منابع پایان نامه درمورد مواد مخدر، مصرف کنندگان، حیات اجتماعی، امنیت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

فرزندان اعتیاد به بزهکاری فوراً روشن
میشود. زیرا بررسی زندگی خصوصی این فرزندان کافی است تا متخصصین ورزیده و مجرب را قادر سازد
از بروز حالات مجرمانه در آن ها با گزینش بهترین شیوه های علمی آموزشی، جلوگیری به عمل آورند.اهم عوارضی که بخاطر اعتیاد معترض خانواده می شوند عبارتند از:
1ـ سردی کانون خانواده: خانة معتاد خانه ای سرد و بی رونق است، گرمی و حرارتی در آن به چشم نمی خورد. زن و شوهر نسبت به هم احساس بیگانگی دارند هم بدان خاطر که معتاد فقط متوجه خود و دنیای خویش و از دیگران بیگانه است و هم بدان علت که عمل او مورد اعتراض همسر و مورد درگیری و انتقاد است. این سردی از جهت دیگری هم به چشم میخورد و آن ضعف اقتصادی خانواده بعلت از میان رفتن توان کار و تلاش است. هرچه تولید می شود صرف تهیه مواد می گردد . در نتیجه هزینه های ضروری خانواده فرو
می نمایند.
2ـ تاثیر منفی برنسل: پدر یا مادر معتاد دو گونه تاثیر برنسل می گذارد: یکی تاثیر وراثتی و آن دیگری تاثیری محیطی در جنبه وراثت باید گفت فساد جسمی و روانی معتادان ،مخصوصاً معتادات به مواد مخدر
و الکل از راه وراثت به فرزندان منتقل می شود و زمینه را برای گرفتاری آنها فراهم می کند. بخشی از نقص عضوهای مادرزادی، عقب ماندگیهای ذهنی ناشی از اعتیاد به الکل یا دیگر مواد است. براساس یک تحقیق
در غرب، به این نتیجه رسیدهاند که فرزندان الکلیک غالباً از لحاظ بدنی ضعیف، علیل، گرفتار عوارض ناشی
از اختلال در غده تیروئید، انحراف در ستون فقرات، کرولال، گرفتار بلاهت، مالیخولیا، عدم رشد روانی، حتی دیوانگی و… می باشد. از لحاظ محیطی تکلیف روشن است . چه محیط رحم برای مادران معتاد و چه محیط خارج رحم برای پدر یا مادر. می دانیم کودک در محیط رنگ می گیرد و در آنجا ساخته و پرداخته می شود. سوء رفتار، بدآموزیها، کج رویهای آموخته از محیط در آنان کاملاً بچشم می خورد. فرزندان افراد معتاد آنچنانند که گویی در برابر بیماریها تاب مقاومت ندارند و در شرایط مساوی زودتر از دیگران بیمار می شوند. اینان در تمام مدت زندگی مخصوصاً در دوران قبل از بلوغ در معرض حملات بیماری ها هستند و غالباً ضعیف و برخی از آنان (فرزندان الکلیک) گرفتار تشنجند.
3ـ عدم پذیرش مسئولیت: معتاد نه در زندگی خانوادگی و نه در حیات اجتماعی، پذیرای مسئولیت
و تعهدی نیست او نمیتواند مسئولیت اداره همسر و تربیت فرزندان را بپذیرد و یا در رابطه باتامین اقتصادی آنها،تعهدی را در خود احساس کند و این امر خود یکی از عوامل ویرانی خانواده و سقوط فرزندان است. معتاد پس از مدتی دیوانه می شود. رفتار اجتماعی او جنبه ضد اجتماعی دارد و منافی با اخلاق است . مرتکب انحراف و لغزش میشود وبرای خود احساس شرمی قائل نیست. ازدیگران سرزنش میشود، خجالت
نمی کشد، حتی ممکن است درحضور جمع شلاق بخورد و بی آبرو شود ولی از آن شرمسار نیست و در چنین صورتی چه احساس مسئولیتی برای اوست؟
وجود پسیکوز یا جنون ناشی از الکل، دامنگیر چنین افراد است. حیات عقلانی شان پس از مدتی، آنچنان به خطر می افتد که حسن وقبح برای شان مطرح نیست، حتی قادر نیستند که خود را جمع و جور کنند. مسئولیت روزمره را نمیپذیرند و اگر کسی برای حل مشکلاتشان اقدام نکند، خود در این زمینه گامی برنمی دارند. 118
4ـ تاثیر برتربیت: فرزندان افراد معتاد امکان تربیت ورشد ندارند مگر به میزانی که توسط مادر یا پدر غیرمعتاد دربارهشان اعمال شود و یا به اندازه ای که خود، مدیر خود شوند و بتوانند اوضاع خویش
را سروسامان دهند. اعتیاد کی به آنان اجازه وفرصت می دهد که امکانات تربیتی را در اختیار فرزندان قرار دهند و یا گامی را در راه پرورش آنها بردارند. اصولاً کسی می تواند در راه سازندگی نسلی گام بردارد که خود ساخته و نسبتاً پروده باشد. آنکس که گرفتار انحطاط و تنزل اخلاقی بدان حد است که همه چیز را فدای اعتیاد میکند چه توقع و انتظاری می توانیم از او داشته باشیم ؟ و تازه اگر بنا شود که آنان در امر تربیت فرزندان گام بردارند، چه تربیتی را می توانند به آنان بدهند؟ و با چه شیوه ای می توانند به پیش روند؟ به فرزندان خود چه بگویند؟ یا آنان می توانند به فرزندان خودبگویند که شریف و پاکدامن باشید؟ می توانند به آنها بگویند تن به آلودگیها و اعتیاد ندهند؟ اگر هم بگویند آیا واقعاً در کودک اثر خواهد کرد؟ آیا کودک نخواهد پرسید که اگر چنین رفتارهایی انحراف آلود است، پس چرا خود بدان تن دادهای؟
5ـ سستی پیوند عاطفی با فرزند: معتاد لااقل به 2علت در رابطه عاطفی با فرزند دچار سستی است.
یکی بخاطر نفس اعتیاد که حالت بیتفاوتی به افراد می دهد و به اصطلاح روان شناسان، آنها را گرفتار حالت پسیکوپاتی میکند و این امر درباره آنها که به مواد مخدر چون هروئین گرفتارند بیشتر صادق است و دیگر بدان خاطر که سرگرمی و اشغال به مواد مخدر یا الکل، حالت نشئه ای به آنها می دهد که خود را ازداشتن رابطه عاطفی با فرزندان بینیاز می کند. رابطه محبتی با فرزند و همسر، آنچنان سست است که حتی اگر برای او خبر آورند که فرزند او در حال مرگ است نگران نمی شود و یا اگر خبردار شود که همسرش دچار آلودگی شده، حس غیرتش نمی جنبد. به همین ترتیب پیوند ازدواج سست می شود، خوی مهرورزی جای خود
را به خشونت میدهد، قلب همسر و فرزندان را می شکند و از این بابت خود را درخور سرزنش نمی داند
و این امری است که در رابطه با معتادان سابقه دار، بیشتر به چشم میخورد.
6ـ ویرانی کانون: فرجام عارضه اعتیاد، نابودی وزوال کانون است و بالاخره روزگاری می رسد که اهل خانه احساس می کنند نمیتوانند باهم زندگی کنند. زن برای باقیمانده عمر خود حساس وهشیار میشود،
میکوشد برنامهای بریزد که خود را از این شر رها سازد. فرزندان هم راه گریز، ولگردی و دربدری را در پیش میگیرند . اختلافات و بگومگوها شروع می شود، غیبت معتاد از محیط خانواده کم کم رخ می نماید. گاهی شب را در قهوه خانه ای، خرابهای، در کوچهای و یا در منزل معتاد دیگری به روزمیآورد. مدت غیبت تدریجاً طولانی می شود، از آن بابت که گاهی دستگیر می شود و به بازداشتگاه می رود در حالیکه خانواده
از او بیخبر است و او هم ضرورتی نمیبیند که خانواده را خبردار کند. در چنین صورتی است که می یابیم دیگر خانواده ای باقی نمانده است. جدائیها در اوج است. بدبینی ها، بدگمانیها، سوء رفتارها از هر سو برافراد احاطه می کند، عواطف خانوادگی به بازی گرفته می شوند. زن و همسر دیگر نمی توانند روی
او حساب کنند. هرکس راه خود را در پیش می گیرد و برای سعادت خود می اندیشد. چه بسیارند فرزندانی که از فرط بینوایی حتی از سوی پدر و مادر توأماً طرد شده اند وهمچون توپ فوتبال دست به دست در خانه این و آن می گردند. 119
گفتار اول: فرزندان اعتیاد، شکوفه ها در هجوم گردباد
بررسی وضعیت فرزندان اعتیاد و تحت شرایط این فرض را با عطف توجه به اصول 156 و 157 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آغاز می کنیم که به موجب آن اقدام مناسب و اتخاذ تصمیم برای پیشگیری از وقوع جرایم و اصلاح مجرمین از وظایف قوه قضاییه است . نظارت واجرای مسئولیت های مندرج در اصل 156 به رئیس قوه قضائیه محول گردیده است .
اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرایم می تواند در برخورد با مشکلات فرزندان اعتیاد بیشترین تأثیر را در جهت کاهش موارد بروز جرایم داشته باشد . کودکانی که ناخواسته در مسایل ناشی از اعتیاد پدر یا مادر خود در خانواده درگیر می شوند ، درمعرض ارتکاب جرایم مختلف هستند و سرنوشتی جز قرارگرفتن در رده « کودکان بزهکار» در انتظارشان نیست. عوامل جرم زا می توانند در زمینه بزهکاری اطفال بیشترین تأثیرمحرکه را داشته باشند و با توجه به اینکه جرم شناسی نوین اصولاًمفهوم دیگری از واژگان « بزه» و
«بزهکار» به دست می دهد و التفات به شرایط زیست محیطی و شخصیت مجرم و انگیزه های ارتکاب جرم را ضروری اعلام می دارد . بررسی وضعیت اطفالی که هم اکنون در محیط های خانوادگی جرم زا به سر
می برند ، مهم ترین اقدام در جهت پیشگیری از بزهکار شدن کودکان تلقی می شود:زیرا پیشگیری از جرایم اطفال را نمیتوان فقط در قلمرو منجمد و خشک قانون محدود ساخت . کودکی که در محیط آلوده
و اعتیاد زده ی خانواده، برای رفع خماری پدر یا مادر روانه کوچه پس کوچه ها و بیغوله ها و مخروبه های جغدنشین می شود تا مواد مخدر مورد نیاز آن ها را از توزیع کنندگان مواد مخدر خریداری کند ، ناخواسته
و بدون اینکه قصد ارتکاب اعمال ضد اجتماعی را داشته باشد ، صرفاً به خاطر وابستگی های عاطفی و ابراز احساسات و نهایتاً رفع خماری و گرفتاری والدین قدم در راهی می گذارد که شاید روزی سر
از لجنزارهای کثیف و یا سیاه چالهای مخوف در آورند .
چنانچه وضعیت او مورد توجه قرار نگیرد و نهادهای مسئول اجتماعی از او حمایت نکنند ، به تدریج تبدیل به نوجوانی بزهکار می شود که حتی اگر به شبکه توزیع مواد مخدر و گروه مصرف کنندگان آن هم نپیوندد ، استعداد و توانایی انجام هر گونه عمل خلاف اخلاقی را به سوی خود می کشد .
بسیار دیده شده که این اطفال برای تأمین هزینه مواد مخدر والدین خمار خود حتی جیب بری
هم می کنند و به سرقت های کوچک دست می زنند . آنان گاهی چرخ گوشت و دیگ زود پز مادران خود
را می دزدند و در بازار می فروشند تا با پول آن مواد مورد نیاز پدر خود را تأمین کنند و چهره ی کهربایی
او را که از مهر و محبت تهی شده است یکبار دیگر خندان و شاداب ببینند و گاه به تحریک والدین خود چه تهدید چه تشویق ـ به بهانه هم بازی بودن با فرزندان همسایه وارد منزل آنان شده و به سرقت پول و طلا و جواهر موجود در این خانه می پردازند .
فرزندان اعتیاد تحت چنین شرایطی به دوره جوانی رسیده و از طرف شبکه های سرقت ، جنایت و توزیع و قاچاق مواد مخدر جذب میشوند و حیات فردی و اجتماعی خود را با جرم و مجازات پیوند می زنند . زندان از دیدگاهشان خانه دومی شود که در آن فراگیری سایر جرایم و فنون و شگردهای فرار از چنگ قانون به سهولت میّسر و حتی ضروری خواهد بود .
در این مرحله فاجعه به نقطه اوج خود می رسد و آنچه به راستی مورد تهدید جدی واقع می شود
«امنیت اجتماعی» است . نیروی دفاعی جامعه نیز در مقابله با آن به علت تأخیر و اهمال در پی گیری در نهایت ضعف و ناتوانی و ناکامی عمل می کند حتی اگر در شکل ظاهر با شدت عمل هم همراه باشد به فرزندان اعتیاد که چنین بی رحمانه با سرنوشت شوم مواجه می شوند بیندیشیم آیا جز گرایش به آلودگی بزهکاری و ایجاد انحطاط و ناامنی اجتماعی می توان از این نوباوگران انتظار دیگری داشت ؟
آیا باید آنان را به حال خود رها ساخت و منتظر ماند تا بعد از رسیدن به سن قانونی تحت تعقیب قرار گیرند ؟ مادران مطلقه فرزندان اعتیاد که غالباً زنان خانه دار و فاقد هرگونه تخصص یا اشتغال هستند چگونه باید هزینه آنان را تأمین کنند؟ در مواردی هم که فرزندان اعتیاد پدر یا مادر خود را به علت مصرف زیاد مواد مخدر، حبس های دراز مدت ، اعدام یا خود کشی و حوادثی نظیر آن ها از دست می دهند و احیاناً در خانه ی پدربزرگ یا مادربزرگ رشد و نمو می کنند سرنوشت شوم به صورتهای گوناگون دیگری در انتظارشان است. حضور دلخراش فرزندان اعتیاد در بسیاری از پرونده های قتل و سرقت و فحشا به خوبی احساس می شود . 120
توصیه هایی که برای حمایت از فرزندان اعتیاد میتوان ارائه داد چنین جمع بندی و خلاصه می شود :
1ـ حمایت همه جانبه : اعم از حمایت های قانونی ، اجتماعی، مادی، رفاهی و آموزشی و …..از فرزندان اعتیاد و توجه به مشکلات معیشتی و تربیتی آنان از جمیع جهات ، به عنوان بخش عمده ای از برنامه گسترده مبارزه با مواد مخدر در عملکرد مبارزه گنجانده شود .
2 ـ بذل توجه شایان به ماده 1173 قانون مدنی ، به منزله دستاویز قانونی و حقوقی موقت ، تا زمانی
که قوانین خاص پیرامون موضوع مورد بحث تدوین و تصویب گردد و اجرای دقیق مفاد آن به شرح
ذیل است:
« هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مواد مخدر، نظام آموزشی، آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت Next Entries منابع پایان نامه درمورد مواد مخدر، بی سرپرست، زنان زندانی، زنان زندان