منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، مزیت رقابتی، دانش سازمانی، اصول مدیریت

دانلود پایان نامه ارشد

شود.
ـ شرکت ها باید اطمینان داشته باشند که در محیط کار برابری از نظر جنسیت، نژاد و عقیده وجود دارد و نیاز دارند که از وجود انتقال دانش (از کارکنانی که در حال ترک شرکت هستند، به کارکنانی که در شرکت باقی مانده اند) اطمینان حاصل کنند.
ـ نیاز به یادگیری مداوم یک واقعیت انکار ناپذیر شده است. امروزه ضرورت مدیریت دانش برای سازمان های کوچک مهمتر شده است؛ زیرا آنها امکانات و منابع سازمان های بزرگ را نداشته و بیش از آنها می بایستی منعطف باشند و مسئولانه درست تصمیم بگیرند، در غیر این صورت کوچکترین اشتباه می تواند برای آنها گران تمام شود.
اکثریت شرکت ها در حال بین المللی شدن هستند. بدین معنا که با مشتریان و عرضه کنندگان خارجی در ارتباط هستند. بیشتر شرکت ها فراملی شده اند. فعالیت فراملی مستلزم ارتباطات سازمانی قوی و توانایی نگهداری دانش است که به یادگیری فردی و سازمانی و هماهنگی فرهنگی وابسته است.

2-1-11) اجزاي مديريت دانش:

شکل 2-1-3 نشان دهنده اجزای 5 گانه مدیریت دانش است. با تمرکز بر این ابعاد می توان به مدیریت دانش در سازمان پرداخت:

ـ ایجاد دانش: دانش از طریق یادگیری، نوآوری، خلاقیت و فعالیت های خارج سازمانی توسعه می یابد.
ـ کسب دانش: دانش برای استفاده، کسب و نگهداری می شود.
ـ پالایش دانش: دانش سازماندهی می شود، تغییراتی در آن ایجاد می شود یا اسناد برای استفاده در پایگاه های دانش قرار می گیرد.
ـ توزیع دانش: دانش از طریق برنامه های آموزشی، سیستم های خودکار مبتنی بر دانش، شبکه های خبره بین کارکنان، فعالیت ها و رویه های کاری توزیع می شود.
ـ به کارگیری دانش: با استفاده از دانش، پایه و اساسی برای یادگیری و نوآوری بیشتر ایجاد می شود.
(قلی زاده آذری، 1386، ص 28)

شکل2-1-3) اجزای مدیریت دانش(قلی زاده آذری، 1386، ص 28)
2-1-12) اجزاء سازمانی تشکیل دهنده مدیریت دانش:
تمام اجزاء مدیریت دانش در گروه های زیر طبقه بندی می شود:

رهبری / مدیریت:
با فرآیندهای محیطی ، استراتژیک ، تصمیم گیری سطح شرکتی سروکار دارد و شامل ارزشها ، اهداف ، نیازمندیهای دانش ، منابع دانش ، اولویت بندی ، تخصیص منابع و دارایی های دانش سازمانی است .آن به اصول مدیریت یکپارچه و تکنیکها براساس تفکر و راهکارهای سیستمی نیاز دارد.

سازمان :
با جنبه های عملیاتی داراییهای دانشی سروکار دارد که شامل وظایف ، فرآیندها، ساختارهای رسمی و غیررسمی ، شاخص و سنجشهای کنترلی ، بهبود فرآیند و مهندسی مجدد فرآیندها است. جهت اطمینان از گردش و استفاده از داراییهای دانش و همچنین برای پیگیری و استفاده بهینه از آنها از اصول مهندسی و تکنیکها استفاده می شود.

فناوری:
با انواع فن آوری های اطلاعاتی بویژه برای پشتیبانی و توانا سازی استراتژی های مدیریت دانش و عملیاتشان سروکار دارد.

یادگیری:
با جنبه های رفتاری سازمانی ومهندسی اجتماعی سروکار دارد.این جنبه بر اصول و عملیاتی برای اطمینان از به اشتراک گذاشتن دانش و افزایش همکاری افراد تمرکز دارد. تأکید و تمرکز بر شناسایی و کاربرد ویژگیهای مورد نیاز برای یادگیری سازمانی می باشد.
مدیریت دانش به انسجام و تعادل رهبری ، سازمان، یادگیری و تکنولوژی در یک محیط گسترده سازمان نیاز دارد.( اجلی قشلاجوقی،صفوی،موسی خانی،1386،ص3)

2-1-13) چرخه حیات مدیریت دانش:
مدیریت دانش از یک فرآیند چند مرحله ای پیروی می کند؛ یعنی اینکه دانش آفرینی سازمان دارای مراحلی است که شناسایی هریک از آنها در درک مدیریت دانش مفیداست. (سبحانی،محمدی ،محمدی فاتح،1391،ص18)

2-1-13-1)علوی فرآیندهای مدیریت دانش را شامل موارد زیر می داند:

خلق یا اکتساب دانش، ذخیره یا سازماندهی دانش، توزیع دانش و کاربرد دانش و ترتیب آنها را به صورت خطی به شکل زیر نمایش داده است.

شکل2-1-4): فرآیندهای مدیریت دانش(عدلی،1390،ص167)

2-1-13-2) ویگ نیز فرآیندهای زیر را برای ابتکار مدیریت دانش بیان می کند:

-خلق دانش: یادگیری ، نوآوری، پژوهش و استفاده از دانش مهم و برتر
-ضبط و ذخیره دانش برای استفاده مجدد
-سازماندهی و تغییر تشکل دانش برای دسترسی گسترده و خلق آن
-استقرار دانش برای استفاده افراد، تکنولوژی، تولیدات و خدمات
-کاربرد و اعمال قدرت دانش برای عمل مستمر، اثربخش و تؤام با موفقیت (عدلی،1390،ص168)

شکل2-1-5 : فرآیندهای مدیریت دانش(عدلی،1390،ص169)

2-1-14) اصول مدیریت دانش:
مدیران همواره در پی مجموعه قواعدی هستند که راهنمای عمل آنها باشد،مدیران دانش نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مدیریت دانش دارای اصول متعددی است . داونپورت مجموعه ده اصل را برای راهنمایی مدیران دانش مطرح کرده است که عبارتند از:
اصل اول: مدیریت دانش هزینه بروگران است.
اصل دوم: مدیریت اثر بخش دانش نیاز به تلفیق فناوری با راه حلهای ارائه شده از سوی کارکنان دارد.
اصل سوم: مدیریت دانش بی اندازه سیاسی است.
اصل چهارم: مدیریت دانش نیازمند وجود مدیران دانشی است.
اصل پنجم: منابع ناشی از مدیریت دانش بسیار فراتر از نقشه ها ،مدلها و توجه به بازارها وسلسله مراتب است.
اصل ششم: به اشتراک گذاردن و استفاده از دانش متقابل در سازمانها امری غیر عادی است.
اصل هفتم: مدیریت دانش به معنای بهبود فرآیندهای کار دانشی است.
اصل هشتم: دستیابی به دانش صرفاً ابتدای راه مدیریت دانش است.
اصل نهم: مدیریت دانش هیچگاه پایان ندارد.
اصل دهم: مدیریت دانش نیازمند یک قرار داد دانشی است.(یاریگرروش،ص87)

2-1-15) هدف های مدیریت دانش:
داونپورت چهار هدف رابه عنوان اهداف مدیریت دانش بر شمرده است:
1- ایجاد مخازن و منابع دانش
2- تسهیل و بهبود دستیابی به دانش و توزیع آن
3- تقویت محیط دانش
4- اداره موثر دانش به عنوان یک دارایی (ابطحی،صلواتی،1390،ص102)

2-1-16) تئوری های مدیریت دانش:
تئوری های مدیریت دانش معدود هستند با بررسی دراین زمینه تئوری های زیرشناسایی شدند. (عدلی،1390،ص60)

2-1-16-1)تئوری مدیریت دانش جامع:
تئوری مدیریت دانش جامع23 به منظور ایجاد کارآیی و موفقیت کارآفرینان به روش سیستماتیک ، توسط ویگ24(1999) ارائه شد.

مفروضات مدیریت دانش جامع عبارت است از:

– شناسایی و درک این مسئله که سرمایه های هوشی (دانش) برای خلق، حفظ و در دسترس قرار دادن دانش برای پارادایم خدمات و تولیدات رقابتی ، ضروری هستند.
– تهیه و تبدیل دانش فعالیتی ضروری است و دربافت سازمانی باید به طور دائم بازسازی شود.
– تمام دارایی های دانش(سرمایه هوشی) به طور مداوم و با پشتکار وجدّیت عنداللزوم ، باید اعمال قدرت کند.
– فرایندها و روابط مدیریت دانش نیاز به حمایت گسترده کارآفرینان و رهبری دارد و زیرساخت های لازم برای آن باید در سازمان ایجاد شود.)عدلی ،1390،صص 63-61)

2-1-16-2) تئوری مدیریت دانش تیمی:
روند غیر قابل پیش بینی دانش، تلاش تکنولوژی اطلاعاتی را برای اعمال قدرت با شکست مواجه کرد و ضرورت کار تیمی را به ارمغان آورد.

تئوری مدیریت دانش تیمی25 بر این فرض استوار است که کار تیمی می تواند دانش را مهار کند و مکانیزمی برای سازماندهی و پیش بینی آن فراهم کند. شواهد متعددی در زمینه اهمّیت کار تیمی دانش می توان ارائه کرد: از جمله می توان به خلاصه تئوری انتخاب طبیعی داروین26 اشاره کرد؛ دراین تئوری بیان شده که نمونه های پایدار زمانی رشد می کنند که نیروهای زیادی درآن نقش داشته باشند.
گاندری ومتس27 (1996) در زمینه کاربرد تئوری مدیریت دانش تیمی بیان می کنند:

– تیم ها مولد کار اثربخش هستند.
– تیم ها مقاوم تراز افراد هستند.
– تیم ها در خلق انبوه دانش توانا هستند.

مفروضات مدیریت دانش تیمی عبارتند از:

– برای درک قدرت مدیریت دانش نیاز به تشکیل تیم است.
– کار تیمی قدرت دریافت واقعیت را تقویت می کند ومنجر به نوآوری می شود؛ عامل مهم و منحصری که تعیین کننده موفقیت سازمان است.
– اجازه دهید عقاید اصیل و شرافتمندانه از هر جایی به ما برسند.(ریگ ودا)
– یک چرخ به تنهایی یک ارابه را به حرکت درنمی آورد.(عدلی،1390،صص64-63)

2-1-16-3 ) تئوری مدیریت دانش جامعه نگر:
هویت (2004) می گوید که موضوع مدیریت دانش پیوند مردم به مردم ومردم به اطلاعات برای خلق مزیت رقابتی است. شکل شمارۀ 2-1-6 ، تئوری مدیریت دانش جامعه نگر او را نشان می دهد.

شکل2-1-6: تئوری مدیریت دانش جامعه نگر(عدلی،1390،ص65)

تقاطع پیوندها جایی است که خلاقیت و نوآوری به وجود می آید و منجر به خلق مزیت رقابتی می شود. این پیوندها و تکامل آنها را هویت تحت عنوان تئوری مدیریت دانش جامعه نگر می نامد. او در توضیح این تئوری می گوید که اکثر سازمان ها از طرف مشتریان ، رقبا، سرمایه گذاران تحت فشار هستند و با جهانی شدن تجارت هیچ سازمانی از این فشارها در امان نیست. سازمان های موفق به روشی سیستماتیک قدرت دانش عملی خود را برای خلق مزیت رقابتی پایدار به کار می گیرند و در این مسیر نه تنها به نیازهای فعلی بلکه به نیازهای آینده نیز پاسخ می دهند. برای این منظور ضروری است از رویکردی عملی برای خلق استراتژی مدیریت دانش و توسعه سیستم های دانش اثربخش استفاده کنند.

کلید اعمال قدرت دانش سازمانی ،اعلام بصیرت های سازمان و وجود رهبر متفکری است که در تولید و کاربرد دانش به آن بصیرت ها متکی باشد. برای این که مدیریت دانش مزیت رقابتی پایدار فراهم کند ضروری است که کار افراد در تعامل هم باشد؛ زیرا مدیریت دانش یک مجموعه برنامه ها و پروژه های منفرد و مجزا نیست بلکه یک رویکرد کل نگر و همه جانبه است .( عدلی ، 1390،صص67-65)

2-1-17) مدل های مدیریت دانش:
براساس نگرش و رویکردی که صاحب نظران نسبت به مدیریت دانش اتخاذ کرده اند ، مدل های مختلفی شکل گرفته است. اثر بخشی هر کدام از این مدلها به موقعیت و جایگاهی بستگی دارد که سازمان در آن قرار گرفته است. (ابطحی،صلواتی،1390،ص47)

2-1-17-1 ) مدل عمومی دانش در سازمان:

نمودار2-1-1) : مدل عمومی دانش در سازمان(ابطحی،صلواتی،1390،ص48(

این مدل از چهار فعالیت اصلی تشکیل شده است:
1- ایجاد دانش: این مرحله در برگیرنده فعالیت هایی است که مرتبط با ورود دانش جدیدبه سیستم است که شامل توسعه ، کشف و تسخیر دانش می شود.

2- حفظ و نگداری دانش: در اینجا فعالیت هایی مورد نظر است که دانش را در سازمان ماندگار می کند . در این راستا می توان به حافظه سازمانی اشاره کرد. مهم ترین وظیفه حافظه سازمانی نگهداری از دانش سازمانی است.اما باید توجه داشت که حافظه سازمانی، صرفاً توانایی نگهداری دانش های صریح را دارد. در کنار حافظه سازمانی باید حافظه فردی را که محل نگهداری دانش های نهفته است ، مورد توجه قرار داد.
3- تبدیل و انتقال دانش: اشاره به فعالبت هایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش با یک نفربه بخش یا نفری دیگر را شامل می شود و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل ، تفسیر و تصفیه دانش می شود.
4- بکارگیری دانش: شامل فعالیتهایی می شود که در ارتباط با اجرای دانش در فرآیندهای سازمانی هستند (ابطحی،صلواتی،1390،صص49-48)

2-1-17-2) مدل معماری در مدیریت دانش:

دراین مدل به 4 اقدام اساسی توجه می شود:
اول: استراتژی کلان سازمان
دوم: سازمان و فرهنگ دانش
سوم: سازمان و فرآیندهای مدیریت دانش
چهارم: فناوری ارتباطات و اطلاعات (یاریگرروش،ص86)

نمودار2-1-2) : مدل معماری دانش(یاریگرروش،ص86(

2-1-17-3) مدل های ساختار اجتماعی:
لها دارای پیوند ذاتی با فرآیندهای اجتماعی و یادگیری در سازمان ها می باشند این مدل با وجود شباهت های زیاد، سعی در جستجوی بیان مفهوم سازمان یادگیرنده یا یادگیری سازمانی دارند. مدل دمرست از این نوع مدل ها می باشد.

پارادایم اجتماعی پارادایم علمی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، ایجاد دانش، نیروی کار، مزیت رقابتی Next Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، ایجاد دانش، جامعه پذیری، درونی سازی