منابع پایان نامه درمورد قانون اساسی، ایالات متحده، ایالات متحده آمریکا، قوه مجریه

دانلود پایان نامه ارشد

دو سوم ايالات که در کنوانسيون حضور داشتند مورد موافقت قرار گيرد. چنين پيشنهاداتى مى بايست توسط يکى از دو روش زير به تصويب مى رسيد: يا توسط قانون گذاران ۳ چهارم ايالات و يا از طريق مجمع تشکيل شده در ۳ چهارم ايالات؛ کنگره روش لازم را تعيين مى کرد.کنگره اقتدار لازم جهت وضع قوانين لازم و قدرت اجراى آنرا خواهد داشت. اين قدرت توسط اين قانون اساسى به دولت ايالات متحده محول مى شود68.
به هر حال، در روز ۱۷ سپتامبر ۱۷۸۷، پس از ۱۶ هفته سنجش، بررسى و تبادل نظر، قانون اساسى تکميل شد، بخش بحرانى اين تلاش جهت اتحادى کاملتر هنوز باقى مانده بود. رضايت مجالس ايالتى منتخب مردم هنوز باقى مانده بود تا اين “مدرک” به طور موثر به اجرا در آيد. کنوانسيون تصميم گرفت اگر قانون اساسى توسط ۹ مجلس از ۱۳ مجلس ايالت تصويب شود، رسمى اعلام شود. در تاریخ ۷ دسامبر سال ۱۷۸۷ و كمتر از سه ماه پس از امضای قانون اساسی، دلاور به عنوان اولین ایالت، قانون اساسی را تصویب كرد، و در تاریخ ۲۱ ژوئن سال ۱۷۸۸ و پس از تصویب آن به وسیله نیوهمپشایر به عنوان ایالت نهم، قانون اساسی ایالات متحده لازم الاجرا شد.
بنابراین تا ژوئن ۱۷۸۸، ۹ ايالت، قانون اساسى را تصويب نمودند ولى ايالات بزرگ ويرجينيا و نيويورک اين کار را نکردند. ناسازگارى با دولت مرکزى پر قدرت فقط يکى از چندين نگرانى مخالفين قانون اساسى بود. مسئله حائز اهميت ديگر اين بود که قانون اساسى به طور کافى حافظ حقوق فردى و آزادي هاى انسانى نيست69.

2.2) نکات تاثیر گذار در بنیان نهادهای قانونی
از نظر «مک کی»، بنیانگذاران نهادهای قانونی آمریکا تحت تاثیر چهار نکته بودند:« قرارداد اجتماعی»، «اصل نمایندگی»، «تفکیک قوا» و «فدرالیسم70»
در قانون اساسی نه تنها ساختار و محدودۀ اختیارات دولت فدرال تعیین شده، بلکه پیش بینی های کلی در مورد دولت ایالتی هم صورت گرفته است. هر ایالت دارای قانون اساسی مربوط به خویش است که در آن، شرایط دولت های محلی هر ایالت ذکر شده است. دولت های محلی شهر های بزرگ، ناحیه ها، شهر های کوچک، مناطق آموزش و پرورش، مناطق خاص را، که ادارۀ اموری مانند منابع طبیعی محلی یا شبکه های حمل و نقل را در دست دارند، شامل می شوند.
دولت فدرال محدود به وظایف و اختیاراتی است که طبق قانون اساسی به آن محول گردیده. برخی از اختیاراتی که فهرست وار در قانون اساسی آمده شامل تنظیم تجارت میان ایالتی، انجام پیش بینی های لازم برای دفاع ملی ، چاپ اسکناس، تنظیم امور مربوط به مهاجرت و تابعیت، و بستن پیمان با کشور های خارجی است.
با گذشت زمان، قانون اساسی برای تطبیق هر چه بهتر با تغییر شرایط ، تفسیر شده و متمم هایی به آن اضافه گشته است، و همراه با آن، اختیارات دولت فدرال نیز دچار تغییراتی شده است.
دولت فدرال در همکاری با ایالات، قوانین و برنامه هایی را پیش بینی می کند که بودجۀ آن از سوی دولت فدرال تأمین می شود، اما دولت ایالتی آن را به اجرا در می آورد. آموزش و تحصیلات، تأمین اجتماعی، کمک برای مسکن و غذا، امنیت داخلی، حمل و نقل، و اجرای عملیات در مواقع اضطراری از موارد عمده ای هستند که ایالات با بودجۀ فدرال و رهنمود های دولت فدرال به خدمات رسانی اشتغال دارند.
این امر موجب می شود تا دولت فدرال از نفوذ خود در ایالات استفاده کند. برای مثال، در دهۀ ۱۹۷۰، دولت فدرال قصد داشت با پایین تر آوردن حداکثر سرعت وسائط نقلیه در بزرگراه ها در مصرف بنزین صرفه جویی کند، و به عنوان ضابطۀ اجرایی این قانون اعلام کرد ایالاتی که خود برای پایین آوردن حداکثر سرعت مجاز اقدام نکنند، از دریافت کمک هزینۀ فدرال برای پیشبرد طرح های راه سازی محروم خواهند شد. در مواردی هم ایالات برای امکان استفاده ازکمک هزینۀ فدرال، باید در بخشی از هزینۀ مربوط به طرح سهیم باشند71.
قوانین دولت های محلی تابع قانون اساسی ایالت است. همان طور که سیاستگذاری های دولت ایالتی نباید مغایرتی با قوانین فدرال داشته باشد، دولت های محلی نیز تابع محدودۀ قانون اساسی ایالات هستند.

فصل دوم:
قانون اساسی ایالات متحده و تفکیک قوا

1. ساختار دولتی ایالات متحده آمریکا
نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا جمهوری فدرال است و در این کشور سیستم تفکیک قوا به شکل کاملاْ بارزی به مرحله اجرا در آمده است. بنیانگذاران و نویسندگان اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و قانون اساسی ایالات متحده آمریکا بدلیل نگرانی از ظهور نظام سلطنتی اروپایی که در آن پادشاه قدرت مطلق را در دست داشت ، نظام سیاسی جدید خود را به گونه ای طراحی کردند که درآن فرد یا نهادی نتواند قدرت مطلق بدست آورد. قوه مقننه و یا کنگره ایالات متحده آمریکا از دو مجلس تشکیل شده است ( مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و مجلس سنای ایالات متحده آمریکا ) که مسئولیت قانونگذاری را به طور کامل بر عهده دارد . در انتخاب نمایندگان آن ، هیچ نهادی غیر ازرای مستقیم مردم نقش ندارد و نمی توان آن را منحل کرد72.
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نیز به عنوان رئیس قوه مجریه با رای مستقیم مردم و از طریق آرای مجمع انتخاباتی انتخاب می شود و در برگزیدن مشاورانش به عنوان وزرا اختیارات کاملی دارد. در حقیقت رئیس جمهور نیازی به کسب رای اعتماد از کنگره ندارد و کنگره نیز متقابلاْ نمی تواند با رای عدم اعتماد ، هیات دولت و یا وزرا را برکنار کند73.
قوه قضائیه که در دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا تبلور یافته است، کاملاْ مستقل عمل می کند ونه قوه مجریه و نه قوه مقننه نمی توانند بر روند تصمیم‌گیری های آن تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر، رئیس جمهور و یا کنگره نمی توانند مصوبات قانونی دیوان عالی فدرال را باطل اعلام نمایند و یا از اجرا آنان سر باز زنند. گر چه قدرت رئیس جمهور از رای مردم مشروعیت می یابد و وی به کنگره جوابگو نیست، لیکن برای انتخاب وزرای خود نیاز به کسب آراء مثبت دو سوم سناتورها دارد. بعلاوه بودجه کشور باید به تصویب مجلس نمایندگان برسد و به همین دلیل رئیس جمهور همواره باید دیدگاه و مواضع نمایندگان ملت را مد نظر قرار دهد74.
حق استیضاح رئیس جمهور ( روند استیضاح در ایالات متحده آمریکا ) نیز یکی دیگر از مواردی است که کنگره می تواند نظارت خود را بر رئیس جمهور اعمال کند. در صورت تخلف آشکار رئیس جمهور از قوانین، طرح استیضاح در مجلس نمایندگان مطرح می شود و اگر با رأی اکثریت نمایندگان به تصویب برسد، سنا با تشکیل دادگاهی رئیس جمهور را محاکمه خواهد کرد . پس از شنیدن دفاعیات رئیس جمهور، سنا تورها تشکیل جلسه می دهند و نظر خود رادر خصوص اتهامات وارده به رئیس جمهور اعلام می کنند. اگر وی نتواند رای اکثریت سناتورها را جلب کند، محکوم شده و از سمت خود عزل می شود.
در مقابل نظارت کنگره بر رئیس جمهور، رئیس قوه مجریه نیز از حق وتوی مصوبات قوه مقننه ( وتوی مصوبات کنگره در ایالات متحده آمریکا ) برخوردار است و می تواند هر یک از مصوبات مجلس نمایندگان و سنا را رد نماید. این امر سبب می شود نمایندگان کنگره نتوانند بر خلاف مصالح عمومی جامعه تصمیم گیری نمایند و از این طریق از ظهور دیکتاتوری اکثریت جلوگیری بعمل می آید امادرعین حال حق وتوی رئیس جمهور نامحدود نیست و کنگره می تواند با کسب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس نمایندگان و سنا و توی رئیس جمهور را باطل نمایند. بدین ترتیب راه برای کار شکنی رئیس جمهور بسته خواهد شد. هر چند که کنگره بدلیل ساختار دوحزبی خود و حضور اقلیت پرقدرت قادر نیست همواره برای ابطال وتوهای رئیس جمهور، آراء دو سوم مجموع نمایندگان را کسب نماید و همین امر مانع عمده ای برسرابطال وتوها ایجاد می کند که خود نوعی توازن را میان قوه مجریه و قوه مقننه بوجود می آورد75.
در راس سوم مثلث قوا درایالات متحده آمریکا، قوه قضائیه ویا دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا قرار دارد که از یک سو اعضاء آن توسط قوه مجریه وقوه مقننه انتخاب می شوند واز سوی دیگر نظارت خود را بر دو قوه اعمال می کند. انتخاب اعضاء دیوان عالی فدرال با معرفی رئیس جمهور و با تصویب دو سوم سناتورها صورت می گیرد که به صورت مادام العمر به فعالیت می پردازند. این امر سبب می شود که اعضاء دیوان عالی بدون نگرانی از برکناری توسط رئیس جمهور و یا کنگره به وظایف قانونی خود بپردازند.
بر اساس قانون اساسی، اعضاء دیوان عالی فدارل تنها از طریق اعلام جرم علیه آنان و محکومیت از سمت خود بر کنارمی شوند روابط دیوان عالی فدرال و رئیس جمهور به این گونه تعریف شده است که از یکسو رئیس جمهور، اعضاء آن را برا ی تائید به کنگره معرفی می کند و از سوی دیگر دیوان عالی فدرال می تواند علیه رئیس جمهور اعلام جرم نماید.
در چنین صورتی مراحل قانونی استیضاح رئیس جمهور در کنگره به جریان می افتد. دیوان عالی فدرال و کنگره نیز دارای روابط متقابل هستند، به این شکل که کنگره افراد معرفی شده توسط رئیس جمهور برای عضویت در دیوان عالی فدرال را تائید می کند ودر مقابل این نهاد می تواند مصوبات کنگره را بدلیل مغایرت با قانون اساسی ابطال نماید. رای دیوان عالی فدرال به عنوان ضامن اجرای صحیح قانون اساسی برای کنگره و رئیس جمهور الزام آور است و کنگره نمی تواند آن‌گونه که در مقابل وتوهای رئیس جمهور عمل می کند، تصمیمات قانونی دیوان عالی را نقص کند76.
در قانون اساسی ایالات متحده آمریکا با صراحت برنظام فدرالی تصریح شده و یک نوع تقسیم کار مشخص میان دولت فدرال و دولت های ایالتی درنظر گرفته شده است. در حقیقت هر ایالت در امور داخلی خود دارای اختیارات کامل است و صرفاْ در امور خارجی، ارتش، ضرب و چاپ سکه و اسکناس واعلان جنگ به دولت فدرال اختیار داده شده است.
البته طی دو قرن گذشته بویژه بعد از اجرای طرح های رفاهی، اختیارات و مسئولیت دولت فدرال در امور اجتماعی و اقتصادی افزایش یافته است. اما در مقایسه با دیگر کشور ها ، دولت فدرال آمریکا از نقش به مراتب کمتری در امور داخلی ایالت ها برخوردار است.77
قانون اساسی در فصول مختلف میزان و سهم هر یک از واحد های سیاسی تشکیل دهنده کشور را مشخص کرده و در عین حال محدودیت های قانونی را برای دولت فدرال و دولت های ایالتی در نظر گرفته است.
الف)بخشی از صلاحیت های تضمین شده توسط قانون اساسی برای واحدهای فدرال وایالتی بدین شرح است:
صلاحیت اختصاصی دولت فدرال
صلاحیت مشترک دولت فدرال و ایالت ها
صلاحیت اختصاصی دولت فدرال

ب) بخشی از موارد منع شده توسط قانون اساسی برای واحدهای فدرال وایالتی بدین شرح است:
برا ی دولت فدرال
برای دولت فدرال و دولت های ایالتی
برای دولت های ایالتی

۱. صلاحیت اختصاصی دولت فدرال
– ضرب سکه و چاپ اسکناس
– برقراری روابط خارجی
– تنظیم روابط تجاری با کشورهای خارجی ودر میان ایالت ها
– تشکیل ارتش و نیروی دریایی
– اعلان جنگ
– تشکیل دادگاههای عالی از جمله دیوان عالی فدرال
– تأسیس واداره پست
– تدوین قوانین

۲. صلاحیت مشترک دولت فدرال و ایالت ها
– وضع قوانین
– اخذ وام و قرض
– تأسیس دادگاه
– وضع قوانین و حراست از آنها
– تأسیس بانک
– پرداخت هزینه های رفاه اجتماعی
– ایجاد خدمات عمومی

3. صلاحیت اختصاصی دولت های ایالتی
– تشکیل حکومت های محلی
– تنظیم روابط تجاری داخلی
– برپایی انتخابات
– تائید اصلاحیه های قانون اساسی فدرال
– رسیدگی به بهداشت عمومی و رفتارهای اجتماعی
– اعمال قدرت و دفاع از موارد تصریح شده در قانون اساسی
بخشی از موارد منع شده توسط قانون اساسی برای نظام فدرالیسم نیز چنین است:

1. برا ی دولت فدرال:
– وضع مالیات برصادرات ایالتی با ایالت های دیگر
– تعیین «منشور حقوق» (Bill of Rlights)
– تغییر مرز جغرافیایی ایالت ها

2.برای دولت فدرال و دولت های ایالتی:
– نفی اصالت نجبا
– برقراری برده داری ( بر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد قانون اساسی، ایالات متحده، ایالات متحده آمریکا، بیمارستان ها Next Entries منابع پایان نامه درمورد ایالات متحده، قانون گذاری، قانون اساسی، ایالات متحده آمریکا