منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، نظام اجتماعی، روان شناختی، منزلت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

توانایی را برای بیان ویژگی هایی دارد که همه ی دنیای فعالیت ها را در خورد خلاصه کرده است ” ( مانند یک معادله که یک منحنی در آن خلاصه شده است ) ( بوردیو ، 1984 : 285 ) .او سبک زندگی را فعالیت های نظام مندی می داند که از ذوق و سلیقه ی فرد ناشی می شوند و بیشتر جنبه ی عینی و خارجی دارند . در عین حال به صورت نمادین به فرد هویت می بخشند و میان اقشار محنلف اجتماعی تمایز ایجاد می کنند . معنا یا به عبارتی ارزش های این فعالیت ها از موقعیت های آن در نظام تضاد ها و ارتباط ها اخذ می شود ( پیشین : 173 – 76 ) وی در جای دیگر می گوید : ” سبک زندگی دارایی هایی است که به وسیله آن ، اشغال کنندگان موقعیت های مختلف خودشان را با قصد تمایز یا بدون قصد آن از { دیگران } تمایز می بخشند. ” ( پیشین : 249) .
ونزل 25 ( 1982 ) در تعریف سبک زندگی می گوید : ” کلیت الگو های رفتاری و تمایل هنجاری … که از طریق فرآیند های اجتماعی تکامل می یابند . ” ( هندری و دیگران ، 1381 : 232 ) . جرالد لسلی و دیگران در مورد سبک زندگی می گویند : ” رفتار هایی که با قشر بندی حیثیتی و اعتباری مرتبط اند ، سبک زندگی نامیده می شوند . سبک زندگی فقط آنچه یک فرد از آن موارد دارد نیست . بلکه چگونگی نمایش آنها توسط فرد است . سبک زندگی هم الگوهای مصرف را شامل می شود و هم قدرتی که از این ناحیه کسب می شود . سلیقه ، آداب معاشرت و مد به منزله علائم داشتن جا در نردبان اجتماعی شناخته می شوند . ” ( لسلی و دیگران ، 1994 : 368 ) . آنتونی گیدنز در بحث از سیاست زندگی به ” سبک زندگی ” نیز می پرازد : ” سیاست زندگی ، سیاست فرصت های زندگی نیست ؛ سیاست زندگی ، سبک زندگی است . سیاستی است که با منازعات و کشمکش های در باب یک سوال پیوند دارد : چگونه ما ( به نام افراد یا به منزله ی کلیت جامعه انسانی ) باید در دنیایی زندگی کنیم که در آن ،آنچه به وسیله ی طبیعت یا سنت تثبیت شده بود اکنون موضوع تصمیم گیری انسان قرار گرفته است ( گیدنز ، 1996 : 231 ).
نقد و بررسی :
در تحلیل دیدگاه ها و تعریف های فوق ، می توان محور ها و عناصر اصلی موجود در آنها را چنین جمع بندی کرد :
1. تقریبا در همه ی تعریف ها می توان دو مفهوم را یافت که در تعریف سبک زندگی در نظر گرفته شده است ، و در واقع در مفهوم هم به واژه ی ” سبک ” باز می گردد : اول، مفهوم وحدت و دوم ، مفهوم تمایز . به این معنی که سبک زندگی حاکی از مجموعه عناصری است که کم و بیش به طور نظام مند با هم ارتباط داشته و یک کل را پدید می آورند . همین اتحاد و نظام مندی این کل را از کل های دیگر متمایز می کند . وجود کلماتی همچون الگو ، نظام مندی ، کلیت ، هویت و تمایز در تعریف ها حاکی از همین مطلب است .
2. تعابیری که گاهی در هنگام استفاده از ” سبک زندگی ” می شود این توهم را پدید می آورد که سبک زندگی با رفتار ، دارایی یا پایگاه فرد یا گروه یکسان فرض شده است . اما ، بررسی تعریف ها نشان می دهد سبک زندگی ، عموما ” الگوی رفتار” ، دارایی و پایگاه فرد یا گروه در نظر گرفته می شود . اما سوال این است که آیا سبک زندگی تنها الگوی رفتاری عینی و اعیان خارجی است یا شامل رفتار درونی و ذهنیات انسان ( معناها ) نیز می شود . برخی از تعریف ها صراحت لازم برای پاسخ گویی به این سوال را ندارند اما با نگاهی به نسبت تقلیل گرایانه و با کمی تسامح می توان زیمل را به عنوان نزدیک ترین دیدگاه به آن سوی طیف قلمداد کرد که بر عینی بودن سبک زندگی تاکید دارد و پس از او از ،بوردیو ، لسلی ، لیزر، مک کی ، کلاکهون نام برد . در سر دیگر طیف باید از آدلر نام برد که سبک زندگی را کم و بیش حاصل خوی ها و منش ها می داند و در میانه باید از وبلن و وبر و سپس ونزل و گیدنز یاد کرد که هم بر عینی و هم بر ذهنی بودن سبک زندگی تاکید دارند . در اینجا سوالی باقی می ماند : آیا سبک زندگی موقعیت های اجتماعی را نیز شامل می شود ؟ موقعیت هایی اعم از موروثی و مکتسبه ( مانند نجیب زادگی و مادر بودن ). به نظر می رسد ، اگر سبک زندگی را تعیین کننده ی مرز های قشر اجتماعی بدانیم و نه نوعی قشر بندی ( آن چنان که وبر قائل بود ) آنگاه سبک زندگی از موقعیت های اجتماعی متمایز است .
3. محور دیگر ، فردی یا جمعی بودن سبک زندگی است . به این معنا که وقتی ما صحبت از سبک زندگی می کنیم آیا به الگوی معنایی و رفتاری ای اشاره میکنیم که یک گروه آن را میشناسد و به آن عمل میکند ویا در مورد الگوی رفتاری فردی سخن می گوییم . به عبارت دیگر آیا سبک زندگی فردی ، مفهومی دارد ؟ این مساله غیر از مفهوم تمایز هویت خواهی مفروض در تعریف سبک زندگی است . زیرا ، این تمایز می تواند هم فردی در نظر گرفته شود و هم جمعی . این بیان ، طرح بحث بنیادی و بی انتهای اصالت فرد یا جمع نیست و بنا نیست با بررسی دیدگاه های هریک از اندیشمندانی که جملات آنها ذکر شد ، جایگاه آنها را در پیوستار فرد گرایی – جمع گرایی روشن شود . بلکه ، سعی بر آن است تا روشن شود تعریف های سبک زندگی به کدام دسته از رفتار ها و معانی اطلاق می شود : اگویی از رفتار و معنا که حاصل خلاقیت و گزینش فردی است یا الگو های اخذ شده از محیط اجتماعی . آیا اگر معنای یک رفتار یا الگوی رفتاری در جامعه ای درک نشد ، می توان این رفتار یا الگو رفتاری را در قالب سبک زندگی بررسی کرد ؟
اندیشمندان فرد گرا و جمع گرا که در دو سر طیف قرار دارند ، در این مساله تکلیف آنها مشخص است . این بحث در مورد کسانی جای طرح دارد که در این پیوستار دیدگاه های میانه ای را طرح کرده اند . از میان کسانی که تعریف آنها از سبک زندگی ذکر شد ، آدلر تنها کسی است که سبک زندگی را به این تعبیر فردی می داند و به تعداد افراد انسانی ، سبک زندگی متمایز در نظر می گیرد . اگر چه این سبک های زندگی قابل طبقه بندی در دسته هایی هم چون جبران ،گریز و جبران مضاعف باشد ؛ با این که او اذعان می کند که بسیاری از گزینه های انسان از محیط پیرامونش اخذ شده و نسبت به بسیاری از دیدگاه های روان شناختی ، نگاهی متعادل تر را در بحث اصالت فرد یا جمع بر می گزیند ، ولی الگو و کلیت معانی و رفتار های مرتبط با آن در زندگی هر فرد را منحصر به فرد می داند . پاره ای از تعابیر زیمل و کلاکهون نیز ، آنها را به این دیدگاه متمایل نشان می دهد . اما دیدگاه های دیگر آنها و به خصوص مصادیقی که در مطالعه سبک زندگی ارائه می کنند ، این دو را مانند عموم جامعه شناسان، در زمره کسانی قرار می دهد که سبک زندگی را الگویی جمعی تلقی می کنند . اگر چه آن را در سطوح فردی نیز قابل مطالعه می دانند .
4. محور دیگری که در اکثر تعریف ها مد نظر قرار گرفته است ، کارکرد سبک ندگی است . مناقشه ی اصلی در این باب، به این مساله باز می گردد که آیا سبک زندگی جنبه ی نمادین دارد یا این که خود اصالت داشته و کار کردی غیر نمادین دارد ؟ باز هم این آدلر است که تقریبا راهی جدا پیموده است و با توجه به مبانی و دیدگاه های خود معتقد است ، سبک زندگی راه دستیای به هدف است . اما سایرین سبک زندگی را نوعی بیان، نمایش و به تعبیر بسیاری نماد می دانند .
حال با فرض نمادین بودن ، سوال این است که سبک زندگی ، نماد چه چیزی است ؟ زیمل ، آن را نماد فردیت برتر ، وبلن ، آن را نماد ساز و کار روحی و عادات فکری ، وبر و بسیاری ، با الهام از وبر، این مفهوم را نماد منزلت اجتماعی ، بوردیو ، گیدنز و جمعی از اندیشمندان متاخر ، سبک زندگی را نماد “هویت” فردی و اجتماعی می دانند . شاید بتوان گفت هویت ، مفهومی عام تر است که هر دو تمایز مورد نظر زیمل و وبر و حتی تا حدود زیادی دیدگاه آدلر را پوشش می دهد . هندری و همکاران در این خصوص چنین جمع بندی می کنند :
” سبک ،عنصری مرئی در دنیایی از نماد ها است که از دیگران دعوت می شود تا آن را مطالعه کنند . سبک های زندگی ، به طور خلاصه ریشه در چیزی دارند که بریک آن را ” نماد گرای ظاهر ” می نامد ( بریک ، 1985 : 19 ).
افراد به مدد این سبک ها، هویت خویش را ابراز داشته و اظهاراتی را در مورد فضای اجتماعی و فرهنگی خود بیان می دارند . ( هندری و دیگران ، 1381 : 227 ).
5. نکته هایی که در همه تعریف ها ، باعث تمایز مفهوم سبک زندگی از مفاهیم مشابه ، مانند فرهنگ یا پاره فرهنگ ، هویت ، شخصیت و … ، و محدود سازی آن می شود ، خلاقانه و گزینشی بودن اجزا و عناصر سبک زندگی است . آدلر در تعریف و مباحث خود بر ” خلاقیت ” و طرحی بر مبنای دریافت های فرد از محیط تکیه می کند و به این ترتیب بیشتر بر جنبه عقلانی و حسابگرانه و کمتر بر جنبه احساسی و تخیلی سبک زندگی تاکید می ورزد . گیدنز قدرت انتخاب ( یا به بیانی عقلانیت مدرن ) را شاکله ی گزینه های سبک زندگی می داند . زیمل ، بوردیو و کلاکهون با صراحت و وبر و دیگران در خلال مباحث و ارائه مصادیق ، مبنای گزینش را ” ذوق و سلیقه ” یا به تعبیری ” ترجیحات ” قرار می دهند . در این مورد که ” سلیقه ” مبنایی حسی ، زیبا شناختی یا عقلانی دارد ، بحث زیادی در گرفته است که به آن پرداخته می شود .
نکات فوق به خصوص رفتار های سلیقه ای ، با بررسی اجزا و عناصر که دانشمندان مختلف برای سبک زندگی ذکر کرده اند و یا تحقیقات کاربردی شان از آن برای ارائه تحلیلی بر مبنای سبک زندگی ِ جوامع ، گروه ها و افراد بهره برده اند ، بهتر روشن می شود .
2-23 مولفه های سبک زندگی
یکی از راه هایی که می توان به درک بهتری از مفهوم ” سبک زندگی ” از نظر اندیشمندان مختلف دست یافت ، بررسی عناصر و مولفه هایی است که ایشان برای سبک زندگی بر شمرده اند و یا در تحقیقات خود از آنها به عنوان شاخصه بهره برده اند . در اینجا منظور از مولفه اموری است که مصداق عینی سبک زندگی محسوب می شوند . بنابراین ، اموری که از سوی محققان به عنوان عوامل موثر بر سبک زندگی پیشنهاد شده (مواردی مانند میزان درآمد و میزان تحصیلات ) مولفه در نظر گرفته نشده است . عناصری که زیمل ، وبلن و وبر در آثار خود از آنها یاد کرده اند ، عبارت است از : شیوه ی تغذیه ، خود آرایی ( نوع پوشاک و پیروی از مد ) ، نوع مسکن ( دکوراسیون ، معماری و اثاثیه ) ، نوع وسیله ی حمل و نقل ، شیوه های گذران اوقات فراغت و تفریح ، اطفار ( رفتار های ناشی از نجیب زادگی یا دست و دل بازی ، کشید سیگار در محافل عمومی ، تعداد مستخدمان و آرایش آنها
) . آنچنان که از تعریف آدلر از سبک زندگی معلوم است او سبک زندگی را شامل همه ی رفتار و افکار و احساسات فرد و حرکتش به سوی هدف می داند . در مهمترین تحقیقات میدانی ِ اولیه ی مبتی بر سبک زندگی می توان به کار های چاپین 26 ( 1935 ) و اسول 27 ( 1940 ) اشاره کردکه در آنها تکیه اصلی بر بررسی محل سکونت ، نوع خانه ، وسایل اتاق نشیمن و دیگر جلوه های عینی شان و منزلت بود ( ای . اس . اس . جلد 15 : 22 – 321 ). کلاکهون ، ( 1958 ) در یک جمه بندی در مورد شاخصه های مورد مطالعه سبک زندگی در دهه ی پنجاه ، به رفتار های شخصی مصرفی که حاکی از ترجیحات فردی است اشاره می کند ؛ مواردی مثل : نحوه استفاده از صنایع فرهنگی و تفریحی و ورزشی ، نحوه ی بازی کردن و لباس پوشیدن ( ی . اس . اس ، جلد 3 : 22 – 342 ) .
گُردُن ، در جمع بندی خود چند عمال مهم را در مطالعه سبک زندگی بر می شمرد : الگو های مصرف ، نوع لباس ، نحوه ی صحبت ، نگرش ها و الگو های مربوط به نقاط تمرکز علاقه مندی در فرهنگ مانند امور جنسی ، عقلانیت ، دین ، خانواده ، میهن پرستی ، آموزش ، هنرها و ورزش ها ( گردن ، 1963 : 19 ). پارسونز ، در کتاب مشهور خود ( نظام اجتماعی 11 ) جنبه هایی از سبک زندگی را مطرح می کند که ناشی از فناوری مدرن است و در آن روز ها سبک زندگی افراد ( به خصوص خانواده ها ) را نشان می داده است ؛ مواردی مثل خودروها ی خانواده ، یخچال، ماشین لباسشویی و تلویزیون . او معتقد است با توجه به از بین رفتن رواج استفاده از مستخدم ، دیگر از این ملاک ها نمی توان بهره برد . او همین تغییرات را در مورد استفاده از اشیای عتیقه ، گزارش می کند . چرا که مدرن بودن ، دیگر عرصه را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، سبک شناختی، علوم اجتماعی، سبک شناسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد دو قطبی، اختلال دو قطبی، سبک زندگی، افسردگی اساسی