منابع پایان نامه درمورد ناسازگاری، سازگاری اجتماعی، روانشناسی، مشکلات رفتاری

دانلود پایان نامه ارشد

زیست شناسی، «انطباق» 62 گفته می شود، ومجموعه فعالیتهایی است که یک «نوع» به منظور سازگاری باتغییرات محیطی اش انجام می دهد. به عنوان مثال، خواب زمستانی یک خرس یاسازگاری شخص با تغییرات محیطی مانند شغل جدید، از دست دادن یک عزیزو… می تواند نمونه ای از انطباق باشد. درحالیکه سازگاری عبارت است از یک فرآیند روان شناختی که طی آن فرد با خواسته ها63(تمایلات) وچالشهای64 زندگی روزمره مقابله می کند یا آنها را به کنترل خود در می آورد(ویتن ولوید1997)65 .

4-3-2. اشکال سازگاری
سازگاری میتواند به اشکال زیر دیده شود:
عمل برقراری یک رابطه روان شناختی رضایت بخش میان خود ومحیط.
عمل پذیرش رفتار و کردار مناسب وموافق محیط وتغییرات محیطی.
سازگاری موجود زنده با تحریکات بیرونی ودرونی(شعاری نژاد.1368)
در واقع انطباق(انطباق مفهومی عامتر از سازگاری است)بامحیط به دوشکل صورت میگیرد. انطباق بامحیط فیزیکی، که حاصل آن ممکن است منجر به تغییرات جسمانی درموجود شود. گروهی دیگر نیز اعتقاد دارند؛ سازگاری بامحیط بردو نوع است، یکی سازگاری منفی که به معنی پیروی کورکورانه وبدن قید وشرط از محیط وهمرنگ شدن با آن است ودیگری سازگاری مثبت که به معنی مؤثر واقع شدن درمحیط وتغییر دادن آن است که با ویژگی هایی نظیر عزت نفس، اعتماد به نفس، خلاقیت، کارآمدی، ارضای غرایز فیزیولوژیک، از راه های جامعه پسند همراه است به گونه ای که سلامت روانی دریک فرد سازگار، دارای طیف گسترده ای است. بنابراین سازگاری، مجموعه کنشها و رفتارهایی است که فرد درموقعیتها وشرایط جدید، به منظور ارائه پاسخهای مناسب به محرکهای موجود، از خود بروز می دهد. چنانچه ملاحظه می شود دراین تعریف، تأکید عمده، روی شرایط جدید ونحوه ارتباط با آن می باشد. اما برای مشاهده رفتار دراین شرایط وموقعیتها، مسئله سازگاری از دو طیف دیگر نیز قابل بررسی است. نخست در محدوده ی خارجی وعینی که این روش درروان شناسی رفتاری متداول است دراین دیدگاه کوشش می شود تا رفتاری را که بامحیط سازگار است ویا سازگاریش به روش غلط صورت گرفته است، از دیدگاه یک ناظر خارجی، موردمشاهده وبررسی قرار گیرد. دراین روش اگر رفتار فرد با انتظاراتی که جامعه از او دارد ،مطابق وهمخوان باشد ، بهنجار شناخته می شود و اگر این مسئله صادق نباشد ،وی را شخص ناسازگار می دانند که سازگاری عبارتست از نوعی محرومیت که ناشی از مواجهه فرد با عواملی است که مانع ارضای نیاز او می گردد(میلون، 1352) .
مفهوم سازگاری از نقطه نظر«خود فرد» نیز بررسی شده است، به اعتقاد راجرز، دراین رویکرد قبل از آنکه به روشی توجه داشته باشیم که طی آن اشیاء نسبت به ناظر خارجی ظاهر می شوند، با ادراکاتی که فرد از خویشتن دارد وباجهانی که خاص خود اوست مواجه هستیم. هنگامی که به این طریق، سازگاری وناسازگاری، مورد ارزیابی قرار میگیرد، دارای مفهوم کاملاً متفاوتی است که درمانگر را به طور دقیق تر به سوی مسائل عملی هدایت می کند، لذا دراین دیدگاه شخصیت ناسازگار به فردی اطلاق می شود که مورد تهدید درونی واقع شده است وبر عکس به نظر می رسد درشخصیت های افراد سازگار هیچ نشانی از احساس تهدید نمی توان یافت (همان منبع)
پیاژه، سازگاری را تعادل بین یک دروه ی جذب66ویک دوره همانندسازگاری (انطباق)67 دانسته و آن را به مفهوم کلیدی نظریه کارکردهای شناختی خود مطرح می کند(یمنی دوزی سرخابی، 1371).
در دیدگاه تحلیل روانی، به فردی سازگار گفته میشود که دارای «من» 68 قوی وسالم باشد تا بتواند میان دو پایگاه دیگر شخصیت یعنی «نهاد»69 و«فرامن»70 تعادل وهماهنگی ایجاد نماید، تا آنها بتوانند به وظایف خود به خوبی عمل نمایند. «من» نیز درصورتی توانمند خواهد بود که فرد دربرخورد بامشکلات روزمره زندگی، ازمکانیزمهای دفاعی71 استفاده کند یا نسبت به آنها آگاهی داشته باشد. به همین دلیل، سلامت روان، که یکی از ویژگی های اصلی وبارز انسانهای سازگار می باشد، صرفاً به معنای عدم وجود بیماری روانی نیست ، بلکه برای چنین فردی، نبود بیماری روانی، فقط مصداق بارز سازگاری نمیباشد(شفیع آبادی، وناصری1374). از دیدگاه روانشناسی شناختی به کسی سازگار گفته می شود که توانایی وقدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست وچون قادر به انجام چنین کاری است، برای خود یک ارزش واقع بینانه قائل میشود، تا تحت تأثیر نوسانات روانی دردناک واختلاف با دیگران، دچار اختلال نشود. این فرآیند به او کمک می کند تا به احساس مناسبتری از زندگی دست یابد(بک)721988) پس از آشنایی با تعریف سازگاری و مفهوم آن از دیدگاه های مختلف روانشناسی، دراینجا، به طور خلاصه، متغیرهای موثر در فرآیند سازگاری ارائه می شود. بحث عوامل موثر در روند سازگاری بسیار گسترده ووسیع است. به طوریکه میتوان به تعدادی از عواملی که درهر انسان وجود دارد اذعان نمود. دراینجا منظور، ابعاد مختلف تشکیل دهنده ی انسان است.)
5-3-2. عوامل مؤثر در فرآیند سازگاری
در دیدگاههای نوین، انسان به شکل موجودی سه بعدی درنظر گرفته شده است موجودی روانی زیستی اجتماعی. درواقع متغیرهایی وجود دارند که برفرآیند سازگاری تاثیر می گذارد و به شکل پیامد گونه ایجاد می شوند. تعدادی از این عوامل ومتغیرها عبارتند از:
شخصیت فردی که درجریان سازگاری قرار گرفته است.
درک فرد از مشکل(این مشکل چقدر برای فرد محدودیت ایجاد کرده است.)
شدت مشکل ،قدرت آسیب زنندگی وصدمه زایی آن.
حمایتهای اجتماعی که از فرد بحران زده صورت میگیرد.
حمایتهای خانوادگی که از فرد، درجریان سازگاری صورت می گیرد.
تعداد راه های ممکن، که فرد می تواند برای رسیدن به هدف انتخاب کند.
درجه اهمیت هر راه حل ونحوه دستیابی به آن.
توانایی واستعداد برای مراقبت از سلامت خود.
درک فرد از موقعیت فعلی خود.
درک خانواده از موقعیت فرد.
توانایی ها واستعدادهای فرد، برای حمایتهای اجتماعی
روش زندگی، نگرشها و فعالیتهای محیطی اثر گذار .
دیدگاه های عقیدتی واخلاقی فرد، نسبت به دنیا و مشکلات موجود درآن(اسلامی نسب، 1373) .
تقسیم بندی دیگری برای عوامل اثر گذار درنوع سازگاری، وجود دارد که عبارت است از:
عوامل مربوط به مسائل جسمی: نظیر نقص عضو، بیماری جسمی ، معلولیتهای فیزیکی، سرطان و …
عوامل مربوط به مسائل روانی : نظیر احساس حقارت نسبت به دیگران ، اختلالات اضطرابی وافسردگی، روان نژندی، روان پریشی و …
عوامل مربوط به مسائل اجتماعی: مانند انزوا، دوری گزینی از اجتماع، ناسازگاری اجتماعی، شخصیت ضد اجتماعی ، طرد شدن ازاجتماع و…
عوامل مربوط به مسائل اخلاقی : دیدگاه اخلاقی هر فرد می تواند نحوه، شکل وقالب پذیرفته شده ی سازگاری رامشخص سازد(همان منبع)
در یک دستهبندی کلی دیگر میتوان چهار عامل را در بروز ناسازگاری رفتار کودکان و نوجوانان، معرفی کرد:
الف _ عوامل پزشکی: اختلالات ممکن است به علت احساس محرومیت، فقدان یا نقص عضو یا حسی از حواس پنجگانه باشد.
ب _ عوامل تربیتی: با توجه به نظریات روانپویایی، رفتارگرایی و سایر نظریههای روانشناسی، چگونگی رابطه اعضای خانواده با کودک و بخصوص مادر در سالهای اول زندگی، از اساسیترین عوامل رشد شخصیت شناخته شده است. هر گاه اختلاف در این روابط عاطفی ایجاد شود بالطبع امنیت عاطفی وی مختل میشود، و در نتیجه آثار آن در رفتارش منعکس میگردد.(میلانیفر، 1370).
ج _ عوامل ارثی: فرزند پارهای از خصایص والدین را به ارث میبرد و مسلماً این استعداد را خواهد داشت که روزی مانند والدین خود به اختلالات رفتاری مبتلا شود. اما مسلم است که هر رفتار بزهکارانه را به ارث نمیبریم و آنجه به ارث برده میشود، ساختمان بدنی، مزاج و گرایش به اجرای عمل در راهی خاص و آمادگی شخصی برای رفتار بزهکارانه است. این آمادگی سرشتی بر اثر برخورد با عوامل محیطی نامناسب ظاهر میگردد و در این مرحله است که آثار متقابل مکمل عواملی مانند نیروهای بیولوژیکی و اجتماعی در ناسازگاری مشخص میگردند(میلانیفر، 1370).
د _ عوامل محیطی و اجتماعی: تغییرات سریع و بزرگ اجتماعی مانند بیکاری، جنگ، از هم پاشیدگی کانون خانواده، فقر و گرسنگی، اعتیاد و تماس دائمی با معیارهای اخلاقی و فرهنگی مغایربا معیارهای خانوادگی احتمالاً به ناسازگاری کودک میانجامد. علاوه بر محیط خانو اده، مدر سه و اجتماع، باید از نقش وسایل ارتباط جمعی( سینما، تلویزیون، رادیو، ویدئو، مطبوعات وتئاتر) نیز یادکرد(میلانی فر، 1370)
گلاوین و آنسلی73 (1971) ، در یک تحقیق، تواناییهای مدرسهای 130 پسر که اختلالات رفتاری آنان را توسط یک چک لیست رفتاری مشخص کرده بودند با 90 پسر عادی همسال و با بهره هوشی برابر، مقایسه نمودند. در میان پسران دارای مشکلات رفتاری، 81 درصد، ازنظر خواندن، پایینتر از معمول بودند و 72 درصد نیز در ریاضیات مشکل داشتند. به عبارت دیگر پسران دارای مشکلات سازگاری از نظر عملکرد تحصیلی نیز دارای مشکلاتی میباشند. در همین راستا، فلدهاسن و دیگران74 (1996)، از تحقیقات خود به این نتیجه دست یافتند که؛ افرادی که توسط معلمان به عنوان دانش آموزان ناسازگار معرفی میشوند، هنگامی که به کلاس بالاتر میرسند، از نظر خواندن و ریاضیات بسیار عقب افتادهاند.
نتایج مشابهی از نظر افت تحصیلی در گروهی از دانش آموزان، توسط وری 75(1968) و نیز گرابارد (1964) گزارش شده است. این دو نشان دادند، نوجوانانی که به دلیل مشکلات رفتاری سازشی به مراکز روانی یا مشاوره وراهنمایی کودکان و نوجوانان مراجعه میکنند از نظر تحصیلی بسیار عقبتر از همسالان خود میباشند. این دسته از کودکان در به تأخیر انداختن لذتجویی یا تلافی و جبران و نیز کنترل رفتارهای ناگهانی که بیشک نقش اساسی در ایجاد مشکلات سازشی آنان در مدر سه ایفا میکنند، ناتوانند( نراقی و نادری، 1373).
ساموئل کرک، در تحقیقی، دانش آموزان ناسازگار را با دانش آموزان معمولی، مورد مقایسه قرار داد و نتیجه گرفت که دانش آموزان ناسازگار دارای ویژگیهای زیر میباشند:
بطور قابل ملاحظهای کمتر از دانش آموزان معمولی در تحصیل پیشرفت میکنند.
میزان آگاهی والدینشان نسبت به مسائل تربیت و نحوة ارتباط و همکاری آنها با دانش آموزان و مدرسه متفاوت از دانش آموزان عادی است(فتحالدین، نوابینژاد).
رفتار سازگارانه، به مثابه حد یا میزانی تعریف میشود که فرد بدان وسیله با معیارهای استقلال شخصی و مسئولیت اجتماعی که از سن و گروه فرهنگی او انتظار میرود، مواجه میشود. در دوران کودکی و نوجوانی، مهارتهای مورد نیاز برای سازگاری، بیشتر مستلزم فرآیندهای یادگیری است. در اینجا نباید صرفاً بر روی مهارتهای اصلی تحصیلی و موارد استفاده آنها تمرکز نمود، بلکه باید به مهارتهای ضروری برای مقابله و ایجاد ارتباط با محیط، شامل مفاهیم زمان و پول، رفتارهای خود گردانی76، حساسیت اجتماعی و مهارتهای ارتباطی نیز تأکید نمود. در دوران بلوغ و بزرگسالی عملکرد شغلی و مسئولیتهای اجتماعی در درجه اول اهمیت قرار میگیرد. این عملکردها و مسئولیتها بر حسب میزان توانایی فرد، در حفظ استقلال خود در جامعه و اشتغال سودمند و نیز توانایی او در مواجهه وهمنوایی با مجموعه معیارهای اجتماعی تعیین میگردد. سازگاری اجتماعی انعکاسی از تعامل فرد با دیگران، رضایت از نقشهای فرد و نحوة عملکرد در نقشهاست، که به احتمال زیاد تحت تأثیر فرهنگ و انتظارات خانواده قرار میگیرد. سازش اجتماعی یعنی سازش با مجموعه پیچیده روابط بین فردی، توانایی زیستن و هماهنگ نمودن فرد بر اساس الزامات اجتماعی و خواستههای فر هنگی( افشار نیاکان، 1381).
سازگاری اجتماعی، سازگاری شخص با محیط اجتماعی خود میباشد، که این سازگاری ممکن است با تغییر دادن خود و یا محیط بدست آید( پورافکاری، 1373).
فرانسیس77 و برون78 (1975 ، به نقد از یزدخواستی، 1385) سازگاری اجتماعی را به عنوان جریانی تعریف کردهاند که به وسیله آن روابط میان افراد، گروهها و عناصر فرهنگی در وضع رضایتبخش بر قرار باشد، به عبارت دیگر روابط میان افراد و گروهها طوری برقرار شده باشد که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سازگاری اجتماعی، ناسازگاری، مهارتهای اجتماعی، مهارت اجتماعی Next Entries منابع پایان نامه درمورد سازگاری اجتماعی، مهارتهای اجتماعی، ناسازگاری، نهادهای اجتماعی