منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، ایجاد دانش، جامعه پذیری، درونی سازی

دانلود پایان نامه ارشد

آزادی عمل کارمند سودمندی حرفه

شکل 2-1-7 ) :مدل مدیریت دانش (عباسی،1386،ص7)

1- ساختار دانش در سازمان ، این ساختار تنها به اطلاعات علمی موجود در سازمان محدود نمی شود بلکه ساختار اجتماعی مدیریت دانش را نیز شامل می شود.
2- پیش فرض مدل این است که ساختار دانش موجود در سازمان تنها از خلال برنامه های عینی فراهم نمی آید بلکه می تواند حاصل فرآیند تبادل اجتماعی نیز باشد.
3- فرآیند پشتیبانی کننده ای از اشاعه دانش در سازمان ومحیط سازمانی وجود دارد.
4- استفاده اقتصادی دانش از بروندادهای سازمانی.
پیکانها سیاه نشان دهنده جهت جریان اصلی است در حالی که پیکانهای سفید جریان های بازگشتی، متناوب و تکرار پذیر را نشان می دهد.این مدل همه ی مفاهیم دانش را دربر نمی گیرد ولی رویکردی کلی به ساختار دانش دارد. بخش مربوط به استفاده دراین مدل به بروندادهای سازمان محدود شده و پیشرفت های رهایی بخش را شامل نمی شود.(عباسی،1386،ص8)

2-1-17-4) مدل بویست:

مدل بویست28 از جمله مدلهایی است که روابط میان داده ، اطلاعات و دانش را به خوبی ترسیم کرده است. این مدل توسط ماکس بویست29 ارائه شده است . مدل از سه قسمت تشکیل شده است. داده ها نقش مواد خام و یا ورودی های این مدل را ایفا می کنند. دراین مدل، ا طلاعات الگوهایی هستند که ما آنها را از دل داده ها بیرون می کنیم وبر آنها وضع می کنیم و نهایتاً دانش، مدل ذهنی را در این مدل برعهده دارد. بویست معتقد است که مدلهای ذهنی ما تعیین می کنند.که ما چگونه به داده ها و اطلاعات واکنش نشان دهیم و از طرفی چون هر کدام از ما دانش های متفاوتی داریم پس می توان نتیجه گرفت که مدلهای ذهنی متفاوتی نیز خواهیم داشت. مدلهای ذهنی ما تعیین می کنند که ما چگونه رفتار کنیم و چگونه تصمیم بگیریم و همچنین آنها به عنوان فیلترهایی عمل می کنند که ما براساس آنها اطلاعات وداده های موجود را شناسایی خواهیم کرد.(ابطحی،صلواتی،1390،ص49)

اقدام فیلتر مفهومی و ادراکی داده های جدید

نمودار شماره 2-1-3 ) : مدل بویست روابط داده ،اطلاعات ودانش(ابطحی،صلواتی،1390،ص50)

2-1-17-5)مدل نوناکا:
نوناکا ،مدلی پویا برای مدیریت دانش در خصوص فرآیندهای ایجاد و انتقال دانش ارائه داده است که در نمودار شماره 2-1-4 ملاحظه می گردد.

Quality & energy

نمودار2-1- 4 ) : چارچوب مفهومی فرایندهای ایجاد دانش (ابطحی،صلواتی،1390،ص50)

برای روشن شدن بیشتر ذیلاً عناصر سه گانه این مدل مورد بررسی قرار می گیرند:
الف)عنصر جامعه پذیری برونی سازی ترکیب درونی سازی30.
این قسمت از مدل بر ایجاد دانش از طریق تعامل بین دانش نهفته و دانش صریح تأکید می کند و همانگونه که در جدول 2-1-1 ملاحظه می گردد چهار فرایند را در بر می گیرد:

به: دانش آشکار به: دانش نهفته
ترکیب
درونی سازی
برونی سازی
جامعه پذیری
زازاز:دانش آشکار ……….

از:دانش نهفته

جدول2-1-1)مدل seclتعامل دانش نهفته وصریح(ابطحی،صلواتی،1390،ص51)
– جامعه پذیری: عبارت است از فرایند ایجاد دانش نهفته جدید، نظیر مهارتها و مفاهیم ذهنی مشترک . بعبارتی در این فرایند از طریق انتقال دانش نهفته به دانش نهفته ،سعی در ایجاد دانش های جدید می شود. مشارکت در تجربیات و تقلید، استاد شاگردی، شرکت در سمینارها و کنفرانس ها از جمله راهکارهای موثر در مورد این فرایند (جامعه پذیری) می باشد . به این نوع دانش نهفته ، دانش همدلی31 نیز گفته می شود.

2- برونی سازی: عبارت است از فرایند بیان دانش نهفته به صورت دانش صریح. توسعه یک حصول جدید می تواند مثالی از این فرایند تبدیل دانش باشد. برای موفقیت آمیز بودن این فرایند استفاده مداوم از مدلها، فرضیات و مفاهیم ، استعاره ها و نظایر اینها مهم است . به این نوع دانش، دانش مفهومی هم گفته می شود.

3- ترکیب: عبارت است از فرایند تبدیل دانش صریح به دانش صریح در قالب مجموعه های نظامند .به این نوع دانش، دانش نظامند هم گفته می شود. نظیر طبقه بندی دانش های صریح ، اضافه کردن، ترکیب کردن و غیره .در این فرایند، متون علمی ، پایگاههای اطلاعاتی و بانک های آماری که در زمره دانش های صریح قرار می گیرد، توسعه می یابند این نوع انتقال موجبات تکامل و افزایش دانش صریح را فراهم می آورد.

4- درونی سازی: در تبدیل دانش صریح به دانش نهفته ، افراد با خلاقیت های ذهنی خود از نظریات صریح آموخته شده، دانش های جدید ایجاد می کنند که اگر چه قابل انتقال به دیگران نیست ولی در عملکردهای آنان منعکس می شود. در درونی سازی، فرد بر پایه فرضیات و روابط کلی به دانشی دست می یابد که خاص ذهنی و شرایط محیطی اوست و به دشواری قابل انتقال است.

همانطوریکه در جدول شماره 2-1-1 نیز مشاهد می شود، دانش نهفته ، مجدداً دانش های نهفته جدید را ایجاد می کند(جامعه پذیری) و فرایندهای دیگر به تبع آن اتفاق می افتند و به شرط فراهم آمدن زمینه های لازم ، این فرایند مستمر خواهد بود.

نوناکا این نکته را یادآوری می کند که فرایند تعامل دانش بین دانش نهفته و دانش صریح بصورت دایره ای نیست بلکه به شکل مارپیچ است.همچنانکه این چرخش ها تکرار می شوند. مقیاس های مارپیچ بزرگتر می شوند و به لحاظ عمودی و افقی گسترش می یابند اولین چرخش در درون افراد ایجاد می شود.

ب) عنصرba
یک کلمه ژاپنی است که به معنای فضا32 ، مکان و شرایط لازم برای ایجاد دانش است.کیسی می گوید ‘هیچ دانشی بدون وجود مکان و فضایی مناسب ایجاد نمی شود. نوناکا را به این صورت تعریف می کند:
” زمینه ای مناسب که دانش در آن ایجاد، توزیع و به کار گرفته می شود”در ادامه ، نوناکا چهار نوع را معرفی می کند:

1)BAایجاد کننده
2)BA تبدیل کننده
3)BAنظام مند کننده
4)BAاعمال کننده

اینک به شرح مختصر هر کدام از موارد بالا می پردازیم:

1)BAایجادکننده. عبارت است از یک تعامل رود رو و فردی. این جا فضایی است برای افراد تا تجارب، احساسات ، عقاید و مدلهای ذهنی خود را تقسیم کند.این Ba به زمینه ای برای “جامعه پذیری” اشاره می کند.

2)BA ی تبدیل کننده. که به تعاملی رودررو و گروهی اشاره می کند و جایی است که مدلهای ذهنی افراد به واژه ها و مفاهیم مشترک تبدیل می شود.این Ba به زمینه ای برای “برونی سازی دانش” اشاره می کند.

3) BAی نظام مند کننده. این Ba با تعاملات مجازی و گروهی معرفی می شود و شامل ایجاد موقعیت های مناسب برای کد گذاری دانش می شود. این Ba به زمینه ای برای “ترکیب دانش” اشاره می کند.

4)BAی اعمال کننده. که عبارت است از فراهم آوردن زمینه های لازم برای انتقال دانش به تصمیمات و اقدامات سازمان، و در نتیجه یادگیری های جدید توسط کارکنان .این Ba به زمینه ای برای “درونی سازی دانش” اشاره می کند. نوناکا معتقداست برای اینکه فرایندهای ایجاد دانش در سازمان اتفاق بیفتد باید Ba بطور مناسب توسط سازمان ارائه ومهیا گردند.

ج) عنصرKa.Ka اشاره به دارایی های دانش دارد. این دارایی ها اساس و مبنای ایجاد دانش هستند. نوناکا Ka اینگونه تعریف می کند: “منابع ویژه و خاص که برای ایجاد دانش در سازمان ضروری هستند”.سازمانها باید Ka خود را ترسیم و آن را پی گیری نمایند در غیر این صورت دانش های ارزشمند و عمیق در سازمان ایجاد نخواهد شد. (ابطحی،صلواتی،1390،صص53-50)

2-1-17-6) مدل شش بعدی مدیریت دانش:
فیل پری وایلکاتومی(2001) بر این باورند که هر گونه جزئی نگری، موفقیت مدیریت دانش را با مشکلات جدی روبرو خواهد ساخت .آنها براساس این نگرش ، مدلی شش بعدی رابرای به کارگیری مدیریت دانش ارائه کرده اند.

ابزار دانش مدیریت تغییر
مدیریت اندازه گیری دانش
مفهوم دانش محتوای دانش

نمودار 2-1-5) : مدل شش بعدی مدیریت دانش(ابطحی،صلواتی،1390،ص53)

برای درک و به کار گیری دانش در سازمان ، نیاز به این داریم که بدانیم دانش چیست؟ چگونه ایجاد می شود؟ چگونه مورد استفاده قرار می گیرد؟ در برگیرنده چه چیزهایی است و اینکه چگونه دانش می تواند باعث بهبود عملکرد و فرایندها شود؟ لذا اولین بعد از دانش،”مفهومی” است.

دومین بعد ، مدیریت تغییر سازمانی است. تغییر دانش یعنی تغییر نگرش و سیستم فعالیت های یک سازمان.به همین علت سازمانها برای به کارگیری مدیریت دانش ،نیازمند مدیریت تغییر هستند.
بعد سوم در ارتباط با اندازه گیری دانش است.این سیستم ما را قادر می سازد که مشخص کنیم آیا به سمت اهداف مدیریت دانش رفته ایم یا خیر.

بعد چهارم درارتباط با ساختار رسمی وغیر رسمی سازمان است. برای به کارگیری مدیریت دانش،باید سازمان را به عنوان فرایندهای دانش در نظر گرفت .ساختارهای ارتباطی رسمی و غیررسمی باید به گونه ای باشد که بتواند فرایندهای پردازش دانش را بهبود بخشند و نقش ها و مسوولیت های جدیدی را که برای اثربخشی مدیریت دانش ضروری هستند ، تعریف کنند این نقش ها می تواند شامل مدیران دانشی ، کارکنان دانشی و مشتریان دانشی باشد. در بسیاری از موارد این نقشها در سازمانها وجود دارند اما نهادینه نشده اند و یا مورد حمایت جدی قرار نگرفته اند.

بعد پنجم، محتوای دانش است. در این رابطه ،فیل پری وایلکاتومی به تقسیم بندی نوناکا وتاکوشی از دانش که آن رابه دانش صریح و دانش نهفته قابل تقسیم دانسته اند،اشاره نموده اند .در مورد دانش صریح و نهفته می توان گفت که دانش صریح، دانشی است که به صورت روشن وعینی قابل انتقال است و بسادگی می توان آن را به دیگران یاد داد.در مقابل، دانش نهفته اگر چه در عملکرد افراد منعکس و آثار آن قابل مشاهده است. ولی به صورت تدوین شده نیست و نمی توان آنرا به شکل صریح بیان کرد. برای دستیابی به این دانش باید در تجارب دیگران سهیم شد واز این طریق آن را فرا گرفت .

بعد ششم،ابزار است این ابزار می تواند دربرگیرندۀ سیستم مستندات مدیریت ،سیستم اطلاعات مدیریت، تکنولوژی اطلاعات و نظایر اینها باشد.البته باید توجه کرد که این بعد صرفاً بخش بسیار کوچکی از مدیریت دانش را به خود اختصاص می دهد. زیرا مدیریت دانش بر خلاف مدیریت اطلاعات که بیشتر با این ابزارها سروکار دارد، با مردم و ارزشهای آنها درارتباط است. (ابطحی،صلواتی،1390،صص 54-53)

2-1-17-7) مدل رن جانسون;

رن جانسون نیز مدلی برای به کارگیری مدیریت دانش در سازمان ارائه کرده است.این مدل، به کارگیری مدیریت دانش را با توجه به در نظر گرفتن دو عامل میزان پیچیدگی کار و میزان تعاملات مورد نیاز برای انجام آن کار،عملی می داند.

نوع چهارم:
کارهای با پیچیدگی زیاد ونیاز به تعامل بالا

نوع اول:
کارهای با پیچیدگی کم ونیاز به تعامل بالا

گروهی
نوع سوم:
کارهای با پیچیدگی زیاد ونیاز به تعامل پایین
نوع دوم:
کارهای با پیچیدگی کم ونیاز به تعامل پایین

فردی
قضاوتی / غیر روتین
روتین

جدول 2-1-2) : مدل مدیریت دانش با توجه به ساختار کار(ابطحی،صلواتی،1390،ص55)

این مدل ، فعالیت های موجود در سازمان را به چهار نوع تقسیم می کند. در نوع اول فعالیت هایی قرار می گیرند که دارای پیچیدگی کم و سطح بالایی از تعاملات متقابل هستند. رویه های استاندارد ،اتکای زیاد به فرایندهای و متدلوژی های رسمی و فرایندهای ارتباطی قوی از جمله ویژگی های فعالیت های نوع اول به حساب می آیند.در سازمان، فعالیت هایی که ستانده آنها به صورت داده فعالیت های دیگر مطرح می شوند دراین طبقه قرار می گیرند.
در نوع دوم فعالیت هایی قرار می گیرند که بیشترین شباهت را به فعالیت های نوع اول دارند. مهارتهای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، مزیت رقابتی، دانش سازمانی، اصول مدیریت Next Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، دانش سازمانی، یکپارچه سازی، ایجاد دانش