منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، مسئولیت پذیری، مدیریت استرس، فعالیت بدنی

دانلود پایان نامه ارشد

مدیریت و کنترل استرس در بیماران ديابت نوع 2 تاثیر دارد.
1-7تعاریف مفهومی و عملیاتی متغییرها :
1-7-1 تعاریف مفهومی
1 )افسردگی1 : خلق حال وهوای احساس نافذ و پایداری است که به صورت درونی تجربه می شود و بر رفتار و درک فرد از جهان تاثیر می گذارد . اختلالات خلقی گروهی از اختلالات بالینی هستند که مشخصه آنها این است که احساس تسلط از بین رفته و فرد رنج و عذابی عظیم می کشد و تغییراتی درسطح فعالیت، توانایی های شناختی، تکلم وکارکردهای نباتی (از قبیل خواب فعالیت جنسی و سایر نظم های زیستی)دارد(کاپلان وسادوک 2007ترجمه رضایی1386).
2 ) سبک زندگی2:سبک زندگی تحت عنوان تمام رفتارهایی است که تحت کنترل شخص هستندیا بر خدمات بهداشتی تاثیر می گذارند تعریف میشود(محمدی زیدی،یحیی،پاکرو،امیر،محمدی زیدی ،بنفشه، 1390 ).
3)تغذیه:عبارت است از داشتن الگوی غذایی و انتخاب غذا برای هر فرد.
4) ورزش و فعالیت بدنی:عبارت از تعقیب الگوی ورزشی منظم می باشد.
5)مسئولیت پذیری در مورد سلامت: توانایی درپرهیز و اجتناب از موارد و اموری که سلامت را تهدید می کنند .
6 ) مدیریت استرس:شناسایی منابع استرس واقدامات مربوط به کنترل و کاهش استرس می باشد .
7 )رشد معنوی یا خود شکوفایی:داشتن حس هدفمندی-به دنبال پیشرفت فردی بودن-تجربه خودآگاهی و رضایتمندی. (همان منبع).

1.Depression
2.Life Style
8) دیابت نوع 2 : دیابت شیریناز جملهبیماری های متابولیکی است که با کبود نسبی یا مطلق انسولین،افزایش گلوگز خون و اختلال در متابولیسم کربوهیدرات ، چربی وپروئتین همراه است ( نمازی و همکاران ، 1390).
1-7-2تعاریف عملیاتی :
1) افسردگی :منظور نمره ای است که آزمودنی ها در پرسش نامه آزمون افسردگی بک کسب می کنند.
2) سبک زندگی : منظور نمره ای است که ازمودني در پرسشنامه سبک زندگی والکر و همکاران می گیرد.
3)تغذیه: منظور مجموع نمراتی است که آزمودنی در خرده مقیاس تغذیه از پرسشنامه سبک زندگی والکر و همکاران می گیرد.
4)ورزش و فعالیت بدنی: منظور مجموع نمراتی است که آزمودنی در خرده مقیاس فعالیت بدنی از پرسشنامه سبک زندگی والکر و همکاران می گیرد.
5)مسئولیت پذیری در مورد سلامت: منظور مجموع نمراتی است که آزمودنی در خرده مقیاس مسئولیت پذیری در مورد سلامت از پرسشنامه سبک زندگی والکروهمکاران می گیرد.
6) مدیریت استرس: منظور مجموع نمراتی است که آزمودنی در خرده مقیاس مدیریت استرس از پرسشنامه سبک زندگی والکر و همکاران می گیرد.
7)رشد معنوی یا خود شکوفایی: منظور مجموع نمراتی است که آزمودنی در خرده مقیاس رشد معنوی از پرسشنامه سبک زندگی والکر و همکاران می گیرد.
8) دیابت نوع 2: منظور آزمودنیهای هستند که با تشخیص پزشک متخصص دچار دیابت نوع 2 هستند.

فصل دوم
«مبانی نظری و پیشینه پژوهش»

2-1مقدمه
رفتاردرمانيِ شناختي ، رشد و توسعه جديدي در درمان روان شناختي ، به شمار مي آيد. با اين همه ، در اين مدّت کم ، توانسته است علاقه زيادي را در متخصصان باليني ، به خود معطوف سازد. سه دليل عمده ، براي اين علاقه وجود دارد. نخست آن که روشهاي شناختي ـ رفتاري ، برعکس ساير شکلهاي رفتاردرماني ، مستقيماً با افکار و احساسات ـ که در تمامي اختلالهاي رواني از اهميّتي آشکار برخوردارند ـ سروکار دارد. دوّم آن که رفتاردرماني شناختي ، شکافي دارد که بسياري از درمانگران بين روشهاي صرفاً رفتاري و روان درمانيهاي پويا احساس مي کنند، پُر مي سازد. سوّم آن که اين روشهاي جديد درماني ، برعکس روان درماني پويا، پايه هاي علمي دارند و قابليّت بيشتري در ارزيابي فعاليّتهاي باليني ، از خود نشان مي دهند.
احتمالاً در فرايند برنامه ريزي براي درمان اختلالهاي افسردگي بود که رويکردهاي شناختي ، توجّه اکثر درمانگران را به خود جلب کرد. البتّه [امروزه] رفتاردرماني شناختي ، کاربردهاي بس وسيع تري دارد و بسياري از آنها به مواردي مربوط مي شوند که با استفاده از ساير روشها نمي توان آنها را به سادگي و به طرز مؤثّري درمان کرد. اين موارد عبارتند از اختلالهاي اضطراب و وسواس ، اختلالهاي خورد و خوراک ، برخي از مسايل جسمي ، جنبه هايي از ناتوانيها در بيماران مبتلا به بيماريهاي رواني مزمن ، و نيز مسايل جنسي و زناشويي(هاوتون و کرک1،2002،نقل از قاسم زاده،1382).

1.Havton and Kirk
در زندگی همه ی ما روزهایی وجود دارند که همه چیز را سیاه می بینیم ،هیچ چیز شادی ما را بر نمی انگیزد و هیچ امیدی به موفقیت نداریم.بد خلق و غمگین هستیم،احساس تنهایی،خلا،نامیدی و گنهکاری بر ما چیره می شود و اضطراب ما را فرا می گیرد… .همه ما با چنین حالتها و احساس هایی که اغلب پس از شکستها یا فقدان ها و یا حتی بدون دلیلی آشکار به وجود می آیند،کم و بیش آشنا هستیم و با آنها با موفقیت بیش و کم ،مقابله میکنیم.اما آنچه موجب می شود تا چنین احساسهایی به صورت اختلالهای روانی درآیند،نوع و تعداد نشانه ها،شدت و طول مدت و هم چنین حدی استکه به جریان بهنجار زندگی روزمره آسیب می رسانند.در قلمرو زندگی بهنجار و در زمینه تجربه ی آسیب شناختی ،این احساسها و شیوه دریافت آنها را با مفهوم ((افسردگی))مرتبط ساخته اند.
از زمانی که بقراط نخستین نظریه ی علت شناختی افسردگی را به عنوان عارضه ی سودا ارائه کرد،فرضیه های متعددی در باره مبنای افسردگی مطرح شده اند و کوششهای فراوانی برای درمانگری آن ،انجام گرفته اند.
معادل اصطلاح سودا در زبان یونانی ،اصطلاح مالیخولیا است که امروزه نوع خاصی از افسردگی را مشخص می کند.به رغم پایدار ماندن مفهوم مالیخولیا در خلال قرون،همواره معانی مبهم و متفاوتی به آن نسبت داده شده است که با معنای کنونی مالیخولیا که عبارت است از اختلال عمیق خلقی و بر اساس غمگینی مرضی مشخص می شود،متفاوت بوده است.
در قرن نوزدهم،مولفان در گروه هذیانهایی که((تک جنونی))نامیده می شدند،((هذیان جزیی غمگینی))یا((مالیخولیای هذیانی))را متمایز کردند.در وهله ی بعد،مفاهیم جنون ادواری(فالره) و جنون دو شکلی(بایاژه)به منظور متمایز کردن افسردگیهای راجعه که در تناوب با حالات شادی نا آرام بودند،ظاهر شدند و سپس بیماری اخیر توسط کرپلین،((روان گسستگی آشفتگی-افسردگی)) نامیده

شد.اما حالت افسردگی این روان گسستگی ،انواع دیگر افسردگیها را پوشش نمی دهد و فقط می توان آن را به عنوان یک زیر-گروه افسردگیها در نظر گرفت،بنابر این باید گفت که اصطلاح افسردگی از چنین چهار چوبی فراتر می رود و وهله ی غمگینی و کاهش تنود روانی که رفتار و زندگی فرد را زیر تاثیر می گیرد،متمایز می کند.گرچه غمگینی معادلافسردگی نیست اما بی تردید،افسردگی شامل حالت غمگینی است که بر زندگی روزمره ،فعایت،ارزشیابی خود،قضاوت و کنشهای ابتدایی مانند خواب و اشتها اثر می گذارد.غمگینی می تواند واکنشی نسبت به یک رویداد رنج آور باشد و هنگامی مرضی محسوب می شود که از لحاظ شدت و طول مدت،با در نظر گرفتن اهمیت این رویداد،جنبه ی افراطی پیدا کند و بخصوص وقتی بدون علت ظاهری آشکار شود.بنابراین غمگینی افراطی یا بدون علت موجه،در چهار جوب افسردگی قرار میگیرد و وجود عوامل آمادگی و آسیب پذیری فردی را القا می کند.این عوامل می تواند ژنتیکی ،روانشناختی،زیست شناختی،یا محیطی با شند و در اغلب موارد با در هم تنیدگیآنها مواجه هستیم(دادستان،1387).
درک سلامت و روانشناسی سلامت تا زمانی که تمرکز فقط روی فقدان بیماری یا ناخوشی است،کامل نیست.در عوض روانشناسی سلامت معاصر بر فواید حالتهای مثبت سلامت و حوزه های مرتبط با ارتقای سلامت(مانند اولز1 و سیمنت2،1995)تاکید دارد.در این زمینه مطالعه ((سبک زندگی))مانند انجام منظم ورزش و در پیش گرفتن برنامه ی غذایی سالم،اهمیت زیادی دارد.طی یک نسل،تغییرات بسیاری

1.Ewles
2.Simnett

در دانش و عادات برنامه ی غذایی ما وجود داشته است.برای مثال،در کشور انگلستان ،چربی های کم اشباع شده،شیر کم چربی و گوشت سفید جایگزین اسید های چرب اشباع شده،شیر پر چربی و گوشت قرمز شده است.به علاوه،ما تشویق می شویم تا جذب عواملی را که ممکن است برای سلامت ما مضر باشند(مانند کشیدن سیگار و نوشیدن الکل)کاهش دهیم.همه ی این ملاکها برای کمک به شیوه ی زندگی سالم تر،در نظر گرفته می شوند.تغییر گرایش ها و شیوه ها در سلامت،ممکن است تحت تاثیر عوامل فرهنگی و خرده فرهنگی وسیع تری قرار گیرند.برای مثال،خانواده همچنان از منابع اصلی اطلاعات برای غذا و برنامه غذایی ماست.آثار تبلیغات تجاری تلویزیون در انتخاب غذای کودکان نیز بر سبک زندگی تاثیر می گذارند.گاهی اوقات ممکن است به میزان کمی برنامه غذایی سالم از تلویزیون تبلیغ شود.بنابراین برنامه های تلویزیونی می توانند بر بسیاری از جنبه های گوناگون زندگی ما تاثیر بگذارند و سبک زندگی3 ما را تحت تاثیر خود قرار دهند(کرتیس4،2008،به نقل ازآشتیانی،1388).
سبک زندگی هم چنین بر نوع و شدت بیماریها نیز تاثیر می گذارد، به عنوان مثال در بیماری دیابت نوع دو ، عوامل و فاكتورهاي مختلفي سبب ابتلا به آن مي شوند:اضافه وزن ، بي تحركي يا كمبود فعاليت بدني ،عدم خود کنترلی، جنسيت ، سن، سابقه خانوادگي ديابت ،عدم مسئولیت پذیری و اختلالاتي كه همراه با عدم توانايي بدن در استفاده از گلوكز مي باشند از عوامل اصلي ابتلا به ديابت نوع دو مي باشند.به علاوه كساني كه اختلال گلوكز ناشتا يا اختلال عدم تحمل گلوكز در انها تشخيص داده شده نيز خطر بالايي در ابتلا به ديابت نوع دو دارند(شجاعی زاده ،محمد،استبصاری،اعظم،مصطفایی،باطبی،1387).

3.Life style
4.Curtis
2-2درمان شناختی رفتاری :1(CBT)
رفتارگرایی به عنوان گزینه ای رادیکال برای نظریه های ذهن گرایانه روانشناسی به وجود آمد که سعی داشتند رفتار انسان را برحسب ساختارهای شناختی یا هیجانی توجیه کنند. شرطی سازی به عنوان عامل تعیین کننده مهم رفتار انسان، جایگزین شناخت شد. رفتارگرایان فرایندهای شناختی را انکار نکردند، بلکه معتقد بودند که این فرایندها به تحلیل موثر اختلالهای رفتاری ربط چندانی ندارد. اما هنگامی که روان شناسان تجربی درباره ی فرایندهای شناختی پژوهش های بیشتری را انجام دادند، و رفتار درمانگران افراد بیشتری را که مبتلا به مشکلات پیچیده بودند درمان کردند، برداشت های شناختی از رفتار بار دیگر ارزشمند شدند. اغلب رفتار درمانگران امروزی از ادغام روشهای شناختی و نام شناختی – رفتاری خشنود هستند. آنها معتقدند که وقتی از درمان کردن کودکان خردسال یا افرادی که دچار عقب ماندگی ذهنی هستند فراتر رویم، باید فرایندهای شناختی را که در تغییر دادن رفتار پیچیده ی بزرگسالان اهمیت دارند، به حساب آوریم.(پروچسکا2 و نورکراس،2007.نقل از سید محمدی،1389).
بنابراین، اين رويکرد، خود از تلفيق دو رويکرد رفتاردرماني (که عمدتاً در بستر شرطي سازي پاولوفي و نوپاولفي ، فراباليد) و رويکرد شناختي ـ چه در قالب شناخت درماني و چه در چارچوب روان شناسي شناختي و دانش شناخت پايه ( cognitive science ) ـ پديد آمد. به يک اعتبار، مي توان گفت که در رفتاردرماني شناختي ، نکات قوّت رويکردهاي رفتاردرماني و شناخت درماني ـ يعني عيني گرايي ، ارزيابي و سنجش از يک سوي و دخالت دادن نقش

1.Cognitive Behavior Therapy
2.Prochaska
حافظه در بازسازي و تفسير اطّلاعات از سوي ديگر ـ گرد آمدند و به صورت يک پيکره دانش کار بسته درآمدند. امروزه ، اين رويکرد، نظريّه ها و نگرشهاي نسبتاً متفاوتي را در خود جاي داده است . شايد بتوان گفت که تنها وجه مشترک آنها، توجّه به نقش واسطه مند فرايندهاي شناختي در پردازش اطّلاعات و در بروز واکنش فرد به محرّکها باشد. امّا در هر صورت ، از اصطلاحات و مفاهيمي استفاده مي کنند که به نحوي در چارچوب رفتاري ، معني پيدا مي کنند و قابل ارزيابي و سنجش ، تلقّي مي شوند. تحقيقات و مدل

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، شناختی رفتاری، بیماران مبتلا، فعالیت جسمانی Next Entries منابع پایان نامه درمورد ایمن سازی، چالش ها و فرصت ها، درمان شناختی - رفتاری، رویکرد رفتاری