منابع پایان نامه درمورد سیاست خارجی، ایالات متحده، سیاست خارجی آمریکا، واقع گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

از اینکه در چه سطحی یا موقعیتی باشند در حیطه‌های ذکر شده اتفاق‌نظر دارند.
هر فردی که به مقام ریاست‌جمهوری آمریکا دست یابد به لحاظ اینکه در بطن این اجماع به صعود توفیق یافته است پرواضح است در صورتی که به موقعیت و نفوذ آمریکا لطمه وارد نسازد در صحنه جهانی خواهان اشاعه دموکراسی، سرمایه‌داری و لیبرالیسم خواهد بود. به همین روی باید گفت که باراک اوباما به مانند جورج دبلیوبوش بر این اعتقاد و باور است که دموکراسی بهترین چارچوب سیاسی، سرمایه‌داری مطلوب‌ترین ساختار اقتصادی و لیبرالیسم انسانی‌ترین شیوه زندگی است. به ضرورت اعتقاد و به جهت پیروی از هنجارها و ارزش‌های کلی جامعه، رهبر آمریکا جدا از اینکه از کدامین حزب، نژاد، مذهب و جغرافیا باشد ارزیابی مثبت از دموکراسی، لیبرالیسم و سرمایه‌داری را به نمایش خواهد گذاشت.
الف)قوه مجریه و سیاست خارجی آمریکا
مسئله ای که اینک ایالات متحده با آن روبرو است این است که آیا آمریکا توانایی ترسیم و تعیین جهت های جدیدی را برای سیاست خارجی دارد؟ همانند دوره های قبلی بحث های سیاسی امروز متمرکز بر سر برخی مسایل از قبیل گزینش بین انزواجویی و گرایش بین المللی، واقع گرایی و آرمان گرایی و مداخله و عدم مداخله است که هر یک جهت قبولاندن خود تلاش دارند.
– انزواجویی در برابر گرایش بین المللی
سیاست خارجی آمریکا از زمان ایجاد کشور چرخش های دورانی مشخصی را بین انزواجویی و بین المللی گرایی از خود نشان می دهد، زیرا سیاست گذاران آمریکایی از لحاظ تاریخی قادر نبوده اند که مزیت کناره گیری از جهان را با منافع اصلاح کردن آن سازش دهند، موضع جهانی کشور بین دوران های دخالت جهانی و کناره جویی متناوباً تغییر کرده است. مجادله برسر پاسخ به این پرسش که سیاست انزواجویی به نفع آمریکاست یا دخالت جهانی غیرممکن است پایان یابد.103
– آرمان گرایی در برابر واقع گرایی
تاریخ دیپلماسی آمریکا را می توان با توجه به شرایط نفوذ دو مکتب فکری متضاد در باب سیاست بین الملل بررسی نمود. آرمان گرایی و واقع گرایی. واقع گرایی هنگامی که حوادث بین المللی مؤید تصورات بدبینانه بود مورد پسندترین بود. در دوران جنگ سرد، سیاست گذاران آمریکایی واقع گرایی را جهان بینی راحت تری دیدند و نتیجه گرفتند ایالات متحده باید منافع خودش را با سیاست های مبتنی بر محاسبات قدرت دنبال کند. واقع گرایان اخلاق گرایی را درسیاست مردود می دانند و ادامه حیات را تنها تکلیف دولت می دانند.
در مقابل آرمان گرایان تمایل دارند که بر وجود تهدیدات نسبت به امنیت جهانی تأکید ورزند تا امنیت ملی. مسایل این عصر چون تخریب محیط زیست، فقر و توسعه پایدار زیر این چتر قرار می گیرد. این گروه حتی در دوران جنگ سرد هم در پی جهانی ساختن آرمان های اخلاقی خود بودند. آرمان گرایان نسبت به امکان ایجاد نظم جهانی ایمن تر، مرفه تر و عادلانه تر و منطبق با ارزشهای آمریکایی باور داشتند. واقع گرایی و آرمان گرایی سنتهای مداوم در دیپلماسی آمریکامی باشند، آنها با یکدیگر در جهت تعیین اهداف سیاست خارجی کشور رقابت می کنند و به سختی با هم همزیستی دارند. وضع افکار امروز کماکان هر دو سنت واقع گرایانه و آرمان گرایانه را منعکس می سازد.
– مداخله در برابر عدم مداخله
همانطور که گفته شد سیاست خارجی آمریکا از میراث واقعگرایانه و آرمان گرایانه نشأت می گیرد که به دو نتیجه گیری متضاد می رسد درباره اینکه ایالات متحده برای تحقق اهداف خارجی اش چه باید بکند. به مداخله و کاربرد قدرت نظامی روی آورد یا از مداخله خودداری کند. تاریخ دیپلماتیک ایالات متحده مملو از موارد مداخله آمریکا در امور دیگران است اما کسینجر معتقد است هیچ جامعه ای مانند آمریکا قاطعانه بر عدم قبولی مداخله در امور داخلی سایر کشورها تأکید ننموده است و از طرفی هیچ کشوری بی میل نبوده است که خودش را در خارج از کشور درگیر کند، حتی زمانیکه متعهد اتحادیه ها می باشد.
جهان بعد از جنگ سرد شاهد گرایش آمریکا به دخالت در کشورهای دیگر بوده است با پایان جنگ سرد تصور می شد که آمریکا به سیاست قرن 19 خود یعنی عدم مداخله باز گردد که امروز مشاهده می شود که آمریکا همچنان سعی دارد در امور دیگران دخالت داشته باشد.
در واقع مداخله جویی آمریکا به خاطر ارزشها و منافع آمریکایی ادامه خواهد یافت. الگوی گذشته به ما می گوید که آمریکا بیشتر اوقات به مداخله جویی تا عدم مداخله برای تأمین منافعش روی آورده است و مفاهیمی چون صلح و رفاه، دموکراسی، امنیت ودفاع استفاده آمریکا از گزینه مداخله را در عصر حاضر هموار کرده است.
– جغرافیای سیاسی یا جغرافیای اقتصادی
تا قبل از دولت کلینتون و براساس سنت واقع گرایی امنیت نظامی در طرح کلی امور در درجه اول بود و اقتصاد در درجه دوم اما کلینتون اعلام کرد که ما به یک مقطع تاریخی رسیدیم که ملاحظات اقتصادی باید اهمیت اصلی را داشته باشد. برخی این ملاحظات اقتصادی و دخالت حکومت در بازارهای جهانی را نوعی سوداگری می دانند که برخلاف اصول آرمان گرایی است چون آرمان گراها معتقدند که تجارت آزاد می تواند صلح و ثبات را افزایش دهد.
امروزه تجارت آنقدر وسیع و گسترده شده است که قوانین دولتها در بسیاری اوقات کارساز نخواهد بود و دولتها تردید دارند که خودشان مقررات یک جانبه ای را از ترس عدم کارایی و زیان وضع کنند. از این رو لیبرالیسم موفق در کاهش قدرت، قدرت جدیدبی نام و نشانی را ایجاد کرده است.
این سؤال بسیاری مهمی است که در کانون توجهات است که آیا آمریکا می تواند خودش را با جهانی که تغییری عمده را متحمل گردیده منطبق سازد؟ آیا در انطباق شکست خواهد خورد یا راهش را خواهد یافت؟ برای پاسخ به این سؤال باید به منابع سیاست خارجی آمریکا و شرایط داخلی این کشور و ساختار حکومت و نقش هایی که توسط سیاست گذاران تصدی می شودتوجه کرد تا بتوان تحلیل واقع بینانه ای را ارائه کرد.104
– منابع اجتماعی سیاست خارجی آمریکا
از آنجائیکه ایالات متحده نظام سیاسی جامعه مسلطی می باشد، توانایی رئیس جمهور که خواسته اش را در کنگره پیش ببردنهایتاً تحت تأثیر حمایتی خواهد بود که سیاست هایش نزد مردم آمریکا خواهند داشت. در واقع نفوذ بالقوه نیروهای اجتماعی در دنیایی که وابستگی متقابل وجوددارد بسیار توانمند است، چون سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است. عموم مردم آمریکا دوست دارند رهبرانشان به مسایل داخلی (بویژه اقتصادی) پیش از مسایل خارجی توجه کند و به جای حالت تهاجمی، انزواگری را دنبال نمایند.
– منابع خارجی سیاست خارجی آمریکا
آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت باقیمانده می تواند جهان را براساس ارزشها و منافع خود بسازد، اما بحران مالی دولت فدرال این امر را برای آمریکاییان مشکل ساخته است و تمایل دیگران را نیز به قبول رهبری آمریکا کاهش داده است. از طرفی روند کنونی جهان را به سمت ظهور سیستم چند قطبی می برد. ایالات متحده امروز در رقابت شدیدی از جانب مراکز اقتصادی پرقدرت است که اینک موقعیت ایالات متحده را در اقتصاد سیاسی جهان به چالش کشیده است و ممکن است روزی از لحاظ نظامی نیز آمریکا را به چالش بکشد. ایالات متحده در مواجهه با این واقعیت ها ممکن است کمتر به سمت آرمان گرایی رفته و واقع گرایی را دنبال کند چون اختلاف بجای همکاری میان نظام های سرمایه داری رو به افزایش است. در مجموع باید گفت ایالات متحده آمریکا برای حفظ ارزشها و منافع کشورش باید ارائه ترسیم جهت های سیاست خارجی جدید متناسب با شرایط فعلی را داشته باشد و متغیرات لازم و منطبق با شرایط فعلی را ایجاد کند و تعدیلات سازگار نسبت به واقعیات جدید را انجام دهد.
– افراد به عنوان منبع سیاست خارجی آمریکا:
کیفیات فردی یا خصوصیات اخلاقی رؤسای جمهور برشیوه خط مشی سیاسی آنان تأثیر می گذارد ولی بسیاری از موانع و محدودیتها تأثیر شخصیت بر سیاست را کاهش می دهد. گاهی سیاست، رؤسای جمهور را مجبور می کند تا به خاطر خرسند کردن انبوهی از گروه های مختلف از قدرت خود بکاهد. سابقه احوال کسانی که منصوب می شوند تا نقشهای سیاست گذاری خارجی را متقبل شوند به طور تغییر ناپذیری بر تصمیمات متخذه آنان تأثیر می گذارد.
در واقع ضرورت های شغلی، آزادی فردی را به طور شدیدی محدود می سازد. به همین دلیل است که بسیاری از نامزدهای ریاست جمهوری در شعارهایشان اعلام می کنند که می خواهند سیاست بوروکراتیک را تغییر دهند و از اندازه حکومت بکاهند.
– منابع حکومتی سیاست خارجی
در گذشته رئیس جمهور نیروی برتر و فائق در ایالات متحده بود اما کم کم نیروهای داخلی و بین المللی به طور فزاینده ای موقعیت رئیس جمهور را به چالش کشیدند. امروزه سازمان های متداخلی که حکومت امور خارجی را تشکیل میدهند به سهولت به حرکت درنمی آیند و در اینجا رئیس جمهور به عنوان یک نیروی واسط بین سازمان های حکومتی عمل می کنند. با در نظر گرفتن یک کنگره مستقل علاوه بر مقاومت بوروکراتیک ساختار حکومت آمریکا به صورت ترمزی در نوآوری سیاسی عمل می کند.
ب)روند تصميم‌گيري در قوه مجریه
افراد تصمیم گیرنده در روابط بین الملل از آنجا که نماینگان دولت خود محسوب می شوند باید توجه داشته باشند که امکانات داخلی و محدودیت های بین المللی بر میزان موفقیت فرد تاثیر دارند.پس باید عوامل تاثیر گذار داخلی برمقدورات و عوامل تاثیر گذار خارجی بر محذورات در امر تصمیم گیری شناسایی شوند. در امر تصمیم گیری برای فعالیت تصمیم گیری باید چهارچوبی را تعیین کرد که  به مجریان سیاست گذاری امکان تجدید نظر را بدهد.مهمترین واحدهای تشکیل دهنده نظام بین الملل دولتها و واحدهای سیاسی هستندکه اقدام این واحدها در نظام بین الملل نتیجه ذهنیت تصمیم گیرندگان است پس شناخت ویژگیها و خصوصیات افراد تصمیم گیرنده در تجزیه و تحلیل سیاست یک کشور و حتی سیاست های نظام بین المللی از اهمیت اساسی برخوردار است.
دلیل اینکه افراد در حکومت امور خارجی قلمروشان را حمایت می کنند به بهترین نحو بوسیله نقشی که آنها دارند و الگوهای تقاضا و انتظاراتی که مشخص کننده آن نقشها می باشد توضیح می گردد و الزامات شغلی تأثیر شدیدی بر رفتار فرد و الگو و روند سیاست خارجی آمریکا دارد. تئوری نقش نشان می دهد که این شغلها و روندها هستند که تصمیم میگیرند و بر رفتار و گزینه آنهائیکه مسئول تعیین سیاست خارجی کشور و اجرای آن هستند تأثیر می گذارد. علاوه بر آن تغییرات در نقشها سرچشمه می گیرد. از این منظر افراد غیرمهم نیستند ولی مشاغل سازمان یافته ای که این افراد اشغال می کنند رفتار آنها را قالب بندی می کند و از آزادی تصمیم گیریشان می کاهد.
جهت درک رفتار بوروکراتیک و تأثیرش بر سیاست خارجی حداقل هشت خصیصه تصمیم گیری اداری حائز اهمیت است. این خصوصیات مدل سیاست بوروکراتیک از تصمیم گیری سیاست خارجی را مختصراً توضیح می دهد این خصائص چگونگی ارتباط سازمان های بوروکراتیک با یکدیگر را نشان می دهد و از سوی دیگر چگونگی نقش افراد درون سازمان ها را تعیین می کند.عواقب سیاسی تصمیم گیری سازمانی/ مقاومت بوروکراتیک در قبال تغییر: در قلمرو سیاست خارجی رئیس جمهور و بوروکراسی های قوه مجریه ممکن است دشمنان طبیعی باشند، زیرا پندارهای عمیقشان درباره سیاست خارجی آمریکا ممکن است آنقدر عمیق ریشه داشته باشد که در مقابل تغییرات واکنش نشان دهد. تجربه نشان می دهد که ناتوانی در تغییر سیاست خارجی تا حدودی به امتناع بوروکراسی از افکار تازه دولت جدید برمی گردد.
پیچیدگی دست و پا گیر دستگاه امور خارجی یا بوروکراسی رقابت کننده و ریشه دارش توانایی انجام به کار رهبران را محدود می کند و اجازه نمی دهد در مورد مسایل با سرعت تصمیم گیری کند به علاوه گزینش های بنیادی بخاطر طبیعت محافظه کار سیاست گذاری سازمانی تشویق نمی گردد. بوروکراسی ها چون انحصارگرا، ناحیه گرا و به فکر منافع و اختیار خود و سازمانشان هستند دستورات ریاست جمهوری که مضر برای سازمان هایشان است را اجرا نمی کنند. تقریباً همه رؤسای جمهور از بوروکراسی فدرال که در خدمتشان نیست شکایت داشته اند. مدیریت ناسازگار بوروکراتیک: رؤسای جمهور می

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سیاست خارجی، سیاست خارجی آمریکا، روابط خارجی، قانون اساسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد سیاست خارجی، سیاست خارجی آمریکا، قوه مجریه، صهیونیستی