منابع پایان نامه درمورد سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

مي‌زند كه سرچشمه‌اي براي عارف وارسته‌ي قرن هشتم دلفان شده است.حمد: بين حمد با مدح فرق هست، هردوبراي ستايش به كارمي‌روند اما مدح حسن ثنا است، درمقابل قُبح وزشتي قراردارد وحمد شكربه معني شناخت احسان است، شكركه به معني سپاس‌گذاري است وشناخت احسان نعمت است، مخصوص خداونداست. حمدستايش خاص خداوند است كه خداوند درسوره‌ي سبأ آيه‌ي(13) مي‌فرمايد: (اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ) اين جامقام بزرگ شاكران رابيان مي‌دارد، كه شكرهمان حمدخداونداست. (ر.ك، رضانژاد، 1383: 640-641) “حَمد‌: به معني ستايش ودرمعني عرفاني اظهاركمال محبوب ازلي به صفات جمال ونعوت جلال برسبيل تعظيم وتجليل”.(سجادي،329:1389)
بادُو، يَك خدا، يَكِي رَسُولَنْ

نُقْطِه ي تَحْتِ بَازُوجِ بَتوُلَنْ
1) ترجمه بيت: با مشتمل بردو چيزاست يكي احديت و واحديت خداوندو ديگري رسول خدا پيام‌آور وحي است و حضرت علي عليه السلام همسرحضرت زهرا بعد از خدا و رسولش خال و مركزهستي است و نقطه‌ي زيرحرف(ب) است.
2) نكات بلاغي: رَسُولَن با بَتُولن: كلمه قافيه است، (‌ل حرف اصلي يا روي و ن حرف وصل است، يك: تكراربراي تاكيد، تلميح: به حديث معروف حضرت علي كه مي‌فرمايد: “اَنَاالْنُقْطَة الّتي تَحتِ البَاءِ الْمَبسُوطيِ” و يا “اَنَا النُّقطة بَاء بِسمِ الله”، با: با حرف دوّم الفبا است ودرحروف ابجد برابرعدد 2 است.
3) شرح مفاهيم عرفاني: دراين بيت ملا اشاره‌اي به جريان حروف تهجي دارد، كه انبياء الهي هركدام به ازاي مراتب موجودات آن را بيان كرده‌اند، حضرت عيسي تاحضرت علي بيان مي‌دارند، كه موجودات ازباي “‌بِسْمِ الله” وجوديافته‌اند (ب) به دنبال (الف) وجوديافته است. (الف) به ازاي ذات باري تعالي خود وجود يافته و (الف) اشاره به اوّلين چيزي كه خداوندخلق كرده؛ يعني عقل اشاره دارد، اصل چيزي كه خداوندخلق كرده است عقل مي‌باشد. (ر.ك، سليماني، 1390: 87)
“وقتي كه حضرت عيسي را به معلم سپردندتا اوراعلم بياموزد معلم به اوگفت: (الف، ب، ج). حضرت عيسي فرمود: (الف) نشاني خداونداست،(ب) به جهت خداوند و(ج) جمال خداوند، معلم گفت: اوجلوي من وازمن هم عالم‌تراست. درنتيجه حضرت عيسي عليه السلام راترك كرد، درنتيجه موجودات از(ب) بسم الله وجود يافته‌اند كه (‌ب) دنباله‌ي الف اســت كه ذات خداونداست”.(سليماني مرضيه،1390: 87)
قَالَ مَولَانَا عَليِ بنِ عُمران

اَنَا نُقْطِه ي مِنْ تَحْتِ بَا بِزَان
1) ترجمه بيت: سروروآقاي ما حضرت علي(ع) فرزندعمران فرمودند: مرانقطه‌ي تحت با بِسْمِ الله بدان.
2) نكات بلاغي ودستوري: كلمه عُمران با بزان: قافيه است، اقتباس: از حديث “اَنَا النُّقطة بَاء بِسمِ الله‌”، مولانا: تميزبراي علي، علي بن عمران: اضافي.
3) شرح مفاهيم عرفاني: حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايد: “اَنَا النُّقطة بَاء بِسمِ الله” بيان حضرت علي (ع) اين است؛ كه وسيله‌ي سنجش عابدازمعبوداست، بعداز مبدا (با) نقطه وحدت ذاتيه خداونداست، كه اين نشانه امتداد فيض بر كاينات است.(الف) كه مصورگشته آن الف نفس رحماني است ومنشا موجودات و حروف است و از تعلقات فيض وجوداست والف نسبت عليت راموجب تعلق وانصراف به معلول مي‌گردد، از آن جايي كه هرمعلولي علتي دارد كه منشا فيض آن مي‌باشد. نتيجه اين بحث اين خواهد بود كه عابد از معبود شناخته شود:”بِالباءِ ظَهَرَ الْوُجودُ وَ بِهِ تَمَيَّزَ العابُدعنِ المَعبودِ” واشاره به سوره‌ي ذاريات آيه‌ي (49) كه مي فرمايد: (وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)، از هر چيزي دو گونه نر و ماده آفريديم شايد شماپند بگيريد. باتوجه به اين موارد صورت (با) همان الف است كه درشكل خود خميده ودگرگون شده است، درنتيجه حرف (با) هم نقطه‌ي وحدت است و (با) برالف مقدم مي‌شود، ودربدايت “بِسْمِ الله” مبدأ ظهور كلام وحي است. حديث حضرت علي عليه السلام كه فرموده: “اَنَا النُقطة تحت الْباء” كه اشاره تمام و كمال دارد و حرف (با) كنايه از ظهور اعيان و اكوان است و مظهر الحاق وصف و وجوب و امكان است.(ر.ك، سليماني، 1390: 78)
بَا شِنَاسَا ب‍ِي وَ نُقْطِه تَحْتِش

آشكارا بِي دَريَايِ رَحْمَتِش
1) شرح بيت: حرف باء به وسيله نقطه‌ي واقع شده در زيرآن شناخته شد و درياي رحمت خداوند نيز متجلي و آشكار شد.
2) نكات عرفاني: دريا: دريا درمعني عرفاني هستي گويندكه آن وجوداست والفاظ وحروف را صدا گويند. “دريا در بيان سالكان هستي است ونطق را الفاظ وحروف ساحل دريارا صداگويند”.(سجادي، 1390:383)
بحرِجان و جانِ بحر ارگويمش

نيسـت لايـق نامِ نو مي جويمش
(مثنوي 1/ 935)
دربيان عرفا دو دريا وجود دارد: يكي درياي نجات وديگري هلاك وهركدام به چنددسته تقسيم مي‌شوند، دريار هلاك كه عبارت است از: پنج كشتي: 1. حرص: سوار بر حرص به حسد ميرسد كه مورد نكوهش است سوره‌ي الفلق آيه‌ي(5): (وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ). 2. ريا: گروندگان به ريا تظاهربه ظاهرسازي مي‌كنند وبه نفاق ميل مي‌نمايند. 3. اصرار بر گناه و افرادي كه برانجام گناه اصرار دارند به شقاوت و بدبختي مي‌رسند. 4. غفلت و انساني كه خود را به غفلت وبي‌خبري مي‌زند در نتيجه به حسرت و تحسر و اندوه مي‌رسد. 5. قنوط وكسي كه به نا‌اميدي ميل نمايد درنهايت معدوم وتباه مي‌شود و سرانجام به كفرمي‌رسد اشاره به سوره‌ي البقره آيه‌ي(39): (وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ). امّا درياي نجات داراي پنج كشتي نجات است كه عبارتنداز: 1. خوف: هركسي دروجود وي ترس و بيم خداوند باشد به مقام خوف رسيده است وآن نزديكي به حق است ودوري ازگناه ورسيدن به قرب خداوند. 2. رجاء: رسيدن با اميد وبه قرب خداوند. 3. زهد: هركسي به زهد برسد به دنيا بي ميل ورغبت گردد وترك دنيا به خاطرآخرت وبيرون آمدن ازتعلقات دنيوي ورسيدن حق راگويند. 4. معرفت: شناخت معلوم ازمجهول است، دانستن بعد از ناداني چيزي وبه كمك شناخت وآگاهي است، كه عارف مقام مي ‌يابد و به انس به حق دست مي‌يابد. 5. توحيد: خدارا به يگاني ستايش نمودن پي به وحدانيت حق بردن وتجريد گردانيدن دل ازغيرخدا تا اين كه به مشاهده‌ي حق برسد. تلميح به سوره‌ي مباركه اعراف آيه‌ي (56)كه مي‌فرمايد: (وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ)، (ر‌.ك، سجادي جعفر‌، 1390: 384)، “(Rahmah – arرحمت: رحمت الهي‌، از ريشه رَحَم اسماء الهي زيرآمده: الرحمن: رحمت اوهمه را فراگرفته الرحيم: اوكسي است كه بارحمتش رستگاري پيش مي‌آورد. ساده‌ترين كلمه اين ريشه‌، رحم است كه وجه تثنيه اين اسماء اللّه است”. (بوركهارت تيتوس، 145،1389)، ملاپريشان همانند خداوندگار عشق وعرفا ازطي وطريق مرتب عرفان بحث مي‌كند، تا انسان به مراحل فوق نرسد وآنها را نپيمايد نمي‌تواند به كمال برسد واين حاكي ازآگاهي تمام وكمال اين عارف وارسته از كتب و منابع عرفاني است.
قرآن ژَي بَزمِه لِي مَدَي خَوَر

كتابٌ مُبين، يعني بِيَان كَر
1) ترجمه بيت: قرآن ازمراحل عرفاني كه نيل به كمال انساني را مي‌طلبد اورا آگاه مي‌كندوكتاب مبين كتاب آشكاركننده است.
2) نكات بلاغي: ژِ بَزمَ: ازاين مجلس شراب كنايه از كمال انساني، لِي مَدَي خَوَر: به من اطلاع دادن و آگاه كردن، تلميح: به آيه(1)سوره‌ي مبارك النمل كه مي‌فرمايد: (طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِينٍ?.
“مبين: mobayyan[ع، تنيين] (امف‌. بيان كرده شده. (ص)روشن‌، واضح، هويدا”.(معين 1383:840 )
3) مفاهيم عرفاني: قرآن: كلام وحي تكامل بشر و سيرالي‌الله را بيان ميدارد و اوّلين قدم همان است كه بسم‌الله بگويد وداغ بندگي بر چهر بنهد، وخود را به سلك سالكان در طريقت حقيقت قرار دهد، آن گاه خداوند را با شناخت كامل ازخود وسپس شناخت حق مي‌تواند از سعادت برخوردار باشد. پيام رسان حق مي‌فرمايد: ” سُبْحَانَكَ مَاعَبَدْنَاكَ حَقِّ عِبَادَتِك” و انسان كامل است كه مي‌تواند حق معرفت وشناخت رابجاي آورد. (ر. ك. فتح الهي و سپه وندي، 1389:84و89)
بَطنِ چارُم از نُبي خودكس نديد

جـزخـدايِ بي نظـير بي نَـديـد
(مثنوي 3/4294)
زَمــَانِي اَيـــَامِ جَاهِلــيَت بِي

نَبّي هَات ژوَ بَعد نَازِل بِي نُبِي
1) ترجمه بيت: درزمان كه روزگارجاهليت اعراب بود، پيامبر اسلام ظهوركردسپس بعداز ظهور ايشان قرآن كتاب هدايت گربشر، ازسوي خداوند اين معجزه‌ي هميشگي برپيامبر نازل شد.
2) نكات بلاغي: نُبي: قرآن، قرآن مجيد خدا، ذكر، فرقان، نازل، تلميح: به معجزه پيامبر، بين نَبي ونُبي جناس ناقص اختلافي است، بي با نَبّي: كلمه قافيه، هَات: آمد، ژَوَبَعد: بعدازآن، واج آرايي (الف، ي).
3) شرح مفاهيم: در اين بيت ملاپريشان اعلام مي‌دارد ابتدا كه حضرت رسول به پيام‌آوري مبعوث شد. عصروتاريخ جهالت وبي‌اطلاعي ازاحكام درست زندگي بود، واز زماني كه پيامبرنازل شد بعدازمبعوث شدنش وحي حق برايشان توسط حامل وحي ابلاغ شد، تاآن را به مردم برساند و اگر چنانچه كوتاهي كند به وظيفه خود عمل نكرده است. پس پيامبر ظرف مدت كوتاهي اسلام را ازخانواده وعشيره‌اش شروع نمودنند.
نََبّي وِاتِ وَلِيمْ وَ يَزدَانِ فَرد

نَبّيُ وْ وَلِي اَللّه ثَابِت كَرد
1) ترجمه بيت: پيامبرفرمودند به خداوند بي همتا من ولي وسرپرست شما هستم وخداوندمتعال پيامبري وولايت مرا برشما به اثبات رسانيده است. (اگر در مصراع دوم نُبي باشدمعني مصراع دوم چنين است خداوند يكتا دستور داده است كه من ولي امروسرپرست شماهستم معجزه من قرآن و رهبري من برشما را از طريق معجزه‌ام قرآن ثابت نموده است‌).
2) نكات بلاغي: فَرد با كَرد: كلمه قافيه وجناس اختلافي است، نبي وولي تكرار، واج آرايي واو، صبين نَبّي، ولي، يزدان والله مترادف است.
3) شرح مفاهيم عرفاني: ولي درمعني: وَلايت ـ به فتح واو – به معني نصرت خداونداست‌، و وِلايت ـ به كسر واو – به معني اِمارت وفرمان روايي است‌، اگرهردومصدرِوَلَيت باشند‌. اگراين طور باشد پس بايد داري دومعني باشد‌، همانند دَلالت و دِلالت ونيزوَلايت ربوبيّت حق است خداوند ـ تعالي ـ درآيه(44)سوره الكهف فرمود:( هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَخَيْرٌ عُقْبًا?، كه كفارتولّي به آن كنند و به آن مي‌گرايند و ازآفريدگاران خود دوري مي‌جويند، ونيزوِلايت به معني محبّت باش. وبايد وَلّي فعيل باشد خداوند ـ تعالي ـ درسوره الاعراف آيه(196) مي‌فرمايد:( إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ? كه خداوند ـ تعالي ـ بندگان خود را به حال خود رها نمي‌كند، بلكه آنان را دركنف هدايت خود قرارمي‌دهد وشايسته اين است كه خداوند فعيل به معني فاعل باشد، تا بنده به حضرت حق تولي به جويد وبه كمال برسد، وازغيروي اعراض كند. (ر. ك. كشف المحجوب هجويري، 1386: 317)، دراين ابيات مثنوي ملاپريشان تأكيد داردكه حضرت رسول الله صاحب مقام امامت و ولايت هردو بوده است. ولايت: درمعني عرفاني به معني قرب ونزديكي است به خداوندسبحان؛ امّا برخلاف اعتقاد عام و واضح فقه ها كه نبوت را اساس هدايت مردم مي‌دانند، عرفا وصوفيه به ولايت اهميت داده وآن را اساس هدايت وراهنمايي مردم مي‌دانند. امامت را بالاتر از نبوت به حساب مي‌آورند، ولايت: دراصطلاح اهل معرفت حقيقت كليّه‌اي است كه شأني از شئونات ذات حق است. درسوره شوري آيه (28) مي فرمايد: (وَهُوَالْوَلِي الْحَمِيدُ) وسوره بقره آيه ي(257): (اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ?.
ولايت: به معني قرب، درجات ومراتبي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد واجب الوجود، فعل مضارع Next Entries منابع پایان نامه درمورد فلسفه اشراق، وحدت وجود