منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، شناختی رفتاری، درمان شناختی رفتاری، بیماران مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

اول تحقیق (برنامه های درمان شناختی رفتاری بربهبود سبک زندگی بیماران دیابتی نوع 2 تاثیر دارد)،نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره نشان داد که برنامه های درمان شناختی رفتاری بربهبود سبک زندگی بیماران دیابت نوع دو گروه آزمایش در مقایسه با آزمودنی های گروه کنترل موثر بوده است.بنابراین فرضیه تحقیق تایید می شود.این یافته ها با نتایج پژوهشهای صمیمی وهمکاران (1386)،بلاک(2009)،رحیمیان(1389)،سلا(1990)،گیمینزپرز(2002)،وندرون(2005)، ادوارد(2005)، و مارکر1 و همکاران ( 2012) مطابقت دارد.
سبک زندگی تحت عنوان تمام رفتارهاییکه تحت کنترل شخص هستند یا بر خطرات بهداشتی فرد تاثیر می گذارد تعریف می شود ( زیدی وهمکاران ،1390) .هم چنین لورا و آلنسو ( 2005) در پژوهش خود عنوان کردند درمان شناختی و رفتاری بر مدیریت سبک زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 ، تاثیرگذار است . گینس و وندر ( 2005) معتقدند که با تغییرات سبک زندگی افراد می توان در جهت کمک به درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 گام برداشت و درمان شناختی – رفتاری روش سودمندی برای اینگونه بیماران است . در پژوهشی دیگر دینگ2 ( 2004) گزارش کرده است درمان شناختی- رفتاری بر مدیریت سبک زندگی بیماراندیابتی نوع 2 موثر است . کلارک وهامپوسن (2002)در پژوهش خود عنوان کردند که درمان شناختی – رفتاری مداخله موثری جهت بهبود سبک زندگی این بیماران محسوب می شود .وینگ وگلدستین ( 2002) در پژوهش خود بر اثر بخشی این روش درمانی جهت بهبود سبک زندگی این بیماران تاکید کرده اند . در پژوهش دیگر آذرطل وهمکاران ( 1391) عنوان کردند که بیماران دیابتی از رژیم غذایی مناسب پیروی نمی کنند ، تحرکات

1.marker
2.dieng

فیزیکی در زندگی آنها کم رنگ است و فعالیتهای خود کنترلی نامناسبی دارند، پس بنابراین درمان شناختی – رفتاری جهت بهبود سبک زندگی این بیماران درمان سودمندی است.
به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عوامل روانشناختی در عود و یا شدت بیماری جسمی نقش مهمی دارند. بنابراین با توجه به مطالعات انجام شده و پژوهش های حاضر می توان خاطر نشان کرد که عوامل روانشناختی یک همراهی کننده معنی دار برای بیماران دیابت نوع 2 می باشد به عبارتی دیگر عوامل روانشناختی در ایجاد سبک زندگی مناسب برای این بیماران و کاهش عوارض روحی-روانی آنها می تواند حائز اهمیت باشد. بنابراین لازم است متخصصان از این عوامل خطر بالقوه در بیماران دیابتی آگاه باشند.
در رابطه با فرضیه دوم تحقیق که بیان می کند برنامه های درمانی شناختی رفتاری بر کاهش سطح افسردگی بیماران ديابتي نوع 2 تاثیر دارد.نتایج تحلیل کواریانس تک متغیری روی نمره های پس آزمون گروه های آزمایش و کنترل نشان داد که برنامه های درمان شناختی رفتاری بر کاهش افسردگی بیماران دیابت نوع دو گروه آزمایش در مقایسه با آزمودنی های گروه کنترل موثر بوده است.بنابراین فرضیه دوم تحقیق تایید می شود. این یافته ها با نتایج پژوهش های ونگ1 و همکاران ( 2008) ، پتراک و هر پرتز ( 2009 )،رنجبر و همکاران(1388)،حافظ نیا و همکاران(1392)،ابراهیمی و همکاران(1387)،کاپلیز(2000)،کاش و فلمینگ (2000) مطابقت دارد.
خلق انسان حال ، هوا و احساس نافذ و پایداری است که به صورت درونی تجربه و بر رفتار و درک فرد از جهان تاثیر می گذارد . اختلالات خلقي گروهي از اختلالات بالینی هستند که مشخصه آنها این است که احساس تسلط بر خود از بین رفته و فرد رنج و عذابی عظیم می کشد ( کاپلان و سادوک، 2007) . لذا بیماران دیابتی هم طبق تحقیقات انجام شده افسردگی بالایی را تجربه می کنند .
1.waneg
پاتریک2 وینجر و ایتال ( 2007) نیزعنوان کردند که درمان شناختی –رفتاری درمان بسیار موثری جهت کاهش سطح افسردگی این بیماران محسوب می شود . در پژوهشی دیگر ايجد( 2005) عنوان کرد که، درمانشناختی – رفتاری بهترین نوع درمان برای بهبود افسردگی و خلق این بیماران به حساب می آید . در پژوهشی دیگر که گنزالس وهمکاران ( 2008 ) روی 210 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام دادند و در آن از درمان شناختی رفتاری و روشهای نیمه مداخله ای از نوع پیش آزمون وپس آزمون بهره گرفته بودند مشخص شد که درمان شناختی – رفتاری می تواند درمان سودمندی جهت کاهش سطح افسردگی این بیماران باشد .در تحقیقی دیگر ارن وساهین وپاتریک ( 2008 ) عنوان کردند که درمان شناختی –رفتاری درمان سودمندی جهت کاهش سطح افسردگی این بیماران به حساب می آید. در همين راستا ویلیامز وکاتون و لینپ و نوئل (2004) عنوان کردند که بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 سطوح بالایی از افسردگی را گزارش می کنند و درمان موثر این اختلال ، درمان شناختی – رفتاری می باشد.
پژوهش های انجام گرفته تقریبا به طور راستا بر اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر کاهش سطح افسردگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تأکید دارند. همان گونه که محققین معتقدند که مدل های شناختی و رفتاری می توانند باعث کارآمدی باورها و نگرش ها و همچنین باعث افزایش احساس کنترل درد، استفاده ازراهبردهای مقابله ای مثبت و کاهش حالات هیجانی منفی در بیماران گردد (رنجبر وهمکاران،1388). در واقع روشهای رفتاری و شناختی مستقیما بر بهبود خود رفتار پیشگیرانه تمرکز دارند. چنین روشهایی شامل کارآموزی یا راهنمایی های ویژه برای در پیش گرفتن یک رفتار، تهیه تقویمی برای یاآوری زمان انجام دادن رفتار مورد نظر و یادآوریهای قرارهای ملاقات می شود. تحقیقا ت نشا ن دا ده است که این روش ها بر کارایی برنامه های ارتقاء سلامت می افزایند

2.patriec

(حافظنیا و همکاران،1392). نتایج نهایی حاکی از آن بود که در مجموع درمانهای شناختی و رفتاری
بر کاهش سطح افسردگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 موثر بوده است.

در تبیین این بخش از پژوهش ها می توان گفت که با توجه به اینکه رفتار درمانی شناختی رفتاری با طرحواره های غلط و توجه های اشتباه افراد سروکار دارد ، می تواند بازسازی شناختی را در افراد انجام دهد. لذا در این پژوهش هم این رویکرد درمانی توانست سبک زندگی افراد را بهبود بخشد و افسردگی آنها را کاهش دهد. هم چنین در بعد افسردگی هم می توان گفت که مثلث شناختی بک (خود ،دنیا ،آینده) ،هم مطرح است و این طرحواره های اشتباه هم، باعث افسردگی در بیماریهای مزمنی از جمله دیابت می شوند. در مجموع این رویکرد درمانی می تواند در بهبود اختلالات روانپزشکی موثر باشد و در بهبود سبک زندگی این افراد هم نقش آفرینی کند. بنابر این کاربرد این روش به لحاظ بالینی سودمند و اثر بخش بوده و از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه می باشد.

محدودیتها:
پژوهش حاضر نیز مانند اکثر پژوهش های انجام شده محدودیتهایی داشت که به برخی از آنها اشاره می شود:
بر اساس جستجو در منابع تحقیقاتی موجود در کشور ، به نظر می رسد که برنامه ی درمانی شناختی رفتاری در مورد بیماریهای جسمانی در کشور ما کمتر مورد استفاده قرار گرفته است که این موضوع ، پژوهشگر را با محدودیت هایی در زمینه ی کمبود ادبیات پژوهشی و نظری در این زمینه روبرو ساخته است.
1) با توجه با این که بعضی از بیماران درگیر مسائل و مشکلات زندگی شخصی شان بودند لذا محدودیتهایی در تشکیل برنامه ی درمانی وجود داشت.
2) پژوهشگر وقت زیادی را در مراکز درمانی بهداشت تلف می کرد.بخاطر اینکه مسئولین مراکز بایستی اتاق خالی و مناسبی را در اختیار پژوهشگر و بیماران قرار می دادن،که این امر گاهی با اتلاف وقت همراه بود.
3) وجود فرهنگ بسته منطقه و برخورد با مشکلاتی در اجرای برنامه ها از دیگر محدودیتهای این پژوهش بود.
-گروه نمونه مورد مطالعه حاضر تنها در شهر سلماس انتخاب شده است، از این رو تعمیم نتایج برای سایر مناطق و شهرها و همچنین برای گروههای نمونه دیگر با احتیاط انجام بپذیرد.

پیشنهادات تحقیق :

در این قسمت پیشنهادات در دو بخش ارائه می شود :
الف)پیشنهادات پژوهشی
ب)پیشنهادات کاربردی

الف: پیشنهادات پژوهشی:
1)پیشنهاد می شود جهت دریافت نتایج بهتر،تحقیقات مشابه در سایر شهرهای استان صورت گیرد تا بتوان با اطمینان بیشتری تحقیق حاضر را تعمیم داد.
2)این پژوهش در زمینه دیابت انجام شده ،پیشنهاد می شود در مورد سایر بیماریهای جسمانی نیز پژوهشهایی با این محوریت انجام شود.
3)بیشنهاد می شود در زمينهبيماري ديابت بر روی سایر مشکلات و مسائل روحی و روانی آنها نیز پژوهشهایی صورت گیرد.

ب:پیشنهادات کاربردی :
1)پیشنهاد می شود محیطی امن و آرام چه در خانواده و چه در مکان های آموزشی جهت بهبود بهتر این بیماران فراهم شود.
2)پیشنهاد می شود جزواتی از پژوهش حاضر تهیه و جهت استفاده برای مشاورین و درمانگران دیگر ارسال گردد.
3)پیشنهاد می شود دورهای با محوریت درمان شناختی رفتاری برای این نوع بیماران هر ماه یکبار اجرا شود.
4)به مراکز درمانی بهداشت شهرستان ها پیشنهاد می شودکه بیمارانی را که از سطح بالای افسردگی و سبک زندگی نامناسبی رنج می برند و تحت فشارهای روانی بیشتری قرار دارند،با این روش درمانی در جهت ارتقای هرچه بهتر سلامتی آنان تلاش شود.
5)با توجه به نتایج پژوهش حاضر، برنامه درمان شناختی رفتاری بر روی سطح افسردگی و سبک زندگی تاثیر داشته است.بنابراین می طلبد که در مراکز درمانی بهداشت ها توسط مسئولین ، مشاورین و معاونین،وضعیت جسمی و سلامت روانی این بیماران مورد پیگیری قرار گیرد و نتایج پیگیریهای آنها از طریق مراکز بهداشت حمایت و پیگیری شود.

منابع

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد دو قطبی، اختلال دو قطبی، سبک زندگی، افسردگی اساسی Next Entries