منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، عوامل حیاتی، عوامل حیاتی موفقیت، عوامل سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

همكاري و ذخيره و بازيابي سهفناوري مورد استفاده در مديريت دانش هستند.
فناوريهاي ارتبـــاطات به كاربران اجازه مي دهد كه به دانش مورد نياز دستپيدا كرده و با يكديگر (بخصوص با متخصصان) ارتباط برقرار كنند. پستالكترونيك، اينترنت، اينترانت و ساير ابزارهاي مبتني بر وب و حتي نمابر وتلفن جزء فناوريهاي ارتباطات هستند.
فناوريها به ما كمك مي كنند تا كار گروهي را ايجاد كنيم. اعضاي گروه ميتوانند همزمان ويا غيرهمزمان بر روي يك موضوع فعاليت كنند و در عين حال ازلحاظ فيزيكي در يك مكان نباشند. در واقع تلاش اصلي در جهت ايجاد يك فضايمجازي براي انجام كارهاي گروهي است بدون اينكه افراد در كنار هم باشند. طوفان ذهني الكترونيك نمونه كاربردهاي اين فناوري است.
فناوريهاي ذخيره و بازيابي اطلاعات براساس استفاده از سيستم هاي مديريتپايگاه داده براي ذخيره و مديريت دانش صـريح بنا مي شوند. البته ذخيره ومديريت دانش ضمني نيز ابزارهاي خاص خود را نياز دارد. (نوروزیان، 1384، ص 31)

2-1-21) عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش:

برای پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش، درست مثل هر تلاش دیگری، حوزه های محدودی وجود دارند که نتایج معقول در آن ها عملکرد موفقیت آمیز را تضمین می نماید. این حوزه ها به عنوان عوامل حیاتی موفقیت تعریف می شوند.عوامل حیاتی موفقیت برای تحلیل محیطی مفید می باشند؛ زیرا ارتباط مهمی بین تحلیل محیطی و عواملی که منجر به موفقیت سازمان می شوند، وجود دارد. تحلیل و ارزیابی عوامل موفقیت از طریق شناسایی حوزه هایی محوری که برای پیاده سازی مدیریت دانش حیاتی هستند بینش مهمی را فراهم می آورد.(حسینی،سجادی،شفقت،1386،ص10)

آلازمی وزئیری از جمله پژوهشگرانی هستندکه آرای صاحبنظران مختلف رادراین خصوص مورد بررسی قرارداده اند و نتایج این بررسی به صورت خلاصه درجدول زیر نمایش داده شده است.(ابطحی،صلواتی،1390،ص58)

نویسنده
عوامل حیاتی موفقیت
نویسنده
عوامل حیاتی موفقیت

باسی
1-یادگیری افراد
2-اجرای افراد
3- اشتراک گذاری

ماکسل
1-دانش ساختارمند
2-دانش سازمان دهی شده

مائاسکو
1-گروه های دانش
2- نظارت برمحتوای دانش
3-حمایت های ساختاری وفناوری
4-بهسازی فرایندهای ایجادوتوزیع دانش

مری
1-دردسترس بودن دانش
2- دقیق بودن بازیابی
3-موثربودن دانش
4-بهنگام بودن دانش

داونپورت و
پروساک
1-فناوری
2-ایجاد دانش
3-انتقال دانش
4-مخازن الکترونیکی دانش
5-آموزش
6-فرهنگ ورهبری
7-اعتماد

ترسلر
1-تعهد مدیریت
2-ایجادانگیزه برای توزیع دانش
3-فرهنگ
4- فناوری
5-آموزش
6- یادگیری

لیبوتیز
1-راهبردمدیریت دانش
2-حمایت مدیریت عالی
3-فرهنگ حمایت ازمدیریت دانش
4-تشویق کارکنان به توزیع دانش
5-مخازن دانش
6-فناوری

فینران
1- فرهنگ مناسب
2- توزیع اطلاعات ودانش
3- ایجاد دانش

اسکپرمی
1-حمایت مدیریت ارشد
2-پیوندهای روشن وصریح بااستراتژی تجاری
3-دانش مداربودن
4-داشتن بینش
5-رهبردانشی
6-فرایندهای نظام منددانش
7-زیرساخت های مناسب دانش
8-ایجادفرهنگی که ازنوآوری،یادگیری ودانش پشتیبانی کند
9-زیرساخت های فنی که ازکاردانشی حمایت کند

چوی
1-آموزش
2-مشارکت کارکنان در فرایندهای مدیریت دانش
3-تیم سازی
4-توانمندسازی کارکنان
5-حمایت مدیریت عالی
6-اجبارسازمانی
7-ساختار دانش

داون پورت
دی لانگ و
بیوز
1-حمایت مدیریت ارشد
2-کانال های جداگانه برای انتقال دانش
3-تغییردر شیوه های انگیزش
4-هدف وزمان روشن
5-فرهنگ دانش مداری
6-ساختاردانشی استانداردوانعطاف پذیر
7-زیرساخت سازمانی یا فنی
8-ارتباط عملکرداقتصادی باارزش صنعت

اسکپرمی
و
آمیدن
1-داشتن یک چشم انداز الزام آور
2-رهبری دانش
3-فرهنگ توزیع دانش
4-یادگیری هوشمندانه
5-زیرساختهای فنی

استیل
1-حمایت مدیریت
2-به روز رسانی دانش
3-خطوط ارتباطی باید بازباشد
4-اشتراک گذاری اطلاعات
5-کارکنان می بایست درمدلهای جدیدمشارکت داشته باشند

ویگ
1-فرآیندهای مدیریت دانش؛ ایجاد،سازماندهی، انتقال، تبدیل، نگهداری وبکارگیری دانش

جدول2-1-4): عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش(ابطحی صلواتی،1390،ص58)

2-1-22) موانع مدیریت دانش:
موانع عمده برسر راه مدیریت دانش را می توان به پنج دسته اصلی تحت عنوان عوامل انسانی،عوامل سازمانی،عوامل فرهنگی،عوامل سیاسی و عوامل فنی و تکنولوژیکی تقسیم نمود. (ابطحی، صلواتی، 1390، ص111)

2-1-22-1) عوامل انسانی:
یکی از موانع عمده مدیریت دانش این است که انسانها به هر دلیلی نخواهند دانش خود را تسهیم کنند و از آن منحصراً برای پیشرفت شخصی خود استفاده کنند زیرا ممکن است این تصور غلط وجود داشته باشد که چون دانش ، قدرت است پس نباید آن را از دست داد.شاید بتوان گفت که موانع انسانی مدیریت دانش بیش از سایر موانع دیگر حائز اهمیت است، زیرا دانش ، ماهیتی انسانی و اجتماعی دارد و فقط در گرو تعامل و ارتباطات است که می تواند رشد کند. رویکرد کلاسیک و سنتی بر این اعتقاد بود که فقط نویسندگان با نوشتن کتابها، مقالات و نظایر اینها می توانند باعث افزایش دانش شوند.این رویکرد را می توان رویکردی ایستا35 نامید. در مقابل رویکرد پویا36 براین باور است که تعالی دانش در اثر تعامل و ارتباطات انسانی ، مقدور می باشد. (ابطحی،صلواتی،1390،صص112-111)

2-1-22-2) عوامل سازمانی :
عوامل سازمانی نیز از جمله موانع مهم بر سر راه مدیریت دانش در سازمان می باشند.عمده این عوامل عبارتند از:

الف)عوامل ساختاری؛
مدیریت دانش، خواسته های جدیدی بر بخش های مختلف از جمله ساختار سازمان تحمیل می کند. ساختارهای سلسله مراتبی و غیرمنعطف نمی تواند محمل خوبی برای مدیریت دانش باشد.
ساختارسازمانی باید از انعطاف و پویایی لازم برخوردار باشد. تا ارتباطات به مرزهای تیمی ،بخشی و حتی سازمانی محدود نشود و امکان برقراری ارتباط با محیط بیرون از سازمان برای کارکنان به سادگی مقدور باشد و بعبارتی جنبه غیررسمی ساختار سازمانی، نقش مهمی در توسعه تعاملات ایفا نماید.چنین ارتباطی امکان دستیابی به دانش گروههای خارج از سازمان را میسر می سازد.

ب) عوامل مدیریتی؛
عدم اعتقاد و حمایت مدیریت عالی از فعالیت ها و برنامه های مدیریت دانش، نگرشهای کوتاه مدت و جزئی نگری و سبک های نامناسب رهبری نیز مانع اجرای موفقیت آمیزبرنامه های مدیریت دانش می شوند.

ج)عوامل شغلی؛
شرح شغلهای نامناسب ، مشاغل تکراری و روتین ،ابهام و تعارض در نقش نیز برای مدیریت دانش، نامطلوب خواهند بود.

د)سیستمهای حقوق ودستمزد وجبران خدمات؛
این سیستم ها نقش بسیار مهمی را در پشتیبانی برنامه های مدیریت دانش ایفا می کنند.افراد، زمانی اقدام به توزیع دانش می کنند که انگیزه لازم را برای این کار داشته باشند.

و)سیستم های آموزشی؛
درتبدیل سیستم های سنتی به یک سازمان یادگیرنده ، برنامه های آموزشی یک سازمان ،نقشی حساس ایفا می کنند. برنامه های آموزشی نامناسب می توانند موانع عمده ای برای مدیریت دانش ایجاد کنند. (ابطحی،صلواتی،1390،صص113-112)

2-1-22-3)عوامل فرهنگی :
مدیریت دانش، بدون وجود یک فرهنگ مشارکتی مناسب و مبتنی بر اعتماد نمی تواند به گونه ای موفق به کارگرفته شود.اگر فرهنگی ، توزیع و تسهیم دانش را تشویق نکند، مدیریت دانش با چالش روبرو خواهد شد. تأثیر عوامل فرهنگی بر اثربخشی برنامه های مدیریت دانش انکارناپذیر است. فرهنگ هر جامعه به دلیل دربرگرفتن نظام ارزشی، رفتار افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.اگر در فرهنگی ، کسب و توزیع دانش به عنوان یک ارزش تلقی می شود و مردم به اثربخشی دانش در کنار تجربه باور داشته باشند، برای کسب دانش ،تلاش خواهند نمود.ممکن است بسیاری از فرهنگ ها با توجه به اینکه”دانش،قدرت است”،این نگرش ، موجب احتکار دانش شود.لذا باید این فرهنگ ترویج شود که” توزیع دانش هم قدرت است” تا مردم دانش خودرا دراختیار دیگران بگذارند. (ابطحی،صلواتی،1390،ص 113)

2-1-22-4) عوامل سیاسی:
موانع سیاسی در سازمانهای دولتی چشم گیرتر هستند.اگر باور داشتند باشیم که دانش یک منبع قدرت است و شخص دارای قدرت می تواند اعمال نفوذ کند، طبیعی است که عده ای برای دستیابی انحصاری به دانش تلاش کند. نقش گروههای فشار می تواند قابل ملاحظه باشد.هر کدام از این عوامل می توانند مانع توزیع مناسب دانش در سازمان باشند که در اینجا نیز مدیریت دانش که به توزیع گسترده دانش در سازمان نیازمند است با چالش های جدی روبرو خواهدشد. ثبات یا عدم ثبات فضای سیاسی کشور نیز به دلیل اثر گذاری بر فرایند خط مشی گذاری و ثبات مدیریت در سازمان های دولتی ، مدیریت دانش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.همچنین وجود فضایی باز که در آن افراد به راحتی بتوانند ایده های خود را اظهار نمایند، بر روند فعالیت های مدیریت دانش اثرگذار خواهد بود. (ابطحی،صلواتی،1390،ص113)

2-1-22-5) عوامل فنی و تکنولوژیکی :
صاحبنظران در تقسیم دانش، به دو نوع دانش کلی اشاره می کنند. دانش نهفته و دانش آشکار. همچنانکه نوناکا نیز در مدل SECI تاکید کرده است دانش سازمانی ، حاصل تعامل این دو نوع دانش است و این تعامل مستمر و مداوم است و زمان پایانی برای آن در نظر گرفته نشده است. دانش ایجادشده باید به طریقی مناسب حفظ و نگهداری شوند و این در حالی است که بسیاری از سازمان ها فاقد مراکز و مآخذ مناسب برای نگهداری دانش هستند مراکز دانش در سازمان ها در حقیقت ، کانون جمع آوری، سازماندهی و انتشار دانش هستند. ممکن است این مراکز فیزیکی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد این مراکز هدایت افراد به سوی منابع دانش در داخل یا خارج سازمان می باشد. در این مراکز نقشه های دانش تهیه، نگهداری و بهنگام سازی می شوند.این مراکز در اصل بعنوان نقاط انشعاب تلقی می شوند که دسترسی به هر منبع دانش از طریق آنها صورت میگیرد. به عبارت دقیق تر این مراکز، درگاههای دانش می باشند و کلیه جریانات دانش از آنها عبور میکند. وجود این مراکز علاوه بر یکپارچگی و انسجام محتوای دانش سازمان از بسیاری از دوباره کاریها مخصوصاً در کسب دانش جلوگیری میکند.این مراکز باید قادر باشند که:
1- هدایت کننده افراد به سمت منابع دانش سازمانی مورد نیاز باشد.
2- دانش های مختلف را سازماندهی و کدگذاری کنند تا کارکنان بصورت کارآمد بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.
3- مخازن دانش را مدیریت کند.
4- ارتباط بین مدارک کاغذی و دیجیتال را برقرار کند و به تشکیل گروههای کاری با تسهیل ارتباطات افراد کمک می کند.
استفاده از فناوری های مناسب درسازمان می تواند در نگهداری آشکار کمک قابل توجهی بنماید.درغیر اینصورت بخش عمده ای از دانش های ایجاد شده از بین خواهد رفت . (ابطحی، صلواتی ،1390،ص114)

2-1-23) موانع زیر ساختی اعمال مدیریت دانش در ایران:

1- در سازمان به فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشتر از مسائل انسانی و سازمانی تمرکز شده است.
2- وقت و منابع کافی برای به اشتراک گذاری روزانه دانش وجود ندارد.
3- گروهی از کارکنان مقاومت نشان می دهند.
4- مدیران رده بالا مشارکت و همت کافی ندارند.
5- بدست آوردن دانش غیرمکتوب کارکنان مشکل است.
6- ترس از دستیابی سایر وزارتخانه ها و عموم مردم به اطلاعات محرمانه و حساس وجود دارد.
7-کلاً استراتژی های مدیریت دانش در مورد بخش خصوصی کاربرد دارد اما در مورد بخش عمومی (دولتی) کاربرد ندارد.(حسن زاده،1386،ص23)

2-2-1) مقدمه:
در دنیای رقابتی امروز ، سازمان ها در هر محیطی که فعالیت نمایند ، دائما نیازمند بهبود عملکرد بوده و باید تمام تلاش خود را در جهت دست یابی به تعالی عملکرد به کار گیرند ، لذا اهمیت پرداختن به عملکرد از سوی مدیریت به عنوان یک وظیفه اساسی مطرح است. بهبود مستمر عملکرد سازمان ها ، نیروی عظیم هم افزایی ایجاد می کند که این نیروها می توانند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، شخصی سازی، پایگاه داده ها، تکنولوژی اطلاعات Next Entries منابع پایان نامه درمورد ارزیابی عملکرد، مدیریت عملکرد، عملکرد سازمانی، عملکرد سازمان