منابع پایان نامه درمورد مصرف مواد، سوء مصرف مواد، وابستگی به مواد، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

و در اين راستا ولعی مصرف مواد89 به عنوان مهمترين عامل در بازگشت 90به مصرف مطرح مى باشد (فاکس، تاله، مالیسون، آندرسون، و کرک91 (2005)؛اختیاری و دیگران، 1387الف؛ ملکی و دیگران، 1387؛ فرانکین92 (2000) به نقل از فیروزآبادي، قنبری هاشم آبادی و طباطبایی 1388؛ حدادی،رستمی،رحیمی نژادواکبری زردخانه 1388؛ فلاح زاده و حسینی، 1385؛ نوروزی، نادری، بینازاده، و صفاتیان، 1384). و حتی مطالعات، آن را _ ولعی مصرف مواد را_ علت اصلی شکست های درمان اعتیاد برشمرده اند(بادگر93 و همكارا ن، 2007؛ و مکری94، 2002). که از آن به عنوان یکی از تجربه های وابستگی به مواد یاد کرده اند(آنتوان95، مک، و لثم، 1996؛ و کوستین96، 1992).همچنین به عنوان یک مفهوم کلیدی در تداوم وابستگی، سوء مصرف و عود بیان کرده اند (بادگر و همكارا ن، 2007؛ فرانکن97، 2003 به نقل از رحمانیان، میرجعفری، و حسنی، 1385).
بطور نمونه، میزان ولعی مصرف مواد که منجر به عود در سوء مصرف کنندگان مواد می شود در بررسی موتَسا98 (2001)، 80 درصد بوده است (به نقل از میرزایی و همکاران ، 1389). یا بخاطر تجربه ی ولع مصرف مواد،اكثر افرادي كه مصرف مواد را ترك می كنند دچار لغزش يا بازگشت می شوند و محتمل ترين زمان آن 90 روز پس از زمان شروع ترك است(بک، 2001 به نقل از فیروزآبادي، قنبری هاشم آبادی و طباطبایی 1388؛ و داجن و مایکل شی، 1383).فريدمن 99و همكاران در سال 1998(به نقل از ناستی زایی، هزاره مقدم، و ملازهی(1389) بيان نموده اند: تنها20 تا 50 درصد بيماران مي توانند به قطع مصرف مواد بعد از يكسال ادامه دهند. یا براون100 (1998) گزارش مي دهد كه تنها 19 درصد مصرف كنندگان مواد پس از درمان قادرند قطع مصرف را برای 6 سال ادامه دهند. به خصوص اینکه با توجه به یافته ها، بیشترین میزان ولعی مصرف مواد و عود مصرف مواد در ماه اول و دوم ترك اعتیاد رخ داده است (سراجی، مؤمنی، و صالحی، 1389). چنانکه امینی (1381) به نقل از میرزایی و همکاران (1389) میزان بازگشت به مصرف مجدد مواد مخدر را 75درصد ذکر کرده است. در تحقیق (میرزایی و همکاران، 1389) ولعی به مصرف با %57 درصد بین عوامل سه گانه ی (کمبود اعتماد به نفس، احساس پوچی و ناراحتی های روحی) به عنوان مهمترین عامل فردی عود اعتیاد بین مبتلایان شناخته شده است. این عامل توسط اطاری(1383) نیز عنوان گردیده است. ولع به مصرف از طرف الگیلی101، (2005) نیز به عنوان عامل موثر در عود مطرح شده است.
مطالعات گاساپ و همکاران(۱۹۸۷،۱۹۸۹) به نقل از ناستی زایی، هزاره مقدم، و ملازهی(1389) نشان داده که ۸۱ درصد افراد ترک کرده کمتر از شش ماه عود اعتياد داشته اند. حتی فدايي (۱۳۸۶) به نقل از ناستی زایی، هزاره مقدم، و ملازهی(1389) بيان مي کند در بهترين شرايط و بهترين درمان ها ۹۵ درصد معتادان شش ماه پس از ترک دوباره به چرخه اعتياد بازگشته و ۵ درصد باقي مانده نيز در يکي دو سال آينده به اين چرخه باز خواهند گشت. در بعضي مطالعات بيشترين عود در سه ماهه اول بوده و حدود دو سوم افراد پس از شش ماه عود داشتند (تقوا و همکاران، 1388به نقل از جفی و استارین102، 2005).مطالعه ديويسون103(2006)، كه پس از سه ماه كمتر از 3% افراد پاك بودند. ناظر، صیادی، و خالقی (1381)، نیز معتقدند که ولع می تواند در برگشت به مصرف مواد مخدر فاکتور مهم باشد. در این رابطه جکل104،(2004) معتقد است وقتی که سوء مصرف کننده مواد تصمیم می گیرد رفتارش را تغییر دهد و مصرف مواد نداشته باشد مرتب با تردید مواجه است که آیا بر سر این تصمیم بماند یا نه. بنابراین وجود تردید و ولع در مبتلایان به سوء مصرف مواد، امر همه گیر بین شان می باشد(به نقل از میرزایی و همکاران، 1389).هرچند تحقیقات جسسپ105 و همکاران (2002)، شیوع بازگشت به مصرف هروئین را در سال اول ترک 60 درصد ذکر کرده اند و این میزان توسط پرنگل106 و همکاران(2002)، 5/69 درصداعلام شده است. در تحقیق نجفی و همکاران (1387)، 78% بیماران پس از سم زدائی دچار عود شدند که 50% آنها در فاصله سه ماه، 18% در مدت 6 ماه تا یک سال و بالاخره 3% پس از یک سال عود داشتند. به عبارتی 60 نفر (%78) از 77 بیمار، اعتیاد مجدد پیدا کرده و فقط 17 نفر (%22) پس از یک سال از سم زدایی هم چنان پاک بودند. همین طور پژوهش ديكمپ107 و همكاران(1998) به نقل از کافی ملازاده اسفنجاني، نوری، و صالحی(1388)، بیان کرده اند كه تنها 25% افراد وابسته به هروئين بعد از درمان نگهدارنده با متادون پاك مانده بودند. برون108 و همكاران(2000) به اين نتيجه رسيدند كه بيشتر نوجوانان تحت درمان، سه ماه پس از تكميل مراحل درماني و 79% نيز در طول يك سال اول، دوباره به مصرف مواد بخاطر ولع مصرف مي پردازند. در مطالعه باقری یزدی و همکاران (1384) ميزان عود در بين‌ ‌مصرف‌كنندگان مواد افيوني بين 25 تا 97 درصد بوده است.همه این پژوهش ها بیانگر اهمیت پدیده ی ولع مصرف مواد در افرادی هست که قصد رهایی از سوء مصرف مواد را دارند.
مفهوم ولع و اشتیاق مصرف مواد، یکی از مهمترین زیرساخت های شناختی مورد توجه در دانش اعتیاد است. ولعی مصرف، هسته مرکزی پدیده اعتیاد را تشکیل می دهد(اختیاری و دیگران، 1389).ولعی مصرف در واقع عامل ادامه سوء مصرف مواد و همچنین بازگشت به اعتیاد پس از دوره های درمانی است. بنابراین، بررسی عوامل ایجاد کننده ولعی مصرف در جهت اتخاذ شرایطی برای دوری از آن ها یا تضعیف آن ها یکی از مهم ترین نقاط مورد توجه در پژوهش‌های حیطه اعتیاد می باشد (دبیرنیا و دیگران، 1387). بنابراین، برخی از محققین(مکری، اختیاری، عدالتی و گنجگاهی، الف1387)، مهم ترين عامل بازگشت پس از ترک سوء مصرف مواد را، ولعی مصرف دانسته اند و بیان کرده اند، شناسايي هر چه بيشتر اين پديده و ساير عوامل مرتبط با آن از اهميت ويژه درماني برخوردار است.
اهمیت تجربه ی ولعی مصرف در تداوم اعتیاد به مواد، در پژوهش های بسیاری مورد تأیید قرار گرفته است. ولعی مصرف مواد، یک موقعیت انگیزشی قدرتمند یا گرایش شدید به مصرف در فرد معتاد است. با وجود اهمیت پدیده “ولعی مصرف” در ادامه فرآیند سوء مصرف، تا کنون سازوکارهای روانشناختی و عاطفی مرتبط با این پدیده هنوز به طور کامل شناخته نشده اند. پژوهش ها نشان داده اند که نشانه های محیطی مربوط به مواد (مانند وسایل مصرف)، می توانند به ایجاد ولعی مصرف در معتادان بیانجامند(چایلدرس و دیگران، 1992 به نقل از اختياري و همکاران، 1387ج ). سازمان جهانی بهداشت، ولع را به عنوان زیربنای شروع وابستگی به مواد، از دست دادن کنترل و عود دانسته است (به نقل از رحمانیان و همکاران 1385). از میان عوامل مؤثر در سوء مصرف مواد، ولعی مصرف، نقش مهم تری در پدیده بازگشت و حفظ موقعیت سوء مصرف و وابستگی به مواد دارد. ولع مصرف در نتیجه تغییراتی که مواد مخدر در مغز ایجاد می کنند باعث ناراحتی های فیزیکی در ارتباط با پرهیز از مواد می شود. ولع مصرف مواد نیز ممکن است توسط عوامل خارجی، محیطی مانند مناظر، صداها، و شرایط اجتماعی در ارتباط با استفاده از مواد باعث شده است(زیکلر109، 2005).
خلاصه این که، ولع مصرف را می توان به یک میل شدید و مقاوم برای مصرف مواد تعریف کرد. میلی که اگر برآورده نشود رنج های روان شناختی و بدنی فراوانی هم چون ضعف110، بی اشتهایی، اضطراب، بی خوابی، پرخاشگری و افسردگی را در پی دارد(آدولوراتو111، لگیو112، آبن آولی113 و گاسبارینی114، 2005؛ انستیتوت ملی سوء مصرف مواد115، 1996). بنابراین، یکی از مهم ترین گام ها در درمان اختلال وابستگی به مواد، تلاش در بهبود ولع مصرف مواد در بیماران است (دهقاني آراني و رستمي، 1389).این که چه عواملی در شدت تجربه ولعی مصرف دخالت دارند، ذهن بسیاری از متخصصانی را که در زمینه اعتیاد مشغول به کار هستند، مشغول کرده است(مکری و همکاران، الف 1387).
مبانی نظری ولع مصرف مواد
تعریف ولع
تاكنون تعاريف گوناگوني از ولع مصرف مواد مطرح شده است و اين پديده ي شناختي را با رويكردهاي متفاوتي مورد بررسي قرار داده اند .پژوهشگران و متخصصين باليني از اين واژه در جايگاه هاي متفاوتي براي نشان دادن احساس دوست داشتن، خواستن، ضرورت، تمايل، احتياج، قصد يا اجبار به استفاده از مواد،استفاده مي كنند(دراموند116،2001).
“دراموند معتقد است که ولع “تجربه ي آگاهانه ي ميل به استفاده از مواد ” است اين در حالي است كه نظريه پردازان ديگري با اين عقيده مخالفند و ابعاد ناآگاهانه ي انگيزشي رفتارهاي تأمين و مصرف مواد را نيز يكي از ابعاد ولع مصرف ميدانند(اسکینر117 و اوبین118،2010). به هر حال ولع مصرف مواد را ميتوان يك تجربه ي شخصي و يك پديده چند بعدي آميخته با ميل و هوس به دست آوردن يك احساس خوشايند و يا غلبه بر يك احساس ناخوشايند دانست(اختیاری،2008).
ابزارهای اندازه گیری ولع مصرف مواد با توجه به رویکرد تبیین کننده
به نظر می رسد طراحان ابزارهای سنجش ولع مصرف مواد با توجه به رویکردشان نسبت به ولع و فرایندهای بروز آن، به تهیه ابزارهای مختلف پرداخته اند.
رویکرد پدیدار شناختی
بيشتر به توصيف ولع پرداخته ميشود. و تمركز اصلي بر تجربيات هر فرد است. شباهتهاي نشانهاي بين اعتياد و اختلال وسواسي اجباري در اين مدل مورد توجه قرار دارد. اين مدل كاملاً كيفي است. معمولاً اطلاعات مربوط به ولع مصرف از طريق مصاحبه و مشاهده افراد معتاد بدست مي آيند. اظهارات مصاحبه شونده و مشاهده عكس العمل هاي او مبناي اظهار نظر در مورد ولع مصرف قرار ميگيرد(معارف وند و همکاران،2011). ابزارهاي سنجش كمي مانند پرسشنامه با سئوالهاي بسته را نمي توان براي آن بكار برد. احتمالاً بيان عاطفه در چهره مي تواند بخشي از اطلاعات مربوط به ولع مصرف را در اين مدل به دست دهد.
رویکرد روان-زیست شناختی
آثار طولاني مدت مصرف مواد بر سيستم و ناقلهاي عصبي به عنوان زمينه ساز بروز ولع مصرف مورد توجه قرار ميگيرند. به اين ترتيب بررسي پاسخهاي عصبي و شدت آنها در زمان بروز ولع مصرف ميتواند مبناي سنجش ولع مصرف باشد. بررسي پاسخدهي سايكو-فيزيولوژيك و پاسخدهي نورو-بيولوژيك ،بررسي تغييرات عملكرد مغز بوسيله تصويربرداري مغزی عملکردی با ERPوMRIاز ابزارهای مورد استفاده بر اساس این رویکرد می باشد(معارف وند و همکاران،2011).
رویکرد شرطی سازی
محركهاي بي اثر موجود در محيط در طول دورهاي كه فرد شديداً با مواد در ارتباط است طي فرايند يادگيري شرطي به ايجاد پاسخهاي شرطي منجر مي شوند. پاسخهاي شرطي كه توسط نشانه ها(ديدن سوزن و سرنگ، يا مكاني كه قبلا در آن مواد تزريق ميشده است)ايجاد ميشوند، به شرايط محروميت شباهت دارند . اين محروميت شرطي به نوبه خود بواسطه تمايل معتاد به رهايي از تجربه نامطبوع محروميت شرطي موجب بازگشت به استفاده از دارو مي شود . بررسي نوع و شدت پاسخ هاي شرطي بيمار در مواجهه با نشانه ها مبناي سنجش ولع خواهد بود. القاي ولع مصرف بوسيله نشانه و سنجش ولع خودگزارشگر يا شاخصهاي فيزيولوژيك بر اساس این رویکرد شکل گرفته اند(معارف وند و همکاران،2011).
رویکرد انگیزشی
ولع بخشي از ساختار انگيزشي در دو سطح است: تكانه ها/بازدارنده ها و انگيزه ها. كششهاي قدرتمند از اختلالي ناشي ميشوند كه در اثر تغييرات ايجاد شده توسط مواد در ساختار انگيزشي بوجود مي آيد. نشانه هاي محيطي، انتظارات، شرطي شدن، اختلال هيجاني، حساس سازي مغز و رويدادها و پيشامدهاي لحظه اي مي توانند زمينه ساز ولع باشند. معادل گزاري براي ارزش تقويتي مواد، آزمونهاي تصميم گيري مخاطره در این رویکرد قرار دارند(معارف وند و همکاران،2011).
رویکرد شناختی
ولع ريشه شناختي در باورهاي نادرست در زمينه نياز به مواد دارد. از جمله مي توان به انتظارات مثبت از مصرف مواد اشاره كرد كه ولع مصرف را ايجاد مي كنند. به نظر مي رسد ولع مصرف مواد بوسيله فرايندهاي شناختي خودكار يا غيرخودكار كنترل ميشوند. آزمونهاي پردازش شناختي مانند آزمونهاي استروپ اعم از استروپ ساده، استروپ هيجاني و استروپ ويژه اعتياد و آزمون

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سلامت عمومی، بیماران مبتلا، بیماری مزمن، کاهش استرس Next Entries منابع پایان نامه درمورد مصرف مواد، مصرف کنندگان، روانشناسی، نوروسایکولوژی