منابع پایان نامه درمورد مفهوم شناسی، نیروی کشش

دانلود پایان نامه ارشد

قدرت خداوند، كه استدلالى از آن واضحتر و محكمتر، نيست؛ زيرا- چنان كه مى‏نگريم- آسمان‌ها زمين را احاطه كرده و كاملا از آن جدا هستند. یکی دیگر اینکه جمله «ترونها» صفت است براى «عمد»؛ يعنى: آسمان‌ها را ستونى كه شما مشاهده كنيد، نيست، بنا بر اين بر پايه قدرت بيكران خداوند متعال، استوارند.167
علامه طیّب میفرماید:
تمام اين كرات جويه مثل شمس، قمر، سيارات، ثوابت، تمام اين كواكب و ستارگان كه بسا از شدت بعد مشاهده نميشوند و بسا از كره زمين چندين هزار برابر بزرگتر هستند خداوند به قدرت كامله خود در اين فضا نگاه داشته بدون ستون و پايه و در سير هستند يا دور خود ميچرخند يا دور كره ديگر از جمله اين كرات جويه همين كره زمين است و كره آب و خدا ميداند كه در هر كراتى چه خلق فرموده و چه اندازه ملائكه در آن‌ها هستند. نظر به اينكه كره زمين مثل يك گوئي است روى كره آب كه سه ربع آن در آب است و يك ربع آن از آب بيرون است و نظر به اينكه امواج دريا بسيار است به واسطه تموج هوايى كه محيط بكره آب است بسا امواجش از كوه‏ها بزرگتر است و موجب تكان دادن كره زمين است و تزلزل آن و اين باعث ميشد كه ساكنين سطح بالاى زمين زير آب رود تمام هلاك شوند خداوند كوه‏هايى در زمين نصب فرمود كه به منزله لنگر كشتى كه روى آب است باشند و مانع از تزلزل زمين باشند.168
علامه تهرانی مینویسد: «بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» یعنی آنجا ستون‌هایی است ولی نمیبینید و از آن جمله نیروی جاذبه عمومی است.»169
شیخ طوسی مینویسد:
«بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» یعنی برای آن ستونی که به آن تکیه کند نیست. چون اگر ستونی داشت قطعاً آن را میدیدید؛ پس هنگامی که آن را نمیبینید دلالت دارد بر اینکه ستونی ندارد به دلیل این‌که اگر ستونی می‌داشت؛ قطعا اجسامی بزرگ میبودند و اگر اینچنین بود نیاز به ستون دیگری میداشت و این تسلسل است پس ستونی ندارد؛ بلکه خداوند متعال حالتی را بعد از حالتی با توانی که برابر با توان هیچ توانایی نیست قرار داد و مجاهد گوید برای آن ستون‌هایی است که نمیبینید؛ این سخن نادرستی است چرا که اگر ستونی میداشت قطعا اجسامی بزرگ میبودند و مانند آسمان‌ها و زمین کم دیده نمیشود مگر آنچه که در آن از ستونها بزرگ باشد و اگر چنان بود قطعا میدیدی و این همانطور که یاد نمودیم تسلسل ایجاد میکند.170
علامه طبرسی میفرماید:
«خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» یعنی آفريد آسمان‌ها را بدون ستونى كه ببينيد شما آن را- و مقصود نفى است- يعنى اگر ستونى مى‏داشت حتماً شما مى‏ديدش زيرا ستونى كه آسمان را نگهدارد بايد محكم و بزرگ باشد و تازه خود او هم احتياج به ستونهايى ديگر داشته، اما ستونى ندارد و اين خود بهترين دليل بر وجود و قدرت حكيمانه پروردگار جهان است و از مجاهد نقل شده كه يعنى ستونهايى كه شما آن‌ها را ببينيد ندارد؛ ولى اين سخن نادرست و تفسير صحيح همان قول اول است.171
2-1-2-4- نکات علمی
محمد علی بهرامی میفرماید:
دو قانون جاذبه وجود دارد. اول: دو جرم مساوی در هر فاصله یکدیگر را به نسبت حاصل‌ضرب اجرام یکدیگر میکشند. دوم: نیروی کشش بین دو جسم با عکس مجذور فاصله متناسب است؛ یعنی اگر فاصله زیاد شود به نسبت مجذور فاصله نیرو کم میشود؛ پس اثر فاصله بیش از اثر جرم است. علت آنکه حرکت زمین برما آشکار نیست؛ اولاً آنکه مقدار حرکت جرم زمین کم است و ثانیا چون ما روی زمین هستیم، حرکت آن را حس نمیکنیم. به این ترتیب همیشه جرم کوچکتر حرکت سریعتر دارد و تابع جرم بزرگتر میشود. ماه که بسیار کوچکتر از زمین است، تابع آن است و به دور آن میگردد و نیز زمین و خورشید این گونه است. جذر و مد نیز نتیجه کشش ماه و خورشید و دوران آن است. وقتی زمین به دور خود میگردد، بر طرفی که نزدیک ماه باشد کشش وارد میشود و همراه دوران این کشش جابجا میشود. البته پوسته زمین نیز کمی تا حد اکثر 30 سانتیمتر بلند میشود. این بلند شدن دائما در حرکت است و آبهای اقیانوسها نیز بلند میشود.172
دکتر محمد علی رضایی اصفهانی مینویسد:
در مورد انطباق قانون جاذبه عمومى با آیه بغير عمد ترونها؛ دو نكته قابل تأمل است: اول: آنكه كلمه «عمد» جمع است و به معنى «ستون‏ها» مى‏باشد، پس هر چند تفسير آن به نيروى جاذبه ممكن است ولى امكان دارد كه مقصود از ستون‏ها چندين نيروى متفاوت باشد كه يكى از آن‌ها نيروى جاذبه است و چه بسا دانشمندان ديگرى پيدا شوند و آن‌ها را كشف كنند. پس حصر عمد (ستون‏ها) در نيروى جاذبه صحيح به نظر نمى‏رسد. دوم: آنكه كلمه «سماوات» در قرآن معانى متعددى دارد (مثل: جهت بالا، جوّ زمين، كرات آسمانى، آسمان‌هاى معنوى، ستارگان و سيارات و …) و در اينجا در صورتى تفسير آيه به نيروى جاذبه صحيح است كه آسمان را به معناى «كرات آسمانى» معنا كنيم. اما با توجه به سياق آيه 10 سوره لقمان كه در مورد نزول باران از آسمان سخن مى‏گويد و آسمان‌ها را در مقابل زمين به كار مى‏برد و در آيه 2 سوره رعد كه به دنبال ذكر آسمان‌ها از خورشيد و ماه و سپس زمين (در آيه بعد) سخن مى‏گويد، معلوم مى‏شود كه قدر متيقن از آسمان در اين موارد همان آسمان مادى (يعنى كرات آسمانى يا طبقات جوّ زمين و …) است.173
2-1-2-5- دیدگاه‌ها
2-1-2-5-1- دیدگاه علامه معرفت
علامه در این زمینه میفرماید:
عمَد همان نیروهای حاکم بر نظام وجود است. آن نیروها وجود دارد و علم آن را کشف نموده است و آثارش را حس نمود و به حاصلهای آن که حیات و بقا است؛ برخورد نمود. علم به این حقیقت که بین اجسام نیروی جاذبه وجود دارد، پی برده است و برخی قوانین جاذبه عمومی را کشف نموده است.174

2-1-2-5-2- دیدگاه سیّد قطب
سیّد قطب در این زمینه میفرماید: «چه مراد از آسمان‌ها، ستارهها و سیارهها و کهکشانها باشد و چه همین قبه و بارگاهی که چشم از آسمان میبیند، چنین آفریدههای بزرگی که بدون ستون تکیهگاه معلّق هستند، هراسانگیز است.»175
2-1-2-6- مقایسه، بررسی و نتیجه‌گیری
مطابق حدیث امام رضا -علیه السلام- آسمان؛ قطعاً ستون دارد و ستونش نادیدنی است. پیشرفت علم هم همان‌طور که بیان شد به نیروی نامرئی جاذبه پی برده است. چون عمد جمع است احتمالاً جاذبه یکی از نیروها باشد و سماء هم در قرآن معانی گوناگونی دارد که اگر تنها، معنای آن را کرات آسمانی بدانیم؛ با این تفسیر سازگار است.
آیت الله معرفت عمد را به نیروی جاذبه مرتبط دانسته است و از نظر نیوتن و دیگران استفاده نموده است.
سیّد قطب در این زمینه بیستونِ تکیهگاه بودن آسمان را گفته و مراد از آسمان را ستارگان و سیارهها یا همین قبه بالاسر معرفی میکند. اگر مرادشان این بود که ستون دیدنی ندارد؛ حتماً درباره نوع آن ستون توضیح میدادند؛ پس مراد ایشان این است که اصلاً ستون ندارد.
سیّد قطب نه از روایت بیان شده امام رضا -علیه السلام- بهره برده است و نه از پیشرفت علوم در این زمینه استفاده کرده است. تفسیر ایشان که مطابق آن آسمان بدون ستون معرفی شده است؛ صحیح نیست. به علاوه کسانی هم که ستون را جسمی بزرگ و نیازمند ستونی دیگر دانسته‌اند صحیح نمیباشد؛ آنان این را مستلزم تسلسل دانسته و ستون داشتن را نفی میکنند. آنان به این نکته توجه ننمودهاند که ستون حتماً لازم نیست که دارای جسم و مادی باشد؛ بلکه ممکن است نیروهایی در کار باشد و این تسلسل ایجاد نمیکند.

2-2- قرآن و زیست‌شناسی

زیست‌شناسی نیز یکی از موضوعات شیرین علمی است که دانشمندان در آن به ساختار بدن موجودات زنده، ارتباط موجودات زنده گوناگون با یکدیگر و عوامل و مسائل مرتبط با این موضوعات میپردازند.
2-2-1- بدن انسان از نظر رشد جنینی
قرآن كريم در موارد متعددى سخن از خلقت انسان گفته و مراحل آن را تذكّر داده است هر چند كه اين آيات به ما درس خداشناسى و معادشناسى مى‏دهد، امّا نكات و اشارات علمى ارزنده‏اى را در بر دارد كه موجب حيرت متخصصان علوم پزشكى در اعصار مختلف شده است. مطابق این آیات آفرینش انسان از خاک، گِل، گِل خشکیده، چکیده آب پست، منی، نطفه و نطفه مخلوط است. البته در این مجال فقط به تحولات پس از لقاح تا پوشش گوشتی جنین که به آیه این بحث مرتبط است میپردازیم. این مراحل از نظر علامه معرفت و سیّد قطب با توجه به این آیات و پیشرفت علوم چیست؟

2-2-1-1- آیه
ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً؛‏176 سپس او را آب اندك سيّالى در جايگاه استوار [رحم‏] قرار داديم. سپس آب اندك سيّال را بصورت‏[خون بسته‏]آويزان آفريديم، و[خون بسته‏]آويزان را بصورت(چيزى شبيه)گوشت جويده شده آفريديم، و گوشت جويده شده را بصورت استخوان‏هايى آفريديم؛ و بر استخوان‏ها گوشتى پوشانديم.
2-2-1-2- مفهوم شناسی
در این قسمت به مهم‌ترین واژههای آیه میپردازیم.
2-2-1-2-1- نطفه
خلیل فراهیدی میگوید: «نطفه آب صاف است چه کم باشد چه زیاد.»177
راغب اصفهانی میفرماید: «نطفه آب صاف است که از آن به منی مرد تعبیر میشود.»178
مرحوم مصطفوی از مجموع معانی بیان شده برای آن نتیجه میگیرد و میفرماید: «نطفه حرکت ضعیف از چیز مادی محسوس یا غیر محسوس است و از مصادیق آن ترشح عرق از بدن و نزول باران از ابر و خروج ترشحات از جراحت و خروج منی از مرد و زن است.» 179
نتیجه آنکه نطفه؛ حرکت ضعیف از چیز مادی محسوس یا غیر محسوس است و از مصادیق آن منی مرد و زن است که ممکن است کم یا زیاد باشد.
2-2-1-2-1- علقه
مصطفوی مینویسد: «همان تعلق به چیزی است از این نظر که برای چیزی که به آن متعلق است استواری ذاتی است مانند تعلق علق به حلق که علق به ذات خود اقتضای تعلق به چیزی دارد تا آن را استواری بخشد و آرام کند.»180
2-3-1-2-1- مضغه
راغب اصفهانی در بیان معنای مضغه میفرماید: «مضغه پارهای گوشت است به اندازهای که جویده شود و پخته نشده باشد.»181
علامه طریحی مینویسد: «مضغه پارهای گوشت قرمز است که در آن رگهای مشبک سبز است و به مضغه نامیده شد؛ چرا که به اندازهای است که جویده شود.»182
نتیجه آنکه در معنای مضغه اندازه شرط است و اندازهاش باید به اندازه یک بار جویدن و شاید یک لقمه باشد. گوشت بودن یا خونی بودن در آن مطرح نیست.

2-2-1-3. نکات تفسیری
آیت الله مکارم شیرازی میفرماید: «خلق در اصل به معنى اندازه‏گيرى است، هنگامى كه يك قطعه چرم را براى بريدن، اندازه‏گيرى مى‏كنند، عرب واژه خلق درباره آن به كار مى‏برد، و از آنجا كه در آفرينش مسئله اندازه‏گيرى بيش از همه چيز اهميّت دارد؛ اين كلمه خلق درباره آن به كار رفته است.»183
ایشان مینویسد:
نطفه‏ كه از موجودات زنده ذرّه بينى اسرارانگيزى تشكيل يافته كه در مرد اسپر و در زن اوول ناميده مى‏شود، اين موجودات ذرّه بينى شناور به قدرى كوچكاند كه در نطفه يك مرد ممكن است ميليونها اسپر وجود داشته باشد! در مرحله تبدیل نطفه به علقه سلولهاى آن هم‌چون يك دانه توت بدون شكل (به صورت يك قطعه خون بسته) در كنار هم قرار مى‏گيرند كه آن را در زبان علمى مورولا مى‏نامند. بعد از گذشتن مد‌ت كوتاهى حفره تقسيم كه سرآغاز تقسيم نواحى جنين است پيدا مى‏شود (و جنين را در اين مرحله به لاستولا مى‏نامند). در مرحله تبدیل علقه به مضغه كمكم جنين شكل يك قطعه گوشت جويده شده به خود مى‏گيرد بى آنكه اعضاى مختلف بدن در آن مشخص باشد. اما ناگهان در پوسته جنين تغييراتى پيدا مى‏شود، و شكل آن متناسب با كارى كه بايد انجام دهد تغيير مى‏يابد و اعضاى بدن كمكم ظاهر مى‏شود.184
علامه طبرسی میفرماید: «نطفه كه در رحم مادران قرار ميگيرد؛ قسمتى از آن، از پدر و قسمتى از مادر است.»185
2-2-1-4. نکات علمی
جناب دکتر موریس بوکای مینویسد: «واژه نطفه با واژه مقدار کم (اسپرم) ترجمه شده است. چون واژه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد علامه طباطبایی، مفهوم شناسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد علقه، همان‌طور، اوول، مییابد