منابع پایان نامه درمورد مصرف مواد، مواد مخدر، فیزیولوژی، وابستگی به مواد

دانلود پایان نامه ارشد

تحریک اتفاق می افتد و به عواملی شامل مدت17 ،شدت18 و خط پایه تحریک پذیری قشری19 وابسته می باشد.اگرچه مکانیسم دقیق tDCS ناآشکار است،اما آن قادر است که بطور متفاوتی تحریک پذیری قشری و آتش نورونی خودانگیخته20 را تحت تاثیر قرار دهد و این تکنیک را به یک ابزار جذاب برای درمان بیماری های روانپزشکی تبدیل کند.برخی گزارشهای مثبت مبنی بر توانایی آن جهت درمان افسردگی و بیماری پارکینسون و اخیرا اعتیاد و بخصوص الکلیسم وجود دارد. tDCS جهت کاهش نشانه های القا کننده ولع برای غذا و الکل استفاده می شود(وینگ21 و همکاران،2013).
این روش ورای این اثرات فیزیولوژیکی، نشان داده است که اثرات شدیدی را روی شناخت و رفتار دارد.وابستگی به دارو معلوم شده است که با آسیب ساختاری و کارکردی قشر پیش پیشانی(PFC)22 مرتبط است که بصورت کاهش کلی در فعالیت پیشانی به اوج خود می رسد. علاوه براین،PFC نقش حیاتی را در ولع به سیگار کشیدن و داروهایی مثل الکل، اپیوم و کوکایین ایفا می کند. بطور خاص،ولع با بالا رفتن فعالیت این ناحیه در حین نمایش نشانه های دارو، مرتبط می باشد. بنابراین PFC با کنش های اجرایی23 و مدار پاداش مغز ارتباط دارد.از این رو tDCS آندی 24DLPFC را جهت بهبود بسیاری از پردازش ها و کنترل های شناختی کاهش یافته در وابستگی به مواد، و بنابراین کاهش احتمال بازگشت به استفاده از دارو، مورد استفاده قرار می دهند(داسیلوا25 و همکاران،2013).
مطالعات تصویربرداری عصبی نواحی درگیر مغزی در ولع را به خوبی نشان داده است. در آسیب شناسی فیزیولوژیکی ولع یک شبکه عصبی شامل هسته آکومبنس26،آمیگدالا27 ،سینگولیت قدامی28، قشر پیش پیشانی حدقه ای29 و قشر پیش پیشانی پشتی جانبی30 مشارکت دارد.(کامپرودون،راگا،آلونسو-آلونسو،شیح ، پاسکال31،2007).

همچنین يكي از عواملي كه زمينه را براي سوء مصرف مواد فراهم مي كند، وضعيت خلقي فرد مصرف كننده است.تحقيقات زيادي رابطه بين خلق منفي بالا و گرايش به سوء مصرف مواد را نشان داده اند.افراد با خلق منفي بالا به دليل تجربه بيشتر هيجانهاي منفي ناسالم نظيرترس،خشم،غم و تنفر،به احتمال بيشتري به سوي مصرف مواد مي روند تا اين احساسات منفي را به طور كاذب خنثي كنند.همچنين،افرادي كه در مرحله درمان سوء مصرف مواد هستند،به دليل تجربه احساسات منفي و ناتواني در مقابله با پريشاني خلقي،برگشت دوباره مي كنند و در فرايند درمان ناكام مي شوند(ککس و کلینگر32،2002)
در مطالعات مختلف به ارتباط بین سو مصرف مواد و خلق و خو (عاطفه مثبت و منفی)پرداخته شده است. عاطفه منفی با رفتارهای مصرف مواد مرتبط هستند. یافته ها پیشنهاد می کنند که حالت های خلقی منفی قابلیت وابستگی به نیکوتین را بیشتر می کنند(لاملی33 و همکاران،1994؛به نقل از کوک34 و همکاران،2004) و همچنین آسیب پذیری در عود مصرف را افزایش می دهد(هال35 و همکاران،1996؛به نقل از کوک و همکاران،2004).
بنابراین در این پژوهش ما به دنبال بررسی اثر بخشی tDCS آندی در ناحیه DLPFC بر میزان ولع القایی و بهبود خلق و خو افراد وابسته به مت آمفتامین هستیم.
فرضیه پژوهش
میزان ولع القایی در مرحله پیش آزمون در مقایسه با مرحله پس آزمون، بعد از تحریک الکترکی مغز کاهش خواهد یافت.
خلق و خوی افراد وابسته به مت آمفتامین در مرحله پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون، بعد از تحریک الکتریکی مغز بهبود خواهد یافت.
تعریف عمیلیاتی متغیر های پژوهش
ولع القایی نسبت به مواد: نمره ای است که فرد در مرحله پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری از تکلیف کامپیوتری ولع القایی بدست می آورد.
عاطفه مثبت و عاطفه منفی: نمره ای که فرد در پرسشنامه عاطفه مثبت و منفی بدست می آورد.
تحریک مستقیم مغز(tDCS): تحریک جریان مستقیم مغز یک روش بی‌خطر، غیر‌تهاجمی و ارزان برای تعدیل تحریک‌پذیری عصبی است. هر جلسه بر حسب پروتکل درمان به مدت10 جلسه 20 دقیقه ای می‌باشد و پس از وصل شدن الکترود آند به سر شرکت کننده ناحیه پشتی‌جانبی لوب پیش پیشانی تحریک می‌شود.

فصل دوم
گستره نظری و پیشینه پژوهش

دفتر پیشگیری از جرم و کنترل مواد سازمان ملل(2005) مصرف کنندگان موجود مواد را در بین جمعیت 15-64 ساله ی سراسر جهان،200 میلیون نفر،یا 5%کل جمعیت جهان برآورد کرده است.وابستگی به شیشه در مناطق مختلف جهان قابل مشاهده است.بر طبق یافته های طرح ارزیابی سریع اعتیاد،در سال 1387،مصرف شیشه رو به افزایش بوده و به درصد بالایی از مصرف کنندگان رسیده است(نارنجی ها و همکاران،1389).
اثر روان شناختی مقدار مصرف متوسط ماده شامل سرخوشی آنی،سرگیجه،افزایش هوشیاری و وراجی های لاف زنانه توام با اضطراب است. پس از 60 تا 90 دقیقه اضطراب ممتدی را به دنبال دارد. آگاهی هوشیار و دقت روانی افزایش می یابد، اما به دنبال آن افسردگی است(جولیان36،2008). مصرف شیشه علاوه بر مشکلات جسمانی به اختلالات روانپزشکی از جمله بروز سایکوز،تشدیداسکیزوفرنیا(آرسنالت37 و همکاران،2003)و اختلالات خلقی و اضطرابی(بیکر38 و همکاران،2005) منجر می شود.
قطع مصرف مت آمفتامین موجب پدیدایی نشانه های افسردگی و اضطراب می شود(وانگ39 و همکاران،2010) که این حالات منفی در طول قطع مصرف،عامل اساسی در به وجود امدن ولع مصرف،عود و تداوم مصرف در انسان است(پیلوکس،کاستنتین و دوترت-بوچر40،2009).
همچنین مطالعات چندگانه ای گزارش کردند که استفاده مزمن دارو،بخصوص کوکائین،متامفتامین،مصرف کانابیس و کشیدن سیگار با نقایصی در کنش های شناختی شامل تصمیم گیری،مهار پاسخ،برنامه ریزی،حافظه کاری و توجه مرتبط هستند(فرناندز-سرانو41 و همکاران،2012؛استاورو42 و همکاران،2012؛به نقل از سوفاگلو43 و همکاران،2013).
سومصرف مواد
مسئله مواد مخدر یکی از مسائل مهم بین المللی است که از جنبه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فیزیولوژیک نگاه های مختلفی را به خود جلب کردده است. سومصرف مواد و قاچاق مواد مخدر پدیده چند وجهی است که همه ارکان اساسی جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده داست،بنابراین مبارزه با آن مستلزم استفاده از همه ظرفیت های موجود است(پورچناری و گلزاری،1387).
مواد مخدر صنعتی به دسته بزرگی از مخدرها اطلاق می شود که منشا طبیعی ندارند و طی فرایندهای پیچیده شیمیایی در آزمایشگاه های صنعتی ساخته می شوند. این دسته از مواد را بطور کلی میتوان در سه گروه دسته بندی کرد:
محرک ها: این دسته از مواد با تحریک سیستم عصبی مرکزی حالت سرخوشی بوجود می اورند که از آن جمله می توان به آمفتامین ها،متدرین،دکسدرین،آیس،شیشه و کریستال اشاره کرد.
توهم زاها: این مواد بر روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر می گذارند و عملکردهای ادراکی را تغییر می دهند که عبارتند از :LSD، اکستاسی ، دی متیل تریپتامین، فن سکلیدین.
کند سازها: الکل، باربیتورات ها، بنزودیازپین ها به عنوان کند ساز سییستم عصبی مرکزی در نظر گرفته می شوند.
نارکوتیکها: سیستم کنترل عصبی را دچار ضعف می کنند و درد را کاهش می دهند که شامل تریاک، مرفین، کدئین، متادون و هروئین می باشند(آقابخشی،صدیقی و اسکندری،1388).
پیشرفت ها در زمینه علوم اعصاب در طول دو دهه گذشته، مکانیسم های سلولی را که در زیربنای اثرات حاد و مزمن سومصرف مواد نقش دارند را شناسایی کرده اند و مشخص شده است که سومصرف مواد پدیده ای فراتر از مصرف تکراری الکل و مواد می باشد. مصرف مداوم مواد فقط به وسیله ولع های شدید و غیرداوطلبانه مشخص نمی شود بلکه باید به فقدان کنترل بر الگوی اجباری جستجوی ماده و مصرف توجه کرد. برخلاف اینکه تقریبا همه اتفاق نظر دارند که وابستگی به مواد فراتر از سومصرف مواد می باشد،اما مخالفت های زیادی در مورد تعریف دقیق آن وجود دارد(آلتمن44 و همکاران،1996).
سازمان بهداشت جهانی (1969) واژه اعتیاد را از میان برداشت و به جای آن واژه وابستگی به مواد را معرفی کرد تا این اصطلاح بتواند وابستگی فیزیولوژیک(تحمل45،نشانه های ترک46) و وابستگی روان شناختی را(ولع شدید،فقدان کنترل،جستجوی اجباری مواد و مصرف اجباری مواد)را در بر بگیرد. ازاصطلاح وابستگی به مواد تعاریف رسمی زیادی صورت گرفته و در طول چند دهه معنی رایج آن بارها تغییر کرده است.برای تعریف جنبه های مختلف وابستگی دو مفهوم وابستگی جسمی و وابستگی رفتاری به کار میروند. در وابستگی رفتاری ،فعالیت های موادجویی و شواهد مربوط به الگوهای مصرف بیمارگون مورد تاکید قرار می گیرد. اما در وابستگی جسمی به اثرات دوره های متعدد مصرف مواد اطلاق می شود. در تعاریفی که بر وابستگی جسمی تاکید می شود، مفاهیم تحمل یا ترک در ملاک های طبقه بندی قید می شود(سادوک و سادوک،1387).
ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به ماده
یک الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشمگیر بالینی یا ناراحتی می شود و با سه مورد از موارد زیر تظاهر می کند که از نظر زمانی در یک دوره دوازده ماهه بروز می کنند:
1-تحمل که به یکی از دو صورت زیر تعریف می شود:
الف)نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تاثیر دلخواه
ب)کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن
2-حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر ظاهر می شود:
الف)سندرم ترک مشخص برای آن ماده
ب)همان ماده برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک مصرف می شود.
3-ماده غالبا به مقادیر بیستر و برای دوره طولانی تر از آنچه مورد نظر است مصرف می شود.
4-میل دائمی برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد و یا تلاش های ناموفقی در این زمینه صورت می گیرد.
5-زمان زیادی در فعالیت های لازم برای بدست آوردن ماده ،مصرف ماده(تدخین پیاپی)یا رهایی از آثار ماده صرف می شود.
6-فعالیت های مهم اجتماعی ، شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می شود.
7-ادامه مصرف ماده علی رغم آگاهی از مشکلات روانشناختی یا جسمانی مستمر یا عود کننده ای که احتمالا از مصرف ماده ناشی شده و یا در نتیجه آن تشدید می شوند.
مت آمفتامین
ماده ای شیمیایی است که به گروه مخدرهای محرک تعلق دارد و روند طبیعی دستگاه عصبی را سرعت می بخشد. از نظر شیمیایی آمفتامین نسل قبلی مت آمفتامین است. با اینکه آمفتامین ها به عنوان جایگزین افدرین یه کار برده می شوند،اما ماده اصلی ساخت مت آمفتامین در واقع افدرین یا سودوافدرین است.
مواد شیمیایی افدرین و سودوافدرین از یک خانواده هستند. فرمول مولکولی مشابه اما ساختاری مت آمفتامین تفاوت دارند. به هر حال تفاوت های ساختاری بین این دو ماده تاثیری در تولید مت آمفتامین ندارند زیرا تصاویر قرینه هم هستند. هر دوی آن ها را می توان به عنوان پیش ساز در ساخت مت آمفتامین به کار برد. پیش سازها موادی هستند که ممکن است در طبیعت غیر فعال باشند اما وقتی با ماده شیمیایی دیگری ترکیب شوند فراورده های جدید می سازند. تولید مت آمفتامین با یک ترکیب غیر فعال (افدرین یا سودوافدرین) شروع شده و دیگر مواد شیمیایی به آن افزوده می شوند تا ماده ی مخدر تولید شود(مهلینگ،1389).
اثرات مت آمفتامین روی دستگاه عصبی مرکزی
مواد مخدر به خودی خود فرد را به اوج نمی رسانند، بلکه حالت به اوج رسیدن را آغاز می کنند. حالت اوج به طور طبیعی در دستگاه عصبی انسان هست و بدون مصرف مواد مخدر نیز روش های بی شماری برای رسیدن به اوج وجود دارد. در حقیقت احساس لذت یک حس واقعی و ویژگی جسمانی است.برای مثال ، حالت اوج در یک دونده یک واکنش طبیعی جسمانی از آزاد شدن ماده شیمیایی درون ریز دوپامین است.کودکان خردسال سرگیجه ی بعد از چخیدن سریع دور خودشان را دوست دارند. بعضی از مردم از سقوط در هوا، عاشق شدن، نقاشی و .. لذت می برند و تعداد این روش های رسیدن به اوج زیاد است(همان منبع).
انتقال دهنده شیمیایی دوپامین
هر تجربه لذت بخش انسان – از گوش کردن یک موسیقی دلنواز تا در آغوش گرفتن کسی که دوست دارید یا خوردن شکلات- همگی مربوط به آزاد شدن ناگهانی و زیاد شدن دوپامین در مغز است که مانند جرقه ها

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد پیش آزمون، مصرف مواد، عاطفه منفی، عاطفه مثبت Next Entries منابع پایان نامه درمورد مصرف مواد، مصرف کنندگان، مصرف کننده، مواد مخدر