منابع پایان نامه درمورد قانون مجازات اسلامی، رافع مسئولیت کیفری

دانلود پایان نامه ارشد

شخص اراده نموده است بنابراين خطا و اشتباه تقريباً به يک معنا است
در لسان العرب، «نسیان، ضد ذکر و حفظ، معنا شده است. با عنايت به مطالب مذکور مشخص مي شود که در لغت، خطا همان اشتباه است لکن مفهوم نيسان، مفهومي غير از مفاهيم خطا و اشتباه مي باشد ناگفته نماند که در آيات زيادي از قرآن کريم لغت خطا به معناي اشتباه بکار رفته است از جمله آيه 5 سوره مبارکه احزاب است که خداوند مي فرمايند: «ليس عليکم جناح فيما اخطاتم به و لکن ماتعمدت قلوبکم» بر شما گناهي نيست. در آنچه که به خطا و اشتباه انجام داده ايد و لکن در آنچه که قلبهايتان به آن آگاه است گناهکار هستيد. همچنين، آيه 92 از سوره مبارکه نساء: «ما کان لمومن ان يقتل مومناً الا خطا و من قتل مومناً خطا…» هيچ مومني حق نداشته و ندارد که مومن ديگري را بکشد مگر آنکه از روي خطا و اشتباه باشد، يعني آنجائي که قصد قتل نداشته يا جائي که قصد داشته ولي با اين تصور و توهم که او را کافر يا جائز القتل مي دانسته است(طباطبایی، 1376، ج5، ص64).
از آنجا که اصولاً در تاليفات حقوقي به طور اعم و در منابع حقوق کيفري به نحو اخص از اشتباه و جهل تواماً بحث مي شود اين سوال به ذهن خطور مي کند که آيا منظور از اشتباه همان جهل است يا اينکه تفاوت هايي ميان آن دو وجود دارد؟
در برخي از کتب حقوقي واژه هاي جهل و اشتباه هم معني و مترادف يکديگر بيان شده و با بکار بردن يک لفظ، معناي لفظ ديگري اراده گرديده است بدون اين که نويسندگان مراد و منظور خود را از واژه جهل بر حسب اينکه کداميک از معاني جهل را مورد نظر دارند بيان کنند برخي از آن ها با تسامح، اين روش متعارف را به دليل عدم اشکال عملي آن پذيرفته اند(نوربها، 1375، ص326) و برخي نيز بدون ذکر نوع جهل، فرق آن با اشتباه را اين طور بيان مي دارند «زماني که حقيقت و واقعيت يک شي را درک نمي کنيم، يا اصلاً تصوري درباره آن نداريم و يا اينکه تصور غلطي از آن داريم، حالت اول را جهل و حالت دوم را اشتباه گويند.»(گارو، 1343، ص326).
2- جهل
براي روشن شدن مطلب، به معناي لغوي جهل و انواع آن مي پردازيم.
جهل در لغت به معناي نادان بودن، نادان شدن و ضد علم است(دهخدا1325-، ص 1640).
جهل در مفردات راغب به سه معنا آمده است: اول: جهل اين است که هيچ علم و آگاهي در ذهن و نفس انسان وجود نداشته باشد. دوم: در اين معنا شخص اعتقاد به چيزي دارد لکن برخلاف حقيقت شي است. سوم: انجام دادن کاري برخلاف حقيقت چه با تصور صحيح و چه با تصور غلط.
بنابراين در مفردات راغب، جهل به معناي عدم آگاهي و ندانستن حقيقت چيزي مطلقاً (جهل بسيط) و يا به معناي تصور داشتن نسبت به شيء كه بر خلاف حقيقت آن شي باشد (جهل مركب) و يا به معناي انجام فعل بر خلاف حقيقت اعم از تصور صحيح يا تصور غلط آمده است.
جهل را معمولاً به دو قسم بسيط ومركب تقسيم مي كنند. در تعريف جهل بسيط آمده است: در جهل بسيط انسان نسبت به موضوع و يا حكمي جهل دارد لاكن التفاف دارد كه نمي داند (مي داند كه نمي داند) در تعريف جهل مركب گفته شده:در جهل مركب انسان آگاهي و التفاف به ناداني خود ندارد بلكه اعتقاد دارد كه مي داند (نمي داندكه نمي داند)(المظفر1388، ص17).
همانطور كه در قسمت مفهوم لغوي اشتباه اشاره شد اگر ما اشتباه را عبارت از تصور خلاف واقع بدانيم به نظر مي رسد كه با جهل مركب مترادف بوده و داراي حكم واحدي باشند درحاليكه به نظر مي رسد اشتباه مقوله اي جدا از جهل (اعم از مركب و بسيط) است زيرا اشتباه همان عمل خلاف واقع است كه مي تواند يا ناشي از جهل بسيط باشد يا ناشي از جهل مركب در جهل بسيط جاهل سابقه ذهني نسبت به موضوع وحكم ندارد يعني جهل اومسبوق به هيچگونه تصور وخيالي نيست اما مي داند كه نمي داند و توجه به جهل خود دارد ولي در جهل مركب شخص داراي سابقه ذهني بوده يعني جهل او مسبوق به يك تصوراست هر چند كه تصور او خلاف واقع و غلط است در اين نوع جهل، شخص خاطي خيال و تصور مي كند عالم است و نسبت به موضوع وحكم ذهنيت دارد اما خلاف واقعيت وحقيقت شي است به عبارت ديگر جهل جنبه ذهني دارد ولي اشتباه جنبه عيني و خارجي، اشتباه همان انجام عمل خلاف واقع است نه تصورخيال غلط، اگرچه قابل ذكر است از نقطه نظر حقوقي جهل و اشتباه در بسياري از موارد عملاً داراي يك نتيجه و در واقع منطبق بر يكديگرند ولي منطقاً نبايد آثار جهل بسيط و اشتباه يكي باشد زيرا در مورد اشتباه فرد مشتبه خيال ميكند كه به موضوع ياحكم علم دارد و چه بسا تلاش و كوششي هم در جهت حكم قضيه نموده باشد در حاليكه در مورد جهل بسيط جاهل اساساً هيچ سابقه ذهني نسبت به موضوع يا حكم ندارد از طرفي ديگر دو مقوله اشتباه و جهل بسيط از نظر عنصر معنوي نيز يكسان نيستند به طوريكه در مورد اشتباه لااقل عنصر مزبور مقداري متزلزل مي باشد زيرا مرتكب فكر مي كند عمل قانوني انجام مي دهد اما جاهل اصلاً نمي داند كه عمل ارتكابي وي قانوني است يا خير،
نتيجه اينكه به طور كلي جهل با اشتباه دو واژه مختلف هستند چون در اشتباه بين اراده شخص و تصور ذهني او ونيز عمل ارتكابي وي، يك تطابق وجود دارد و تنها با حقيقت و واقع امر منطبق نيست و حال اينكه در جهل اصولاً شخص نمي داند واقعيت و حقيقت چيست تا آنرا در ذهن خود تصور نموده و سپس انطباق دهد اما در عين حال همانطور كه قبلاًنيز گفته شد از نقطه نظر حقوقي جهل و اشتباه در بسياري از موارد عملاً داراي يك نتيجه و در واقع منطبق با يكديگرند اما اين انطباق در تمامي موارد نبوده و بهتر است در استعمال كلمات دقت بيشتري گردد(آقایی نیا، بی تا). دراينجابه مناسبت موضوع، اشاره به انواع ديگر جهل،جهل قصوري و جهل تقصيري، ضروري به نظر ميرسد.
3- جهل قصوري
در اين نوع جهل، مكلف در شرايطي قرار مي گيرد كه امكان دسترسي او به علم و آگاهي از احكام وجود ندارد مثل اينكه فرد غير مسلماني وارد بلاد مسلمين شده وبه تصور اينكه در بلاد مسلمين نيز مانند بلاد غير مسلمين شرب خمر مجاز است، مرتكب شرب خمر مي گردد، ارتكاب فعل جزايي در اينجا (اشتباه حكمي) ناشي از جهل قصوري ويا بهتر بگوييم جهل مركب قصوري بوده است به چنين جاهلي،«جاهل قاصر« گويند.( قدسی، 1381، ص 54)
4- جهل تقصيري
در اين نوع جهل،شخص جاهل مي تواند از قانون و حكم آگاه شود ولي در اثر سهل انگاري و تقصير، به دنبال آگاهي نمي رود به عبارت ديگر در اين نوع جهل جاهل قدرت بر تحصيل علم به قوانين ومقررات را دارد ولي در اثر سهل انگاري به دنبال آن نميرود به چنين جاهلي «جاهل مقصر» گويند.
در جهل تقصيري گاهي جاهل به جهل خود توجه داشته ليكن علي رغم التفات و توجه به آن، به دنبال آگاهي و تحصيل علم نمي رود كه در اصطلاح فقهي به آن«جاهل مقصر ملتفت» ميگويند ملتفت به اين معنا كه او متوجه عمل خود بوده واحتمال ميدهد كار او جرم باشد وميتواند بپرسد وآگاهي پيدا كند ولي در عين حال كوتاهي نموده و بي آنكه از كسي بپرسد مبادرت به انجام عمل مجرمانه می نماید ولي اگر جاهل مقصر به جهل خود التفات و توجهي نداشته باشد به او« جاهل مقصرغيرملتفت» گويند.( قدسی، 1381، ص 52)
5- اشتباه حکمی
اشتباه حکمی درک وتصور وبرداشت غلط وغیرواقعی شخص ازوجود قانون (حکم) و یا تفسیر ازقانون است. مثلأ فرد ادعا می کندمی دانست بی حجابی جرم است ولی فکر می کردم مقصود قانون گذار فلان پوشش است. یا می دانستم شرب خمرمجازات دارد ولی نمی دانستم این نوشیدنی هم جز مسکرات است. برداشت وتصور فرداز مقصود قانون گذار اشتباه باشد.
در این صورت اگرجهل حکمی ازتفسیر قانون باشد به اقتضای قاعده فقهی «جهل به قانون رافع مسئولیت کیفری نیست »مبنای فلسفی پذیرش آن مسئولیت کیفری و مجازات از فرد زایل نمی شود ولی در چنین حالتی می توان به استناد یکی از بندهای ماده 38 قانون مجازات اسلامی مرتکب را تخفیف داد. صدر ماده 155 قانون مجازات اسلامی جهل به حکم مانع از مجازات مرتکب نیست.
اشتباه حکمی ازوجود قانون (حکم) باشد فرد ازوجود قانون اظهاربی اطلاعی می کند مثلأ نمی دانستم طرز پوشش درفلان کشور جرم است.
6- اشتباه موضوعی
اشتباه موضوعی حدود تأثیرگذاری بستگی به نوع جرم وآگاهی مرتکب به موضوع رفتار درجرم دارد.یعنی این اشتباه مربوط به جرم عمدی باشد یا غیرعمدی. به عنوان مثال فرد فکر می کند مالی که گرفته مال خودش است نه غیر.اگرجرم غیرعمدی باشد واین غیرعمدی دراثرجهل واشتباه موضوعی باشد. مثلأ فردی تصادف می کند نزد قاضی ادعامی کندجاده لغزنده ،بارانی وروی تابلوگردوخاک بود وتابلو قابل دیدن نبود و نمی دانسته تابلو ورود ممنوع است واین خطا موجب تصادف وی شده است.
7- مسؤوليت كيفري
درحقوق موضوعه وفقه اسلام جهت شمول مجازات تنها صرف تحقق جرم در خارج كفايت نمي كند بلكه علاوه بر آن بايد مسؤوليت هم وجود داشته باشد يعني مرتكب، قابل بازخواست باشد اين قابليت پاسخگويي و بازخواست را «مسؤوليت» مينامند.
قوانين عرفي حاكم در قرون وسطي براي انسان و حيوان و حتي جمادات مسؤوليت كيفري قائل بودند جمادات همچون انسانها بر كارهايي كه بدانها نسبت داده مي شدند به مجازات مي رسيدند حتي مردگان همانند زندگان مسؤوليت داشتند و احيانا به كيفر محكوم مي شدند و مرگ نيز موجبي براي رهايي از عقوبت نبود در آن اعصار مسؤوليت كيفري فقط براي مجرم نبود بلكه اطرافيان و بستگان او نيز مسئول اعمال مجرمانه شناخته مي شدند، عدم رعايت اصل شخصي بودن مجازات ها اگر چه هيچ نقشي در شكل گيري جرم مجرم نداشتند حتي كساني چون ديوانه و كودك هم از لحاظ كيفري مسؤوليت داشتند. بعد از انقلاب كبير فرانسه بود كه قوانين نويني براساس عدالت قانون گذاري شد وبر پايه مسؤوليت فردي پا گرفت وعقل واراده و اختيار زير بناي مسؤوليت كيفري شناخته شد(فیض،1381، ص265) ولي در همان زمان و حتي خيلي قبل از آن، اسلام داراي فقه و حقوق بسيار دقيق و آرمان هاي ترقي خواهانه اي بود كه دنياي غرب در قرون 20 و21 به بخشي از آن دست يافته است .
اسلام مسؤوليت را ويژه انسان زنده و بالغ و عاقل و مختار قرار داده است و هيچ فردي مسئول اعمال ديگري نيست. مسؤوليت كيفري وپايه هاي آن در اسلام تقريبا به همان معنايي است كه در قوانين عرفي زمان حاضر وجود دارد. نظام حقوقي اسلام، تنجز تكليف و مسؤوليت انسان بخصوص مسؤوليت كيفري را بر چهار ركن بنيان و پي ريزي نموده است كه عصيان وتخلف انسان در مقابل او امر و نواهي شارع مقدس در صورت وجود اركان و شرايط مزبور قابل مؤاخذه و سرزنش و نهايتا قابل مجازات خواهد بود.
به طور خلاصه مي توان گفت كه علاوه برركن انسان بودن مرتكب جرم، مسؤوليت كيفري داراي چهارشرط است:
1-كسي كه مرتكب نقض قوانين شده بايداز نظر جسمي و روحي رشيد و به اصطلاح بالغ باشد لذاكودك مسؤوليت كيفري نداشته و اگر مرتكب خلافي شود مجازات نمي گردد
2- مرتكب فعل مجرمانه بايد عاقل باشد تا بتواند از آثار مترتب بر فعل خويش آگاهي داشته باشد .
3-مرتكب بايد قاصد بوده واز روي اختيار و آزادي و خواست خود مرتكب جرم شده باشد كه در اين صورت فردي كه بخاطر اكراه يا اجبار مرتكب عمل مجرمانه شده قاعدتا فاقد مسؤوليت كيفري است.
4- مرتكب بايد با آگاهي و شناخت از حكم و ماهيت عمل خود بدون هيچ شبهه و اشتباهي كه مخل آگاهي و اطلاع وي نسبت به مجرمانه بودن عملش می باشد به انجام آن دست زده باشد كه اين حدوث اشتباه حكايت از انتفاء علم متهم به ممنوعيت عملش مي باشد. (فیض،1381، ص269)
شرايط مذكور كه از آنها به شرايط عامه تكليف ياد مي شود پايه هاي مسؤوليت كيفري را در حقوق و فقه تشكيل مي دهند باتوجه به حدود موضوع پایان نامه، شرط علم را كه در واقع بروز و حدوث اشتباه (حكمي- موضوعي) به منزله فقدان شرط مزبور مي باشد تفصيلا مورد بحث قرار داده و به بيان انواع اشتباه و تأثیر آن بر مسؤوليت كيفري در حقوق کیفری و فقه اماميه خواهيم پرداخت.
با مطالعه و دقت در نصوص جزايي و آثار و آراء فقها، آشكار مي شود كه علاوه بر بلوغ و عقل و اختيار به عنوان شرايط تكليف، علم به حرمت براي توجيه و توجه مسؤوليت كيفري به مرتكب عم

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد قانون مجازات اسلامی، حقوق کیفری ایران، رافع مسئولیت کیفری، حقوق موضوعه ایران Next Entries منابع پایان نامه درمورد علامه طباطبایی