منابع پایان نامه درمورد قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی، فرزندان طلاق

دانلود پایان نامه ارشد

معني‌داري 013/0 که کمتر از 05/0 است، معني‌دار است، رابطه بین اعتیاد والدین و ارتکاب جرایم فرزندان با ضريب همبستگي پيرسون 622/0و سطح معني‌داري 002/0 که کمتر از 05/0 است، معني‌دار است، رابطه بین از دست دادن والدین و ارتکاب جرایم فرزندان
با ضريب همبستگي پيرسون 542/0و سطح معني‌داري 007/0 که کمتر از 05/0 است، معني‌دار است ولی
رابطه بین طلاق والدین و میزان گرایش به دوستان ناباب از سوی فرزندان با ضريب همبستگي پيرسون 162/0و سطح معني‌داري 242/0 که بزرگتر از 05/0 است، معني‌دار نیست.
با توجه به نتایجی که بدست آمد و مشخص شد که تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان غیر قابل انکار است ، می توان به اطلاعات زیر دست پیدا کرد.
فرزندان بزهکار طلاق و اعتیاد از لحاظ مجازات در قانون مجازات اسلامی مصوب1392 و سایر قوانین کیفری به 3 گروه می توان تقسیم نمود:
1ـ اطفال و کودکان: به استناد مواد 146 و 147 قانون مجازات اسلامی، اطفال و نوجوانان که به سن بلوغ (دختران 9سال وپسران 15 سال قمری)نرسیده اند، مسئولیت کیفری ندارند و به مجازاتهای حدود، قصاص، تعزیرات، محکوم نمیشوند اما فصل دهم قانون فوق برای سنین 9تا15 سال شمسی ، مجازاتها واقدامات تأمینی و تربیتی ویژهای همچون تسلیم به والدین بااخذ تعهد به تادیب، معرفی طفل به مددکار اجتماعی یا روانشناس، فرستادن طفل به یک مؤسسه آموزشی به منظور تحصیل یا فراگرفتن حرفه، تسلیم طفل به اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگری که دادگاه به مصلحت طفل یا نوجوانان بداند در صورت عدم صلاحیت والدین ونصیحت بوسیله قاضی،نگهداری درکانون اصلاح وتربیت برای آنها در نظر گرفته است.
2ـ نوجوانان بالغ زیر 18 سال: این افراد مسئولیت کیفری دارند و وفق ماده 91 قانون مجازات اسلامی، حدود، قصاص، دیات درمورد آنها اعمال میگردد اما در جرایم تعزیری وقف ماده 89 قانون مجازات، مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی ویژهای مانند نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، صدور حکم به اقامت در منزل، جزای نقدی،خدمات عمومی رایگان و… برای آنها در نظر گرفته شده است.
براساس مواد 220 آییندادرسی کیفری و 304 آیین دادرسی کیفری مصوب 92، به جرایم این افراد، در دادگاه اطفال و نوجوانان رسیدگی میشود.
این افراد، وفق بندهای پ و ٍث ماده 38 قانون مجازات، چون فرزند خانواده طلاق و اعتیاد بوده و از تربیت مناسبی برخوردار نبوده(بند پ) و نوجوان(بند ث) میباشد از تخفیف مجازات درچهارچوب مواد89(تبصره2) مانند اقامت درمنزل درساعات معین،به جای جزای نقدی یانگهداری درکانون اصلاح وتربیت،تخفیف مجازات تانصف حداقل یاتبدیل آن برخودار میشوند.درجرایم موجب حد یاقصاص بالغین کمتراز18 سال،هرگاه ماهیت جرم انجام شده یاحرمت آن را درک نکنند یا در رشد وکمال عقل آنان شبهه وجودداشته باشد،حسب مورد باتوجه به سن آنان به مجازات پیش بینی شده درفصل دهم محکوم میشوند که وضع خاص فرزندان طلاق واعتیاد میتواند دراحراز موارد فوق وسقوط حدیاقصاص موثرباشد.(ماده91 قانون مجازات مصوب1392) در نهایت در یک قاعده کلی میتوان گفت که براساس ماده 95 قانون مجازات اسلامی، محکومیتهای کیفری، اطفال و نوجوانان فاقد آثار کیفری است.
3ـ فرزندان بالغ بالای 18 سال: درمورد این افراد مقررات عمومی وقف تبصره2 ماده 304 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب92 اجرا میگردد اما در مجازاتشان، دادگاه میتواند به شرح ذیل تخفیف دهد:
الف) جوانان: اشخاص بالغ بالای 18 سال که هنوز در سن جوانی میباشند به 2شکل از تخفیف برخوردار میشوند1ـ براساس بند پ ماده38 قانون مجازات اسلامی(اوضاع و احوال خاص مؤثر در ارتکاب جرم) چون فرزند خانواده طلاق و اعتیاد است و از تربیت مناسبی برخودار نبوده که مؤثر در ارتکاب جرم میباشد2 بند ث(وضع خاص متهم) ماده38، که جوان و خام میباشد.
ب) میانسالان: براساس بندپ ماده 38 قانون مجازات اسلامی(اوضاع و احوال خاص مؤثر در ارتکاب جرم) ، به دلیل عدم برخورداری از تربیت صحیح در دوران طفولیت ازتخفیف مجازات برخوردار میشوند.

نتیجهگیری
در این تحقیق که کتابخانه ای و میدانی است و با استفاده از منابع معتبر ازجمله مقالات و مجلات
و مراجعه به پایگاه های مختلف اینترنتی انجام شده است و همچنین با توجه به نتایج تحقیقات میدانی که به وسیله پرسشنامه از کانون اصلاح تربیت مشهد به دست آمده است، انواع تاثیرات طلاق و اعتیاد در ارتباط با بزهکاری کودکان و نوجوانان مطرح گردیده است . هر چند تحقیق حاضر حائز اهیمت است اما نباید صرفاً به انجام تحقیق بسنده شود ، بلکه باید به دنبال نتایج مهم تر و استفاده عملی از ثمرات یک تحقیق بود .
در اینجا لازم است که به مرور فرضیات و بیان مساله بپردازیم. همان طور که اشاره شد در نتیجه طلاق
و اعتیاد والدین نظارت بر فرزندان کم میشود و خود موجبی برای بزهکاری فرزندان است.
اعتیاد والدین در بزهکاری اطفال به صورت :
الگوگیری فرزند از والدین ، تشویق، سکوت در مورد رفتار نامناسب فرزند، اجبار الدین معتاد به ارتکاب جرم توسط طفل تأثیرگذار است.
در خصوص مجازات، میتوان گفت که اطفال و کودکان مسئولیت کیفری ندارند تا بتوان برای آنها تخفیف قائل شد و مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی ویژهای برای آنها در نظر گرفته شده است.
نوجوانان بالغ زیر 18 سال و بالای آن: این افراد چون فرزند طلاق و اعتیاد بوده و از تربیت مناسبی برخوردار نبوده( بند پ) و جوان میباشند (بندث) ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، از تخفیف مجازات برخوردار میشوند.
با توجه به نتایج بدست آمده میتوان نتیجه گرفت که از مجموع 20 نفر اطفال بزهکار کانون اصلاح و تربیت، 14 نفر تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان را زیاد توصیف کرده اند در نتیجه طبق آمار مشخص شد که هرچه طلاق و اعتیاد والدین افزایش پیدا کند، ارتکاب جرایم فرزندان بیشتر میشود.

از آنچه در فصول گذشته آمد و از تحقیق میدانی انجام شده ، میتوان نتیجه گرفت اهم مشکلات به شرح زیر قابل ارائه است:
– مشکلات مرتبط با عدم اشتغال ، بخشی از ناهنجاری های فرزندان طلاق و اعتیاد را موجب می شود . همچنین در کانون اصلاح و تربیت نحوه تعامل با این افراد به گونه ای نیست که موجبات اشتغال
و به کارگیری این افراد پس از ورود به مجدد به جامعه فراهم آید .
– از دیگر مواردی که در ارتباط با کانون های اصلاح و تربیت می توان به آن اشاره نمود ، قرار گرفتن طیف وسیعی از بزهکاران ( از نظر سنی و نوع بزه) در کنار یکدیگر است . عدم مدیریت صحیح در این مراکز می تواند عامل تکثیر بزه و جرایم اجتماعی باشد و زمینه ساز ارتکاب جرایم بزرگتر گردد .
– بی اعتمادی به باورهای دینی و مذهبی می تواند زمینه ساز ابتلا افراد به انحرافات باشد .
– یکی از مشکلات گریبان گیر کودکان و نوجوانان ، مواجهه با سرپرستان ناصالح و ناشایست است . نقصان موجود در قوانین حضانت و سرپرستی به این مشکل دامن می زند .
– زوال ارزش های اجتماعی و بی بند وباری می تواند به کثرت بزهکاری در جامعه بیفزاید .
ـ با توجه به آمار موجود این امر غیر قابل انکار است که فرزندان ناشی از طلاق و اعتیاد والدین بیشتر استعداد مجرم شدن را دارند چرا که اینان درست آموزش ندیده اند و از ابتدا در محیطی رشد کرده اند که جرم و نابهنجاری را کاملاً لمس نموده اند و شاید قبحی برای آن تصور نکنند. پس به راحتی هنجارهای اجتماعی را می شکنند و از خط قرمزهای قانون عبور می کنند. پس باید به این افراد آموزش های لازم را داد تا چگونه مطیع قانون شوند. آن ها را نباید با چوب قانون تنبیه نمود؛ چرا که این افراد مجرم ذاتی نیستند و فقط آموزش غلط دیده و قربانی شرایط نابهنجار خانوادگی گردیدهاند در نتیجه دستگاه قضایی باید از نهادهای تخفیف به نحو احسن برای این افراد استفاده کند و وضعی خاص این متهمین را به دقت بررسی نماید تا مجازاتی متناسب برایشان در نظر بگیرد.

پیشنهادات
1- اولین روش علمی پیشنهادی ، پرهیز از تماس با نظام قضائی است که در برخی از کشورهای جهان مورد عمل قرار گرفته است. چنانچه جرم ارتکابی از سوی کودک یا نوجوان از درجه جنایی و مهم نباشد به شرط اعتراف متهم و فقدان پیشینه کیفری می توان بررسی امر را به هیئتی مرکب از مددکار اجتماعی، روان شناس، جامعه شناس، نمایندگان مدرسه، محل کار و دادگاه واگذار نمود. آنها ضمن تماس با والدین متهم، اهل خانه، اولیاء مدرسه، دوستان، متهم، شاکی و زیان دیده از جرم مراتب را بررسی کرده و اتخاذ تصمیم
می نمایند.
2- صدور احکام مراقبتی ارشادی و نظارتی بر احکام مبنی بر حبس، ترجیح داده شود. با توجه به این که محکومیت خردسالان و نوجوانان زیر 18 سال به حبس ابد و اعدام ممنوع است دادرس دادگاه حتی المقدور باید از صدور رای زندانی شدن آنها اجتناب نماید و آنها را به رفتار درمانی یا اقامت در مراکز اصلاح و تربیت محکوم کند.
3- قاعده ابداعی محکومیت نامعین در مورد بزهکاران کودک و نوجوان اعمال گردد با توجه به مفهوم تعزیر در فقه اسلامی و اختیارات وسیعی که شرعی انور اسلام برای قضاوت در نظر گرفته، قانون گذار باید
در مورد اطفال و نوجوانانی که مرتکب تکرار جرایم شوند و اصلاح پذیری آنان مشکل به نظر می رسد دست قاضی را باز بگذارد تا او بتواند بنا به مصلحت جامعه و شخص خردسال یا نوجوان تصمیم به نگهداری وی در کانون های اصلاح و تربیت یا در مراکز معالجه و تربیتی دیگر به مدت نامحدود و اتخاذ نماید. بدین ترتیب بزهکاران کودک و نوجوان آن قدر در کانون اصلاح و تربیت می مانند تا حرفه مناسبی آموخته و برای زندگی شرافتمندانه در اجتماع آماده شوند.
4- برای تعقیب کیفری بزهکاران خردسال و نوجوان سازمان پلیس ویژه ضابطین قضایی مخصوص که در آن زنان آموزش دیده عضویت داشته باشند ایجاد گردد.
5- برای تصدی دادگاه های ویژه خردسالان و نوجوانان از دارندگان مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی (دارای سابقه قضایی) استفاده شود.
6- برای پیشگیری از بزهکاری فرزندان طلاق و اعتیاد ، لازم است کارگاه های کار آموزشی و حرفه و فن تشکیل شود که از این کار سه هدف دنبال می شود:
الف) این کارگاه ها، کودکان و نوجوانان را در مسیری قرار می دهند که استعدادهای آنها درجهت مثبت هدایت شود و به سوی انحراف سوق پیدا نکند .
ب) کودک و نوجوان با فراگیری کار و حرفه ، امکان حضور در اجتماع را پیدا می کند و به مشاغل کاذب یا تفریحات ناسالم کمتر روی می آورد .
ج) با ایجاد کار به نوعی ، مشکل عدم اشتغال چاره جویی می گردد .
7- برای اصلاح فرزندان طلاق و اعتیاد بهتر است که اردوهای آموزشی و تفریحی تشکیل شود .
8- اوقات فراغت باید برای این گونه فرزندان ، به نوعی زمینه های تفریحات سالم تشکیل گردد .
9- ایمان به خدا می تواند برای جلوگیری از بزهکاری عامل موثری باشد که باید به طور دقیق و استدلالی و عقلی روی کودک و نوجوان درخانه و مدرسه و مسجد و … کار شود که کودکان و نوجوانان معتقد و متعهد داشته باشیم .
10- از نظر فرهنگی روی فرزندان جامعه از طریق رسانه ها ، کتاب ها و … باید ارزش ها را القا کرد و ضد ارزش ها را پوشش داد و مشخص شود که عاقبت بدی چیست ؟ و عاقبت خوبی چیست ؟
11- راههایی اتخاذ شود که افرادی که برای اولین بار ، دنبال بزهکاری رفته اند ، بتوانند به زندگی عادی برگردند . اگر شرایطی ایجاد شود که این افراد دچار یاس و ناامیدی گردند و چنین تصور کنند که فرصت را از دست داده اند ، انگیزه بهبود از دست می دهند و چه بسا که رو به جرایم بزرگتر بیاورند و ناگفته پیداست که چه خطراتی را می توانند متوجه جامعه سازند .
12- حضور فیزیکی پدر یا مادر معتاد در منزل ، فرزندان را از نظر الگوبرداری به شدت دچار آسیب میکند.
بنابراین پیشنهاد می شود آن دسته از پدر و مادر معتادی که موفق به درمان نشده اند ، از خانواده جدا شده و در مراکز بازپروری نگهداری شوند تا

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع مجمع البیان Next Entries منابع پایان نامه درمورد جرم شناسی، جامعه شناسی، بزهکاری نوجوانان، حقوق جزا