‌هاي این آیات آمده باشد…

4-4-2- سوره‌ي آل عمران، آیه‌ي 159
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
(پس به لطف خداست که با آنان نرم خو، شدی و اگر درشت خو و سنگ دل بودی از پیرامونت پراکنده مي‌شدند، پس آنان را ببخشای و برایشان آمرزش بخواه و در کار ]رهبری[ با آنان مشورت نما و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکّل کن که خدا همواره دوست دار توکّل کنندگان است.)
نکته ها:
-خوی خوش پیامبر(ص) از رحمت خداوند سرچشمه مي‌گیرد.
اشراف عرب چون در کارها اگر با ایشان مشاورت نمي‌کردند سخت پریشان مي‌شدند، لذا خداوند به پیامبر سفارش کرد که برای استمالت با آنها مشورت نماید.

پیام ها:
1.انسان هیچ گاه نباید با دیگران به تندی و بدخلقی رفتار نماید.
2.همیشه باید به خدا و رحمت او امیدوار بود و جز خدای یگانه بر هیچ کس توکّل نکنیم(جرجانی،1377،ج142:2).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
موحد چه در پاى ريزى زرش
اميد و هراسش نباشد ز كس

چه شمشير هندى نهى بر سرش‏
بـرين است بـنياد تـوحيد و بـس‏
(سعدی، 1384: 307)
شرح ابیات:
موحد: اسم فاعل از توحید است، ضد آن مشرک
چه: چه که در بیت اوّل مکرر به کار رفته کلمه‌ي مساوات است، مراد این است که در شخص یکتاپرست، تطمیع و تهدید هر دو بی اثر است. به علاوه در نظر وی زر دریا فشاندن و شمشیر بر سر نهادن هر دو مساوی است و کشته شدن در راه حق برای او به همان اندازه لذت دارد که نثار گوهر بر سر او افشانند. خدا شناس جز خدا نمي‌ترسد و جز به خدا امیدوار نیست. و به هیچ کس دیگری امید ندارد و از هیچ حادثه‌اي نمي‌هراسد و همین روش زندگی اصل توحید و یکتاپرستی است(خزائلی، 1366: 746).
توکل انسان بر خدا موجب مي‌شود که انسان هیچگاه احساس تنهایی نکند و در حوادث و رویدادهای سخت به رحمت خدا امیدوار باشد.

4-4-3- سوره‌ي هود، آیه‌ي 42
وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ وَ نادى‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ.
(و کشتی ایشان را در موجی کوه آسا به پیش مي‌برد و نوح پسرش ]کنعان[ را ]که بر کناری بود[ آواز در داد. فرزندم با ما سوار شو و با کافران مباش)
نکته ها:
حضرت نوح (ع) اعتقاد داشت که هر کس در کشتی نشیند راندن کشتی و ایستادن و حرکت کردن همه به نام خداست که خدا آمرزنده و مهربانست.
پیام ها:
نوح به پسرش کنعان گفت: که با آنان همراه شود و فرمان خدا را اطاعت کند ولی او به کوهی پناه برد که خودش را از طوفان برهاند غافل از اینکه از عذاب الهی نمي‌شود فرار کرد(جرجانی،1377،ج 245:4).

شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
چو كنعان را طبيعت بى‏هنر بود
هنر بنمای اگـر داری نه گوهـر

پيـمبر زادگـى قـدرش نيـفزود
گل از خار است و ابراهیم از آزر
(سعدی، 1383: 296)
شرح ابیات:
کنعان: به موجب نظر مفسّرین قرآن، پسر نوح است که به نوح نافرمانی کرد و به کشتی برنیامد و غرق شد. در تورات، کنعان پسر چهارم “حسام بن نوح است” از ذریه کنعان قبایلی باقی ماندند که در اراضی غربی اردن مسکن گزیدند و آن سرزمین به نام سرزمین کنعان شناخته شد، ولی قبایل کنعان و سرزمین آنان ملعون بود تا آنکه “یوشع” جانشین موسای یکم آن را گشود. و از آن زمان، ارض مقدس نامیده شد. یوسف را به مناسبت مولدش« یوسف کنعان» نامیده اند.
مراد سعدی این است که سرزمین کنعان با وجود آن که یوسف به وی منتسب بود چون در طبیعت زمین هنر و استعدادی وجود نداشت از انتساب یوسف بهره‌اي نبرد و لعن و نفرین از آن و قبایل ساکن آن برداشته نشد. و اولاد یوسف که پیغمبرزاده بود بر قدر آن نیفزودند. ممکن است در این جا از کنعان فرزندزاده‌ي نوح مراد باشد که پیغمبرزادگی بر قدر وی نیفزود و بر اثر نافرمانی که کرد ملعون شد و به هلاکت رسید.
هنر بنمای اگر داری نه گوهر……
در این بیت سعدی شیرازی به اهمیّت هنر و استعداد توجه مي‌کند و «گوهر» یعنی اصل و نسب را اهمیتی نمي‌دهد و معتقد است که از دودمانی پست بسا است شخص یا اشخاصی مستعد برآیند و با کمال و هنرمند شوند. چنان گل از خار برآمده و حضرت ابراهیم خلیل صاحب آئین توحید از آزر بت تراش به وجود آمده

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع نهج البلاغه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد حقوق ایران، هیات مدیره، حقوق فرانسه، جرم انگاری