منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، ایجاد دانش، نیروی کار، مزیت رقابتی

دانلود پایان نامه ارشد

ی پدیده هاست ، دانش ساخت دانستن ، چگونه ساختن و تولید اشیاء و پدیده هاست و دانش کارکرد که مرتبط با نحوه استفاده و کارکردن با پدیده هاست. دانش اخیر چیزی را نمی آفریند بلکه کامل می سازد و اداره می کند.(طالقانی ،1388،ص 50)
2-1-4-3) ماشلوپ6 دانش را در5گروه دسته بندی کرده است:
1 – دانش عملی7: که در کارها اقدامات و تصمیم گیری های اشخاص مورد استفاده قرار می گیرد.دانش سیاسی ،دانش حرفه ای،دانش کسبوکار ودانش های تجربی دیگردراین طبقه قرار دارند.

2- دانش هوشی8: ارضاکنندۀ کنجکاوی های عقلانی و منطقی انسان است.این دانش به عنوان بخشی از دانش های انسان گرا تلقی می شود.

3- دانش روحانی(مقدس)9:با دانش مذهبی انسان درارتباط است وباعث جلوگیری انسان ازآلوده شدن به گناه می شود.

4- دانش غیرضروری10 :خارج از علایق انسان است وبدون هدف حفظ ونگهداری می شود.

5- دانش سرگرمی (امور روزمره)11 : به خاطر جنبه تفریحی و احساسات ،داشتن آن مطلوب است و شامل داستان ها،ضرب المثل ها،بازی ها، شایعات، اخبار،حوادث، اتفاقات ونظایرآن میشود.(سبحانی،محمدی ،محمدی فاتح،1391،صص17-16)

2-1-4-4) لیدنروعلوی 12 در طبقه بندی انواع دانش به 4 نوع دانش اشاره کرده اند:
1- دانش نهفته که در زمینه اقدامات و تجارب افراد و تشکیل دهنده مدلهای ذهنی افراد است.

2- دانش آشکار که در مقایسه با دانش نهفته عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.

3- دانش فردی که در وجود فرد نهفته است و ریشه دراقدامات فردی او دارد.

4- دانش گروهی دانشی است که در سیستم های اجتماعی وفرهنگی یک سازمان نهفته است.(ابطحی، صلواتی، 1390،صص 19-18)

2-1-5) انواع ایجاد دانش:
1)ترکیب: این فرایندی است که از دانش اسناد ، جلسات ترکیبی ، دانش موجود را بهتر ساختار بندی و دسته بندی می کند. نمونه واقعی آن استفاده از تکنولوژِی اطلاعات است.
2)درون سازی: فرایندی است که در آن دانش صریح باعث ایجاد دانش ضمنی می شود . در واقع شخصی که در یک پروژه مشارکت دارد ، دانش خود را درباره یک موضوع توسعه می دهد. بطور روزانه دانش نظری و عملی توسعه داده می شوند و مرزهای بین دانش های مستند شده نامشخص می گردد.

شکل زیر چهار نوع تبادل بین دانش ضمنی و دانش صریح به شکل مارپیچ درآمده و چهار نوع تغییر شکل دانش را به هم ارتباط می دهد. ایجاد دانش سازمانی بطور مجزا از دانش شخصی زمانی به وجود می آید که هر 4 مدل ایجاد دانش بصورت یک سیکل پیوسته مدیریت ایجاد می شوند. این سیکل وسیله یک سری تغییرات بین مدل های مختلف تبدیل دانش بوجود می آید.اولا مد جامعه پذیری معمولا با یک تیم شروع می شود ثانیا حلقه های پی در پی از دیالوگ معنی دار از مد برون سازی آغاز می گردد. اثرات متقابل بین دانش صریح و ضمنی در مقیاس وسیع در تایید داخلی سازمان قرار می گیرند.)گیلانی نیا،1391،ص 20)

برون سازی
ترکیب
دانش صریح

جامعه پذیری
درونسازی ضمنی

درون سازمان سازمان گروه شخص
سطح دانش

شکل 2-1-1:انواع ایجاد دانش(گیلانی نیا،1391،ص20)

2-1-6) چرخه دانش :
چرخه دانش و يا به عبارتي فرايند مديريت دانش همانگونهكه در شكل زیر نشان داده شده از چهار بخش اصلي تشكيل شده است. در مرحله اولمي بايد دانش موجود در سطح ســـازمان و منابع آن (اعم از دانش صريح وضمني نزد افراد، بانك هاي اطلاعاتي، مستندات و…) مورد شناسايي واقعشده و سپس اخذ و كسب گشته به صورت مناسبي ذخيره سازي گردد. سپس براي اينكهدانش باارزش شده و به هم افزايي و زايش مجدد دانش منجر گردد، بايد دانشموجود نزد افراد به اشتراك گذاشته شده و تسهيم گردد.
پس از طياين مراحل اكنون بايد از دانش كسب شده در جهت اهداف عاليه سازمان استفادهكرد زيرا در غير اين صورت تمامي تلاشهاي انجام گرفته ابتر خواهد ماند. خلقدانش شامل ورود اطلاعات جديد به سيستم و حاصل به اشتراك گذاري و تسهيمدانش نزد افراد است. خلق دانش خود شامل اكتساب ، كشف و توسعه دانش است.

شناسایی و در اختیار گذاشتن دانش

به اشتراک گذاشتن و تسهیم دانش فرایند مدیریت دانش خلق دانش

کاربرد دانش

شکل 2-1-2) فرایند مدیریتدانش(چرخه دانش)(لایبوویتس، 2004، ص73(

2-1-7) مدیریت دانش:
مفهوم مدیریت دانش برای مدتهای مدیدی به صورت عملی اما غیر رسمی مورد استفاده واقع شده است .فقدان یک توافق عمومی در ارائه تعریف مشخصی از این مفهوم به ایجاد آشفتگی واغتشاش منجر شده است که در مطالعات مختلفی که در این زمینه انجام گرفته به خوبی منعکس گردیده است.(نوروزیان ،1384،ص24) از طرفی عبارت مدیریت دانش عموماً به تمام تلاش ها به منظور افزایش ارزش خلق، اشتراک گذاری و کاربرد دانش اشاره دارد.(جورجیوز و دیگران، 2008، ص 193)

باتوجه به مباحث پيش گفته اكنون مي توان مديريت دانش را اينگونه تعريف كرد: توانايي يك سازمان در استفاده از سرمايه معنوي (تجربه و دانش فردي نزد هرفرد) و دانش دسته جمعي به منظور دستيابي به اهداف خود از طريق فراينديشامل توليد دانش، تسهيم دانش و استفاده از آن به كمك فناوري . اصول مديريتدانش شامل توسعه، اجرا و نگهداري زيرساختهاي فني و سازماني به عنوان بسترو الزام انتشار دانش و انتخاب فناوريهاي خاص است.

مکینتاش13: مدیریت دانش، عبارت است از تجزیه و تحلیل موجود و مورد نیاز دانش که شامل فرآیندهای برنامه ریزی وکنترل برای توسعه دارایی های دانش برای نیل به هدف های سازمانی می باشد.(عالم تبریز،محمد رحیمی،1390،ص49)

الن نپ 14 : مدیریت دانش به صورت هنر تبدیل اطلاعات و دارایی های فکری به ارزش پایدار برای ارباب رجوع های شرکت و افراد آن می باشد(ال روی، فایرستون،1390،ص84)

مدیریت دانش ، فرآیند سیستماتیک منسجمی است که ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را به کار می گیرد تا سرمایه های اطلاعاتی سازمان را شناسایی ، مدیریت و تسهیم کند. در تعریف بات15 مدیریت دانش، فرآیند تسهیل فعالیت های مرتبط با دانش نظیر خلق، کسب، تغییر شکل و استفاده از آن است .(سبحانی،محمدی ،محمدی فاتح،1391،صص16-15)

دلفی مدیریت دانش را به عنوان شناسایی ، رشد و کاربرد موثر یک دانش اساسی سازمان تعریف می کند.
( موسی خانی ، 1389، ص 222)

تاکنچی یک دیدگاه مخالف روی مدیریت دانش دارد که به معنی کنترل کمتر روی کارمندان و درگیر کردن هرکدام برای خلق و به اشتراک گذاشتن دانش است که در جای خود ، استراتژِی سازمان نوآور را تقویت می کند.( موسی خانی ، 1389، ص 223)

2-1-8) تا ریخچه وعلل پیدایش مدیریت دانش:

ارتقا چشمگیر مدیریت دانش حاکی ازافزایش توجه سازمانها به قابلیت های درونی شان می باشد.(کارتر16،اسکار بروف17،2001،ص215)

تاریخچه و تکامل مدیریت دانش به لحاظ اینکه از حوزه های مختلفی ظهور یافته است، روشن و دقیق نیست گفته می شود که تعدادی از نظریه پردازان مدیریت به تجلی مدیریت دانش کمک کرده اند .پیتردراکر18،استراسمن19 وپیترسنگه20 از معروفترین پیشگامان در این زمینه می باشند. دراکر و استراسمنبه اهمیت روبه رشد اطلاعات و دانش صریح21 به عنوان منابع سازمانی تأکید کرده اند. از طرف دیگر سنگه به بعد فرهنگی دانش یعنی “سازمان یادگیرنده” تمرکز کرده است.(سبحانی،محمدی ،محمدی فاتح،1391،ص11)

در سال (1980) توسعه سیستم های مدیریت دانش بوجود آمدند که با استناد کارهای انجام شده در زمینه هوش مصنوعی و سیستم های هوشمند باعث شدند تا مفاهیم تازه ای به عنوان دانش اکتسابی ، مهندسی دانش و سیستم های بر پایه دانش و هستی شناسی بر پایه رایانه به جهان عرضه شود. ویگ برای اولین بار مفهوم مدیریت دانش را در سال 1986 رواج داد.اولین کتاب درباره فراگیری سازمانی ومدیریت دانش در سال (1990) منتشر شدند. به عنوان مثال می توان از کتاب آقای سنگه به نام “پنج اصل” و یا کتاب ساکایی تحت عنوان “انقلاب ارزش دانش” نام برد .(عالم تبریز ، محمد رحیمی ، 1390،ص53 )

در سال (1994) شبکه بین المللی مدیریت دانش نتایج بررسی های خود در خصوص مدیریت دانش را که در شرکت های اروپایی انجام شده بود منشر کرد و در سال (1995) جامعه اروپا خواستار اختصاص بودجه به پروژه های تحقیقاتی مدیریت دانش شد. امروزه مدیریت دانش مکمل دیگر حوزه ها است و سازمان های حرفه ای به رابطه بین مدیریت دانش با حوزه هایی مانند الگوگیری، بهترین تجربیات22، مدیریت ریسک و مدیریت تغییر می پردازند.(سبحانی،محمدی ،محمدی فاتح،1391،ص13)

2-1-9)چهار عامل عمده در پیدایش مدیریت دانش دخیل بوده اند که عبارتند:

1- دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساساً سرمایه های قابل لمس و ملی بودند(امکانات تولید ، ماشین ، زمین و حتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمان هایی که دارایی اصل آنها غیر قابل لمس بوده و با دانش ، خبرگی و توانایی برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده است.

2 – افزایش فوق العاده حجم اطلاعات ، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی ارزش دانش را افزوده است ؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می کند، دانش همچنین ارزش بالایی پیدا می کند. زیرا به اقدام نزدیکتر است.

3- تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگی های جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است.

4- تخصصی تر شدن فعالیت ها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان رابه همراه داشته باشد.(آصف زاده،پیری،1385،صص126-125)

2-1-10) ضرورت واهمیت مدیریت دانش:

دانش همواره مهم بوده و هست اما در حال حاضر مهم تر و جالب تر شده است و آن ناشی از اعمال قدرت دانش برای کسب مزیت رقابتی پایدار است. تئوری پردازان بزرگ اقتصادی و تجاری دانش را به عنوان مزیت رقابتی نهایی برای سازمان های جدید و کلید پیروزی آنها بیان کرده اند و استدلال می کنند که دانش تنها منبعی است که مشکل یا حتی غیر ممکن است که تقلید و کپی شود.(عدلی،1390،ص47)

موفقیت در بازار رقابت امروزی وابسته به کیفیت دانش و فرآیندهای دانشی است که سازمان ها برای انجام فعالیت های کلیدی به کار می گیرند. به کارگیری سرمایه های دانش جهت ایجاد مزیت رقابتی به عنوان عامل حیاتی و مهم مطرح شده است. دلیل اهمیت مدیریت دانش عبارتند از:

ـ محیط بازار، به طور فزاینده ای رقابتی است و نرخ نوآوری افزایش یافته است. بنابراین دانش باید رشد یابد و به سرعت به روز شود.
ـ فشار رقابتی، میزان نیروی کار را کاهش می دهد و این دانش ارزشمند است که کسب و کار را نگهداری می کند.
ـ زمان، برای کسب تجربه و دانش بسیار کوتاه شده است.
ـ گرایش به بازنشستگی زود هنگام و افزایش نقل و انتقال (Mobility) نیروی کار، منجر به هدر رفتن دانش شده است.
ـ ضرورت های مدیریت، پیچیدگی فزاینده ای را مطرح کرده است.
ـ تغییر در راهبرد، ممکن است باعث از دست دادن دانش در حیطه ای خاص شود.
ـ مبنای بسیاری از کارهای امروزی بر پایه اطلاعات است.
ـ سازمان ها در مورد پایگاه های دانش با یکدیگر رقابت می کنند.
ـ محصولات و خدمات به طور فزاینده ای پیچیده بوده و از اطلاعات مناسب در آنها استفاده می

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، استان اردبیل، عملکرد کارکنان، تسهیم دانش Next Entries منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، مزیت رقابتی، دانش سازمانی، اصول مدیریت