منابع پایان نامه درمورد لكي، ملاپريشان، دلفان، حروفيه

دانلود پایان نامه ارشد

درشمال وخوزستان درجنوب ايران ساکنند. قديمي‌ترين تمدن شناخته شده بشري دركنارهاي رودخانه سيمره وكوه‌هاودره‌هاي اطراف آن بوده است. زبان لكي زباني است: کهن كه پر ازواژه هاواصطلاحات است، وواژه‌هاي بيگانه كمتردرآن راه يافته است.
زبان ساکنين دره سيمره شامل سه زبان: لكي‌، لري وكردي است، همه آنها ازيك ريشه اند امّا لكي درغرب بيشترگسترش يافته است. “اگر منظور از از اين كه اين سه زبان از يك ريشه فارسي پهلوي باستان باشد درست است، ولي لكي و كردي از ريشه ي خانواده هاي شمال غربي {قوم ماد}است، ولري از ريشه و خانواده هاي جنوب غربي {قوم پارسي} است.” (نظر دكتر عزت الله سپهوند) ويژگي زبان لكي ايستادگي ومقاومت در برابر واژه‌هاي بيگانه است، برخلاف زبان فارسي كه واژه‌هاي بيگانه‌ي زيادي درآن راه يافته است. امروزه ساكنين دره سيمره شهرنشيناني چون؛ هرسين، صحنه، بيستون و… به زبان لكي صحبت مي‌كنند. زبان لكي به زبانهاي ايران باستان وحتي فارسي امروزي بسيارنزديك وازحيث كثرت لغات وواژه‌ها بسيارغني است. زبان لکي به پهلوي بسيارنزديك است. لازم به ذكراست ساكنين دره سيمره امروزه شامل: سنجابي، كلهر، ماهيدشت، شيروان چَرْدَا وُل، ايلام،سرابله، مهران، دهلران، كندوله و… مي‌باشد، كه در گذشته‌ها به زبان لكي صحبت مي‌كرده‌اند. امّا امروزه به زبان‌هاي كردي، كلهري وسنجابي صحبت مي‌كنند. برخي از زبان‌ها دچارآميختگي شده‌اند مانند: كردي با لكي، لكي با لري به عنوان مثال دينوري‌ها واهالي بيستون كه درمرز لكستان باكردهاي كامياران وكرمانشاه قرارگرفته‌اند، باگويش ناشناخته‌اي بامشخصات لكي وكردي صحبت مي‌كنند. ساكنين دينورميان سه زبان؛ يعني لك‌هاي صحنه وهرسين وكردهاي كردستان وترك‌هاي سنقر قرارگرفته‌اند، که ازنوعي گويش بي‌پايه واساس رنج مي‌برند. حتي سلسله كريم خان زنداصيل‌ترين سلسله ايراني است، كريم‌خان زند وصادق خان فرزندان، ايناق خان ازبرگزيدگان طايفه لك بوده‌اند. اين‌ها همه دال براصالت وريشه داربودن زبان لكي است.(ر.ک. رحيمي عثمانوندي، 1379: 47 – 50)
دونظريه مختلف درمورد زبان لكي وجود دارد: يکي لكي راجزكردي جنوبي دانسته‌اند؛ درحالي كه گويش‌هاي كردي جنوبي چون، كلهر، كرمانشاهي و ايلامي هرسه شاخه‌اي از زبان لكي هستند. ديگري لكي را با اورامي يكي دانسته‌اند، اين نظريه درست‌تر به نظرمي‌رسد، بايديادآورشدزبان لكي زيرمجموعه زبان اورامي نيست. اين دوزبان هردوبجاي مانده اززبان هاي ايران باستان چون اشكاني وساساني هستند. زبان لكي وگويش‌هاي مختلف آن عبارتنداز: 1-لكي كهن زبان ايلام باستان 2-زبان لكي فعلي شامل: فَهْله، پَهلَه، پَهلوي و لكي اوستا. 3-لكي اهوراييان شامل: هورايي، اورامي و اوجي. (ر.ک. كوچكي رشيد، 1387: 25)
ادبيات ازديربازبه دوصورت كتبي و شفاهي بوده است، اما به علت ساختار وگويش لكي مشكلاتي در نوشتار اين ادبيات غني وجود داشته است. ادبيات به صورت شفاهي(فولكور)يا سينه به سينه بوده و ترانه‌ها، شعر، آواز، افسانه، قصه، اسطوره و يا باورها به مدد حافظه از نسلي به نسلي ديگر منتقل شده است. لرستان از نظر ادبيات مكتوب ضعيف بوده، كمتر اثري از مردمان اين سرزمين بر جاي مانده است. علت آن هم مسايل؛ اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي لرستان بوده است، که درشيوه گفتار و نوشتار مردم لرستان بي‌تاثير نبوده است. دردوره اتابكان به دليل حاكميت اتابکان شيوه زندگي مردم ساده و بي‌پيرايه بوده است، درنتيجه ديوان‌هايي ازآنان برجاي مانده است. شاعرمعروف دوره اتابكان لركوچك ملاپريشان است، اصالتاً ايشان از مردم لرستان منطقه دلفان بوده، که در نيمه دوم قرن هشتم مي‌زيسته است و به زبان شيواي لكي شعرسُرايي مي‌کرده است.(ر. ک. خودگو، 1378: 169 – 174)
لَك: [لَ]{اِخ} طايفه‌اي از ايلات كرد ايران هستندكه در: كليايي كرمانشاه، همدان، اصفهان،كردستان، افندآباد، چهاركاوه و علي‌وردي، دهي از دهستان‌هاي نازلو بخش حومه‌ي اروميه، نام يكي از دهستانهاي قروه شهرستان سنندج ودهي از دهستان خدابنده لو از قروه سنندج. لک نام طايفه‌اي ازايلات کرد ايران که در کرمانشاه، همدان، اصفهان، کردستان مسکن دارند. (ر.ک.دهخدا،1372:12/ 17432 – 17433)، “چون در آغاز پيدايي و تجمع خود حدوداً صدهزار خانه بوده اند، آنهارا (لك)يعني صدهزارخانه ناميدند.” و لك واژهاي اوستايي است و به معني صد هزار واحد شمارش است. (همان:17433)
لكي ولري دو گويش مردمان لرستان است. در فرهنگ فارس اسدي [لَك، لَكا ولاك] با واژه رنگ سرخ مترادف دانسته است، برهان قاطع آن را بر اكراد صحرانشين اطلاق كرده، رابينو مهاجرت قوم لك دلفان و سلسله را از ماهيدشت كرمانشاه در زمان شاه عباس صفوي مي‌داند. (ر.ك. فتح الهي،1389: 71)

زندگي‌نامه‌ي ملاپريشان
ملاپريشان عارف وشاعرمعروف نيمه دوم سده هشتم هجري قمري است. صديق صفي‌زاده(بوره كي) مي‌گويد: ملا ‌ابوالقاسم دينوري معروف به ملا پريشان درسال 757 هجري در دينورتولد يافت، وي مبادي علوم را درهمان جا فراگرفته است. سپس درخدمت عالمان دين، فقه، تفسيروحكمت رافراگرفت، پس ازاخذ اجازه مابقي زندگيش را به تدريس و وعظ وارشاد مردم بسر برده و در سال 835 هجري قمري جهان را وداع گفت. ملا درفقه، اصول و تفسيرتبحرداشته و شعر نيز مي‌سروده است، اشعاراودلنشين وزيباست. ديوان وي به نام: پريشان معروف و شامل اشعار مذهبي، فلسفي وعرفاني مي‌باشد. مورخين كُرد همانند: مردوخ كردستاني، فتحعلي زيباجويي، صديق صفي زاده او را اهل دينورمي‌دانند. محمدعلي سلطاني نيزدرحديقه سلطاني بيانات نويسندگان کُردرا تأييد‌ مي‌کند. اما نويسنده‌اي منصف به نام خانم ناهيد اشرفي، درصفحه‌ي (73 نشريه آدينه) به نسخه‌اي ازديوان ملاكه دركمبريج انگلستان موجود است، به اين موضوع اشاره مي‌کند که ملا اهل دلفان است. اشعارملا به زبان کُردي کرمانجي است، زبان خاص شاعران مردم استان‌هايي همچون: کرمانشاه، لرستان، ايلام وجنوب کردستان بوده است. وي بيان مي‌کند که ملابر عقيده حروفيه بوده وازمحدثان فاضل شيخ بُرسي انتقاد کرده ودراوج اعتلاي فرقه حروفيه بوده است. (ر.ک. کاظمي، 1380: 76 – 77)
استناد ايشان به ابياتي است که از حروف مقطع قرآن کريم استفاده نموده است. درصورتي که اين حروف اسرارقرآني است نه رمزفرقه حروفيه. در ضمن ملا هيچ گاه از حروف رمزي که مربوط به فرقه حروفيه باشد، استفاده نکرده وگرايشي هم به اين فرقه نداشته است. اگر مغرضانه نباشداين نويسندگان محترم از رموز عرفاني اطلاع چنداني نداشته، يا خواسته‌اند اين عارف شهيررا با برچسب حروفيه ازديدصاحبان فضل ودانش بيندازند. اميد است با اين مستندادت که دربيان اشعار و اصطلاحات آورده شده است، اين فکرحروفيه بودن ملاپريشان از ذهن انديشمندان اين خطه فرهنگ دوست پاک شود ونويسندگان ومفسران انديشمندان دست به قلم شده، اين عارف گمنام رابيش ازآنچه هست به نسل جوان وانديشمند لرستان وديگرمناطق لک‌نشين معرفي کنند. شايدسرمشقي براي ديگر شاعران وعارفان لک زبان باشد، تا آثارانديشمندخود را درقالب اشعارلکي به خاص و عام بشناسانند، تاخود را درک کرده وبيش ازپيش به لک بودن خود افتخارکنند.
اخيراً نويسنده‌اي به نام اقبال اميري ساکن دينورکرمانشاه، درکتابي تحت عنوان تاريخ دينور مکتوب نموده است، ملاابوالقاسم دينوري معروف به ملاپريشان ازدانشمندان به نام عصرخودمي‌باشد. وي درزبان‌هاي عربي، فارسي، ترکي وکردي سرآمدعصرو روزگار خود بوده است. وي درقرن‌هاي هشتم ويانهم درقيدحيات بوده است. ملاپريشان باشيخ رجب بُرسي به مدت پنجاه سال دوست بوده است، شيخ رجب بُرسي درسال(1008 ه. ق) حيات داشته است. پس ملا درنيمه دوم قرن هشتم واوايل نهم مي زيسته است. ملا مدت پنجاه سال باشيخ برسي دوستي داشته است، اين استاد مسلم لک برزبان‌هاي: عربي، فارسي، ترکي وکردي استاد بوده است. ملاپريشان از مبلغين مذهب حروفيه و پيروان شيخ فضل‌الله نعيمي بوده است، که نعيمي درسال(740 ه. ق) در قيد حيات بوده وملاهم، پيرواين فرقه بوده ومثنوي اورابه زبان کردي آورده است.نمونه‌اي در وصف يزدان پاک بيان مي‌فرمايد:
اي مــژين آمــوز طفل شيرخور نــوربخش قمـر ژپيـرتو خور
ثنا گــوي ذاتش کوتــاه سـقالن پي بــردن و کنه ذاتش محالن
ژ ذات چون عاجز ماني بوس لب ژصـفات درک کر تتمه مطلب
بگـــذر ژي بلـــواتهــــا وبــن کوري کار نداشت ويش مکب
درکتاب الذريعه الي تصانيف الشيعه ازعلامه تهراني مي‌گويد: ملاپريشان، شاگردشيخ رجب بُرسي بوده و ديواني به زبان کردي دارد. وي درقرن نهم مي‌زيسته وديواني داشته بابيش ازهزار بيت، که به نام معراج نامه معروف بوده است. (ر.ک. اميري،1390: 179 – 182)
امّا ملا خود به لر وکُرد بودنش اشاره دارد، شايد بخاطر حفظ رابطه بين مردم دو منطقه، کرمانشاه ولرستان باشدکه قرابت فرهنگي، اجتماعي زيادي باهم دارند.
هَر چَن ماوِرْدِم دَليل ژَ قُرآن
مَوات يا لا نَدر کُرد يُخدُر ايمان

اسفنديار غضنفري امرايي گردآورنده، ديوان ملا درمقدمه به لک بودن وي اشاره کرده، با استناد به بيتي ازديوان ملا اظهارمي‌دارد، ملاپريشان اهل منطقه غياث وند ما بين سلسله ودلفان است.(ملاپريشان: چ)
ژَالــواركــوه حــق پيــدامــيو
يــامـن فـي الـجبـال خـزايـنـه
ايرج کاظمي بيان مي‌كند: “آقاي علي محمد ساكي مقاله‌اي پيرامون حروفيه و ملاپريشان به اين مضمون دارد: ناگزيراز(‌واژه‌نامه گرگاني‌) جناب دكترصادق ‌كيا ومتون حروفيه شدم. ملاپريشان بطوري كه خودش مي‌گويد: همزمان بارضي‌الدين محمدبن رجب بُرسي معروف به حافظ برسي، فقيه، محدث، فاضل واديب اواخرسده‌ي هشتم واوايل سده نهم ارتباط داشته است. ملاپريشان دراوج اعتلاي عقايدحروفيه زندگي مي‌كرده، همچنين عليه شيخ رجب برسي انتقادکرده است”. (كاظمي،1380: 76 – 77)
“شاعرتواناي لك؛ اهل دلفان وازطايفه غياثوند مي‌باشد وي عارفي وارسته وصوفي ضميربوده است که در دلهاي مردم غرب جايگاهي بسياربالايي دارد.” (رضائي علي،1387: 46)

اوضاع سياسي و اجتماعي سلسله و دلفان
منطقه دلفان به علت دوري از شاهراه تجاري وجنگي و دور بودن از رخدادهاي مهم زمان‌، نامي د ركتب تاريخ ندارد، ليکن خودمحورحوادثي دردوره‌هاي باستاني بوده است. دلفان داراي آثارتمدن ازدوره‌هاي غارنشيني و دشت‌نشيني بوده است، از اين بابت داراي فرهنگ غني است. در کاوش‌هاي باستان‌شناسان دانمارکي درغرب لرستان آثارتمدن، مربوط به پنج هزارسال پيش ازميلاد بدست آمد. (ر. ک، ايزدپناه، 1376، 283 – 284)
“دلفان يكي از بخش‌هاي وسيع كوهستاني و پرجمعيت لرستان است از شمال غربي به نهاوند و هرسين و رود گاماسياب و ازجنوب به بخشهاي چگني و طرحان و از باختر به كرمانشاهان محدوداست”. (همان: 277)، نتيجه بررسي‌هاي به عمل آمده (‌دلفان) جزو منطقه پَهْلَه و در دوره اسلام قسمتي از ايلات جبال وجزو دينورو{‌ماه كوفه}1 بوده است كه خراج‌اش به كوفه مي‌رفته است. (ر. ك. همان:311 – 312)، سِلَه سِلَه يکي ازبخش‌هاي حاصلخيز، سرسبز، خوش آب وهوا درشمال لرستان است، ازشمال به رشته کوه گري (گرين) که سرتاسراستان را همانند ديواري محصورکرده است، ازباختربه بخش(دلفو) دلفان و ازخاوربه بخش هَرّو وجنوب به سفيدکوه وبخش حموه محدوداست. (ر. ك.همان،249-250)

سبك سخن ملاپريشان
درك اشعارملاپريشان براي كساني كه به دقايق وظرايف گويش لكي وكُردي آگاهي ندارد مشكل است‌. ويژگي اشعارملا علاوه برزيبايي وذوق آرماني، مهارت در تشبيه و تلفيق خواسته‌ها و بيان مضاميني درقالب افكار بكر، محتواي عرفاني و معنوي آن است. شعرملا درحوزه معرفت واثبات صانع زنده وگوياست، زبان شعرعرفاني ايران در هرهيأت وشكل زباني که هست استعاره‌اي است، همان طوركه مولانا ني را انسان مي‌داند و نيستان همان ذات نا پيدا كه منشأ آفرينش ومظهرنيكي و پاكي است. شكايت ني بخاطربريدن از نيستان است، تلاش مي‌كند تا دوباره به آن برسد. ملاپريشان درسرتاسرديوانش محو و واله حق است، سرسپردگي معنوي ملاپريشان به مولاي متقيان حضرت علي(ع) حكايت پايان نيافتني است

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد اعراب مسلمان Next Entries منابع پایان نامه درمورد نهج البلاغه