منابع پایان نامه درمورد سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، طبقه اجتماعی، استفاده و رضامندی

دانلود پایان نامه ارشد

شخصیت آنها تأثیر داشته اند از این لحاظ امروزه مخاطبان رسانه ها را افرادی شکل می دهند که تفکرات گوناگون دارند و جهان بینی آنها از هر نگاه با همدیگر تفاوت دارند و از این رو شاهد برخوردهای گوناگون با رسانه ها از سوی مخاطبان هستیم. فرض اصلی نظریۀ استفاده و رضامندی این است که مخاطبان رسانه ها بیشتر به دنبال برنامه هایی هستند که رضایت هر چه بیشتر آنها را فراهم آورد و درجه رضایت نیز توسط نیازمندی مخاطبان تعیین می شود مخاطبان هر چه احساس رضایت زیادتری نمایند احتمال اینکه همان رسانه را انتخاب کنند بیشتر می شود که الگوی این رویکرد را “بلوملر”و کاتز”چنین ارائه نموده اند:
«ریشه های اجتماعی و روانشناختی باعث1 – نیازهایی می شود که نتیجه آنها2 – انتظارات از رسانه های جمعی است که سبب3 – گونه گونی الگوهای عرضه رسانه ها می شود و به 4- برآورده شدن نیازها می انجامد»( مهدی زاده، 1383، 69).
نظریۀ استفاده و رضامندی بر دو اصل استوار است الف: پویا دانستن مخاطب ب: چند متغییره بودن فرایند ارتباط. طبق الگوی این نظریۀ مخاطب به نیاز خود آگاه است و بنابراین فرایند انتقال پیام پنج ویژگی را داراست:
1- مخاطب آغازگر ارتباط است و خود دست به انتخاب رسانه خواهد زد
2- مخاطب پویا است و می داند که از چه رسانه ای و در کدام زمینه استفاده کند.
3- رقابت میان رسانه ها برای تأمین نیازهای مخاطبان یک امر طبیعی و الزامی است.
4- مخاطب امروزی جستجوگر بوده و برای برطرف ساختن نیازها و جلب رضایت خود دست به تجربه راههای مختلفی خواهد زد.
5- مخاطبان امروزی برای تأمین نیازهای معرفتی خود آگاهانه رسانۀ مورد نظرش را انتخاب می کند. ( رستمی، 1389: 94).
مخاطبان امروزی به صورت کلی توجه شان به رسانه ها برای کسب دو پاداش است :
الف: پاداش های آنی مثل حوادث و رویدادها زیرا افراد برای زندگی روزمره خود نیازمند اطلاعاتی پیرامون خود است.
ب: پاداش های آینده نگر: خدمات و مقوله های آموزشی و دراز مدت مثل اینکه افراد به دنبال شغل های بهتری برای آینده خود هستند و جهت بالا بردن اطلاعات آموزشی خود که در آینده به کار آنها خواهد آمد. ( رستمی، 1389: 94).
استفاده و رضامندی در یک کارزار انتخاباتی
«بلاملر» و «مك‌كوايل» در سال 1964م در مطالعه‌اي راجع ‌به انتخابات انگلستان از رویکرد استفاده ورضامندی سود جستند که هدف اصلی آنها از این مطالعه این بود که بدانند چرا مردم برنامه های حزبی را تماشا یا اینکه تماشا نمی کنند؟ چه استفاده هایی ازبرنامه های سیاسی کارزارهای انتخاباتی می کنند؟ هدف مهم تر آنها این بود که در مطالعات قبلی اثرات رسانه ها در کارزارهای انتخاباتی کم به اثبات رسیده بود آنان قصد داشتند بدانند اگر اثرات کم دارد چرا افراد برنامه های انتخاباتی را تماشا می کنند؟ این پیمایش نشان داد که افراد از برنامه های سیاسی به عنوان منبع اطلاعات راجع به امور سیاسی و افراد جهت آگاهی از وعده های انتخاباتی برنامه های سیاسی دوره انتخابات را در انگلستان تماشا می کردند.(تنکارد،1386: 423).
نظریۀ سرمایۀ فرهنگی
سرمایۀ فرهنگی توسط “پیر بوردیو” جامعه شناس فرانسوی مطرح شده‌است. سرمایۀ فرهنگی به تمرکز و انباشت انواع مختلف کالاهای ملموس فرهنگی و نیز قدرت و توانایی در اختیار گرفتن این کالاها و همچنین استعداد و ظرفیت فرد در شناخت و کاربرد این وسایل گفته می شود.از نظربوردیو جایگاه افراد و گروهها در فضای اجتماعی که خود مطرح می کند به وسیلۀ میزان سرمایۀ فرهنگی و اقتصادی آنها و ترکیب این دو سرمایه مشخص می شود .
بوردیو سرمایه فرهنگی را چنین تعریف می کند « صورت هایی از دانش، مهارتها، آموزش و مزایای که یک انسان واجد آن است و به او اجازه می دهد که یک جایگاه بالاتری را در جامعه کسب کند» از دیدگاه بوردیو، پدران و مادران به فرزندان سرمایه فرهنگی می بخشند. این بخشیدن سرمایه فرهنگی توسط انتقال نگرش ها و معرفت هایی به فرزندان است که آنها را در سیستم آموزشی جاری، کمک می کند . ( bourdieu, 1986, pp. 241-258 )
بوردیو تنها به تأثیرات طبقه اجتماعی بر سلائق فرهنگی مردم نمی پردازد، بلکه نقشی را که فرهنگ در باز تولید روابط طبقاتی در جامعه ایفا می کند را مورد توجه قرار داده است. او مدعی است که افراد می توانند موقعیت مربوط به طبقه اجتماعی خویش را نه تنها با مالکیت سرمایه اقتصادی که با دارا بودن آنچه که بوردیو آن را سرمایه فرهنگی می داند بهبود ببخشند. دلالت سرمایه فرهنگی از نظر بوردیو، به مجموعه ای از توانمندی ها، عادات و طبع های فرهنگی، شامل دانش، زبان، سلیقه یا ذوق و سبک زندگی است. ( Flora, 2005, p. 8 ).
بوردیو که خودشخصی بود بزرگ شدۀ خارج از محیط شهری فرانسه، برای کسب موقعیت خود زحمات زیادی متقبل شد. او آنچه را دردانشگاههای فرانسه می‌دید به عنوان اشرافیت دانشگاهی تعبیر کرد. از نظر بوردیو در نظام دانشگاهی فرانسه افرادی رشد می کنند که دارای روابط بهتری با استادان پیر و یا جاافتاده هستند و یا کسانی که از موقعیت اقتصادی بالایی برخوردارند. کاری که بوردیو در مورد انسان دانشگاهی فرانسه انجام می دهد، از زوایای زیادی قابل تأمل است. «یک عضو دانشگاهی برای بدست آوردن هرگونه سرمایه دانشگاهی به زمان نیاز دارد. فرایند کسب سرمایه دانشگاهی به بار آورندة جریان پویای جالبی است که میان استادان جاافتاده و دانشجویان بالاتر از لیسانس و اعضای علمی جوانتر به کار می افتد. آنهایی که قدرت دانشگاهی در دست دارند، فعالیت اعضای جوانتر و جویای نام را تحت نظر می‌گیرند و این دستۀ دوم باید مطیع و سربه زیر باشند. طبق نظر بوردیو برای موفقیت در نظام دانشگاهی فرانسه باید از خود سازگاری نشان داد نه نوآوری» (ریتزر، ۱۳۷۴: ۷۳۲).
فرهنگ از نظر بوردیو مانند نوعی اقتصاد یا بازار است. از نظر بوردیو تمام افراد بشر کنشگر هستند، چه آنهایی که آگاهانه عملی را انجام می دهند و چه آنهایی که ناخودآگاه پذیرای سلطه‌اند، به عبارتی دیگر افراد فعال و منفعل یک کنشگرند. کنش، عملی است که در یک میدان رخ می دهد. هر میدانی عرصه‌ای است که در آن نیروی بالقوه یا بالفعل با یکدیگر وارد تبادل می شود. پس برای درک معنی عمل باید معنی میدان را درک کرد که خود حاصل تبادل میان نیروها است. به عقیدة بوردیو در هر میدانی میان بازیگران یا گروههای اجتماعی چهار نوع سرمایه ردوبدل می شود که عبارتند از:
۱) سرمایۀ اقتصادی : یعنی ثروت و پولی که هر بازیگر [کنشگر] اجتماعی در درست دارد و شامل درآمدها و بقیة انواع منابع مالی است که در قالب مالکیت جلوة نهادی پیدا می کند.
۲) سرمایۀ اجتماعی : یعنی شبکه‌ای از روابط فردی و گروهی که هر فردی در اختیار دارد و آن شامل همة منابع واقعی و بالقوه‌ای است که می تواند بر اثر عضویت در شبکۀ اجتماعی کنشگران یا سازمانها به دست آید.
۳) سرمایۀ فرهنگی: یعنی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی در هر فرد و آن در برگیرندة تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته می شود.
۴) سرمایۀ نمادین: یعنی مجموعۀ ابزارهای نمادین، پرستیژ، حیثیت، احترام و قابلیت‌های فردی در رفتارها (کلام و کالبد) که فرد در اختیار دارد. سرمایة نمادین جزئی از سرمایة فرهنگی است و به معنای توانایی مشروعیت دادن، تعریف کردن و ارزش گذاردن است. (فکوهی، ۱۳۸۱: ۳۰۰).
سه حالت سرمایه فرهنگی از دیدگاه بوردیو
بوردیو از سه نوع سرمایه فرهنگی سخن می گوید : 1) حالت تجسدی : که مشتمل بر دو گونه مکتسبات آگاهانه و میراث بری های منفعلانه یک شخص است، نکته ای که بوردیو بر آن تأکید می کند، آن است که سرمایه فرهنگی به صورت خود انگیخته منتقل نمی شود، بلکه دست آوردی است که در طول زمان خود را در یک شخص مجسم می سازد. بوردیو همچنین از سرمایه زبانی نام می برد و آن را نوعی از انواع سرمایه فرهنگی تجسدی می خواند که یک معنای ارتباط و خود عرضه داشتن یک فرد را از فرهنگ پیرامون او متبادر می سازد.( bourdieu, 1990).
2 ) عینیت یافته : نوعی سرمایه فرهنگی است که به صورت اعیان فیزیکی به تملک در آمده است ( مانند ابزارهای اندازه گیری علمی یا آثار هنری ).
3 ) نهادینه شده : گونه ای سرمایه فرهنگی است که اغلب به صورت اعتبارها یا کیفیات علمی یک فرد شناخته می شود. بوردیو از دامنه سرمایه فرهنگی نهادینه شده مثال می زند و می گوید وجود این سرمایه، باعث می شود که تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه اقتصادی ( به واسطه خدمت اکتشافی که به فروشندگان می دهد تا سرمایه خود را به خوبی توصیف کنند و به خریداران می دهد تا نیاز سرمایه ای خود را به خوبی تبیین نمایند) با سهولت بیشتری صورت پذیرد. ( bordieu, 1977, p. 42 ). نهایتاً باید به این نکته اشاره کرد که سرمایۀ فرهنگی برخاسته از سه منشأ گوناگون است که عبارتند از:
پرورش خانوادگی و اجتماعی (طبقاتی)، آموزشهای رسمی و مهارتهای کسب شده از طریق آن و فرهنگ شغلی. انباشت سرمایۀ فرهنگی در افراد از طریق سه منبع سبب بروز تفاوتهایی در دارندگان سرمایۀ فرهنگی و کسانی که فاقد آن هستند، می شود.
بوردیو در پی بسط مفهوم عادت واره که خود آن را به کار برد می گوید که گروهها می توانند از نمادهای فرهنگی خود به عنوان نشانه های تمایزی استفاده کنند که جایگاه خود را در جامعه بازتعریف نمایند وی با استفاده از استعاره سرمایۀ فرهنگی از این واقعیت میخواهد بگوید که ذائقه فرهنگی موجب منزلت برخی از گروهها نسبت به دیگران می شود. او از مدرک تحصیلی مثال می آورد که نشانگر تمایز صاحب آن بر کسانی است که آن را کسب نکرده اند. گرچند این منزلت ذاتی نیست اما شیوۀ جدیدی است که در بازار فرهنگی به عنوان یک سرمایه شناخته می شود. «سرمایۀ فرهنگی شکل گرفته از طریق شرایط خانوادگی و آموزش مدرسه ای می تواند تا حدی مستقل از سرمایۀ مادی عمل نماید وحتی می تواند کمبود سرمایه اقتصادی را از میان ببرد»( فیلد، 1388: 29).
سرمایۀ فرهنگی بر مبنای نظر بوردیو دو منبع مهم دارد: نخست، عادتوارهها در زندگی و دوم، تحصیلات. از دیدگاه بوردیو تحصیلات از جمله متغیرهای بسیار مهمی است که می تواند حتی جانشین عادت‌وارۀ خانوادگی شود زیرا می تواند به فرد سلیقه، ادب و شیوههایی را بیاموزد که فرد را به منزلت خاص نزدیک می کنند.(ممتاز، 1383:153). بوردیو اصطلاح سرمایۀ فرهنگی را بازنمای جمع نیروهای غیراقتصادی مثل زمینة خانوادگی، طبقه اجتماعی، سرمایه‌گذاری‌های گوناگون و تعهدات نسبت به تعلیم و تربیت، منابع مختلف و مانند آنها می داند که بر موفقیت آکادمیک (علمی یا تحصیلی) تأثیر می گذارد. سرمایۀ فرهنگی به عنوان صلاحیت در فرهنگ پایگاهها، گرایش ها و ایدهۀا تعریف می شود که اغلب یک مکانیزم مهم در بازتولید سلسله مراتب اجتماعی در نظر گرفته می شود. تمرکز اصلی تئوری سرمایۀ فرهنگی این است که فرهنگ از طریق سیستم آموزشی که بازتاب فرهنگ طبقۀ حاکم است، انتقال یافته و تشویق می شود و نهایتاً موجب بازتولید همان فرهنگ خواهد شد.«ریچارد زوئینگهافت، سرمایۀ فرهنگی را انواع گوناگون دانش‌ها و مهارتها می داند و برکس و فولک واژۀ سرمایۀ فرهنگی را برای اشاره به قابلیت‌های انعطاف‌پذیر جوامع انسانی برای پرداختن به زیست محیط و اصطلاح آن به کار می‌برند»(تراسبی،۱۳۸۲،۷۴).
سرمایۀ فرهنگی ما را به این اصل رهنمون می سازد که این نوع خاص از سرمایه جزء ارزشها و هنجارهای والای جامعه است و مورد سوء استفاده نمی تواند واقع باشد و طوری نیست که شخص یک‌شبه (مثل سرمایه اقتصادی) آن را کسب کند و یا انتقال دهد و یا اینکه قابل خرید و فروش باشد. سرمایۀ فرهنگی به معنی قابلیت‌ها و دانش‌ها و مهارتها و نیز مجموع کالاهای فرهنگی است که شخص می تواند آنها را کسب کند بیشتر با اهداف این پژوهش هماهنگ است.
نظریۀ بوردیو در مورد سرمایۀ فرهنگی که به نظر وی منجر به بازتولید فرهنگ طبقۀ مسلط می شود، اشاره بر این امر دارد که چون طبقات مسلط

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد استفاده و رضامندی، نیازمندی ها، هویت شخصی، تجاری شدن Next Entries منابع پایان نامه درمورد گروه آموزشی، سرمایه فرهنگی، تولید ناب، عوامل اقتصادی