منابع پایان نامه درمورد معماری ایران، معماری اسلامی، هنر اسلامی، دوره اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

نام آن برگرفته از قوم پارس است. شیوه پارتی نیز، پس از حمله اسکندر به ایران پدیدار شده و در دوره اشکانی، ساسانی، صدر اسلام و در برخی جاها حتی بعد از اسلام تا سده ی سوم و چهارم هـ. ق دنبال شده است. نام این شیوه نیز از قوم پارت که یکی از شاخه های نژاد آریایی– ایرانی است گرفته شده است.[3] شیوه خراسانی اولین شیوه معماری است که بعد از اسلام به وجود آمد. این شیوه از سده ی نخست تا سده ی چهارم هـ. ق ادامه یافت. سرزمین خراسان که زادگاه نخستین نمونه های هنر و معماری اسلامی بوده شاهد بیشترین دگرگونی های فرهنگی مربوط به این دوره است، دلیل نامگذاری این سبک با عنوان خراسانی نیز همین مسئله می باشد.[3] شیوه رازی چهارمین شیوه معماری ایران است که همه ویژگی های خوب شیوه های پیشین را به بهترین گونه دارا می باشد. در این شیوه نغزکاری شیوه پارسی، شکوه شیوه پارتی و ریزه کاری شیوه خراسانی با هم پدیدار می شود. آغاز کار این شیوه هر چند از شمال ایران بوده، اما در شهر ری پا گرفته و بهترین ساختمان ها در آن شهر ساخته شده اند. متاسفانه در پی غارت شهر به دست محمود غزنوی این یادگارها از میان رفته اند. این شیوه از زمان آل زیار شروع و در زمان های آل بویه، سلجوقی، اتابکان و خوارزمشاهیان ادامه پیدا می کند. توضیح این نکته لازم است که در اواخر سبک خراسانی بناهای داریم که بیشتر به شیوه رازی شباهت دارد از جمله این شاهکارها بنای مقبره امیراسماعیل سامانی، مزار ارسلان جاذب و مناره ایّاز است که با وجود اشتراک زمانی که شیوه خراسانی دارند از بناهای اولیه شیوه رازی می باشند.[3] سرزمین خراسان که عمدتاً تحت نفوذ فرهنگ آسیای مرکزی بوده، در اوایل قرن سیزدهم میلادی در نتیجه غارت و تجاوز مغول خسارات عمده ای را متحمل گردید. اما در اوایل قرن چهاردهم میلادی زندگی اجتماعی در آسیای میانه کم و بیش احیا شد و این امر امکان پیشرفت مجدد فرهنگ و هنر را مهیا کرد.[4]
هنگامی که ایلخانیان یا همان جانشینان چنگیز خواستند به خاطر رفع نیازهای خود ویرانی های نیاکانشان را ایران بازسازی کنند و بناهایی همچون کاخ، خانه و گرمابه در پایتخت خود احداث کنند، معماران را از سرزمین های جنوبی ایران به دربار خود فراخواندند. بنابراین از آمیزش ویژگی های معماری مرکز ایران و جنوب با سنت ها و روش هایی که از روزگاران کهن، بومی آذربایجان شده بود، شیوه معماری جدیدی پدید آمد که «شیوه آذری» نام گرفت. این شیوه معماری همانند دو شیوه پارسی و شیوه بعدی معماری ایران یعنی اصفهانی از سرزمین آذربایجان سرچشمه گرفته و از آنجا به سراسر ایران راه یافته است. یکی از ویژگی های مهم این سبک معماری بهره گیری زیاد از هندسه در طراحی معماری است. گوناگونی طرح ها در این شیوه از همه بیشتر است. بهره گیری هندسه و تنوع در طراحی کلی ساختمان و جزییات آن مانند «نهاز» یعنی بیرون زدگی در کالبد و «نخیر» یعنی تورفتگی در آن نمودار می شود. همچنین در این شیوه ساختمان هایی با اندازه های بسیار بزرگ ساخته شده که در شیوه های پیشین سابقه نداشت، گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه در تبریز نمونه هایی از این دست هستند. در این شیوه انواع نقشه با میانسرای چهارایوانی برای مسجدها و مدرسه به کار گرفته شد. آرامگاه همچون گذشته، برونگرا و بیشتر با شکل چهارگوشه ساخته شدند. با شکوه ترین ساختمان شیوه آذری و شاید کل معماری ایران، گنبد سلطانیه (703 – 710 هـ. ق) است که در کنار آن آرامگاه سلطان محمد خدابنده (الجایتو) ساخته شده است.[3] شیوه اصفهانی آخرین شیوه معماری ایران است. خاستگاه این شیوه نیز سرزمین آذربایجان بوده نه شهر اصفهان ولی در آنجا رشد کرده و بهترین ساختمان های آن در این شهر ساخته شده اند. این در برگرفته شیوه هایی است که در نوشته های غربی به شیوه صفوی، افشاری، قاجاری و زند– قاجار نامیده شده اند. اگر چه ایران در دوره های مختلف تاریخی مورد مختلف تاریخی مورد تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی زیادی قرار گرفته است اما هنرمندان ایرانی به پشتوانه فلسفه اعتقادی خود علاوه بر تاثیراتی که از موقعیت اجتماعی، سیاسی موجود و رخدادهای تاریخی گرفته اند همچنان به مسیر پر تلاطم خود ادامه داده و شاهکارهای متنوعی در زمینه های مختلف هنر و معماری با توجه به این محدودیت های و مقتضیات زمانه خود آفریده اند. نکته حائز اهمیت وحدت هنر و معماری اسلامی در نهایت تنوع آن در سرزمین های تحت پوشش خود در طول تاریخ است. شاید به توان گفت این امر مربوط می شود به وحدت و یگانگی اعتقادی مسلمان و منبع تغذیه فکری آنها که در حقیقت براساس آموزه های دینی و وحدانیت الهی شکل گرفته است. در مقام مقایسه هنر معماری و تزیینات معماری کشورهای اسلامی از هند و چین و ایران گرفته تا آناتولی و آفریقا و جنوب اروپا در عین وجود تنوع فروان در فرم های اصلی و تزیینات وابسته، دارای نوعی وحدت ارگانیک در سرتاسر خود نیز هستند. علت این موضوع را به لحاظ فنی می توان آن گونه تحلیل کرد که چون در معماری اسلامی، پس از اجرای استخوان بندی بنا، توجه اصلی و اساسی معماران به تزیین و پرداخت رویه ی بنا معطوف می شده، بنابراین همین جنبه است که به جلوه های گوناگون معماری اسلامی در سرزمین های مختلف وحدت می بخشد.[5] باتوجه تنوع بسیار زیاد در ساختار و تزیینات تاریخ معماری ایران در دوره اسلامی شاهد نوعی وحدت در آن نیز هستیم. اگرچه وحدت ارگانیک از خصوصیات مهم معماری اسلامی در ایران نیست اما معماری ایران دارای خصلت پر معنی مخصوص به خود است.[6]
2-2 تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی
با شروع دوران تاریخی و رشد تمدن های بشری، مسئله تزیین بیشتر مورد توجه قرار گرفت و به دنبال آن همبستگی تزیینات با معماری نیز گسترش یافت. در هنر ایران، به خصوص بعد از هخامنشیان استفاده از نقشمایه های نگارین و آذینی در معماری توسعه یافت. این روند بعدها در دوره اسلامی چنان تقویت گردید که می توان گفت نگاره های نمادین، هم پایه ی اجزاء و نیروهای معماری در انتقال مفاهیم نه تنها سهیم بوده بلکه گاه بر آن پیشی گرفته اند.[11] همیشه پوشش ها از جمله عمده ترین مسائل ساختمان بوده و هستند، بنابراین بناها و معماران به همان نسبت بیش از سایر عناصر سازنده بنا به آن اندیشیده و پرداخته اند. در اقع آنچه ابعاد بنا را کامل می کند و به آن حجم می دهد پوشش است و ساختمانی که فاقد آن باشد بی هویت و غیرقابل سکنی است. دیوارها کما بیش به سادگی بالا می آیند، ولی ارتباط و بستن نهایی آنها به عهده سقف هاست. حتی فکر ایجاد یک پنجره یا درگاهی در دیواری مجرد لزوم پوشش را محرز می کند و بدیهی است که هر قدر دیوارها از هم فاصله بگیرند این اتصال دشوارتر و مستلزم دانستن نکات فنی بیشتر است. حتی امروزه نیز ما سعی می کنیم دیوارهای خانه و محل زندگی یا کار خود را با تزیینات جدید پوشش دهیم. به این نکته نیز باید توجه داشت که زیبایی و ارزش هنرهای اسلامی به ویژه معماری تا حدودی به تزیینات آن بستگی دارد. در خلال چهارده قرن سابقه ی هنرهای اسلامی، تزیینات گوناگون از اهمیت شایسته ای برخوردار بوده و در تمامی دوره های اسلامی هنرمندان در توسعه و تکامل آن از هیچ کوششی دریغ نکرده اند.[6] مطالعاتی که بر روی معماری در فاصله ی ششصد سال میان فتح اعراب و حمله های مغول انجام شده نشان از تاکید و اهمیت تزیین در معماری ایران دارد. آن چنان که بازل گری می گوید: «اسلوب های گوناگونی در تزیین معماری این دوره به کار می رفت؛ نقش اندازی با آجر، گچبری غالباً توام با رنگ، کاشیکاری (خصوصاً در نیمه ی دوم این دوره) و نقش پردازی بر دیوار. این اسلوب ها، به جز کاشیکاری، دارای سنت پیش از اسلامی بودند که قدمت آن به زمان پارتیان و ساسانیان می رسید. گچبری تزیینی، به خصوص مرحله گذارا روشنی را نشان می دهند».[7] هنر ایران در همه اشکال مختلف خود، همیشه تزیینی بوده است. بنابراین هیچگاه نمایشی نبوده و در پی به تصویر کشیدن اشکال طبیعی و عینیت گرایی نبوده است. هنرهایی که در مغرب زمین صغیر نامیده می شوند، در ایران به قدری مورد مطالعه و توجه قرار گرفته اند که به سطح هنرهای عمده رسیده اند. هنر تزیینی به هر شکل و با هر واسطه ای که به نمایش درآید، همیشه با دقت، روشنی و وضوح همراه است. در معماری نیز علاقه به سطوح تزیینی با علاقه به اشکال ساختمانی برابر بوده و در ارتباط اجزا با کل ساخته می شوند. پیشرفت و افول آن نیز به مانند سبک های معماری رخ داده است با این تفاوت که مراحل مختلف آن مدت طولانی تری داشته است. سبک تزیینی به کندی رشد می کند و اغلب به مسائل تزیینی دوره های گذشته متوسل می شود. مثلاً خط کوفی مدتها بعد از آن که در کتابت منسوخ شد، در کتیبه های ساختمان ها به کار برده می شود. نکته ای که باید به آن اشاره کرد تعابیر، تعاریف و برداشت هایی است که از واژه تزیین در هنرهای اسلامی یا معماری اسلامی انجام می شود. به طور کلی واژه «تزیین» در هنر اسلامی مفهومی بسیار گسترده دارد. واژه تزیین در متون هنرهای اسلامی، با دو معنای کلی و کاملاً مجزا برده شده است؛ یکی تزیین به مفهوم زیبایی، آراستگی و هماهنگی کلی در یک مجموعه، که در این صورت، به محصول و نتیجه کلی کار دلالت دارد و در زبان لاتین، این معنی با اصطلاح هارمونی و هارمونیک تعریف شده است. صورت دیگر آن، به بیان گرایش، سبک و روش اثر هنری اشاره دارد؛ از جمله تزیینات معماری، تزیینات دیواری، تزیینات گچبری، تزیینات نقاشی و کتیبه، که غالباً در این موقعیت، به جای واژه ی دیوارنگاری معنا می دهد.[7] بنابراین تزیین در هنر اسلامی، برای بیان یک فضای قدسی است و اطلاق تزیینی بودن به هنر اسلامی از سوی شرق شناسان به دلیل عدم درک رمزهای تصویری است. آنها به غلط تزیین را به معنای آرایه ی فریبنده، مطرح کرده اند؛ برای مثال خط در هنر اسلامی و مجسمه در قرون وسطی مسیحی به خصوص در دوره گوتیک نقش واحدی دارند. هر دو بر آنند که زمینه حضور و وصل در قلمرو الوهی را فراهم آورند؛ با این تفاوت که خط واجد حالت انتزاعی است و در تجربه زیباشناسی دینی حل می شود، اما مجسمه به دلیل عینیت نمایی، دارای چنین شرایطی نیست. حتی با نگاهی سطحی به تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی می توان به مطابقت این دیوارنگاری ها با معانی و ویژگی های استنتاخ شده از آنها پی برد. این ویژگی ها داشتن ارتباط تنگاتنگ با معماری، همگانی بودن، تناسب با معماری و فضای اطراف، وحدت با دیوارها و کل ساختمان، داشتن سبکی تزیینی، عدم وجود عنصری اضافه بر دیوارها، پایداری، دوام و عدم تعلق به یک زمان خاص است. از آنجا که هنر اسلامی، مکاشفه ای است تصویری، تا حقیقت ماورای واقع را بیان دارد، از این روی طبیعت به عنوان رویه ای از واقعیت ها وجود و اعتبار دارد و آستانه حرکت است، اما هنرمند در آن درنگ نمی کند و در آن غرق نمی شود. طبیعت و هرگونه واقعیتی خود به عنوان منشا ارزش و حقیقت مطرح نمی گردد؛ چرا که تمامی اعتبار و ارج خود را از طیف ماورائی خود یافته است. به نمایش در آوردن و ترسیم و تجسم واقعیت ها به این صورت است که شکل (فرم) آیه نگرانه، آن چنان شکلی است که در آن سعی شده واقعیت وجودی و تصویری شکل، با معنای ماورائی آن تطبیق یابد، خواه این تصویر تخیلی، تمثیلی و رمزی باشد خواه واقعی و طبیعت گرایانه. البته در عرصه آفرینش و خلاقیت هنری شهود حرف آخر را بیان می کند و هنرمند در هنگام آفرینش هنری با روحی همچون جریان آرام و زلال و شفاف چشمه ای که از مخزن عظیم و پنهان مذهب و فرهنگ اسلامی مایه می گیرد به خلاقیت می پردازد. اوج چنین حرکتی در هنر تجسمی اسلامی، در نقوش قالی چه به صورت تجریدی (آبستره) و چه به صورت فیگوراتیو، و نیز در نقوش اسلیمی و هندسی منقوش در دیواره های مساجد و اماکن مذهبی (دیوارنگاری های مذهبی) نمایان است.[8]
تزیینات معماری اسلامی ایران مانند گچبری، آجر کاری، سنگ کاری و کاشی کاری گاهی با کاربرد مجزا و زمانی در تلفیق با یکدیگر توسط هنرمندان، نمایشی شگفت از زیبایی ها را پدید آورده است و هنرمندان با به کارگیری

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مسجد شیخ لطف الله، معماری ایران، دوره صفوی، دوره صفویه Next Entries منابع پایان نامه درمورد هنر اسلامی، هنر ایران، نقوش هندسی، نقوش حیوانی