منابع پایان نامه درمورد مهارتهای اجتماعی، سازگاری اجتماعی، عوامل شناختی، نیازهای روانی

دانلود پایان نامه ارشد

استفاده قرار دهد. حال یا به طور مستقیم بر رفتار دیگران نفوذ داشته باشد و یا با انجام رفتارهای خاصی، دیگران را تحت فشار قرار دهد و برآنها اثر بگذارد. البته این تاثیر ، باید دوجانبه باشد، یعنی اگر شخصی با عبارتی چون«اوضاع، احوال چطور است» باب گفتگو را باز کند، رفتار اجتماعی طرف مقابل، تاحدودی به یک سلسله از پاسخ های معین، محدود می شود و به عنوان مثال، احتمال زیادی وجوددارد که این گونه پاسخ دهد که «خوب است». همچنین آموختن پاسخ های اجتماع ،درواقع آموزش پاسخ هایی است که متقابلاً و به منظور تاثیر گذاشتن روی رفتار دیگران به کار میروند. مهارتهای اجتماعی شامل مهارت در تشخیص ویژگی های گروه، برقراری روابط بادیگران، گوش دادن، ارتباطات غیرکلامی وکلامی ، همدردی و نیز تشخیص احساسات خویش است(سیپانی و اسپونر1994)49.
عوامل تعیین کننده مهارتهای اجتماعی را میتوان به دو دسته تقسیم بندی نمود: عوامل شناختی و عوامل رفتاری.
منظور از عوامل شناختی ؛ مهارتهای مربوط به حل مسئله و قدرت استنباط است. آنچه که به حل مسئله مربوط می شود مستلزم برخورد بامسئله، تشخیص مسئله، توجه به راه حل های متفاوت، انتخاب یکی از راه حلها و ارزیابی از نتیجه کار است. هر چه انسان بهتر بتواند به این شرایط پاسخ مثبت بدهد، قدرت سازگاری وبهداشت روانی او بهتر خواهدبود. اما آنچه که به قدرت استنباط اجتماعی مربوط است، به حوزه های دریافت شخصی وچگونگی رشدفرد درهر حوزه بستگی دارد. این حوزه ها عبارت است از؛ دریافت ازافراد ، دوستی ، دوستان و همسالان و روابط والدین وفرزندان. علاوه بر آن، توانایی مقابله دربرخورد بادیگران نیز، علیرغم ضرورت انعطاف پذیری وتطبیق خود با شرایط مختلف، حائز اهمیت است و وجود آن ، درمیان مهارت های اجتماعی لازم است وفرد باید به آن مجهز شود(کارتلج ومیلبرن 1369). به طور کلی مهارتهای اجتماعی به رفتارهای آموخته شده ومقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص میتواند با دیگران به نحوی ارتباط برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بیانجامد. مورگان50(1980) به این نکته اشاره کرد که مهارتهای اجتماعی نه تنها امکان شروع وتداوم روابط متقابل ومثبت را با دیگران فراهم میکند، بلکه توانایی نیل به اهداف ارتباط با دیگران را نیز درشخص ایجاد می نماید. براساس مفهوم مهارتهای اجتماعی در موقعیتهای خاص، که توسط هرسن و بلاک51ارائه شده است، تاثیر رفتار، درروابط اجتماعی ،به بافت و پارامترهای موقعیت بستگی دارد. توانایی شخص در درک موقعیت وهشیاری او در شرایطی که مجموعه رفتارهای خاص، نتایج مثبتی به بار می آورد حاکی از مهارت رفتاری اوست.(همان منبع)
سازگاری اجتماعی آن است که ، روابط میان افراد و گروهها به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنها را فراهم سازد به عبارت دیگر؛به اعتقاد فرانسیس و برون 52 (1965)، سازگاری اجتماعی عبارتست از جریانی که بوسیله آن روابط میان افراد ، گروه ها وعناصر فرهنگی، در وضع رضایت بخشی برقرار باشد. به عبارت دیگر روابط میان افراد وگروه ها به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنها را فراهم سازد(بهرام زاده، 1371).
افراد دیگری نیز، سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارتهای اجتماعی می دانند. در این زمینه، الیوت و گرشام 53 (1993) مهارتهای اجتماعی را چنین تعریف کرده اند: رفتارهای انطباقی یادگرفته شده ای که فرد را قادر می سازد تا با افراد دیگر روابط متقابل داشته باشد و از خود پاسخ های مثبت بروز دهد و همچنین از رفتار های نامناسب اجتناب کند.آنها مهارتهای اجتماعی رابه 5 طبقه همکاری، گفتار مناسب، مسئولیت پذیری، همدلی، و خویشتن داری تقسیم می کنند.
سازگار شدن با محیط مهمترین منظور و غایت همه فعالیتهای ارگانیزم است. چنان که باتلر54 اظهار میدارد، در همه دوران زندگی خود در هر روز و هر ساعت سرگرم آنیم که خود دگرگون شده و دگرگون نشده را با محیط دگرگون شده و دگرگون نشده سازگار کنیم. زندگی کردن در حقیقت چیزی جز عمل سازگاری نیست (مان، ترجمه صناعی، 1355 ).
به نظر مک دانلد55 ،وقتی میگوییم فردی سازگاراست که پاسخهایی که او را به تعامل با محیطش قادر میکنند، آموخته باشد. در نتیجه به نحو قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا احتیاجاتش ارضا شوند(مک دانلد، ترجمه سرمد، 1355).
به عبارت دیگر سازگاری این است که فرد با دیگران طوری رفتار کند که هیچگونه مشکل و درگیری با آنان نداشته باشد. انسانی را سازگار تلقی میکنیم که مسائل و رفتار منطقی دیگران را قبول کند و اگر با محیطی نمیتواند سازش پیدا کند، محیط دیگری برایش وجود داشته باشد( رول و واتنبرگ، ترجمه فخرایی، 1353).
گراشا وکرشن بام، سازگاری را طیفی از پاسخهای نسبتاً مؤثر در برخورد با مشکلات زندگی روزانه میدانند( گراشا وکرشن بام، ترجمه شهنی ییلاق، 1374).
به نظر شعارینژاد( 1364)، سازگاری عبارتست از تغییراتی که باید در رفتار فرد پیدا شوند تا با محیط زندگی خود هماهنگ و دمساز باشد.
سازگاری فرایند پیوسته ای است که در آن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص باعث ایجاد نیازهای روانی میگردد و نیزامکان کسب توانایی و مهارتهایی را فراهم میسازد که از آن طریق میتوان به ارضا آن نیازها پرداخت( گوداشتاین و لاینون، 1975).
به عبارت دیگر، فرآیند سازگاری به وسیلة کمبود و نیاز، برانگیخته میشود و تنش نامطلوبی ایجاد میکند. برای کاهش تنش، فرد باید به طریقی واکنش نشان دهد و عمل او معمولاً کوششی برای غلبة بر شیء یا موقعیت تهدید کننده است. برای مثال اگر انسانی گرسنه باشد، به تهیه یا به دست آوردن غذا نیاز دارد. فرد بعد از تلاشهای اکتشافی چندی که برای کاهش تنش انجام میدهد، دیر یا زود ناچار است دست به انتخاب بزند. در موقعیت ایدهال، واکنش انتخاب شده موجب ارضای نیاز میشود.در موقعیتی که زیاد ایدهآل نباشد، واکنش انتخاب شده ناکافی است و فرد احساس آرامش کامل نمیکند. میزان ارضای بدست آمده به این بستگی دارد که آیا فرد به هدف اصلی خود رسیده است یا هدفی را پذیرفته که کمتر ارضاء کننده است، ولی هدفی است جانشین و به اندازه کافی معقولانه و یا در دستیابی به هر گونه هدفی با شکست روبرو شده است.
نمودار کرت لوین 56، بیانگر پویایی اساسی سازگاری است و یکی از سادهترین راههایی است که نشان میدهد چگونه کمبود نیازها، رفتار را تعیین میکند(بیلر، ترجمه کدیور، 1371).
شکل2-2 نمودار سازگاری

شی یا موقعیت حمله مستقیم
کم کردن نیازها به شکل یک هدف سدکننده(مانع) فرد

هدف جانشین حملة غیر مستقیم

* اقتباس از کرت لوین و مفهومی که به وسیلة داشیل(1949) ، پیشنهاد شده و بعدها شیفر و شوبن(1956) ، آن را گسترش دادهاند.
اساساً شخص سازگار57، شخصی است که میان خود ومحیط مادی و اجتماعیش ارتباطهای سالم و درستی برقرار کند که نتیجهاش استقرار و ثبات عاطفی برای خود او باشد(شعارینژاد،1364)
سازگاری اجتماعی به این گفته میشود که افراد یا گروهها، رفتار خود را بتدریج و از روی عمد یا غیر عمد تعدیل کنند تا با فرهنگ موجود، سازگاری نمایند، مانند رعایت عادتها، عرق و تقلید و….(شعاری نژاد، 1364).
در تعریف یمینی دوزی سرخابی( 1371)، سازگاری اجتماعی عبارتست از مکانیسمهایی که توسط آنها یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا کند. بنابراین لازمة سازگاری اجتماعی، بروز تغییراتی در فرد است.

2-3-2. ویژگی های افراد سازگار
از اضطراب و تعارضی که وی را از فعالیت رضایتبخش بازدارد، دوری میجوید.
از قدرت تصمیمگیری در برخورد با مشکلات بهرمند است.
عواطف خود را تصدیق و قبول میکند. مدام شایستگیهای خود را گسترش میدهد و خود واقعی را در نظر دارد.
مسئولین اعمال و رفتار خود را میپذیرد و خود را منشأ اعمال، افکار و نیز رفتار خود میاند.
نقص عضو بیماریهای بدنی، معمولاً از شایستگی و فعالیت وی کم نمیکاهد.
شوخ طبعی را در خود پرورش میدهد و دارای این خصوصیت است.
ارزشیابیهای درست و قضاوتهای مناسبی از اوضاع و اتفاقات دارد.
از هر امری، تجربهای هر چند کوچک دارد و با دقت نظر جهان پیرامون خود را اعم از انسان، حیوان و اشیاء مورد بررسی قرار میدهد.
نیازها، افکار و عواطف انسانها را میشناسد، پاسخهای مناسب میدهد و اهل همکاری اجتماعی و اقتصادی است.
به میزان کافی میتواند فعالیت کند و در امور ی که بر عهده دارد، همواره تلاش لازم را مینماید و لزومی نمیبیند که شغل خود را مرتباً عوض کند.
از زندگی خانوادگی و زناشویی لذت میبرد و به فرزند دار شدن و تربیت فرزندان علاقهمند است.
به نظر نظریه پردازان صفات در شخصیت، ویژگیهای یک فرد سازگارچنین است: خوشبرخورد، عدم وجود احساس حسادت، نجیب، آرام، همکار، وظیفهشناس و مسئول(اسلامی نسب، 1373).

3-3-2. عوامل مؤثردر سازگاری
عوامل ارتباطی: ارتباطات – اعتماد – پذیرش – تبادل انرژی – روابط – روش مراقبت.
عوامل محیطی: فرهنگ – خانواده – نیازهای فرد مقابل – احساسات دیگران – نگرشهای دیگران – رفتار دیگران.
عوامل درونی: نگرش – رفتار – درک – هدف – احساس – انتخاب – نیاز- قدرت – ضعف – قضاوت – عاطفه( اسلامی نسب، 1373).
گروهی معتقدند که سازگاری اجتماعی 58 در رأس مقوله سازگاری 59قرار دارد وچنانچه فردی دراین زمینه قادربه انجام وظایفش گردد، درسایر زمینه ها نیز بامشکلی روبرو نخواهد شد، اما از آنجایئکه سازگاری می تواند شامل طیف گسترده ای باشد و ابعادی چون اجتماع، خانواده، عواطف، شغل، بهداشت، ازدواج و… راشامل می شود(آقا محمدیان شعرباف، 1375) بهتر است برای دستیابی به دیدگاه جامع ووسیعی از مفهوم وچارچوب تئوریک سازگاری، ابتدا به تعریف روشنی از آن دست یابیم.درلغت نامه دهخدا سازگاری به عنوان موفقیت درکار، حسن سلوک و… ودرمقابل آن ناسازگاری با عنوان بدسلوکی، بدرفتاری، سازگاری نکردن و… معنی شده است.(یمنی دوزی سرخابی، 1371). گذشته از تعریف لغوی و لفظی سازگاری، از این اصطلاح تعاریف متعددی ارائه شده است که در ذیل به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود. سازگاری عبارت است تطبیق دادن یا وفق دادن شخص نسبت به محیط، مثلا وقتی میگوییم یک فرد نسبت به محیط سازگار است، یا در گروهی که متعلق به آن می باشد سازگار است، آن دسته از پاسخهای موجود زنده که باعث سازگاری مؤثر وهماهنگ او با موقعیتی که درآن قرارگرفته است مد نظراست(مان، 1356). همچنین جریاناتی که با بوجود آمدن احتیاجی شروع شده و انسان پس از انجام فعالیتهایی به برطرف کردن آن احتیاجات اقدام می کند، راسازگاری می نامند(پور مقدس، 1367).
اسلامی نسب (1373) نیز درکتاب خود پس از ارائه چندین تعریف از سازگاری ،تعریف زیر را ارائه نموده است. هرگاه تعادل جسمی وروانی فرد به گونه ای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به وی دست دهد و برای ایجاد توازن، نیازمند بکارگیری نیروهای درونی و حمایتهای خارجی شود ودر این جریان موفق شود مسئله را به نفع خود حل کند، می گویند فرآیند سازگاری بوقوع پیوسته است. گوداشتاین ولانیون60(1975) سازگاری را فرآیندپیوسته ای تعریف کرده اند که درآن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص، باعث ایجاد نیازهای روانی می گردد ونیز امکان کسب توانایی ومهارتهایی را فراهم می سازد که ازآن طریق می توان به ارضاء آن نیازها پرداخت. بارلو61(1992) نیز سازگاری را چنین تعریف کرده است: سازگاری عبارت است از رفتار مفید و مؤثر آدمی در تطبیق بامحیط فیزیکی وروانی به گونه ای که تنها با تغییرات محیطی همرنگی نکرده وبه پیروی ناهشیار از آن کفایت نمی کند، بلکه خود نیز درمحیط تأثیر گذاشته وآن را به گونه ای مناسب، تغییر دهد. همان طور که مشاهده می شود،تعاریف متفاوت ومتعدد با موضوع های مختلفی از سازگاری، ارائه شده است که درمواردی باتعریف واقعی سازگاری هم خوان نمی باشد. به طور کلی مفهوم سازگاری از زیست شناسی اقتباس شده است. به این اصطلاح در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد دوره نوجوانی، روابط اجتماعی، روابط انسانی، فعالیت جسمانی Next Entries منابع پایان نامه درمورد ورزشکاران، سازگاری اجتماعی، برون گرایی، مهارتهای اجتماعی