منابع پایان نامه درمورد شیعه امامی

دانلود پایان نامه ارشد

اوست، به درستی که تو روز قیامت، مردانی را از حوضم با شاخه‌ای تمشک دور می‌کنی. همان‌گونه که شتر گم‌شده را از آب دور می‌کنند. گویی که جایگاه تو را در کنار حوضم می‌نگرم.
ابن عساکر حدیث منزلت را به طور مفصل74 با روایات مختلفی از اسماء، ام سلمه، ابوالفیل، حسن بن علی حلوانی، مالک بن حویرث، شهریار، از سلیمان بن احمد طبرانی، حبشی بن جناده، زید بن ابی اوفی، انس( بن مالک)، جابر بن سمره، براء وزید، احمد بن محمد بن ابراهیم، ابو سعید خدری، ابو هریره، معاویه، عبدالله بن جعفر، ابن عباس، علی، عمر بن خطاب و… نقل کرده است.75
روایت نَسائی‏
احمد بن شعیب نَسائی، حدیث منزلت را این‌گونه نقل می‏کند:
بسر بن هلال بصری از جفر –که ابن سلیمان است- از حرب بن شداد، از قتاده، از سعید بن مسیب از سعد ان ابی وقاص که گفت: رسول خدا به جنگ تبوک رفت و علی را در مدینه جا گذاشت. درباره‌اش گفتند: از او دل‌تنگ شد و هم‌صحبتی او را خوش نداشت. علی دنبال پیامبر رفت تا در راه به ایشان رسید. گفت: ای رسول خدا! مرا در مدینه با کودکان و زنان جا گذاشی؟ تا این که گفتند: از او دل‌تنگ شد و هم صحبتی او را دوست نداشت؟ پیامبر به او فرمود: ای علی جز ان نیست که تو را بر خانواده‌ام جا گذاشتم. آیا راضی نمی‌شوی که نسبت به من در مقام خارون نسبت به موسی باشی جز این‌که پس از من پیامبری نیست.76
و یا در روایتی دیگر، نسائی در کتاب الخصائص این‌گونه می‌آورد:
محمد بن مثنی، از ابوبکر حنفی، از بکر بن مسمار، از عامر بن سعد که می‌گفت: معاویه به سعد ابن ابی وقاص گفت: چه چیز تو را از دشنام دادن فرزند ابی طالب باز داشت؟ گفت: او را دشنام نمی‌دهم به این جهت که رسول خدا درباره‌ی او سه خصلت بیان رمود که اگر یکی از ن‌ها را داشتم، برایم از شتران سرخ‌موی دوست‌داشتنی‌تر بود. او را دشنام نمی‌دهم از آن جهت که به یاد آورم وقتی بر ایشان وحی نازل شد، علی و دو فرزند ش را در بر گرفت و زیر پیراهنش وارد کرد و فرمود: پروردگارا، اینان اهل من و خانواده‌ی من هستند. او را دشنام نمی‌دهم به ین جهت که هنگامی که در جنگ تبوک او را جا گذاشت، علی گفت: مرا با زنان و کودکان جا گذاشتی؟ فرمود: آیا راضی نمی‌شوی که نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسی باشی، جز این‌که پس از من نبوتی نیست؟ او را دشنام نمی‌دهم از آن جهت که روز خیبر را به یاد آوردم. آن‌گاه که رسول خدا فرمود: به یقین پرچم را به دست مردی می‌دهم که خداوند و رسولش او را دوست می‌دارند و او خداوند و رسولش را دوست می‌دارد و خداوند بر دستان پیروزی بخشید. ما گردن‌کشی کردیم. فرمود: علی کجاست؟ گفته شد: چشم درد دارد. فرمود: او را بخوانید.او را حاضر کردند. در چشمانش آب دهان انداخت. سپس پرچم را به او داد و خداوند بر دستانش پیروزی بخشید. گفت: به خدا سوگند، معاویه حرفی با او نزد تا این‌که از مدینه خارج شد.77
روایت سیوطی‏
سیوطی حدیث منزل را این‌گونه نقل می‏کند:
بخاری و مسلم از سعد بن وقاص نقل کرده‌اند که رسول خدا در جنگ تبوک، علی بن ابی طالب را به جای خود گماشت. گفت: ای رسول خدا مرابا زنان و کودکان به جای خود می‌گذاری؟ فرمود: آیا راضی نمی‌شوی که نسبت به من در جایگاه هارون نسبت به موسی باشی غیر از این‌که پس از من، پیامبری نیست؟
احمد و بزار آن را از حدیث ابو سعید خدری آورده و طبرانی از حدیث به اسماء بنت عمیس، ام سلمه، حبشی بن جناده، ابن عمر، ابن عباس، جابر بن سمره، براء بن عازب و زید بن از قم نقل کرده‌اند.
روایت ابن کثیر
ابن کثیر نیز این حدیث را در تاریخ‏ خود چنین آورده است که حضرتش فرمود:
أو ما ترضی أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسی إلّا النبوّة؟78
آیا خشنود نمی‏شوی که برای من به منزله هارون برای موسی باشی مگر در پیامبری؟
شایان ذکر است که در این روایات سه تعبیر آمده است:
1) «إلا النبوة»؛ مگر در پیامبری.
2) «إلا أنک لست بنبی»؛ جز آن که تو پیامبر نیستی.
3) «إلا أنه لا نبی بعدی»؛ مگر آن که پس از من پیامبری نیست.
بدیهی است که بین این تعابیر تفاوت بسیاری وجود دارد.
ابن کثیر بعد از نقل این حدیث می‏گوید: سند این حدیث صحیح است؛ ولی کتاب‏هایی که به احادیث صحیح پرداخته‏اند این حدیث را نقل نکرده‏اند.
هم‌چنین ابن کثیر در تاریخ‏ خود، در ضمن حدیث معاویه و سعد نقل می‏کند که روزی معاویه در نزد جمعی بر علی دشنام می‏داد!
سعد به او گفت: به خدا سوگند! اگر من دارای یکی از سه خصوصیتی که او دارد بودم، برای من از آن چه آفتاب بر آن می‏تابد دوست داشتنی‏تر بود….
سپس حدیث منزلت را به عنوان یکی از آن سه خصوصیت ذکر کرد.79
گوناگونی الفاظ روایت
همانطورکه در منابع اهل بیت و اهل سنت مشاهده شد حدیث منزلت با الفاظ مختلفی نقل شده است اما درعین حال از نظرمعنا همه متحد است وجمله‌ی بمنزله هارون من موسی نیزدر همه منابع یکسان است. در این منابع روایت با یکی از واژه‌های أما، والا، و أنت ویا علی… آغاز شده است تفاوت لفظی نشان می‌دهد حدیث نقل به معنا است. البته از نظر مفهومی تفاوت ماهوی به چشم نمی‌آید. هیچ کدام خلاف همدیگرنیستند زیرا قرینه‌ی لفظیه و حالیه دلالت بر یک مطلب دارد:
وجود حضرت امیر مؤمنان وزیر و خلیفه پیامبر اسلام است. کلمات میانی حدیث با جمله‌هایی چون ترضی، ان تکون منی، بمنزله هارون من موسی ادامه پیدا کرده است. جمله‌های پایانی حدیث هم با لا نبی بعدی، یا لا نبوه بعدی، یا الا انک لست بنبی یا الا وانت خلیفتی، انت ولیی فی کل مؤمن بعدی می‌باشد.
راویان حدیث منزلت‏
پیش از آن که به بررسی طرق و موارد بیان حدیث منزلت بپردازیم، اسامی برخی از اصحاب پیامبر که این حدیث را روایت کرده‏اند می‏آوریم.
حدیث منزلت را تعداد قابل توجهی از اصحاب رسول خدا نقل کرده‌اند که از جمله‌ی آن‌ها:80
1) امیر مؤمنان علی‏
در رأس راویان این حدیث از اصحاب پیامبر اکرم‏‏، نام امیر مؤمنان علی‏‏ می‏درخشد.
هم‌چنین این حدیث را این عده‏ای از صحابه نقل کرده‏اند که عبارتند از:
2) عبدالله بن عباس؛
3) جابر بن عبدالله انصاری؛
4) عبدالله بن مسعود؛
5) سعد بن ابی وَقاص؛
6) عمر بن خطاب؛
7) ابو سعید خُدری؛
8) براء بن عازب؛
9) جابر بن سمره؛
10) ابو هریره؛
11) مالک بن حویرث؛
12) زید بن ارقم؛
13) ابو رافع؛
14) حذیفة بن أسید؛
15) انس بن مالک؛
16) عبدالله بن ابی اوفی‏؛
17) ابو ایوب انصاری؛
18) عقیل بن ابی طالب؛
19) حُبشی بن جناده؛
20. معاویة بن ابی سُفیان.
از راویان این حدیث، زنان اصحاب نیز هستند که عبارتند از:
1) ام المؤمنین ام سلمه (که رضوان خدا بر او باد)؛
2) اسماء بنت عمیس.
تواتر حدیث منزلت
بیش از سی نفر از صحابه این حدیث را روایت کرده‏اند. شاید مجموع راویان مرد و زن از صحابه، تا چهل نفر نیز برسد.
ابن عبدالبر در کتاب‏ الاستیعاب‏ درباره‌ی حدیث منزلت می‏نویسد: این حدیث از معتبرترین و صحیح‏ترین روایات است. وی در ادامه می‏افزاید: حدیث سعد بن ابی وَقاص با سندهای بسیاری نقل شده است. آن گاه ابن عبدالبر عده‏ای از اصحابی که این حدیث را روایت کرده‏اند نام برده و در پایان می‏گوید: البته گروه دیگری نیز این حدیث را روایت کرده‏اند که ذکر اسامی آن‌ها به درازا می‏کشد.81 مزی نیز در تهذیب الکمال‏ به این حدیث اشاره کرده و در شرح حال امیر مؤمنان علی‏‏ همین‌گونه اظهار نظر می‏کند.82
حافظ ابن عساکر نیز در موارد بسیاری از تاریخ مدینة دمشق‏، به هنگام شرح حال امیر مؤمنان علی‏‏، طرق و سندهای این حدیث را از حدود بیست صحابی ذکر می‏کند.83
هم‌چنین حافظ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری‏، پس از آن که عده‏ای از صحابه‏ای که این حدیث را نقل کرده‏اند نام می‏برد، متن روایات گروهی از آن‌ها را نقل می‏کند و می‏گوید: ابن عساکر در ضمن شرح حال علی‏‏، تمامی طُرُق حدیث منزلت را ذکر کرده است.84
بنابراین، حدیث منزلت افزون بر این که نزد اندیشمندان شیعه امامیه متواتر است، در نزد اهل سنت نیز از احادیث صحیح، معروف و مشهور است؛ بلکه نزد آنان نیز از احادیث متواتر به شمار می‏آید. حاکم نیشابوری در این زمینه گوید: حدیث منزلت به حد تواتر رسیده است.85 هم‌چنان که حافظ جلال الدین سیوطی نیز این حدیث را در کتاب‏ قطف الأزهار المتناثره فی الأخبار المتواتره‏-86 که در بیان احادیث متواتر است- نقل می‏کند.
از طرفی شیخ علی متقی هندی نیز در کتاب‏ قطف الأزهار المتناثره فی الأخبار المتواتره‏ در نقل این حدیث از سیوطی پیروی کرده است.
و از کسانی که به تواتر این حدیث اعتراف کرده، شاه ولی الله دهلوی محدث دیار هند است. او این مطلب را در کتاب‏ ازالة الخفاء فی سیرة الخلفاء آورده است.
مشهورترین راویان حدیث منزلت
بیش‌تر بزرگان و دانشوران اهل سنت در قرون مختلف، حدیث منزلت را روایت کرده‌اند. آیت‌الله حسینی میلانی در کتاب نفحات الأزهار خود، نام این راویان را که به بیش از 80 نفر رسیده را به ترتیب زمان، بدین‌گونه نقل می‌کند.87
1) محمدبن‏اسحاق، نویسنده «السیرة» (151).88
2) ابوداوود سلیمان‏بن‏داوود طیالسی، (204).
3) محمدبن‏سعد، نویسنده «الطبقات الکبری» (230).
4) ابوبکر عبدالله‏ بن محمد بن أبی‏شیبه‏ی عبسی، (235).
5) احمد بن محمدبن‏حنبل شیبانی (241).
6) محمدبن‏اسماعیل بخاری، نویسنده «الصحیح» (256).
7) ابوعلی حسن‏بن‏عرفه‏ی عبدی (257).
8) مسلم‏بن‏حجاج نیشابوری، نویسنده «الصحیح» (261).
9) محمد بن یزید بن ماجه‏ی قزوینی، نویسنده «السنن» (273).
10) ابوحاتم محمدبن‏حبان بستی، (354).
11) محمد بن عیسی ترمذی، نویسنده «الصحیح» (279).
12) احمد بن أبوخیثمه، زهیربن‏حرب، (279).
13) عبدالله‏ بن احمدبن‏حنبل (291).
14) احمد بن عمرو بن عبدالخالق بزار، (292).
15) احمد بن شعیب نسایی، نویسنده «السنن» (303).
16) ابویعلی احمد بن علی موصلی، (307).
17) محمد بن جریر طبری، (310).
18) أبوعوانه یعقوب‏ بن اسحاق اسفراینی (316).
19) ابوالشیخ اصفهانی، عبدالله‏ بن جعفر، (369).
20) ابوالقاسم سلیمان‏ بن احمد طبرانی، (360).
21) محمد بن عبدالرحمان مخلص ذهبی، (393).
22) ابوبکر محمد بن جعفر مطیری، (335).
23) ابواللیث نصر بن محمد سمرقندی، (376).
24) حسن‏ بن بدر (قرن 4).
25) ابوعبدالله حاکم، محمد بن عبدالله نیشابوری، نویسنده «المستدرک» (405).
26) ابوسعد عبدالملک بن محمد خرگوشی، (407).
27) ابوبکر احمد بن عبدالرحمان، نویسنده کتاب «الألقاب» (407).
28) ابوبکر احمد بن موسی‏ بن مردویه اصفهانی، (410).
29) ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، (430).
30) اسماعیل‏ بن علی رازی معروف به «ابن‏السمان»، (445).
31) ابوالقاسم علی‏ بن محسن تنوخی، (447).
32) ابوبکر احمد بن علی‏ بن ثابت، خطیب بغدادی، (463).
33) ابوعمر یوسف‏ بن عبدالله معروف به «ابن‏عبدالبر» (463).
34) ابوالحسن علی‏ بن محمد جلابی، معروف به «ابن‏المغازلی» (483).
35) شیرویه‏ بن شهردار دیلمی، (509).
36) حسین‏ بن مسعود فراء بغوی، ملقب به «محیی السنة» (516).
37) رزین‏ بن معاویه عبدری، (535).
38) ابومحمد احمد بن محمد بن علی عاصمی (قرن 6).
39) عمربن‏محمد بن خضر اردبیلی معروف به «الملا» (قرن 6).
40) ابوالقاسم علی‏بن‏حسن، معروف به «ابن‏العساکر» (573).
41) ابوطاهر احمد بن محمد بن سلفة اصفهانی، (576).
42) ابوالمؤید، موفق‏ بن احمد مکی مشهور به «اخطب خوارزم» (568).
43) سعدالدین ابوحامد محمود بن محمد صالحانی، (612).
44) محمد بن عمر فخر رازی، (606).
45) ابوالسعادات، مبارک‏ بن محمد، معروف به «ابن‏اثیر»

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد علامه مجلسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد دوران جاهلیت، امام سجاد