منابع پایان نامه درمورد مصرف مواد، مصرف کنندگان، روانشناسی، نوروسایکولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

كامپيوتري جستجوي نقطه تصويري و واژگاني مبتنی بر رویکرد شناختی می باشند(معارف وند و همکاران،2011).
ابزارهای سنجش ولع
اکنون به توضیح برخی از ابزارهای ساخته شده براساس رویکردهای مذکور می پردازیم.
ابزارهای گزارش شخصی119
تقريباً تمامي نظريه پردازان حوزه ي ولع مصرف معتقدند حداقل بخشي از سنجش ولع مصرف ميبايست از طريق بررسي گزارش شخصي آزمودني انجام پذيرد.که استفاده از این ابزارها به دلیل اعتبار مستقیم120 بالا،سادگی بیشتر جهت طراحی و کاربرد آسان آنها بسیار شایع می باشد)روبینسون و بریج،1993؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). برای استفاده از این روش باید چندین شرط را مورد توجه قرار داد. اول آن كه موارد مورد پرسش و واژه هاي به كار رفته داراي تعريف مشترك در ميان آزمودني ها و هم چنين ميان آزمودنيها و پژوهشگر باشد. دوم آن كه آزمودني بتواند تحليل دقيقي از شرايط دروني خود داشته باشد. گزارش هاي مخدوش به علت وضعيت ذهني دفاعي و يا عدم حساسيت آزمودني به شرايط خود شايع ميباشند. سوم آن كه آزمودني بايد در پاسخهاي خود صداقت داشته باشد، گنجاندن چند سئوال جهت بررسي ميزان صداقت آزمودني در ابزار سنجش ولع مصرف توصيه ميشود و در آخر اين كه چارچوب نظري طراحي پروژه ي مطالعاتي و واژگان و مفاهيم به كار رفته در طراحي پرسشنامه بايد از اصول يكساني تبعيت نمايند(ویجینگز121،1973؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). ابزارهای گزارش شخصی خود به نوع ابزارهای گزارش شخصی برای مقادیر پایه ولع مصرف و ابزارهای گزارش شخصی برای مقادیر ولع مصرف القایی تقسیم می شوند.
در ايران ابزارهايي براي سنجش ولع مصرف با استفاده از روش هاي القايي طراحي و اعتباريابي شدهاند. از جمله اين ابزارها ميتوان به تهيه و ارزيابي پنج آزمون تصويري ارزيابي ولع مصرف در گروه هاي مختلف معتادين اوپيوئيدي و آزمون تصويري ولع مصرف براي مصرفكنندگان متآمفتامين اشاره نمود. واژگاني كه القاكنندهي ولع مصرف مت آمفتامين هستند و واژگاني كه براي ولع مصرف در ميان سوءمصرف كنندگان مواد در ايران رايج هستند، مورد مطالعه قرار گرفته اند(هارت و همکاران،2001؛ دزفولی و همکاران،2010).
معادل گذاری برای ارزش تقویتی مواد
اگر بتوان ولع مصرف را به عنوان بازتابی از انگيزه ي مصرف مواد در نظر گرفت، ميزان اين ولع مصرف را ميتوان براساس ميزان پيش بيني فرد معتاد از لذت حاصل از مصرف مواد (اثر تقويتي مثبت ) ارزيابي نمود. اين ميزان پيش بيني يا پيشگويي را مي توان با روشهاي مختلف سنجش نمود(گاردنر122،1993؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011).
يكي از روشهاي ارزيابي اين شاخص، بررسي مقدار كل يا تلاشي است كه انسان يا حيوان براي به دست آوردن و استفاده از مواد، حاضر است انجام دهد)مارلات و همکاران،1973؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). واضح است كه به كارگيري اين الگو در نمونه هاي انساني مشكل است. براساس الگوهاي اقتصاد رفتاري، كميت اين شاخص را مي توان با بررسي انتخاب فرد بين گزينه دريافت مقداري پول و يا دريافت مواد تعيين نمود. هر چقدر آزمودني حاضر باشد از مقادير پول بالاتري در مقايسه با دريافت مواد صرف نظر كند، ارزش تقويتي مواد در آن فرد بيشتر خواهد بود. هم چنين در این روش وجود انگيزه هاي ديگر نظير انگيزه ي ترك مواد، تناظر يك يه يك انگيزه دريافت پول و انگيزه دريافت مواد را بر هم ميزند(معارف وند و همکاران،2011).
خود مصرفی مواد
در نظر پژوهشگراني كه ولع مصرف را در واقع بازتاب قصد رفتاري براي مصرف مواد مي دانند، در واقع ميزان مصرف مواد در مقايسه با گزارش هاي فردي از تجربه ي شخصي، شاخص بهتري براي سنجش ولع مصرف مي باشد(کاشینسکی123 و همکاران،1995؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011).تأكيد بر رفتارهاي مصرف مواد همچنين در افرادي كه اصلاً به مفهومي به عنوان ولع مصرف اعتقاد ندارند، افرادي كه از مدلهاي حيواني براي بررسي ولع مصرف استفاده مي نمايند و همچنين پژوهشگراني كه معتقد به ابعاد غيرآگاهانه در پديده ي ولع مصرف هستند، جايگاهي ویژه دارد . البته بايد به اين نكته توجه داشت كه بسياري از پژوهشگران معتقدند لزوماً ولع مصرف، موجب مصرف مواد نمي شود و هم چنين وجود ولع مصرف براي مصرف مواد ضروري نيست)کارتر124 و همکاران،1993؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). بنابراین رابطه بین رفتارها مصرف مواد و ولع مصرف در قالب یک رابطه علی و معلولی قوی زیر سوال است. در پژوهشهاي گوناگون از شاخصهاي مختلف رفتار مصرف مواد به عنوان نشانگر ولع مصرف استفاده شده است. براي مثال، فاصله زماني بين خروج از درمان، تا اولين دفعه ي مصرف مجدد، يكي از رايج ترين اين شاخصها ميباشد. همچنين در مطالعات مختلف از متغيرهاي مقدار داروي مصرفي، دفعات مصرف شدت پكهاي زده شده به سيگار و فاصله ي زماني بين پكها (در مطالعات روي ولع مصرف سيگار) در اين جهت استفاده شده است(اختیاری و همکاران،2008).
پاسخ دهی سایکو-فیزیولوژیک
تغييرات سايكوفيزيولوژيك مانند ضربان قلب، دماي بدن، فشار خون و هدايت پوستي و ترشح بزاق مي توانند به عنوان شاخص ولع مصرف به كار روند. در استفاده از اين شاخص ها فرض بر اين است كه اين مقادير كمتر تحت كنترل آگاهانه آزمودني ها بوده و بنابراين نسبت به گزارشهاي فردي، از اعتبار بالاتري بر خوردارند(اختیاری و همکاران،2006).
البته استفاده از اين روشها نيز تا اندازهاي زير سئوال است زيرا تغييرات اين شاخص ها لزوماً ارتباط مستقيمي با ولع مصرف ندارند. براي مثال، افزايش ضربان قلب در حين آزمونهاي تحريك ولع مصرف مي تواند ناشي از تلاش فيزيكي فرد براي مقابله با مواجهه با نشانه هاي تحريك ولع مصرف باشد (کیز و همکاران،1950؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011).
پاسخ دهی نوروبیولوژیک
يكي از ابزارهاي عيني و بسيار مناسب در بررسي تاثيرات ولع مصرف بررسي تغييرات نوروبيولوژيك تحت تاثير تحريكات ولع مصرف می باشد.استفاده از تکنولوژی های تصویربرداری مغزی نوین در سال های گذشته در شناخت زیرساخت های عصبی فرایند ولع مصرف ایجاد کرده است. استفاده از روش تصویر برداری fMRI در مطالعات مختلف نشان داده که در فرایند پردازش علائم تصویری القا کننده ولع مصرف نواحی مخنلف مغزی شامل قسمت هایی در بخش پیش پیشانی میانی و همچنین هسته های قاعده ای مغز و نواحی پیش حرکتی دخالت دارند(زیتلان125 و همکاران،1994؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011).
پردازش شناختی
در این رویکرد اعتقاد بر این است که با توجه به محدود بودن ظرفيت شناختي افراد اگر آزمون تحريك ولع مصرف به همراه آزموني كه نيازمند پاسخدهي سريع است، همزمان صورت گيرد، ميزان افزايش زمان پاسخدهي افراد در آزمون دوم به علت همراهي با فرآيند ولع مصرف ميتواند به نوعي نشانگر شدت ولع مصرف باشد(حسنی ابهریان و اختیاری،2008). استفاده از پارادايم هايي مانند استروپ رنگي با لغت هاي خنثي و يا مرتبط با سوءمصرف مواد و بررسي ميزان تفاوت زماني در پاسخدهي به رنگ اين دو گروه لغت، مثالي از به كارگيري اين روش ها، البته با تأكيد بر پردازشهاي ناخودآگاهانه ولع مصرف و ايجاد جهت گيري هاي توجهي ناشي از آن مي باشد. به منظور ارزيابي ولع مصرف مواد با استفاده از ارزيابي پردازشهاي شناختي، انحراف توجه، به عنوان يك پردازش شناختي و واسطه ميان محركهاي هيجاني گرايش نسبت به مواد (ولع مصرف مواد)و رفتارهاي مربوطه مطرح است. انحراف توجه خود بدين معنا است كه يك عامل ثانويه اجازه نمي دهد توجه را بر روي اطلاعات ديگر متمركز كنيم كه در اين مقوله اين عامل ثانويه چيزي نيست مگر همان نشانه هاي مربوط به مواد. براي ارزيابي و سنجش انحراف توجه، دو ابزار كاربردي عمده وجود دارد كه عبارتند از: آزمون استروپ ويژه ي اعتياد آزمون کامپیوتری جستجوی نقطه(Dot Probe) تصويري و واژگاني (دزفولی و همکاران،2010؛ویلیامز و همکاران،2009).
بیان عاطفه در چهره
با توجه به پايه هاي عاطفي پردازش هاي مرتبط با ولع مصرف بهره گيري از سيستم هاي پردازش تصاوير چهره افراد در هنگام مقابله با شرايط القاي ولع مصرف مي تواند به عنوان شاخصي براي سنجش ولع مصرف به كار رود. بهره گيري از روشهاي كامپيوتري پردازش تصاوير چهره با سيستم هاي كدگذاري حركات چهره يا استفاده از دوربينهاي مادون قرمز براي بررسي تغييرات حرارت پوستي و هم چنين كاربرد روش هاي ثبت تحريكات الكتريكي عضلات صورت کاربرد مي يابد(معارف وند و همکاران،2011). بنابراین به نظر ميرسد انتخاب ابزار سنجش ولع مصرف به رويكردي بستگي دارد كه براي تعريف و تبيين ولع مصرف انتخاب مي شود.البته نمي توان با اطمينان برخي ابزارها را مختص سنجش ولع مصرف در قالب رويكردي خاص در نظر گرفت اما به نظر مي رسد تعدادي از آنها سازگاري بيشتري با رويكردهاي خاصي دارند.
تبیین های ولع مصرف مواد
ولعی مصرف مواد يكي از جنبه هاي اصلي وابستگي رواني در مواد افيوني و برخي از ديگر مواد اعتيادآور است. کسی كه در حال گذراندن نشانگان ترك مواد است، دچار انواع افكار و تصاوير ذهني در مورد مواد و نوعي كشش دروني به سمت ماده مورد نظر می شود. بطوري كه بيمار بر آن افكار و تصاوير تسلط ندارد و تمام ذهن بيمار مشغول ماده موردنظر و مصرف فوري آن است (وين ستين126 و همکاران ، 1998 به نقل از ناظر، صیادی، و خالقی، 1381).
به طور کلی دو دیدگاه عمده نسبت به ولعی مصرف وجود دارد یکی زیست شناختی و دیگری روانشناختی. در تبیین نوروسایکولوژی ولعی مصرف مواد را این گونه بیان می کنند: از نظر نوروسایکولوژیک، سامانه مغزی دوپامینرژیک، که میانجی “احساس لذت” است، نقش حیاتی در سازوکارهای مرتبط با مصرف مواد دارد. در ولعی مصرف مربوط به زمان پرهیز، سامانه های گابانرژیک و گلوتاماترژیک دخالت دارند، در حالی که ولعی مصرف مرتبط با حافظه و اثرات پاداش، احتمالا با مکانیزم های دوپامینرژیک، گلوتامینرژیک و اوپیوییدی ارتباط دارد. ممکن است ولعی مصرفی که در موقعیت‌های استرس زا ایجاد می شود، با سازوکارهای سروتونرژیک که با همکاری سازوکارهای یاد شده در بالا عمل می کنند، ارتباط داشته باشد (آنتون127، 2001).
از دیدگاه روانشناختی، رویکردهای روانشناسی، تبیین های متفاوتی را در ارتباط با ولعی مصرف مواد بیان می‌کند. به طور مثال در نظریه های پدیدارشناختی128 بر ارتباط میان رفتار اعتیادی و ولعی مصرف به عنوان علامت اصلی سوء مصرف و وابستگی به مصرف مواد تأکید می شود. از میان این نظریات، جدیدترین الگوی توصیفی را مادل129، گلاسر130، کایر131 و مانتز132 (1992) ارائه نموده اند.این الگو بر پایه شباهت های نشانه شناسی بین اعتیاد و اختلال وسواسی- اجباری پیشنهاد شده است و با ولع مصرف ذهنی133 برای اعتیاد به الکل و سایر داروها توصیف می شود. با این وجود، این الگوها از زمانی که نیاز به وجود ولعی مصرف برای تشخیص اعتیاد مطرح شد، مورد تردید واقع شدند.
از دیدگاه روانشناسی شناختی ولع به عنوان احساس ذهنی در کنار میل به عنوان تکانه ای رفتاری برای جستجو مصرف مواد مطرح شده است. در این دیدگاه، چهار نوع ولع مواد مطرح شده است:
1) پاسخ به علائم ترک: مصرف کنندگان قهار موادی نظیر کوکایین و هرویین، با مصرف مواد غالباً احساس ارضایی زوال پذیر را تجربه می کنند؛ ولی با توقف مصرف مواد،احساس ناراحتی درونی آنها افزایش می یابد. در چنین مواردی،ولع شکل، “نیاز به احساس دوباره خوب شدن” را به خود می گیرد.
2) پاسخ به فقدان لذت: تلاش سوء مصرف کنندگان برای بهبود خلق خود به سریع ترین و شدیدترین وجه ممکن نوعی دیگر از ولعی مصرف مواد می باشد.
3) پاسخ “شرطی” به نشانه های مواد: این نوع ولع هیچ خلق افسرده، عامل فشار یا میل غیر لذت بخشی را از طرف سوء مصرف کننده لازم ندارد. سوء مصرف کنندگانی که مواد را مصرف می کنند، یادگرفته اند تا بسیاری از محرکهای ختثی را با ولع های شدید _ حتی در غیاب عوامل استرسزا_ تداعی نمایند.
4) پاسخ به تمایلات لذت بخش: گاهی اوقات هنگامی که سوء مصرف کنندگان می خواهند تجربه ی مثبتی را گسترش

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مصرف مواد، سوء مصرف مواد، وابستگی به مواد، مواد مخدر Next Entries منابع پایان نامه درمورد عاطفه مثبت، عاطفه منفی، مصرف مواد، وابستگی به مواد