منابع پایان نامه درمورد عاطفه منفی، مصرف مواد، سوگیری، سوگیری توجه

دانلود پایان نامه ارشد

دهند، شروع ولع های مواد را تجربه می کنند(بک، رایت، نیومن، و لیس، 1380).
ویکلر134 (1948)، اولین کسی بود که نظریه شرطی شدن135 را در زمینه ولعی مصرف ارائه کرد (باوی، 1388).به اعتقاد وی، محرک های شرطی معین (نشانه ها)،می توانند پاسخی شرطی ایجاد نمایند که نشانگان محرومیت را تقلید کند. این نشانگان شرطی شده می تواند برای رهایی شخص از علائم محرومیت، منجر به مصرف دوباره مواد و بازگشت شود. این الگو مجدداً توسط دروماند136، کوپر137 و گلاتیر138 (1990) که تصویر و بوی نوشیدنی های الکلی را برای ایجاد ولعی مصرف به کار می بردند، بازبینی شد. بررسی های آنان تفکیک دو نوع ولعی مصرف را در پی داشت: ولعی مصرف به عنوان پاسخی به یک محرک شرطی و ولع مصرف به عنوان بخشی از نشانگان ترک که غیر شرطی می باشد. آنچه در بالا گفته شد از نوع شرطي‌شدن عامل بود؛ اما ممكن است شرطي‌شدن كلاسيك (پاولفي) نيز در مصرف‌كنندگان مواد ديده شود.بدين شكل كه رفتارهاي جستجوگرانه (ولع) و يا علائم ترك نسبت به محرك هاي محيطي يا دروني شرطي شوند. بنابراین، هرگاه فردي كه مدت زيادي است مواد شبه‌افيوني، نيكوتين، الكل و يا مواد ديگر را كنار گذاشته است وقتي در معرض محرك هاي محيطي كه قبلاً با مصرف يا ترك مواد مرتبط بوده‌اند قرار مي‌گيرد، دچار ترك شرطي، ولعی شرطي، يا هر دو مي‌شود. البته ولع لزوماً همراه با علائم ترك نيست. مشاهده وسايل مصرف139 مثل سرنگ و سوزن، بطري الكل يا بسته سيگار مي‌تواند اين حالت را بوجود بياورد. بيشترين ولع زماني‌ است كه مواد در دسترس باشند؛ مثلاً هنگامي كه فرد ديگري در حال مصرف هروئين يا كشيدن سيگار باشد يا دوستي به وي مواد را تعارف كند. به نظر برخي محققان، نشانه‌هاي يادآور خاطرات سرخوشي‌آور بيش از علائم ترك باعث ولع و عود مي‌شوند(باقری یزدی و همکاران، 1384).
با توجه به نقش پردازش های شناختی در فرآیند ولع مصرف، مارلات140 و گوردون141 (1985)،نظریه “یادگیری اجتماعی شناختی142” یا نظریه “انتظار پیامد” را مطرح کردند. در نظریه آن ها، تعاملی میان پیامدهای مثبت (کسب لذت و کاهش درد) و پیامدهای منفی (ناراحتی، از دست دادن کار و مشکلات خانوادگی) شکل می گیرد و در نهایت فرد یکی از این دو را برمی گزیند. در این نظریه،ولع مصرف به عنوان “میل به تجربه اثرات تقویت کننده مواد” تعریف می شود، بنابراین ولعی مصرف یک پاسخ شرطی شده است که توسط محرک مربوط به مواد، همراه با تجربه یک لذت پیشین، زنده خواهد شد (اختیاری و دیگران، 1387د).
بسياري از سوء مصرف کنندگان، ولع مصرف را تمايل براي مصرف مواد تعريف مي نمايند. بعضي ديگر از آنها ولع مصرف را يك وضعيت روان شناختي طلب مواد مي دانند كه انگيزه مصرف مواد را ايجاد مي نمايد.در این چارچوب، دو فرایند فرض شده است:
1. شرطی سازی از طریق فراخوانی محرک مرتبط با خشنودی قبلی.
2. فرایند شناختی مرتبط با خشنودی پیش بینی شده (برای مثال، انتظارات فرد برای اثرات لذت بخش فوری الکل).
حتی با وجود به کار گرفتن روش های کنترل محرک مؤثر و متعادل تر کردن سبک زندگی، سوء مصرف کنندگان به طور کامل نمی توانند از تجربۀ ولع ها،برای مصرف اجتناب کنند. بنابراین، یک جنبۀ مهم مدل پیشگیری از عود،آموزش پیش بینی واکنش ها و پذیرش آنها به عنوان پاسخ شرطی شدۀ طبیعی، به یک محرک خارجی به کسانی است که قصد ترک مواد را دارند. براساس این رویکرد،مراجع با وجود ولعی مصرف یا مرور آن،نمی تواند تمایلش به مصرف را شناسایی کند. در واقع، مراجع یاد گرفته است که ولع را به عنوان پاسخ هیجانی یا فیزیولوژیکی به یک محرک خارجی در محیطش که قبلاً با مصرف سنگین او مرتبط بوده، مانند سگ پاولف که بزاق دهانش نسبت به صدای زنگ که قبلاً با غذا همراه بود و نشانی از آن داشت، ادامه یافته، طبقه بندی و شرطی می شود(مارلات و گوردون 1985، به نقل از قربانی، 1387).
بررسی ها نشان داده اند که ولع، توجه را در افراد وابسته مختل می نماید (کیدا-بنیتو143و تیفانی، 1996؛ سایت و هوفورد144، 1994؛ سایت، مونتی145 و روهنسو146 به نقل از رحمانیان و همکاران 1385). سوگیری147 توجه به عنوان مولفه شناختی ولع در نظر گرفته می شود و یا ممکن است مسئول ولع باشد (واترز و فیرابند148، 2000؛ لانگ، برادلی و کوتبرت149، 1998 به نقل از رحمانیان و همکاران 1385). سوگیری توجه ممکن است از سه راه در مصرف مواد و عود دخالت کند. نخست، ثبات رفتارهای اعتیادی ممکن است نتیجه افزایش آگاهی از حضور نشانه های مربوط به مواد در محیط باشد. این فرآیند خودکار باعث می شود که این نشانه ها زودتر پردازش شوند. دوم، زمانی که نشانه های مربوط به مواد در محیط وجود داشته باشند، به طور خودکار پردازش می شوند و دوری کردن توجه از این نشانه ها دشوار است. سوم، محدودیت ظرفیت توجه و تمرکز خودکار روی نشانه های مربوط به مواد، اختلال در پردازش سایر نشانه ها را در محیط کار در پی دارد (فرانکن150، 2003 به نقل از رحمانیان و همکاران 1385).سوگیری توجه نسبت به نشانه های مربوط به مواد می تواند فرآیند اجباری مواد را به دنبال داشته باشد(فرانکن، کورون، ورس، و جانسن، 2000 ). همچنین سوگیری توجه نسبت به محرک های مربوط به مواد، هیجان مصرف مواد را افزایش می دهد (فرانکن، کورون، ورس، و جانسن، 2000 ).
نقش پروسه هاى توجهى در رفتارهاى اعتيادی از برخى جهات با مدل پردازش شناختى تيفانی مطابقت دارد (تيفانی، 1990). تيفانى مطرح كرده است كه رفتار سوء مصرف مواد در سوء مصرف كنندگان به طور عمده توسط پروسه هاى اتوماتيك كنترل مى گردد. طبق مدل تيفانى ولعی مصرف يك پردازش شناختى غير اتوماتيك است كه تنها در اثر تداخل رفتار اتوماتيك مصرف مواد فعال می گردد (حسنی ابهریان و اختیاری، 1387).
با توجه به این که هریک از انواع روش های مصرف و مواد مورد سوء مصرف، با شرایط و ویژگی های محيطي و رواني ويژه ای همراه می باشند، نشانه هایی که برای مصرف کنندگان گوناگون، ایجاد ولع می کنند، نیز متفاوت هستند. از این رو شناسایی و بررسی این نشانه ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در چنین حالتی، برخی محققان (کاتر151 و تیفانی152؛ 1999) بر اهمیت به کارگیری “الگوی بازفعال سازی نشانه153” در بیماران معتاد به مواد تأکید دارند. فرض اساسی بررسی های باز فعال سازی نشانه، این است که الگوی پاسخ ها به محرک های القاء کننده ولع مصرف، به عنوان عملکردی از تجربیات اولیه هر فرد با آن محرک، در افراد و شرایط گوناگون، متفاوت و متنوع است. تفاوت ها در واکنش به محرک های مربوط به دارو، احتمالاً از تجربیات شرطی شدن ایجاد می شوند از اين رو فرض بر اين است كه ميزان بازفعال سازي و نوع نشانه محرك، ناشي از تاريخچه مصرف دارو مي باشد(مکری، اختیاری، عدالتی و گنجگاهی، الف1387).
معرفي عواطف
مجموعه ای از حالات مانند، خشم، تنفر، شادی، عشق، اندوه، آرزو، ترس و… احساسات هر فرد را تشکیل مي‌دهند. همچنین عواطف، گرایش‌ها و احساساتی است که توجّه انسان را از خود به نفع غیر معطوف مي‌دارد. عواطف، استعدادی است فطری و از سرمایه‌های مهم آدمي ‌است که در تربیت و کسب فضایل، نقشی اساسی ایفا مي‌کند. زندگی انسان از حرارت عواطف گرم مي‌گردد. احساسات و عواطف انسانی، زندگی را غنی و پربار ساخته، آن را قابل تحمّل نموده، از یک نواختی بیرون مي‌آورد (اسماعيلي يزدي، 1383).
عواطف، يكي از جنبه‌هاي رفتار انسان است كه نقش مهمي در زندگي انسانها دارد. بدون عواطف، زندگي بشر تقريباً خسته كننده و بي معني مي شود . انسان از طريق، همين عواطف است كه دنيا را پر از معني و سرشار از احساسات در مي يابد (هريس، 1380).
عواطف، بخشي اساسي از نظام پوياي شخصيت آدمي است. ويژگي‌ها و تغييرات عواطف، چگونگي برقراري ارتباط عاطفي و درك و تفسير عواطف ديگران، نقش مهمي در رشد، سازمان شخصيت، تحول اخلاقي، روابط اجتماعي، شكل گيري هويت و مفهوم خود دارد(لطف آبادي، 1380).
واتسون وكلارك(1988) عواطف را به دو بعد عاطفي پايه تقسيم بندي مي‌كنند. يكي عاطفة منفي است. بدين معني كه شخص تا چه ميزان احساس ناخرسندي و ناخوشايندي مي‌كند. عاطفة منفي يك بعد عمومي از يأس دروني و عدم اشتغال به كار لذت بخش است كه به دنبال آن حالت‌هاي خلقي اجتنابي از قبيل خشم، غم، تنفر، حقارت، احساس گناه، ترس و عصبانيت پديد مي‌آيد. بعد عاطفي دوم، عاطفة مثبت است كه حالتي از انرژي فعال، تمركز زياد و اشتغال به كار لذت بخش مي‌باشد. عاطفة مثبت در برگيرندة طيف گسترده‌اي از حالت‌هاي خلقي مثبت از جمله شادي، احساس توانمندي، شور و شوق، تمايل، علاقه و اعتماد به نفس است.
عاطفه منفی
عاطفه منفی154 با حالت‌ها و خلق و خو‌های احساسی منفی از قبیل شرم، عصبانیت و ترس همبستگی نزدیکی دارد (واتسون و كلارك، تله گن، 1988). افرادی که عواطف منفی بالایی دارند، رفتار‌های کاری غیر بهره وری از جمله رفتار‌های تهاجمی و توهین آمیز نسبت به همکاران، خراب کاری، سرقت و هدر دادن وقت از خود بروز مي‌دهند (داگلاس و مارتینکو155، 2001).
یافته‌ها نشان مي‌دهد که افراد ( با عاطفه منفی بالا) ممکن است از تاکتیک ارعاب و تهدید استفاده کنند و همچنین عصبانیت و عصبی بودن (یعنی یک مفهوم موازی با عاطفه منفی) رابطه مثبت معنی داری با به کار گیری رفتار‌های پی رفت و واپس زده دارد (باس156، گومز157، هيكنز158، لاترباچ159، 1987).
عاطفه منفی یک بعد عمومی از یاس درونی و عدم اشتغال به کار لذت بخش است که به دنبال آن حالت‌های خلقی اجتنابی از قبیل خشم، غم و تنفر، حقارت و … پدید مي‌آیند. همچنین عاطفه منفی بیانگر مشغولیت ناخوشایند و احساس تحریک پذیری در برابر آرمیدگی است. عاطفه منفی بالا به صورت احساس ناخوشنودی، تحریک پذیری و عصبانیت وجود دارد. سیستم عاطفه منفی نیز برای خودش مبنای عصبی دارد و مسیر‌های ناقل عصبی در آنها سروتونین و آدرنالین است. انتظار رویداد‌های ناخوشایند این مسیر‌ها را فعال مي‌کند. وقتی عاطفه منفی افراد پایین است معمولا احساس مي‌کنند آرام و آرمیده هستند. عاطفه منفی بیانگر سیستم انگیزشی آزارنده است که تنبیه آن را بر مي‌انگیزد و اصولا عاطفه منفی و خلق ناخوش به رفتار اجتنابی کمک مي‌کند. عاطفه منفی بر طبق چرخه خواب،بیداری، نوسان و تغییر قابل توجهی ندارد(آرگام160، 2011).
عاطفه مثبت161
به نظر مي‌رسد در اغلب مردم، اين احساس وجود دارد كه عاطفه (احساسات، هيجان) مي‌تواند بر فرايند تصميم گيري، و تفكّر آن‌ها، دست كم، در شرايط و رويدادهاي معيّن اثر بگذارد. به هرحال، معمولا اين گونه است كه چنين تأثيري گاهي خلاف قاعده و غيرمعمول بوده و فقط احساسات قوي و نادر از چنين اثري برخوردارند و غالباً فقط احساسات منفي مانند خشم، غم و اندوه، يا ترس بر فرايند فكركردن تأثير مي‌گذارند. علاوه بر اين، بيشتر مردم ظاهراً وقتي عاطفه در فرايندهاي تصميم گيري آن‌ها وارد مي‌شود، تأثيراتي مُخرّب بر جاي مي‌گذارد و تصميم‌هاي آن‌ها را غير عقلاني مي‌سازد و با تصميم‌هاي آن‌ها در حالت عادي فرق دارد. جالب است كه تحقيقات فراوان و رو به افزايش نشان مي‌دهند كه حتي حالات ملايم و مثبت عاطفي به طور مشخص مي‌توانند بر فرايند تفكّر روزمرّه اثر بگذارند، و قاعدتاً اين گونه عمل مي‌كنند.براي نمونه، مشخص شده كه حضور احساسات مثبت نشانه اطلاعات مثبت در حافظه است؛ زيرا دست رسي به چنين تفكراتي را آسان‌تر مي‌كند و بنابراين، آن را مناسب تر مي‌سازد، به گونه‌اي كه اطلاعات مثبت به ذهن وارد خواهند شد(ايزن162، 2001). اين امر بيانگر اين حقيقت است كه اطلاعات در ذهن سازمان دهي شده و بر حسب ويژگي عاطفي مثبتشان قابل دست رسي اند و مردم به طور خودجوش، از عاطفه مثبت به عنوان شيوه‌اي براي سامان دهي تفكراتشان استفاده مي‌كنند. بنابراين،شواهد حاكي از آنند كه جداي از وجود تأثير نادر بر فرايندهاي تفكر،احساسات مثبت عمومي به طور بنيادي درگير سازمان شناختي و فرايندسازي هستند. عاطفه مثبت حالتی از انرژی فعال، تمرکز

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مصرف مواد، مصرف کنندگان، روانشناسی، نوروسایکولوژی Next Entries منابع پایان نامه درمورد پیش آزمون، جمعیت شناختی، عاطفه مثبت، انحراف معیار