منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، انتقال دانش

دانلود پایان نامه ارشد

ص 116). فرایندی که مدارس دنبال میکنند بسیار شبیه فرایندی است که در خط تولید کارخانه اجرا میشود: فراوری دانشآموزان در بسته بندیهای یکسان (سازماندهی و گروه بندی دانش آموزان بر اساس گروه های سنی)، ارائه برنامه درسی از پیش تعیین شده به همه دانشآموزان در اندازههای مشخص و بر اساس برنامه قبلی، تولید یک محصول استاندارد و با کیفیت، طبقه بندی محصولات تولید شده بر اساس انطباق یا عدم انطباق با استانداردهای کنترل کیفیت. برنامه درسی مرتبط با این الگو به عنوان مکانیسم کنترل کیفیت است که برای جداسازی دانشآموزان بکار گرفته میشود، برخی از دانشآموزان نمیتوانند به خاطر عدم کسب استانداردهای لازم از خط تولید عبور کنند و به عنوان ضایعات کنار گذاشته میشوند و برخی دیگر اجازه مییابند خط تولید را ترک کنند. این الگوی غالب آموزش و پرورش، همان الگوی عصر صنعتی است که بی ارتباط به زندگی روزمره، به روش اقتدارمابانه اداره میشود که برای تولید محصولات استاندارد و نیازهای کارگری مورد نیاز کارخانههای عصر صنعتی مناسب است (سنگه3 و همکاران، 2000، ص 31). پیروی از دستورالعمل اقتصادی، “مدارس را وادار میکند مانند یک تجارت و به عنوان ما به ازای تربیتی بیشینهسازی سود عمل کنند” (مک بیچ و مک دونالد، 200، ص 28). در این رویکرد بهرهوری سیستم مقدم بر نیازهای تک تک دانشآموزان است. اطمینان از عملکرد کارآمد و مبتنی بر استاندارد هدف اصلی سیستم است.

1-2-2- آموزش و پرورش ساندویچی
هالت (2002) عقیده دارد الگوی حاکم بر نظام آموزشی اغلب کشورهای جهان بر این هدف استوار است که دانشآموزان هرچه سریعتر بستههای آموزشی مشخص و استانداردی را بیاموزند و به سرعت به مرحله بعد راه یابند. به باور متولیان این شیوه آموزشی، هر چه این فرایند سریعتر رخ دهد و هر چه حجم مواد آموزشی بیشتر باشد، موفقیت بزرگتری کسب شده است. بسیاری از فشارهای روحی نیز که به دانشآموزان، معلمان و والدین وارد میشود ناشی از همین مسابقه بیپایان است. آزمونهایی که با این رویکرد برگزار میشود، مبتنی بر متغیرهایی است که معیار بسیار دقیقی برای سنجش میزان فهم دانشآموزان از مطالب و مهارت آنان در کاربرد این دانش در محیط واقعی فراهم نمیکند. به باور هالت این نگرش به آموزش و پرورش، بسیار ساده انگارانه و سطحی است. این شیوه آموزش و پرورش شباهت بسیاری به فعالیت فروشگاههای زنجیرهای مکدونالد در زمینه عرضه غذاهای آماده یا به اصطلاح فست فودی برای دنیای شتابزده صنعتی دارد. بر این اساس، آموزش و پرورش مکدونالدی یا ساندویچی یکی دیگر از برازندهترین عنوانهایی است که میتوان برای آموزش و پروش مرسوم نسبت داد. امروزه بسیاری از اثرات مخرب جسمی و اجتماعی فرهنگ غذای آماده آشکار شده است. چاقی مفرط، سوء هاضمه، دیابت، فشار خون و … ارمغان غذاهای آماده و ساندویچی برای بشر امروز بود. اعتراضات بسیار زیادی علیه این شیوه تغذیه در دنیا به راه افتاده است و خواستی اجتماعی برای برچیدن این فرهنگ بوجود آمده است. اینکه قرار نیست همه افراد این کره خاکی همبرگر و ساندویچهای آمادهای را بخورند که شرکتهایی مثل مکدونالد تولید میکنند. اما به نظر میرسد این صداهای اعتراض به شیوههای مرسوم آموزش و پرورش مثل صدای معترضین به شیوه تغذیه، بلند نیست و بسیار طول خواهد کشید تا سوء هاضمه ناشی از اثرات آموزش و پرورش ساندویچی مشخص شود. صدای اعتراضی که خواستار بازگشت آموزش و پرورش به فرایندی از تربیت باشد که دانشآموزان در آن فقط نظارهگر و مصرف کننده منفعلانه مواد و بستههای آموزشی آماده نیستند. بلکه خود بخشی از فرایند هستند که فعالانه در فهم دنیای پیرامون و واقعیتهای آن مشارکت میکنند.

1-3- آموزش و پرورش پاسخ محور
سازمان همکاری اقتصادی و توسعه4 در گزارشی با عنوان ایجاد محیطهای تدریس و یادگیری موثر، رویکرد غالب آموزش و پرورش رسمی بسیاری از نقاط جهان را رویکرد انتقالی خارج از رده توصیف میکند که بر اساس آن معلمان دانش از نوع حقایق را از طریق سخنرانی و کتابهای درسی به دانشآموزان انتقال میدهند (2009). از نظر هارپاز (2005) آموزش مدرسهای مرسوم بر چهار تصویر اساسی یا اتمیک بنا نهاده شده است: یادگیری یعنی گوش دادن، تدریس یعنی گفتن، دانش یعنی یک چیز عینی، و تربیت یافتگی5 یعنی دانستن محتوای ارزشمند. این تصورها عمیقاً ریشه در آگاهیهای دانشآموزان، معلمان و تصمیمگیران دارد و روزانه در ساختار و فعالیتهای مدرسه حفظ میشود. شبیه تصویر اتمیک، آن بیشتر ضمنی است تا صریح، و اصل محوری آن تقلید است. بر اساس اصل تقلید، یادگیری دانشآموزان آخرین حلقه در یک زنجیره اتمی است: دانشمند جهان را کپی میکند، متخصصان برنامه درسی از دانشمند کپی برداری میکنند، معلم نیز برنامههای درسی را کپی برداری میکند، و در نهایت دانشآموزان از معلم خود کپی میکنند. کار امروز مدارس دنبال کردن این زنجیره تقلید است.
اشتراوس و شیلونی (1994) این فرایند را به عنوان فرایند “انتقال مواد” از معلم به دانشآموزان توصیف کردهاند. آنها یادآوری میکنند که معلمان “مواد” را به “بستههای دانش” تبدیل میکنند که مناسب با “ورودیهای” ذهن دانشآموزان است. به منظور ارائه این بسته دانشی به ورودیها، معلم باید دیافراگمهایی را که مانع ورود آنها هستند باز کند. بعد از اینکه دیافراگمها باز شد و محتوا در آن رسوخ کرد، سپس لازم است معلمان برای “چسب زدن” محتوای جدید به مواد قبلاً آموخته شده، دانشآموزان را تمرین دهند. در واقع انتقال دانش و محتوای ارزشمند به دانشآموزان، مهمترین ویژگی بسیاری از نظامهای فعلی آموزش و پرورش است که با رویکرد تربیتی پاسخ محور اداره میشوند.
در پداگوژی پاسخمحور، پاسخها بشدت بر پرسشها برتری دارند. معلمان با دانش از دانشآموزان جاهل پرسشهایی میپرسند، آنهم معمولاً در شکل یک آزمون. در این زمینه، معلم اغلب پرسش را به منظور اعمال کنترل بر کلاس بکار میگیرد. این پرسشهای قابل پیشبینی، بندرت با عمل فکورانه و تفکر مرتبط است، به جز اندکی در رابطه با یادآوری. پرسشهایی از این جنس، انحرافی از پرسش واقعی است که در خارج از مدرسه اتفاق میافتد (هارپاز و لفستین،2000). در رویکرد پاسخمحور نسبتی مستقیم میان تربیتیافتگی و دانستن برقرار است و تعلیم و تربیتی موفق و کارآمد است که اطلاعات، معلومات یا پاسخهای بیشتر و متنوعتری را در زمینههای مختلف در اختیار دانشآموزان قرار دهد (مهرمحمدی، 1384). یادگیری پاسخها بدون ]بجای[ یادگیری پرسشها، به نوعی از ایدئولوژی منجر میشود که در آن از قبل درباره هر چیزی توافق وجود دارد، احتمالات به عنوان اصول و امور محتوم ظاهر میشوند، و سازههای اجتماعی به عنوان پدیدههای طبیعی اجتناب ناپذیر به نظر میرسند، “همه چیز آنگونه است که باید باشد” نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر (باوکر، 2010). به باور بوردیو (به نقل فاضلی، 1387) مهمترین دستاورد آموزش و پرورش برای دانشآموزان، دانش و ]پاسخهایی[ نیست که آنها بدست میآورند، بلکه روشهای کسب دانش، عادات خاص، شیوههای طرح پرسش و مسئله است.

1-4- تربیت در عصر اطلاعات
الگوهای فعلی آموزش مدرسهای اغلب برای انطباق با تغییرات بزرگ قرن 21 ناکافی میباشد (هارگریوز، 2003؛ مورفی، 1997؛ نونان، 2002؛ سنگه و همکاران، 2000). حتی در مدارس خوب، دانشآموزان مهارتهایی که برای قرن 21 بسیار اهمیت دارند یاد نمیگیرند. بسیاری از برنامههای درسی و روشهای تدریس نزدیک به یک قرن قدمت دارند و به طور ناامید کنندهای منسوخ شده هستند (واگنر، 2008). بیل گیتس (2005) میگوید: دبیرستانهای آمریکا منسوخ شدهاند، حتی زمانی که دقیقاً مطابق با آنچه که طراحی شدهاند کار میکنند نمیتوانند چیزی را که کودکان ما نیاز دارند در دنیای امروز بدانند یاد بدهند. مدارس ما پنجاه سال پیش برای عصر دیگری طراحی شدهاند. به باور سنگه و همکاران (2000)، آن یک ترادژی است که برای بسیاری از ما، مدرسه جایی نیست برای عمق بخشیدن به فهم ما از اینکه ما کیستیم و به آنچه به آن متعهد هستیم (ص 35).
پیشرفتهای سریع در فناوری و ارتباطات از ویژگیهای زندگی در قرن 21 است. فناوری اطلاعات و ارتباطات مفهوم زمان، مکان و جامعه را تغییر داده است، بطوری که مردم در سراسر دنیا در هر لحظه از شب و روز میتوانند با همدیگر مرتبط شوند (مارگو، 2004؛ شیهان، 2006). در قرن 21 بسیاری از جنبههای زندگی در حال تغییر است. زمین در حال تغییر است، زندگی تغییر میکند، جامعه تغییر میکند، یادگیری تغییر میکند، افراد تغییر میکند، و همانطور که هندی (1990) عقیده دارد، خود تغییر هم در حال تغییر است. همانطور که تریلینگ (1999) میگوید این موضوع مهمترین دلمشغولی آموزش و پرورش، یعنی آنچه را که برای کار و زندگی لازم است نیز تغییر میدهد. دنیای قرن 21 مسائل پیچیدهای را عرضه کرده است و برای کنار آمدن با این مسائل، مکانیسمهای پیچیدهای را میطلبد (زی مودا، کولکیس، و کلاین، 2004). از نظر سوروس (2002) آنچه در قرن 21 مورد نیاز است مجموعهای از مهارتهای پایه جدید است که اقتضائات اقتصادی را با نیازهای اجتماعی متعادل میکند.
در عصر فنآوری اطلاعات و ارتباطات به سبب دسترسی همگانی و همه جایی و آسان به اطلاعات، کارکرد مدرسه در توزیع دانش کم رنگ شده است. از اینرو برنامه درسی قرن بیست و یکم نمیتواند صرفاً انتقال دانش را در هسته خود جای دهد به این دلیل ساده که انتخاب آنچه نیاز است نمیتواند در عصر غنی اطلاعات یک پدیده مشکلزا باشد. لذا كاركرد نهاد مدرسه به عنوان توزیع کننده دانش باید مورد بازنگری قرار گرفته و کارکردهای دیگر برای آن تعریف شود. سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه نشان میدهد که ما در یک اقتصاد دانش زندگی میکنیم، اما ضروری است در مورد آنچه واقعا دانش را شکل میدهد تفکر دقیقی داشته باشیم. این سازمان چهار نوع متمایز دانش- چه، دانش- چرا، دانش- چگونه و دانش- چه کسی پیشنهاد کرده و عنوان میکند در مقایسه با دانش سر راست حقایق که در دانش- چه گنجانده شده است، تقاضای رو به رشدی برای سه دانش آخر وجود دارد. برنامه درسی مدرسههای سنتی متشکل از طبقه دانش- چه است (جانسون و همکاران، 2007)، که در آن اصول، مفاهیم و حقایق مستخرج از دیسپلینها در یک شکل انتزاعی و زمينهزدايي شده به دانشآموزان ارائه میشود.
نسل آینده در دنيایی زندگی خواهند کرد که به شيوة تفکر دقيق و پيچيدهتری نياز خواهد داشت تا با برخورداری از سيالی اندیشه و مهارتهای متنوع شناختی، خود را با شرایط متحول سازگار کنند. دانشآموزان ما بطور بنیادی تغییر میکنند، دانشآموزان امروز، افرادی نخواهند بود که نظام تربیتی ما برای آموزش آنها طراحی شده است (پرنسکی، 2001). کودکان امروز به دنیایی گام میگذارند که با دنیای پدران و مادرانشان بسیار متفاوت است و در فرهنگهایی بزرگ میشوند که متفاوت از فرهنگهای اجدادشان است. سازگاری موفقيت آميز در عصر اطلاعات و انفجار علم و فناوری مستلزم بازاندیشی در روشهای تربیتی است. بیل گیتس (1999) میگوید اگر شركتهاي خطوط راه آهن این موضوع را درک میکردند که آنها در تجارت حمل و نقل هستند نه تجارت ریل آهن، امروزه همه ما در خطوط هواپیمایی اتحادیه پاسیفیک پرواز میکردیم. با این قیاس لازم است ما آموزش مدرسهای را به عنوان امر تعلیم و تربیت در نظر بگیریم و به جای مدرنیزه کردن روشهای قدیمی به بازاندیشی در کارکردهای آنها بپردازیم. ما باید محیطهای یادگیری سنتی خود را به سمت محیطهایی پویا تغییر دهیم و یک بازسازی کامل از ایده خود در رابطه با آموزش و پرورش داشته باشیم. ما نیاز به یک نو مفهومپردازی بسیار گسترده در مورد آنچه تعلیم و تربیت مینامیم داریم، در عصری که به طور شگفت انگیزی در حال دگرگونی است. ما به برنامه درسیای نیاز داریم که بتواند پاسخگوی نیازهای دانشآموزان در عصر حاضر باشد. از نظر چن (2000) زمانی که هدف نظامهای آموزشي توانمند سازي يادگيرنده است نبايد منحصراً بر کسب دانش تمرکز کند. بويژه زماني که منسوخ شدن دانش، يک موضوع اساسي باشد. بنابراين ضرورت دارد الگوهاي مختلف برنامههاي درسي، مطابق با نيازهاي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، برنامه درسی، پرسشگری، تعلیم و تربیت Next Entries منبع تحقیق با موضوع تعلیم و تربیت، پرسشگری، برنامه درسی، عصر اطلاعات