منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، برنامه درسی، محتوای برنامه درسی

دانلود پایان نامه ارشد

عناصر نهگانه كلاين، عناصر برنامه درسي را به ده عنصر افزایش داده است. منطق، عنصر جهتدهندهای است که سایر عناصر برنامهدرسی با آن مرتبط شدهاند. مهمترین ابعادی که از نظر آیزنر (2002) باید در فرایند برنامهریزی درسی مورد توجه قرار گیرد عبارتند از؛ اهداف و تعیین اولویتهای آنها، محتوای برنامه درسی، انواع فرصتهای یادگیری، سازماندهی فرصتهای یادگیری، سازماندهی حوزههای محتوایی، شیوههای ارائه آموزش و بازنمایی یادگیری (پاسخ)، و انواع رویههای ارزشیابی. بر اساس مباحث پيشين، چهارچوب نظري برنامه درسي سازگار با رويكرد تربيتي پرسشمحور ترسيم شده و دلالتهاي آن در رابطه با برخي از مهمترين عناصر و مولفههاي برنامه درسي، شامل اهداف، محتوا، روشهاي ياددهي و ارزشيابي استنباط ميشود.

4-3-1- غايت و اهداف تعليم و تربيت
اهداف و غايات تربيتي همواره به عنوان يكي از اركان حياتي و شايد مهمترين مسئله تعليم و تربيت مطرح بوده و در طول تاريخ توسط بسياري از انديشمندان و فيلسوفان تربيتي مورد بحث واقع شده است. غايت و آرمان تعليم و تربيت چيست؟ انسان مطلوب كه حاصل نظام تعليم و تربيت است چگونه انساني است؟ هر نظامي بر اساس تصوري كه از يك فرد تربيت يافته دارد، پاسخ متفاوتي به اين پرسشها ميدهد و اهداف خود را بر اساس آن تعريف و تبيين ميكند. در واقع آبشخور اهداف هر نظامي مباني، مفروضات و منظري است كه از آن به انسان، جامعه و جهان نگريسته ميشود.
فلسفه وجودي هر نظام تربيتي، تحقق بخشيدن به هدفهايي است كه آن نظام براي خود متصور است. بر اين اساس هيچ يك از نظامهاي تعليم و تربيت، نخواهند توانست بدون تعيين اهداف صريح و روشن و جهتگيري مشخص به حركت و فعاليت خود ادامه دهد. در واقع اين هدفهاي تربيتي است كه برنامههاي درسي و فعاليتهاي درون نظامهاي تربيتي بر اساس آن شكل ميگيرد. بدون يك جهتگيري مشخص و بيان اهداف تربيتي، ارزشيابي و داروي نيز درباره نتايج كار نظامهاي تربيتي غير ممكن خواهد بود. در واقع ما زماني خواهيم توانست كه يك چشم انداز روشني از خواسته هايمان درباره عمل تعليم و تربيت داشته باشيم كه به جهتگيريهايمان آگاه باشيم. نحوه تدوين و سازماندهي محتوا، روشهاي آموزشي و ارزشيابي از تواناييهاي دانشآموزان متأثر از اهدافي هستند كه براي تعليم و تربيت تعيين ميشود.
اولين اقدام براي پيادهسازي يك رويكرد تربيتي پرسشمحور بازنگري در اهداف آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش بايد اهداف خود را در راستاي توسعه مهارتهاي تفكر مورد بازنگري قرار دهد. اهدافي مانند پرورش پرسشگري، طرح مسئله، جستجوگري و كاوشگري بايد به عنوان اهداف مهم در اهداف دوره ابتدايي گنجانده شود. اين اهداف به عنوان اهداف مستقلي نيستند بلكه در ارتباط با اهداف ديگر مورد توجه قرار ميگيرد و در همه عناصر برنامه نمود و بروز پيدا ميكنند.
بازنگري در اهداف آموزش و پرورش منطبق با رويكرد تربيتي پرسشمحوري، نيازمند بازانديشي در بسياري از مفروضهها، مباني تعليم و تربيت، تلقي از تربيت و انسان تربيت يافته، معني و مفهوم دانش و زندگي در عصر كنوني است. بدون اين تغيير نگاه، آموزش و پرورش نخواهد توانست اهداف خود را با عنايت به رويكرد تربيتي پرسشمحور تعريف كند. حتي اگر اهدافي كه به لحاظ ظاهري تعيين شوند كه اشاره به مفاهيم مرتبط با پرسشگري دارند نخواهد توانست تأثير و تحولي عميق در رويكرد فعلي نظامهاي آموزش و پرورش به وجود آورد و در همان سطح تعيين اهداف باقي خواهد ماند.
اگرچه پرسشگر بودن دانشآموزان ميتواند خود به عنوان يك هدف جداگانه و مستقل مورد توجه قرار گيرد، اما جنس آن مثل ساير اهداف نيست بلكه ميتواند ناظر به تمام اهداف آموزش و پرورش بوده و در همه آنها نقش محوري داشته باشد. به عبارتي پرسشگري به عنوان يك هدف ناظر به كيفيت اهداف ديگر است. به عنوان مثال تربيت ديني ميتواند به عنوان يك هدف تربيتي در نظر گرفته شود. و اين امكان وجود دارد كه بسياري از نظامهاي تربيتي آن را به عنوان هدف تعليم و تربيت قرار بدهند. اگر بخواهيم از دو رويكرد تربيتي متفاوت به اين اهداف نگاه كنيم اين موضوع اينگونه خواهد بود. در يك رويكرد تربيتي پاسخ محور محض و افراطي، يادگيري بدون چون و چراي محتواي تدارك ديده شده هدف اصلي نظام تعليم و تربيت است و در واقع هر گونه ترديد و پرسش درباره آن با مقاومت مواجه شده و به تندي طرد ميشود. در حالي كه همان هدف تربيتي ميتواند با نگاهي پرسشگرانه و نقادانه به دانشآموز ارائه ميشود و به دانشآموز اختيار داده ميشود در مواجهه با محتواي مورد نظر با نگاهي پرسشگرانه مباحث را به نقد كشيده و مورد بحث و گفتگو قرار دهد. هدف ارائه بدون چون و چرا و مطيعانه محتوا و متون درسي نيست، بلكه تشويق و هدايت دانش آموزان به برخورد باز و بدور از هرگونه تحميل و تلقين موضوعات مورد بحث است. همانگونه كه اشاره شد اين خود به تلقيهاي متفاوت از عمل تربيت بر ميگردد. در حالي كه در مورد اول نميتوان از تربيت سخن گفت، زيرا آنگونه كه هرست () با تحليل واژه تربيت عنوان ميكند، لازم است بين تربيت و ساير واژههاي شببيه تربيت تمايز قائل شد كه اساساً با ماهيت تربيت در تناقض هستند. اگر تربيت را به معني در نظر بگيريم. در واقع ما نمي توانيم از تربيت سخن بگوييم و شايد بتوان از شبه تربيت سخن گفت. از نظر باقری (1384) عادت، تلقين و تحميل، از موارد بارز شبه تربيت هستند و نبايد آنها را با تربيت اشتباه گرفت. عادت، تلقين و تحميل ملاحظههاي روشي خاصي را ايجاب ميكنند كه آنها را از تربيت متمايز ميكند. چهار مولفه تبيين، معيار، تحرك دروني، نقادي از ويژگيهاي بارز تربيت است كه آن را از شبه تربيت متمايز ميسازد. در روش عادتي هر چند بتوانيم تغييرات مورد نظر را ايجاد كنيم؛ اما نميتوان آن را تربيت دانست. ‎نتيجه تربيت عادتي قشريگري است كه در آن فرد در قشر دين متوقف ميشود و به اين ترتيب، خود فرد از دين بيبهره و ديگران را در دام بدفهمي خود گرفتار ميسازد. منظور از قشريگري جمود بر ظواهر متون ديني، در مقام فهم و ظواهر مناسك شريعت، در مقام عمل است. به اين ترتيب، افراد نسبت به معيارها، پشتوانههاي شناختي و معرفتي ظواهر شريعت، بصيرتي ندارند و ممكن است دليل هم نخواهند. در اين شكل از تربيت، افراد طوري بار ميآیند كه امور ديني را فقط به اعتبار اين كه مقدس است میپذیرند. جمود يكي از آسيبهاي تربيت ديني است؛ زيرا در آن، افرادي قشري و ظاهر بين به بار ميآيند كه نه تنها خود، بيمايه و سطحي هستند؛ بلكه بالقوه براي جامعه اسلامي نيز خطرناكند (باقري، 1384).
نظامهاي آموزش و پرروش بر اساس مباني و اصول مورد پذيرش خود اهداف متفاوتي را در تربيت دنبال ميكنند. پاملا و همكارانش (1389) اهدافي را كه نظامهاي تعليم و تربيت بر اساس رويكردهاي حاكم بر خود دنبال ميكنند به شرح زير طبقه بندي كردهاند.
1. آموزش براي كار و بقا: كسب مهارتهاي اساسي، عادات و نگرشهاي ضروري براي عملكرد بهينه در محيط كار و سازگار شدن با زندگي در جامعه معاصر.
2. قرار گرفتن در مدار قانون (دانش) معيار: كسب هسته اصلي دانش فرهنگي، سنتها و ارزشهاي فرهنگ حاكم بر جامعه نظير منابع اخلاقي، ذهني، روحي و هنري به عنوان راهنماهايي براي زندگي.
3. پرورش خويشتن و روح: يادگيريهاي مرتبط با علايق خود هدايت شده براي پرورش ظرفيتها و خلاقيت فردي و آگاهي از خود عاطفي روحاني.
4. ساختن فهم: پرورش متفكراني پويا، فعال و مستقل كه قادرند دانش را از طريق بررسي محيط و يادگيري مشاركتي بسازند.
5. مردم سالاري در بستر انديشه و عمل: فراگرفتن و تجربه مهارتها، دانش، عقايد و ارزشهاي ضروري براي مشاركت در يك جامعه مردم سالار و حفظ آن.
6. مقابله با نظم حاكم بر جامعه: بررسي و به چالش كشيدن ساختارهاي ظالمانه اجتماعي، سياسي و اقتصادي كه فرد و ديگران را محدود ميكند و رشد انديشهها و مهارتهاي حمايت از مبارزات اجتماعي به منظور بازسازي جامعه.

4-3-1-1- تصريح اهداف تربيتي مرتبط با رويكرد پرسشگري
اولين گام براي حركت و تحقق يك رويكرد تربيتي پرسشمحور تصريح و به رسميت شناختن اهداف مرتبط با اين رويكرد تربيتي در اسناد رسمي آموزش و پرروش و راهنماهاي برنامه درسي و كتاب راهنماي معلم است. اگرچه در برخي از اسناد مربوط به تعليم و تربيت كشور پرسشگري و مفاهيم مرتبط با آن به عنوان هدف آموزش و پرورش ذكر شده است، اما بگونه باور نكردني اين اهداف بسيار كم رنگ ديده شده است و نميتوان ادعا كرد كه نظام تعليم و تربيت به اين موضوع توجه كافي داشته است. اگرچه بيان صرف و صوري مفاهيم مرتبط با پرسشگري، نميتوان مدعي تغيير رويكرد آموزش و پرورش به سمت رويكرد تربيتي پرسشمحوري شد. در واقع لازم است اول از همه در اهداف كلان آموزش و پرورش مورد توجه قرار گيرد. در واقع اقتضاي پايبندي به اين رويكرد تربيتي در بحث اهداف، صرفاً بيان لفظي جسته و گريخته واژههاي مرتبط با پرسشگري نيست، بلكه هدف بايد ناظر به جهتگيري كلان تعليم و تربيت بوده و سمت و سوي حركت آن را به سوي يك رويكرد تربيتي پرسشمحور نشان دهد. از اين رو لازم است نظامهاي تعليم و تربيت براي تحقق اين رويكرد تربيتي، اهدافي را پيشبيني كنند كه جهتگيري كلان تعليم و تربيت به سوي يك رويكرد تربيتي پرسشمحور در آن متجلي شده باشد.

4-3-1-2- انعطاف در اهداف تعليم و تربيت
اگرچه در بسياري از نظامهاي تعليم و تربيت از اهميت توجه به تفاوت فردي و نيازهاي كودكان بسيار سخن گفته ميشود، اما حاكميت رويكردهاي تربيتي پاسخمحور بر نظامهاي آموزش و پرورش، اجازه نداده است اين موضوع از حد يك شعار زيبا فراتر برود. توجه به تفاوتهاي فردي درجهاي از انعطاف در اهداف را ميطلبد. آیزنر (2005) با اشاره به روشهای مرسوم در تعلیم و تربیت در رابطه با میزان توجه به تفاوتهای فردی میگوید: این روشها به تفاوتهاي شخصيتي و تواناييهاي فردي دانشآموزان بيتوجه است، با اين فرض كه در برنامههاي درسي، “يك اندازه خاص، متناسب همه” است. از نظر وی، هم بلوم (1987) در كتاب بستن ذهن آمريكايي، و هم هرش (1987) در كتاب سواد فرهنگي: آنچه هر آمريكايي بايد بداند، به چنين رویکردی نزديك شدهاند، اولي با نام عقل، دومي با نام فرهنگ. چنین نگاهی به نیازهای کودکان در برنامه درسی با موضع طرفداران برنامه تربيتي پايديا نیز همسو است كه بر نوعي برنامة درسي عام و یکسان اعتقاد دارند كه همة دانشآموزان را تحت پوشش قرار دهد. آدلر (1982) يكي از پيشگامان برنامة تربيتي پایدیا ميگويد؛ ارائه آموزش مدرسهاي داراي كيفيت يكسان به همه نيازمند برنامهاي است كه هم ليبرال باشد و هم عام، يعني بلحاظ تعداد، دشواري، گستردگي، يك چيز بوده و براي همه كودكان يكسان است. از نظر وي همه مسيرهاي فرعي، دروس تخصصي، يا انتخابي بايد حذف شوند.
اگر تعلیم و تربیت را بطور کلی فراهم کردن بستر رشد در ابعاد مختلف تعریف کنیم، چنین رشدی به طور قطع بدون شناخت و توجه به ماهیت دانشآموزان، از جمله تفاوتهای فردی آنان حاصل شدنی نیست. بیتوجهی به این مهم، بیتوجهی به روح و حقیقت تعلیم و تربیت است و آن را از یک صناعت انسانی به یک فعالیت صنعتی و فناورانه تبدیل کردن. به سخن دیگر، لحاظ نکردن تفاوتهای فردی در قلمرو تعلیم و تربیت تفسیر دیگری جز نزدیک شدن به الگو یا انگارۀ کارخانهای در این عرصه و تعمیم اصول و راهکارهای مورد توجه در فرایند پردازش مواد خام به امر پردازش یا پرورش نوع انسان ندارد (مهرمحمدی، 1387الف، ص 451).
آیزنر (2005) در کتاب تصور دوبارۀ مدرسه با اشاره به موضع انتقادی خود در مقالهای با عنوان اهداف تربيتي: كمك يا مانع؟ نسبت به رويكردهايي از تدريس كه شغل معلم را بردن همه دانشآموزان به يك مقصد مشابه در يك زمان يكسان ميداند، خاطرنشان میسازد، مطمئناً اين آن چيزي نيست كه هنرمندي در تعلیم و تربیت به دنبال آن است. هنرمندي پذيراي شگفتي و غيرمنتظرههاست، آن در حول امكانپذيرها حركت ميكند، آن با ابهامات و پيچيدگيها سروكار دارد، مخاطب آن وضعيتهاي دشوار است، و آن نوعي از شادي و شعف ايجاد ميكند اگر كسي بتواند اندكي ريسك كند. به نظر وی

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع پرسشگری، آموزش و پرورش، رشد و بالندگی، اعتماد اجتماعی Next Entries منبع تحقیق با موضوع برنامه درسی، کتابهای درسی، نظریه تربیتی، طراحی آموزشی