منابع پایان نامه درمورد عملکرد کارکنان، انتقال اطلاعات، دستور زبان

دانلود پایان نامه ارشد

كه بين همه مولفه‌هاي كيفيت زندگي كاري و عملكرد شغلي رابطه وجود دارد. ساعدي و همکاران نيز در تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند كه كيفيت زندگي كاري باعث ايجاد خشنودي شغلي در بين كاركنان مي‌شود و عملکرد شغلي را افزايش مي‌دهد.
تحقيقات انجام شده در زمينه عملکرد شغلي نشان مي‌‌دهند که بيشتر آن‌ها تاثير عوامل شخصيتي بر عملکرد را مورد بررسي قرار داده‌اند. تحقيقات اوليه که عوامل موثر بر عملکرد شغلي را بررسي مي‌کنند، در جدول 2-1 ليست شده‌اند.

جدول 2-1 عوامل موثر بر عملکرد شغلي
نويسنده
وجدان
مشوق انگيزشي
روابط سازماني
ثبات هيجاني
سرمايه اجتماعي
هوش هيجاني
کيفيت زندگي کاري
برون گرايي
گردش شغلي
آموزش
سازگاري
(اژه‌اي و همکاران، 1388)
*
*

(افجه و محمود زاده، 1390)

*

(ايليس و همکاران، 2007)

*

(باريك و مونت، 1991)
*

*

(برمن و همکاران، 2001)
*

(بندورا و همکاران، 2008)

*

(بيکر، 2000)

*

(جاميسون و جولي، 1991)

*

(جرجنسن و همکاران، 2005)

*

(جعفري‌قوشچي، 1385)

*

(چن و اشميت، 2002)
*

(خردمند و همكاران، 1389)

*

(دلويتز و هيگز، 2000)

*

(رابرتز و همکاران، 2005)
*

*

(رضازاده و صادقي، 1390)

*

(روحاني، ????)

*

(ساليوان، 2007)

*

(سجادي، 1387)

*

(سندرز، 2008)

*

*
(علامه، 1378)

*

(گاردنر و همكاران، 2004)

*

(گرين هاوس، 2003)

*

(گريو و همکاران، 2010)

*

(گل‌پرور و خاكسار، 1391)

*

(گلمن، 1998)

*

(گيوسو و همکاران، 2004)

*

(مارگينين و همکاران، 2006)

*

(ماير و همکاران، 2000)

*

(نيواسترام و ديويس، 2002)

*

(وارنر، 2001)

*

(هي يرپ، 2003)

*

به طور کلي برخلاف تحقيقات IS، تحقيقات مديريتي به طور عمده عملکرد شغلي را با استفاده از ديدگاه‌هاي نظري مختلف مانند، شخصيت ((Tett & Burnett 2003، ويژگي‌هاي شغلي (Fried & Ferris, 1987) و شبکه‌هاي اجتماعي (Sparrowe et.al, 2001; Cross & Cummings 2004) بررسي کرده‌اند. عليرغم پيشرفتهاي ايجاد شده در استفاده از هريک از اين ديدگاه‌هاي نظري، تعداد کمي از آنها نقش تکنولوژي را در توضيح عملکرد شغلي در نظر گرفته‌اند. درکل واضح است که تعدادکمي از تحقيقات IS و تحقيقات مديريتي، به نقش تکنولوژي در تاثير بر عملکرد کارکنان توجه زيادي نکرده‌اند. بنابراين، پژوهشي که بر توضيح عملکرد شغلي تاکيد کند ارزش تحقيق و بررسي خواهد داشت.

2-5 ارتباطات
ارتباطات، مبادله و درک اطلاعات است. هرنوع ارتباطي موجب مي‌شود که مديران و سازمان‌ها بتوانند عملکرد خوب و مناسبي داشته باشند. ارتباطات فرايندي پويا، پيوسته، برگشت ناپذير، تعاملي، محتوايي و پوياست، زيرا پيوسته از حالتي به حالتي ديگر تغيير مي‌كند.” پيوسته” است، زيرا هرگز متوقف نمي‌شود. “برگشت ناپذير” است، زيرا هنگامي كه پيامي را مي‌فرستيم، نمي‌توانيم آن را بي اثر سازيم.” تعاملي” است، زيرا پيوسته با خود و ديگران در تماس هستيم، “محتوايي (زمينه‌اي)” است، زيرا ارتباطات بستگي زيادي به تجربه کلي ما دارد. پيچيدگي ارتباطات ما را مجبور مي‌سازد که دانش و مهارت‌هاي لازم براي برقراري ارتباط را كسب نماييم و با محيط هماهنگ شويم (Berke & Chidambaram, 1999). ارتباطات سازماني فرآيند مبادله پيام‌هاي شفاهي، نوشتاري و غيركلامي در ميان افرادي است كه براي دستيابي به اهداف مشترك و انجام وظايف مشترك تلاش مي‌كنند (O’Hair et.al, 2002)
2-5-1 روابط آفلاين
تعاملات اجتماعي آفلاين در جهان فيزيکي همواره موضوع مهمي در جامعه شناسي بوده است (Manfred, 1979). روابط آفلاين به هرنوع ارتباط شفاهي يا چهره به چهره گفته مي‌شود (Zhang & Venkatesh, 2013). اين ارتباط بدون واسطه‌ بين فرستنده پيام و گيرنده‎ پيام ‎ايجاد مي‌شود. منظور از ارتباط چهره به چهره، ارتباطات شفاهي ميان‌فردي يا گروهي است. در اين نوع ارتباط پيام‌ها مستقيما بين دو فرد رد و بدل ‎مي‌شود. در گفتگوي چهره به چهره افراد از روش‌هاي مختلف ارتباطي مانند کلامي (تن صدا، بلندي صدا) و غيرکلامي (حرکت چشم‌ها، بيان صورت، حرکت دست‌ها و زبان بدن)، استفاده مي‌کنند. اين نشانه‌ها به جريان گفتگو کمک مي‌کنند، آغاز ارتباط را تسهيل مي‌کنند، بازخورد ايجاد مي‌کنند و معاني دقيقي را منتقل مي‌کنند. در نتيجه، گفتگوي چهره به چهره يک فرايند منظم است Warkentin, 1997)). زمانيکه افراد به صورت فيزيکي در نزديکي يکديگر قراردارند و در مبادله دوجانبه اطلاعات کلامي مشارکت مي‌کنند، روابط آفلاين افزايش مي‌يابند. همانند ديگر مکانيزم‌هاي ارتباطي، روابط رو در رو اجازه مبادله دانش کارکنان در ميان سازمان را مي‌دهند (Salis & Williams, 2008). با اين وجود تبادل دانش از طريق روابط رو در رو در مقايسه با ديگر ابزارهاي تسهيم اطلاعات، موثرتر مي‌باشد. روابط رو در رو به تشريک دانش ضمني منتهي مي‌شودRebernik & ?irec, 2007) ). در گفتگوي چهره به چهره‌ي معمول، وقفه کمي وجود دارد ((McGrath, 1990.
تعامل چهره به چهره الگوي اصلي ارتباط انساني است و ساير الگوهاي ارتباطي از آن سرچشمه مي‌گيرند. در ارتباطات چهره به چهره، هفت درصد معني از تعبير و تفسير و ادراک کلمات، حاصل مي‌شود، سي و هشت معني از راه ادراک افراد از صدا ( چگونگي بيان کلمات) انتقال مي‌يابد و حدود پنجاه و پنج درصد از تعبير علايم غير کلامي حاصل مي‌شود. هدايت پيام (کلمات، صدا و رفتارهاي غير کلامي) از طريق گرفتن بازخورد از کارکنان براي مدير لازم است، چراکه همواره ادراکات کارکنان موجب تحريک رفتار آن‌ها نمي‌شود، بلکه درک آن‌ها از پيام‌هايي که از مدير دريافت مي‌کنند، محرک رفتارشان است. روابط رو در رو يا تصويري، اغلب به ارتباطات موثرتر منتهي مي‌شوند، زيرا زمانيکه قابليت ديدن وجود دارد ايجاد دانش دوطرفه تسهيل مي‌شود (Veinott, 1999). ارتباطات رو در رو، اشارات مانند زبان بدن و صورت را منتقل مي‌کنند، تمرکز فرد را افزايش مي‌دهند، سوءتفاهم‌ها را برطرف مي‌کنند و در انتقال اطلاعات متني (مفهومي) خوب هستند (Becker- Beck et.al, 2005; Dennis et.al, 2008).
همزماني و آني بودن تعاملات از جمله ويژگي‌هاي تعامل چهره به چهره است. براساس ديدگاه (Arnold, 1998)، الگوي کنش ارتباطي با توجه به شاخص‌هاي شكل، محتوا، موضوع، پايداري، تعامل، دامنه، مخاطبان، هدف و جايگاه كنشگران تعريف مي‌شود. پژوهشگران ارتباط جمعي نشان داده‌اند که ابتکارات و اطلاعات از طريق شبکه‌ها، بين اشخاص در جامعه پخش مي‌شوند. اگرچه وسايل ارتباط جمعي نيز وجود دارند، اما انديشه‌ها و اطلاعات عملا از طريق شبکه‌هاي کلامي بين افراد پخش مي‌شوند. در فرايند انتشار دورن يک فرهنگ،‌ اغلب مردم زمينه تفکر مشترک را ايجاد مي‌کنند (Rabbins, 2005).
* ارتباطات کلامي: ارتباط کلامي شامل بحث وگفتگو، سخنراني‌ها، نمايش‌ها، ارتباطات بين فردي و بسياري از انواع ديگر ارتباطات است. در ارتباطات چهره به چهره زبان بدن و چگونگي صدا نقش مهمي را بر عهده دارد و ممکن است نسبت به محتواي درنظرگرفته شده تاثير بيشتري بر شنونده داشته باشد. کمک‌هاي بصري مي‌تواند به آسان کردن ارتباطات موثر کمک کند. ارتباطات شامل “??? زبان بدن، ?? ? تن صدا، ?? محتواي کلمات” است. در ارتباط کلامي، با استفاده از زبان که متشکل از لفظ و معنا و دستور زبان است، اطلاعات منتقل مي‌شوند. براي بيان فکر، کلمه‌ها براساس قوانين دستوري مرتب مي‌شوند در نتيجه بخش‌هاي مختلف يک گفتار داراي ترتيب مناسبي مي‌شود، سپس پيام به شکل شفاهي يا کتبي منتقل مي‌گردد (فيضي،1386).
* ارتباطات غيرکلامي: ارتباطات غير کلامي مهمترين بخش ارتباط ميان فردي را تشکيل مي دهد . ارتباط غير کلامي به دامنه وسيعي از پديده‌ها، از بيان چهره و اشاره گرفته تا مد، و از وضعيت نمادي گرفته تا تئاتر ، موسيقي و پانتوميم گفته مي شود (باستاني، 1386). در ارتباطات غيرکلامي اطلاعات بدون استفاده از کلمات، با ايما و اشاره و رفتار منتقل مي‌شوند. اشاره غيرکلامي بيش از نود درصد احساس پيام را در خود دارد. به همين جهت اين اشاره‌ها نسبت به ارتباطات کلامي تاثير بيشتري دارند. در واقع، وقتي که دو نوع پيام کلامي و غيرکلامي با هم در تعارض باشند، افراد به پيام غيرکلامي اعتقاد بيشتري دارند. اشاره‌هاي غيرکلامي تنوع زيادي دارند و مديران با مشاهده و تعبير و تفسير آن‌ها به طور دقيق مي‌توانند مطالب زيادي درباره معاني پيام و همچنين فرستندگان پيام‌ها دريافت کنند. با وجود اين، اشاره‌هاي مختلف در فرهنگ‌هاي گوناگون متفاوت هستند، به همين جهت ممکن است به درستي فهميده و يا به طور صحيح تعبير و تفسير نشوند (فيضي، 1386). روابط غيرکلامي تحت تاثير عوامل دروني مانند احساسات و شخصيت و عوامل بيروني همچون حضور ديگران و پاسخ‌هاي آنها قرار دارد (Huang & Gratch, 2013). ارتباط غيرکلامي به طور معمول با حرکات سر و صورت، نوع نشستن و ايستادن، طنين صدا، حالت چهره، حالت نگاه، نوع لباس پوشيدن و وضع ظاهر و مانند آنها برقرار مي‌شود (فيضي، 1386).

* ارتباط مستقيم و ارتباط غيرمستقيم: ارتباط مستقيم يا چهره به چهره ارتباطي است که بدون واسطه بين شخص فرستنده پيام وگيرنده پيام ايجاد مي‌شود. به اين دليل که در ارتباط مستقيم، پيام مستقيماً بين دو فرد مبادله مي‌شود، معمولاً فرستنده و گيرنده پيام مي‌توانند نقش خود را به نوبت تغيير دهند. ارتباط غيرمستقيم يا با واسطه، چهره به چهره نيست و جنبه شخصي ندارد. در ارتباط غيرمستقيم، فرستنده پيام و گيرنده پيام يکديگر را نمي‌شناسند (سيدعباس زاده، 1374).
زماني که گيرنده تنها کسي باشد که پيام ارسالي فرستنده را دريافت مي‌کند، ارتباط مستقيم صورت گرفته است ولي هنگامي که پيام، بعد از طي يک يا چند گيرنده به وي برسد ارتباط غير مستقيم برقرار شده است. بديهي است در شرايط مساوي، دقت پيام غيرمستقيم به مراتب کمتر است و اين کاهش با افزايش تعداد منابع گيرنده بيشتر مي‌شود (سيدعباس زاده، 1374).
به منظور درک بيشتر تمايز بين ارتباطات مستقيم و غير مستقيم آن را با استفاده از مثالي از يک شبکه ارتباطي محيط کاري کوچک متشکل از شش نفر نشان مي‌دهيم. در شکل 1-2 خط بين دو نفر ارتباط بين اين دو را نشان مي‌دهد. ارتباط مي‌تواند يکطرفه (با پيکان يک سويه نشان داده مي‌شود) و يا دو طرفه (با پيکان دوسويه نشان داده مي‌شود) باشد. هنگامي که انتقال پيام از فرستنده شروع و به گيرنده ختم شود و گيرنده، عکس العملي نشان ندهد، ارتباط را يک طرفه مي‌گويند. مانند ارتباط از طريق روزنامه و تلويزيون، درحالي که در ارتباط دو طرفه نقش فرستنده و گيرنده در جريان ارتباط به طور مداوم عوض مي‌شود. ارتباط دو طرفه معمولاً موثرتر از ارتباط يک طرفه است (شعباني، 1382).
در شکل زير تريسي و جيمز با پيکان يک سويه متصل شده‌اند که از طرف تريسي به سمت جيمز است و نشان مي‌دهد که تريسي ارتباط را آغاز کرده است. تريسي و تني با پيکان دوسويه متصل‌اند که نشان مي‌دهد هر دو آنها ارتباط را آغاز کرده‌اند. اگر شان نياز به ارتباط با تريسي دارد، مي‌تواند به صورت مستقيم و يا از طريق تني و همچنين تني و فرانک با او ارتباط برقرار کند. اگر تني مي‌خواهد با جو ارتباط برقرار کند، اين ارتباط بايد از طريق تريسي و جيمز باشد، به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد عزت نفس، بهبود عملکرد، عملکرد سازمان Next Entries منابع پایان نامه درمورد انتقال دانش، انتقال اطلاعات