منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، اوقات فراغت، بودجه بندی، روابط انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

برای معیار های سنتی تنگ کره است ( پارسونز، 1964 : 515 ). برلسون و استینر مولفه های سبک زندگی را در اوقات فراغت و ذوقیات و نحوه ی مصرف مناسب پول می جویند ؛ مواردی مانند رسیدگی به وضع ظاهری و لباس ، آداب معاشرت، سلیقه زیبا شناختی ، سرگرمی ها ( اعم از تفریحی و ورزشی ، از قایق سواری و چوگان گرفته تا تنیس و بولینگ ) ، خوردنی ها ( از شکلات کش دار گرفته تا نوع نرم و تلخ آن )، ( برلسون و استینر، 1964 : 488 ).
لوید وارنر28 ، در قالب برسی سبک زندگی یانکی سیتی افزون بر نحوه ی گذران اوقات فراغت و تفریحات و سلیقه های ورزشی ، به تفاوت های دینی و چشم انداز های اخلاقی ، ارزش های سیاسی، الگوهای زندگی خانوادگی ، روابط زناشویی و تربیت کودک در تحقیقات خود اشاره می کند ( مک کی 1969 : 74 – 275 ). راجر براون می گوید : ” تفاوت در سبک زندگی ، را در بی اهمیت ترین چیز ها شکل گرفته است . ” از عادات نوشیدن و خوردن سالاد گرفته تا انتخاب کلمات و طرز پوشیدن و عادت نشستن ، همچنین شیوه های تربیت کودکان ( مثلا میزان سخت گیری به آن ها در مورد دست شویی نظافت ) ، رفتار های جنسی، بهداشتی، مذهبی و سیاسی و میزان عصبی یا روانی بودن ( برون ، 1965 : 3 – 132). ابرین و دیگران ، معتقدند سبک زندگی در شهر نشینی ِ آمریکایی اواخر دهه 1960 در مواردی مانند محل زندگی ، مشارکت های محلی، نوع منزل ( با حیاط، گاراژ ، کارگاه و … ) و نوع مدرسه محل تحصیل فرزندان تجسم می یافت. ون هوتن ( ابرین و دیگران ، 1969 : 32 ) عناصر سبک زندگی را در خانواده چنین توصیف می کند : اثاثیه ،اشیا هنری ، انواع لباس پوشیدن ها ، مواد خواندنی ، آلات موسیقی ، سلیقه در غذا و مشروبات ، روش پخت ، نوع صحبت کردن در خانه ( چه در کلمات و گرامر و چه در گفتگوها ) ، نوع گذران اوقات فراغت ، بودجه بندی ، روابط با فرزندان ، ضوابط و روش های تربیت کودک ، تراکم جمعیت ساکن در خانه و محل ( که محدوده ی حریم خصوصی و میزان سر و صدا و تعاملات را تعیین می کند )، نوع و ویژگی های اشتغال ( اعضای شامل خانواده ، نوع لباس کار یا محل کار ، فاصله محل کار تا خانه ، میزان ماموریت ها ، زمان دوری از خانه ) ( ون هوتن ، 1970 : 4 – 73 ) .
ون فوسن ، بر اهمیت بررسی انجمن هایی که فرد برای غذا ، ملاقات ها و یا ازدواج به آن می پیوندد و همچنین انتخاب میان کنسرت یا مسابقه بوکس ، اسکی بازی یا لژ سواری ، قایق بادبانی یا پارویی برای اوقات فراغت تاکید کرده است ( ون فوسن ، 1979 : 15 ) . بوردیو بررسی سبک زندگی را مطالعه اول ، دارایی ( کالاهای تجملی یا فرهنگ ای ) می داند که افراد دور خود جمع کرده اند ؛ مانند : خانه ، ویلا ، قایق تفریحی ، ماشین اثاثیه، نقاشی ها ، کتاب ها ، نوشابه ها، سیگار ها ، عطر ، لباس ها و دوم ، فعالیت هایی که با آن خود را متمایز نشان می دهد : ورزش ها ، بازی ها ، تفریحات ( پیاده روی یا کوه پیمایی ، اسکی یا سوار کاری ، گلف یا تنیس ) ، لباس پوشیدن ، رسیدگی به ظاهر بدن خود ، نحوه ی استفاده از زبان و بودجه بندی ( بوردیو ، 1984 : 4 173 و 283 ) . توبی29 در تحقیقی در مورد سبک زندگی سبک ها و مقایسه آن با زندگی هیپی ها ، ساختار روابط فردی ( زندگی اشتراکی ) ، آداب و رسوم ( کوتاه نکردن مو و رژیم گیاه خواری ، استفاده از دارو های روان گردان و یوگا ) انجام داد ( کلاک و بلا ، 1976 : 7 ) . استون 30 ، در بررسی سبک زندگی ِ یکی از گروه های مذهبی جدید از مواردی مثل عدم ازدواج ، تغییر مکرر مکان اقامت ، مصرف مواد روان گردان ، پیوستن و جدایی مکرر از گروه های مختلف برای کسب تجربه یاد می کند ( پیشین ، 107 ) . پیز31 ، در بررسی پاره فرهنگ جوانان یهودی آمریکا ، یکی از چهار محور مطالعه خود را سبک زندگی قرار داد که طی آن این موارد را در نظر خواهی های خود گنجاند : زندگی مشترک قبل از ازدواج ، مصرف ماری جوانا ، همجنس بازی و زندگی در محیط های اشتراکی ( پیشین : 253 ) . رابرت وثنو32 ، نیز از همین ملاک ها در تحقیق خود در مورد ادیان جدید آمریکا بهره برده است. لیند پریچارد 33 ، در بررسی تغییرات دینی و اعتقادی قرن نوزدهم آمریکا در همین ملاک ها استفاده کرده است ( پیشین : 328 ) . کتاب شناخته شده استارک و بینبریج 34( 1985 ) ، آینده دین ، که بر پایه نقد تحقیقات وثنو تدوین شده نیز ملاک های فوق را مبنای بررسی های خود قرار داده است .
مارتین سگالن ، جامعه شناس فرانسوی ، در جمع بندی خود از تحقیقات در مورد سبک زندگی در محدوده ی مسائل زناشویی سه محور را ارائه می کند : اول ، مسکن ( فضای داخلی خانه و تقسیم بندی فضاهای خصوصی و فضاهای عمومی و تفریحی داخلی و خارجی )؛ دوم ، معاشرت و شبکه ی روابط خویشاوندیو اتکا در امور و حوادث و تاثیر این روابط بر نوع گذران اوقات فراغت : سوم ، نوع نگاه و رفتار در مورد اشتغال زنان و تقسیم کار در زندگی زناشویی ( سگالن ، 1370 :84 – 259 ) . سگالن ، در مورد سبک زندگی در حوزه ی اقتصادی در خانواده به بررسی نحوه ی انتقال سرمایه ها ( ارث بری ) و الگو های مصرف و تولید می پردازد ( پیشین : 9 – 288 ). چنان که هندری و دیگران نقل می کنند ، از اواسط دهه 1980 به بعد ، ابعاد سلامت و بهداشت به منزله ی یکی از مولفه های سبک زندگی مورد توجه قرار گرفت . از جمله ، تحقیقات قابل توجه در این حوزه ( آئرو و دیگران ،1986 )است ( هندری و دیگران ، 1381 : 231 ) . جی . ای . ویل ، معتقد است : سبک زندگی “علاوه بر مصرف … ارزش ها ، نگرش ها ، مسائل جمعیت شناختی ، تفاوت های جنسی ، موقعیت های اقتصادی ، شغل ، طبقه بندی اجتماعی ، مشارکت در فعالیت های اوقات فراغت را نیز در بر می گیرد .” ( ویل ، 1989 : 215 ). جرالد لسلی و دیگران ، به تحقیق قابل توجهی اشاره می کنند که در آن ، بیشتر شهر نشینان مورد سوال ، شناخت خود را از موقعیت های اجتماعی دیگران با توجه به عوامل سبک زندگی ایشان و در راس آن لباس و سپس طرز حرکات و سبک محاوره به دست می آورند . لسلی و دیگران ، از جمله عوامل سبک زندگی را سلیقه ( مثل سلیقه در اتخاب شراب ، تجهیز خانه ، مواد خواندنی و گذران وقت ) و آداب معاشرت و در یک بیان کلی ، ” الگوهای مصرف ” می دانند ( لسلی و دیگران ، 1994 : 370 ) . و بالاخره فرن ، در بحث از روش های تحقیقی پیشرفته گروه متمرکز، به سبک زندگی اشاره می کند و مولفه های آن را فعالیت ها ( مانند کار، سرگرمی و تفریحات ) ، علاقه مندی ها ( مانند خانواده و رسانه ) و عقاید ( مانند موضوعات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی ) بر می شمرد ( فرن ، 2001 : 175 ) .
نقد و بررسی
هر چند عناصر و اجزای مذکور ، برای سبک زندگی نه به منزله ی شمارش کامل همه ی اجزا ، بلکه به منزله ی بیان نمونه هایی چند انجام پذیرفته است ، اما نگاهی به همین موارد ، می توان افزون بر درک بهتر پنج محور مذکور در جمع بندی از بحث تعریف های سبک زندگی ، دو نکته دیگر را ذکر کرد :
1. ادوارد فرن ، این مولفه ها را در سه گروه فعالیت ها ( مانند کار و سرگرمی ) علاقه مندی ها ( مانند خانواده و رسانه ) و عقاید ( مانند موضوعات سیاسی و اجتماعی ) دسته بندی می کند ( پیشین ). اما نگارنده پشنهاد می کند ، عناصر مذکور در چهار مقوله طبقه بندی شود : اموال ( سرمایه های مصرفی )، فعالیت های ( عادات ، شغل ، گذران اوقات فراغت و … )، نگرش ها و گرایش ها و روابط انسانی ( از بین فردی گرفته تا اجتماعی).
2. با گذشت زمان و در آغاز قرن بیستم ، به جای تمرکز بر رفتار های مصرفی و تکیه بر جنبه های عینی زندگی انسان ( و اتفاقا در اصل خود بیشتر وابسته به نیاز های اولیه مانند خوردن ، پوشیدن و مسکن ) ، جنبه های ذهنی و نیاز های ثانوی انسان ( مانند روابط انسانی ، نگرش ها و گرایش ها ) مورد توجه قرار گرفت . اگر چه ، محوریت و تکیه بر رفتار مصرفی در تمامی سال های قرن بیستم تداوم یافت ؛ چنان که چینی هم باور دارد ( چینی ، 1993 : 176 ) . این تحول ، کاملا با تحول در نظریه های سبک زندگی منطبق است مراجعه شود به ( گیدنز ، 1996 : 45 ) . نظریه پردازانی که در آغاز قرن بیستم از این اصطلاح بهره برده اند آن را در نقد محوریت روابط تولید و سرمایه در نظریه طبقات اجتماعی مارکس و نظام سرمایه داری لیبرال و مکاتب مربوط به آن ، با طرح محور جدید ” مصرف ” به کار گرفتند . طبیعی است ،در این نظریه ها عناصری از زندگی انسان به منزله ی ” سبک زندگی ” اهمیت یافت که به رفتار های مصرفی او مربوط می شد ، اما توجه به ابعاد فرهنگی و معنوی تر زندگی انسان در دهه های بعد ، باعث شد از این اصطلاح در ابعاد وسیع تری بهره برده شود .واقع این است که کثرت کاربرد یک اصطلاح در موارد خاص ، باعث این می شود که در نظر بدوی ، معنای آن محدود تصور شود . اما به قول منطقیون ، کثرت کاربرد باعث انصراف لفظ از معنا نمی شود . کما این که امروزه و در برداشت رایج و عرفی از کلمه ” سبک زندگی ” در رسانه ها و گفتگو های روزمره معنای امور بهداشت فردی و زیبا سازی بدن ، مبلمان خانه و تفریحات برون شهری 35 مانند ماهیگیری و قایق سواری بیش از هر معنای دیگربه ذهن خطور می کند
( یک جست و جوی ساده در اینترنت و نظر خواهی از چند شهروند اروپایی و آمریکایی این مطلب را نشان می دهد ) .
3. بنابراین ، مولفه های ” سبک زندگی ” در مطالعات و تحقیقات علمی توسعه یافته . اما آیا این توسعه ، محوری نداشته است ؟ بررسی این مولفه ها نشان می دهد این گسترش ،محوری داشته است و چنان که ذکر شد ، محور آن مفهوم ” سلیقه ” است ؛ به عبارت دیگر ، این مولفه ها ( تقریبا همگی ) به جنبه هایی از زندگی انسان مربوط است که حداقل در جامعه اروپایی و آمریکایی ( و ای بسا در همه جا ) فرد ، حسب ذوق و سلیقه خود یا گروهی که در آن عضو است،در موردش دست به انتخاب می زند . پس مفهوم ” سلیقه ” ، مفهوم اساسی است که در رسیدن به درک درست و تعریف به نسبت دقیقی از سبک زندگی، باید آن را لحاظ کرد.

2-24 سبک زندگی از دیدگاه روانشناسی:
پيشرفت و توسعه يك جامعه در تمامي ابعاد آن مستلزم داشتن نيروي انساني پويا و سالم است و سلامتي وابسته به فاكتورهاي بسيار زيادي است كه سبك زندگي نقش مهمي را در اين ميان ايفا مي كند(سازمان بهداشت جهانی،2001).بنابراين ارتقا سلامت با توجه به نقش محوري آن در مراقبت هاي بهداشتي مورد توجه روز افزون است.امروزه با توجه به هزينه هاي بالاي مراقبت هاي بهداشتي لزوم تغيير رويكرد درمانی به رویکرد پيشگيري از بيماري بيشتر مورد تاكيد قرار گرفته است و در همين راستا، سازمان بهداشت جهاني بر اهميت ارتقاء سلامت كه شامل تشويق سبك زندگي سالم،خلق محيط حمايت كننده براي سلامت ،تقويت اقدام جامعه ،جهت دهي مجدد خدمات بهداشتي و تعيين سياستهاي بهداشت عمومي تاكيد كرده است(زیدی و همکاران، 1390).
سبك زندگي تحت عنوان تمام رفتارهاي كه تحت كنترل شخص هستند يا بر خطرات بهداشتي فرد تاثير مي گذارند، تعريف مي شود.يك رويكرد جامع پيشنهاد مي كند كه رفتارهاي حفاظت از سلامتي (كاهش خطر و پيشگيري)و رفتارهاي ارتقاء سلامت ممكن است به عنوان دو جزء مكمل سبك زندگي سالم در نظر گرفته شوند(ویتد1 و همکاران،2004).اجزاي حفاظت كننده سلامت ، احتمال مواجه فرد را با بيماري يا آسيب كاهش مي دهند و اجزاي ارتقا دهنده سلامت الگويي چند بعدي هستند كه در راستاي حفظ يا افزايش سطح خود شكوفايي ،رفاه و رضايتمندي افراد عمل مي كنند.شواهد علمي مي گويند كه انتخابها و الگوي سبك زندگي افراد بر سلامت و طول عمر افراد تاثير گذار است (همان منبع).
سبك زندگي روشي است كه فرد در طول زندگي انتخاب كرده و زير بناي آن در خانواده پي ريزي مي
شود كه در واقع،متاثر از فرهنگ، نژاد، مذهب، وضعيت اقتصادی و اجتماعی، اعتقادات و باورها مي باشد(فیپسو همکاران،2003).سازمان بهداشت جهاني تعريف وسيع تري از شيوه زندگي دارد.اصطلاح شيوه زندگي به روش زندگي مردم اشاره با بازتابي كامل از ارزشهاي اجتماعي ،طرز برخورد و فعاليت هاست.(استاجی و همکاران،1385).در تعريف ديگر اين سازمان سبك زندگي را الگوي مشخص و قابل تعريف

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، سبک شناختی، علوم اجتماعی، سبک شناسی Next Entries منابع پایان نامه درمورد دو قطبی، اختلال دو قطبی، سبک زندگی، افسردگی اساسی