منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، احساس حقارت، علوم اجتماعی، عینی و ذهنی

دانلود پایان نامه ارشد

داستانهايي از سبك زندگي ما است(ديسك و بيتر،1998).
پاورز و گريفیث 13 (1987)معتقدند كه كودكان در اوايل زندگي اغلب با كمك والدين و خانواده به عنوان لنگر، وارد اجتماعي بزرگتر مي شوند، آن ها به سوي بخش هاي جديد تجربه، يعني آنچه ناشناخته و ناآشناست ،حركت مي كنند و به سوي خانه يعني آنچه شناخته شده و امن است ،باز مي گردند.اين حركت به سوي دنيا و بازگشت مجدد به خانه-آزمون تجربه ي بازگشت به امنيت –به صورت الگوي زندگي،سبك انجام و بسندگي كارها و شيوه ي واحدي از بودن با ديگران در دنيا در مي آيد و در كل، سبك زندگي آدمي را تشكيل مي دهند(شلمن14 وموساك، 1988 به نقل از اكستين و كرن ،ترجمه عليزاده و همكاران،1389).
همه ی افراد از دوران اوليه كودكي،قانون حركت واحد خود را بوجود مي آورند (آنسباخر و آنسباخر،1967-1964 به نقل از اكستين و كرن ،ترجمه عليزاده و همكاران،1389).هدف اين حركت هميشه ،غلبه بر مشكلات فرد است .حركت منسجم فرد به سوي هدف شخصي، نشانگر امنيت و اهميت سبك زندگي او است .آدلر سبك زندگي را اين گونه خلاصه مي كند: سبك زندگي مفهومي است كلي، كه افزون بر هدف،دربردانده ي انديشه ي فرد درباره ي خود و دنيا و همچنين شيوه منحصر به فرد او در تلاش براي رسيدن به هدف ،در شرايط خاص است . سبك زندگي فرد،پلي است به سوي نيل به هدف شخصي(آنسباخر و آنسباخر،1956 به نقل از اكستين و كرن ،ترجمه عليزاده و همكاران،1389).
آدلر بر محدوديت هاي شناختي كودك براي اتخاذتصميم اصلي در مورد خود در سنين كودكي واقف است ((كودك زماني ” سبك زندگي” را مي سازد كه زبان و مفاهيم كافي ندارد.در همان حالي كه كودك از نظر سبك زندگي رشد مي كند.در مسيري پيش مي رود كه هرگز در قالب كلمات ابراز نشده اند بنابراين مصون از انتقاد بوده و از انتقاد،تجربه نيز در امان خواهد بود(آدلر،1956 به نقل از اكستين و كرن ،ترجمه عليزاده و همكاران،1389).
آدلر معتقد بود بخشي سبك زندگي فرد در سطح نيمه هوشيار او ايجاد مي شود ؛زيرا كودك فاقد مهارت شناختي براي مفهوم سازي محيط است .اين امر به مفاهيمي وابسته است كه در اعماق ناهوشيار و نيمه هوشيار و هم چنين در بخش هايي از سطح هوشيار ما كه كاملا بر آن واقف نيستيم پنهان شده اند(همان منبع).
شيوه ي زندگي تعيين كننده ي بي همتايي شخصيت فرد و ارائه دهنده انديشه و افكار آدلر است. شيوه ي زندگي مهمترين عاملي است كه انسان زندگيش را بر اساس آن تنظيم مي كند و حركتش را در جهان و زندگي مشخص مي كند.شيوه ي زندگي نوع خاص واكنش فرد در برابر موانع و مشكلات زندگي است(ايزدي،1351؛باركلي،1971 به نقل از شفيع آبادي و ناصري ،1390).
انسان در چهارچوب شيوه ي زندگي مي تواند به نحو مفيدي رفتار كند يا اينكه زندگيش را بي ثمر سپري كند .روي اين اصل است كه بعضي از پيروان آدلر بين روان درماني و مشاوره تفاوتي قائل شده اند.آنها معتقدند كه هدف روان درماني تغيير شيوه ي زندگي است و هدف مشاوره تغيير رفتار است در داخل شيوه ي زندگي در عين حال ،گروهي از پيروان آدلر چنين تمايز و تفكيكي را مصنوعي و سطحي پنداشته اند،زيرا تغيير در اعتقادات به تغيير در رفتار منجر مي شود و تغيير در رفتار اغلب دگرگوني هايي در اعتقاد فرد نسبت به خود و ديگران پديد مي آورد ( كرسيني،1973؛هال و ليندزي،1970.باركلي،1971 به نقل از شفيع آبادي و ناصري ،1390).

2-19-2 -اعتقادات مربوط به شيوه ي زندگي به چهار گروه تقسيم مي شود:
1-مفهوم خود يا خويشتن پنداري ،يعني اعتقاد فرد به اينكه ((من که هستم)).
2-((خود آرماني ،يعني اعتقاد فرد به اينكه ((من چه بايد باشم))،يا((مجبورم چه باشم تا جايي در ميان ديگران داشته باشم)).اين مفهوم را آدلر در سال 1912 عنوان كرد.
3- تصويري از جهان ،يعني اعتقادات فرد در باره ي اطرافيان و محيط پيرامونش.
4-اعتقادات اخلاقي ،يعني مجموعه ي چيزهايي كه فرد درست يا نادرست مي داند.
هرگاه ميان اعتقادات مربوط به ((خود )) و ((خود))آرماني تعارضي بوجود آيد ،احساس حقارت بروز مي كند .همچنين عدم هماهنگي ميان اعتقادات مربوط به ((خود)) و اعتقادات مربوط به جهان پيرامون به احساس حقارت مي انجامد كه بعضي اوقات آن را احساس عدم كفايت،فقدان شايستگي و يا عدم تسلط مي نامند.نا هماهنگي ميان خويشتن پنداري و اعتقادات اخلاقي نيز موجب احساس حقارت در حوزه اخلاقي مي شود كه احساس گناه نوعي از آن است(كرسيني،1973به نقل از شفيع آبادي و ناصري ،1390).
شالوده ي شيوه زندگي فرد از همان اوايل كودكي يعني در سنين چهار يا پنج سالگي ريخته مي شود.در شكل گيري شيوه زندگي ،حق تقدم با عوامل جسماني است .به همین طریق ،عوامل جسمانی در ايجاد فرضياتي در زندگي فرد تاثيرات بسزايي دارند.از اين رو، آدلر براي تجارب اوليه ي اجتماعي كودك ، در زمينه ي ايجاد مفهوم نسبت به موقعيتش در جهان ،اهميت زيادي قائل مي شود.كودك عوامل موجود در محيط خانواده را به دنياي خارج تعميم مي دهد وروابط و تعابيرش را بر ان اساس بنيان مي نهد .به همين دليل ،آدلر به ماهيت منظومه ي خانواده توجه خاصي مبذول داشت و ترتيب تولد فرد را در خانواده (بدين معني كه چندمين فرزند خانواده است)با خصوصیات رفتاری متفاوتی همراه می دانست.بنابراين ،اطلاعات مربوط به ترتيب تولد كودك و همين طور ،خاطرات اوليه ي او در محيط اجتماعي خانواده ،نقش مهمي در معرفي چگونگي شخصيت و شيوه زندگي او بازي مي كند(آدلر،1954؛بارکلی ،1971به نقل از شفيع آبادي و ناصري ،1390).
كودك،به اقتضاي نيازها و شرايط خاص محيط خانوادگي خود،روش هاي ويژه اي را براي رسيدن به هدفهايشان اتخاذ مي كند كه به تدريج جز،صفات ثانوي او مي شوند.به عبارت ديگر، محيط اوليه، شرايط خانواده ، و چگونگي نوع احساس حقارت ،احساسات اجتماعي و ميل به قدرت طلبي در تعيين سمت وسوي شيوه زندگي موثرند .بدين معني كه شيوه زندگي هر فرد ،بر اساس هدفهايشان به طريقي تعيين مي شود كه شخص را در قبال احساس نا امني ناشي از احساس بي كفايتش محافظت كند.به عنوان مثال ، شيوه زندگي يك كودك ناخواسته و مطرود با خصوصياتي چون بدبيني ،كينه توزي و روي گرداندن و گريز از اجتماع همراه خواهد بود.از اين رو ، شيوه زندگي مي تواند مولد استعداد ها و رفتارهاي موثر و مفيد باشد و يا آنكه به جبران هاي افراطي و نا سالم منتهي شود.نگرش ها، احساسات و ادراك هاي فرد در سنين اوليه به وجود مي آيد و تثبيت مي شود و تغيير آنها پس از آن عملا غير ممكن است. شيوه زندگي، آدلر را ارضا نكرد ،زيرا به نظر او اين مفهوم ساده و مكانيكي بود و سرانجام در راه جستجوي اصلي پوياتر به مفهوم ((من خلاقه))دست يافت (باركلي ،1971؛آدلر ،1954؛هال و ليندزي،1970 به نقل از شفيع آبادي و ناصري ،1390).
2-20-سبک زندگی از دیدگاه اجتماعی(جامعه شناسی)
هر اصطلاح از اصطلاحات علوم اجتماعی – مانند سایر علوم -در فضای مفهومی آن قابل درک است . “سبک زندگی” نیز به عنوان یکی از اصطلاحات علوم اجتماعی ، پیوند مستقیم و وثیقی با مجموعه ای از مفاهیم دارد ؛ مفاهیمی مانند عینیت و ذهنیت، فرهنگ و جامعه ، فرهنگ عینی و ذهنی ، صورت ( شکل ) و محتوا ، رفتار و معنا ( نگرش ، ارزش و هنجار ) ، اخلاق و ایدوئولوژی ، سنت و نوگرایی ، شخصیت و هویت ( فردی و جمعی ) ، وراثت و محیط ، فردیت و عمومیت ، خلاقیت و بازتولید ، تولید و مصرف ، طبقه و قشر ( بندی ) اجتماعی ، زیبا شناسی ( سلیقه ) و نیاز ، منزلت و مشروعیت و بدون شناخت این روابط ،درک درستی از ” سبک زندگی” و نظریه های مربوط به آن بدست نخواهد آمد . کاربرد های” سبک زندگی” اغلب آن را به همان گویی و کلی گویی کشانده و از آن برای همه چیز و هیچ چیز استفاده شده است به گونه ای که گاهی به اشتباه ،آن را معادل فرهنگ و یا طبقه در نظر می گیرند . بدین لحاظ، هر محققی که می خواهد در این حوزه به مطالعه بپردازد ، موظف به روشن کردن معنای دقیقی است که از ” سبک زندگی” در نظر دارد ؛ معنایی که حداقل رابطه ی” سبک زندگی” را با سایر پدیده ها و مفاهیم هم جوار نشان می دهد ( هندری و دیگران ، 1381 : 228 ) .آیا مفهوم ” سبک زندگی ” ترکیبی از معنای دو واژه ی سبک و زندگی است یا اصطلاحی خاص در علوم اجتماعی ؟ آیا کسانی که از این ترکیب بهره برده اند ، همگی معنای واحدی را از آن ارائه کرده اند ؟ کدام پدیده ها تحت این عنوان مورد مطالعه قرار گرفته اند ؟ پرسش هایی است که در ادامه تلاش می شود به آن پاسخ داده شود .
2-21 ریشه شناسی:
در زبان های مختلف از ترکیب ((سبک زندگی)) در شکل های مختلف یاد شده ، در زبان آلمانی ( Lebenstill ) و در زبان انگلیسی در شکل ( stye of life / Living )و ( Life style ) در گذشته و امروز بیشتر به صورت( Lifestyle ) استفاده شده است . این ترکیب از دو واژه ی سبک 15 و زندگی 16 تشکیل می شود . معنای لغوی واژه ی زندگی روشن است ،اما در تعریف واژه ی ((سبک)) در لغت نامه ها معانی گوناگونی درج شده است ( که البته ریشه در کاربرد آن در علوم مختلف دارد ) .( Style) از اصل لاتینی (Stilus ) و فرانسه قدیم ( Stylus) است که به معنی اشیای نوک تیز فلزی ( مانند نیزه و قلم حجاری ) بوده است ( لغت نامه آمریکن هریتیچ ، 2004 ) امروژه این کلمه در زبان انگلیسی به معنی :
1. ” نوع ، روش ، سبک اثاثیه ” ( پیشین ) ، ” شکل دادن یا طراحی چیزی ( مانند موی سر ) یا شی ( مانند تکه ای از لباس یا اسباب و وسایل ) تا به نظر جالب و جذاب آید ، کیفیت برتر در ظاهر ، طراحی یا رفتار ” ( لغت نامه ی کمبریج 2004 ) ، ” تطابق با معیار شناخته شده ، شیوه ای که برازنده و مناسب پنداشته می شود ، خصوصا در رفتار اجتماعی ، زیبایی ، ظرافت یا سهولت ؛ شیوه یا تکنیک ” ( لغت نامه ی وبستر 2004 ) ” نحوه ی عرضه ، خصوصا در موسیقی یا یکی از هنر های زیبا … ترکیب طرح های مشخص ادبی یا فرضیه های هنری ” ( لغت نامه ی وبستر98 – 1996 ) ، ” اشکال مختلف هنر ها ، شکل متمایز و قبل شناسایی در یک رشته ی هنری مثل موسیقی ، معماری ، ادبیات و … ؛ استعداد و قوه ی تشخیص قوه ی برانگیزاننده در مسیری که چیزی انجام می شود خصوصا ویژگی ای که تمایل قابل اطمینانی را به ارائه مهارت یا سلیقه ی زیبا عرضه می کند ” ( لغت نامه ی ام . اس . ان انکارتا، 2004 ) ، ” شیوه ی مخصوص تغییر ( در نوشتار یا سخنرانی ) …. ؛ شیوه یا تکنیک خاص که توسط آن چیزی انجام ، خلق یا اجرا می شود . ” ( لغت نامه وبستر ، 2004 ) ، ” شیوه ای که در آن چیزی گفته یا انجام می شود ، مثل سبک سخنرانی یا نوشتن ” ( لغت نامه امریکن هریتیچ 2000 ) و ” طریقه ی نوشتار و یا گفتار ( که در مقابل محتوا قرار دارد ) ، طریقه ی انجام چیزی به خصوص زمانی که ویژگی یک هنرمند یا دوره ی هنری باشد . ” ( لغت نامه ی آکسفورد ، 1987 )
2. ” شیوه و روش انجام چیزی خصوصا شیوه ای که برای فرد ، گروهی از مردم ، مکان یا دوره ای ، نوعی 17 باشد . ” ( لغت نامه کمبریچ ، 2004 ) ، ” اجرا یا انجام اموری که تمایز دهنده فرد یا گروه یا سطح یا … خاصی باشد ” ( لغت نامه وبستر، 1996) ، ” نوع تصور و فردیتی که در افعال و سلیقه های شخص ارائه می شود . ” ( امریکن هریتیچ ، 2000 ) ، ” شیوه ی بیان چیزی ( در زبان یا هنر یا موسیقی یا … ) که مشخصه ی فرد خاص یا گروه خاص یا مردم خاص یا دوره ی خاصی است … ، . سلیقه و زیبایی متمایز ، سلیقه ی عمومی در زمان خاص ” ( لغت نامه ی پرینستون 2003 ) ، ” طرز نگرش خاص فردی و سلیقه که بیانگر و ممیز راه زندگی است . ” ( لغت نامه ی وبستر ، 2004 ) ، ” شیوه ی انجام چیزی ، خصوصا راهی که نشان دهنده ی تاکید بر طرز نگرش خاص یا مشخصه ی دوره ی معینی باشد . ” ( لغت نامهه ی ام . اس . ان انکارتا ، 2004 ) ، و ” شیوه یا عادت متمایز رفتاری یا حرکت فرد . ” ( لغت نامه ی وبستر ، 2004 )
3. “مد ، خصوصا در پوشیدن ” ( لغت نامه کمریچ ، 2004 ؛ لغت نامه ی آکسفورد ، 1987 ) ،” مد روز ، رایج ” ( لغت نامه ی وبستر 98– 1996 ؛ لغت نامه ی پریستون ، 2003 ) ، ” برتری مد گونه ، شیک ، مد زود گذر ، هوس و میل مفرط ، عادت و مرسوم ” ( لغت نامه ی وبستر ، 2004 )

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، عزت نفس Next Entries منابع پایان نامه درمورد سبک زندگی، اوقات فراغت، بودجه بندی، روابط انسانی