منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، دانش سازمانی، یکپارچه سازی، ایجاد دانش

دانلود پایان نامه ارشد

هدفمند، آموزشهای رسمی ، رویه های استاندارد، روتین بودن کار و حداقل وابستگی از شاخص های عمده این نوع فعالیت ها هستند. تمام دانش دراین نوع فعالیت ها کدگذاری شده و به شکل صریح وجود دارد.

در نوع سوم فعالیت هایی قرار می گیرند که از پیچیدگی بالایی برخوردار بوده و سطح وابستگی برای اجرای آنها پایین است . تکراری نبودن ، نیاز به افراد متخصص، تعاملات محدود با طیف خاصی از کارکنان و تشکیل تیم های تخصصی حول محورهای مشخص از جمله شاخص های عمده گونه سوم است. و بالاخره در نوع چهارم فعالیت هایی قرار می گیرند که از پیچیدگی بالایی برخوردار بوده و دارای سطح بالایی از وابستگی متقابل هستند.چالشی بودن فعالیت ها، روتین نبودن ، نیاز به تخصص های وسیع، وابستگی زیاد، نیاز به کار تیمی و فرایندهای ارتباطی قوی از جمله ویژگی های عمده این سطح به شمار می روند. متصدیان انجام این فعالیت ها از دانش نهفته زیادی برخوردارند. مبادله دانش های نهفته از طریق تشکیل تیم های متعدد، برگزاری کارگاهها و سمینارها صورت می گیرد. سیستم های یادگیری ، خلاقیت و جستجوی دانش از اجزای تفکیک ناپذیر این فعالیت ها به شمار می روند. (ابطحی،صلواتی،1390،صص 56-55)

2-1-17-8 ) مدل ادل وگراسیون:
ادل وگراسیون33(1998) مدلی را برای مدیریت دانش ارائه داده اند .این مدل مبتنی بر دو رکن اساسی است0

رهبری فراهم کننده های مدیریت دانش

فرهنگ بکارگیری مدیریت دانش سنجش

تطبیق ایجاد
شناسایی
توزیع فرایند مدیریت دانش
سازماندهی جمع آوری

تکنولوژی

نمودار2-1- 6): مدل مبتنی برفرآیندها وفراهم کننده های مدیریت دانش(ابطحی،صلواتی،1390،ص56)

فرایندهای مدیریت دانش.این فرایندها عبارتند از:

1-1 ایجاد دانش: که به روشهای مختلف می تواند ایجاد شود.
1-2 شناسایی دانش: شناسایی دانش های مفیدی که در فرایندها، رویه های کاری و اقدامات سازمان وجود دارد.
1-3 جمع آوری: بعد از اینکه دانش های مفید مورد شناسایی قرار گرفتند کار بعدی جمع آوری این دانش ها می باشد..
1-4 سازماندهی : سازماندهی دانش بیشتر دربرگیرندۀ فعالیت های پردازش دانش است در این مرحله ،دانش به شکل مناسبی تبدیل می گردد
1-5 توزیع: بعد از سازماندهی دانش، آن بایستی به روشهای مختلف بین افراد توزیع شود.در این مرحله با استفاده از ابزار و سازوکارهای مناسب باید دانش ذخیره شده در دسترس افرادی که به آن نیاز دارند قرار بگیرد.
1-6 ارزیابی و تطبیق: این مدل قبل از به کارگیری دانش توصیه می کند که آن از لحاظ صحت و سقم مورد ارزیابی و تطبیق قرار گیرد و این کار باید توسط افرادی حرفه ای در یک سازمان صورت بگیرد.
1-7 به کارگیری دانش: تا زمانی که دانش مورد استفاده قرار نگیرد افزایش پیدا نمیکند. در این مرحله دانش در فرایندهای کاری و تصمیمات سازمان جاری می شود.

2)فراهم کننده های مدیریت دانش: دومین رکن این مدل را عواملی تشکیل می دهند که نقشی اساسی در شکل گیری مدیریت دانش در یک سازمان ایفا می کنند.

این عوامل به چهاردسته تقسیم می شوند:
2-1 رهبری. حمایت مدیریت یا رهبری در سازمان از فعالیت های مدیریت دانش ، از مهمترین و مؤثرترین عوامل در شکل گیری مدیریت دانش است. صاحبنظرانی مثل داونپورت ، لی وچوی از حمایت مدیریت عالی بعنوان عاملی حیاتی و مهم یاد کرده اند.

2-2 فرهنگ. مدیریت دانش بدون وجود یک بستر فرهنگی مناسب و مبتنی بر اعتماد نمی تواند به طور موفق اجرا شود.مدیریت دانش برخلاف مدیریت اطلاعات با ارزشها و باورها در ارتباط است و چون فرهنگ دربرگیرنده این عوامل است،می تواند نقش مهمی درمدیریت دانش ایفا نماید.

2-3 تکنولوژی. تکنولوژی به شکل ابزار و سازوکارهای مناسب می تواند مخصوصاً در ذخیرۀ دانش سازمان نقش مهمی راایفا نماید.

2-4 اندازه گیری دانش. اندازه گیری و سنجش دانش به ما کمک می کند که دریابیم تاچه حد به سمت اهداف مدیریت دانش گام برداشته ایم. از طرفی با سنجش وارزیابی دانش می توان ، دانش های کهنه و قدیمی را نیز از سازمان دور کرد. (ابطحی،صلواتی،1390،صص 58-56)

2-1-17-9) مدل استیوهالس:

مدل استیوهالس(2001) شباهت زیادی به مدل ادل وگراسیون دارد .این مدل نیز تاکید زیادی روی فرایندهای دانش دارد:

این مدل استراتژی های شش گانه را،به شرح ذیل ارائه کرده است:

نمودار2-1- 7): مدل مبتنی برفرایندهای دانش(ابطحی،صلواتی،1390،ص58)

1- جستجوی دانش جدید. دراین مرحله مدیریت دانش باید در حوزه های مختلف ،دنبال دانش های جدید بگردد.این حوزه ها می تواند دردرون سازمان و یا بیرون از آن باشند.

2- یکی از استراتژیهای مهمی که این مدل ارائه می دهد، ایجاد دانش از طریق یادگیری است. یکی از تاکیدات اصلی این مدل، دستیابی به سازمان یادگیرنده است زیرا سازمان یادگیرنده . بعنوان یکی از ابعاد اصلی مدیریت دانش حائز اهمیت است باید زمینه ای فراهم شود که افراد از اشتباهات و تجارب خود یاد بگیرند.

3- ذخیره سازی. اگر سازوکاری مناسب برای نگهداری دانش وجود نداشته باشد بخش عظیمی از آن به مرور از بین خواهد رفت.

4- توزیع. اجرای موفق این استراتژی تا حدود زیادی به فرهنگ سازمان بستگی دارد. اگر توزیع دانش در یک فرهنگ ، مورد تاکید قرار نگرفته باشد، تلاشهای مدیریت دانش با شکست مواجه خواهد شد.

5- حذف دانش های زائد(دور ریختن). تصور گذشتگان بر این بود که هر چه اطلاعات انسان بیشتر باشد راه حل های بهتری را تدوین خواهد نمود.امروزه این تصور مورد انتقاد قرار گرفته است. زیرا اطلاعات زیاد،الزاماً باعث بهبود راه حل ها و تصمیمات نمی شود. بلکه اطلاعات و دانش های صحیح و به هنگام مورد تاکید است.

این استراتژی بر حذف دانش ها و همچنین نگرش های قدیمی و مخرب تاکید دارد. و مدیریت دانش، تغییری مدنظر می باشد که در راستای اهداف سازمان باشد، لذا دانش های نامناسب و مخرب می تواند مسیر این تغییر را عوض کند.

6- به کارگیری. دانش به خودی خود ارزشمند نیست. زمانی ارزشمند خواهد بود که به کار گرفته شود، دانشمندی که از دانش خود هیچ گونه استفاده ای نمی کنند قطعاً دانش وی برای دیگران ، هیچ ارزشی نخواهد داشت.( ابطحی ، صلواتی ، 1390،صص59-58)

2-1-17-10) مدل مفهومی چندمرحله ای:

دراین مدل که توسط لیوکیم پیشنهاد شد چنین فرض شده که مدیریت دانش و توانایی سازمانی از طریق عبور از 4 مرحله آغاز- انتشار- یکپارچه سازی- شبکه ای شدن رشد می کند.این مرحله از جنبه نظری طبیعت متناوب دارند ولی از نظر رشد و توسعه درختی و سلسله مراتبی هستند بسیاری از نظریه پردازان معتقدند که مدیریت دانش به عنوان یک فرایند مدیریتی باید بتواند موجب تغییرات اساسی در رفتارهای فردیو سازمانی شود.عملکردهای مدیریتی به اهداف مدیریتی منجر می شود که در مدل زیر خلاصه شده است.در نتیجه توانایی سازمانی در نتیجه مدیریت دانش شامل گردآوری دانش سازمانی و مرتبه ای از توانایی سازمانی است که بصورت منحنی S شکل رشد می کند.(عباسی،1386،ص9)

آغاز
انتشار
یکپارچه سازی
شبکه سازی

هدف

آماده سازی برای فعالیتهای مدیریت دانش درسازمان
فعالیتهاوزیرساختها برای فعالیتهای دانش

یکپارچه سازی تلاشهای مدیریت دانش وموفقیت های سازمانی
پیوندمدیریت دانش باشرکای بیرونی

تلاش های سازمانی
اشاعه نیازهای دانش ارزیابی مدیریت دانش
ساخت واشتراک دیدگاههاواهداف مدیریت دانش
ساخت یک طرح بلندمدت برای مدیریت دانش
ارزیابی معیارها با انجام طرح های آزمایشی

راه اندازی اولیه فرایندمدیریت دانش
یاخت نظام پاداش
توسعه برنامه های آموزشی کارآموزی وبازآموزی
توسعه ریخت شناسی دانش
ساخت نظام مدیریت دانش مبتنی بردانش سازمان
هدایت وقایع به سمت فعال سازی فعالیتهای دانش

ارزیابی موثربودن دانش
بررسی تغییرات نیازهای محیطی
بازبینی وکنترل فعالیتهای مدیریت دانش
تعریف وتمرکزبرحوزه های اصلی دانش
اشاعه بهترین فعالیتهای مدیریت دانش

تحلیل درونی وبیرونی
بهره وری مدیریت دانش
ارتباط دادن دانش با شرکا
اشتراک دیدگاهها واهداف مدیریت دانش باشرکا
پیوند مدیریت دانش باشرکا
تسهیل ومدیریت اشتراک دانش درون سازمانی وهمکاران

جدول2-1- 3) : مدل مفهومی –مرحله ای توسعه مدیریت دانش سازمانی(عباسی،1386،ص9)

2-1-18) استراتژیهای مدیریت دانش:

پژوهشگران و متخصصان مدیریت دانش سازمانی اظهار می کنند در هزارۀ دانش ،سازمانها قادر به حیات خود نیستند مگر اینکه استراتژی مناسب برای اداره واعمال قدرت دارایی هوشی خود انتخاب کنند. استراتژی قدرت بین فعالیتها وتصمیم گیریهای بلند مدت ، سازمان را در تعامل با محیط خود نشان می دهد.(عدلی،1390،صص183-182)

برای تدوین استراتژیهای مدیریت دانش ،علاوه بر استراتژیهای دانش دو ورودی دیگر لازم است از آنجایی که استراتژیهای مدیریت دانش در داخل سیستم جامع دانش سازمانی اجرا خواهد شد، تدوین آنها بایستی هماهنگ و سازگار با سیستم جامع دانش در سازمان به طور ویژه ، صورت گیرد. بنابراین تدوین استراتژیهای مدیریت دانش برای یک سازمان نیازمند شناخت کامل سیستم جامع دانش سازمان در شرایط فعلی، بعنوان یک ورودی دارد.همانطور که اعمال تغییر و تحول در سیستم جامع دانش سازمانی نباید یکپارچگی و انسجام منطقی این سیستم را خدشه دار کند، تغییر مسیر استراتژیک سازمان در قبال مدیریت دانش (استراتژیهای مدیریت دانش) نیز نباید هماهنگی و انسجام این مجموعه را دچار اشکال سازد. بنابراین دومین ورودی در تدوین استراتژی مدیریت دانش ارکان استراتژیک سیستم جامع دانش سازمانی می باشند.این ارکان شامل مأموریت شفاف سیستم جامع دانش سازمانی ، چشم انداز توسعه سیستم و اصول راهنما در توسعه این سیستم می باشد.به این ترتیب مجموعه این عوامل شرایطی را مهیا می سازند که بتوانیم استراتژیهای مدیریت دانش را به طور اصولی طراحی کنیم. (پورنژدی،1386،صص14-13)

سازمانها برای تحقق خواسته های خود معمولاً از یک یا ترکیبی از استراتژیهای پنجگانه زیر با تمرکز بر دانش استفاده می نمایند.

1-استراتژی دانش بعنوان استراتژی تجاری: انتخاب استراتژی تجاری سازمانها با تأکید بر خلق ، نوآوری، بروز نمودن ،تسهیم و بکار گیری بهترین دانش موجود در هر مرحله از کار.

2-استراتژی مدیریت سرمایه فکری با تأکید بر دانش در سطح موسسه: تعیین مدیریت سرمایه فکری با تأکید بر تکنولوژی ، کارکردهای مدیریتی، مدیریت ارتباط با مشتری ،نظم سازمانی و… به عنوان استراتژی رقابتی.

3-استراتژی تعهد سرمایه دانش افراد: با تأکید بر مسئولیت افراد برای سرمایه گذاری دانش محور، نوآوری و ایجاد شرایط رقابتی ، استفاده مفید و توزیع سرمایه دانش در سازمانها برای توانمند سازی کارکنان جهت بکار گیری دانش رقابتی در فعالیتها.

4-استراتژی خلق دانش: با تأکید بر یادگیری دانش، تحقیق و توسعه کاربردی و ایجاد انگیزه برای کارکنان جهت نوآوری، بکارگیری آزمونها برای ایجاد دانش جدید مناسب که سبب رقابت بهبود یافته تر گردد.

5-استراتژیهای انتقال دانش : با تأکید بر روی رویکردهای سیستماتیک دانش برای انتقال، کسب، سازماندهی، تجدید ساختار، ذخیره، حافظه سپاری به منظور گسترش و توزیع دانش جهت تسهیم و پذیرش بهترین عملکرد (عالم تبریز،محمدرحیمی،1390،ص88)در شرکتهای مشاوره ای نوع استراتژی انتخابی با شرکتهای تجاری متفاوت بوده وعمدتاً دو نوع استراتژی دراین زمینه استفاده می گردد.

اول استراتژی کد گذاری، جایی که دانش در پایگاه داده ها کدگذاری و ذخیره می شود مدیریت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، ایجاد دانش، جامعه پذیری، درونی سازی Next Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، شخصی سازی، پایگاه داده ها، تکنولوژی اطلاعات