منابع پایان نامه درمورد ساختار بازار، شاخص هرفیندال – هیرشمن، نسبت تمرکز، وجوه نقد

دانلود پایان نامه ارشد

درآمد برحسب‌ فعاليت‌هاي‌ به‌‌وجود آورنده‌ آن‌ (عملياتي‌، سرمايه‌گذاري‌ و تامين‌ مالي‌) اغلب‌ بر مبنايي‌ اختياري‌ امكان‌پذير است‌ كه‌ اين‌ نحوه‌ تخصيص‌ اطلاعات‌ مفيدي‌ ارائه‌ نمي‌كند.
ب- جريان‌هاي‌ مرتبط‌ با ماليات‌ بر درآمد معمولا در يك‌ جريان‌ منفرد تبلور مي‌يابد و جريان‌هاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ جداگانه‌اي‌ تشكيل‌ نمي‌دهد. بدين‌ لحاظ‌ تخصيص‌ آنها به‌ ساير سرفصل‌هاي‌ اصلي‌ صورت‌ جريان‌ وجوه نقد، لزوما اطلاعات‌ مورد انتظار را در مورد جريان‌هاي‌ نقدي‌ واقعي‌ واحد تجاري‌ فراهم‌ نمي‌آورد.
جريان‌هاي‌ نقدي‌ مورد اشاره‌ در این بند تنها منحصر به‌ پرداخت‌ها يا علي‌الحساب‌هاي‌ پرداختي‌ از بابت‌ ماليات‌ بر درآمد و يا استرداد مبالغ‌ پرداختي‌ از همين‌ بابت‌ است‌ و در برگيرنده‌ جريان‌هاي‌ نقدي‌ مربوط‌ به‌ ساير انواع‌ ماليات‌ها كه‌ درآمد مربوط‌ جزء درآمد مشمول‌ ماليات‌ تلقي‌ نمي‌شود (از قبيل‌ ماليات‌هاي‌ تكليفي‌ و ماليات‌هاي‌ مستقيم‌ وضع‌ شده‌ بر توليد يا فروش‌) نيست‌. جريان‌هاي‌ نقدي‌ مربوط‌ به‌ ماليات‌هاي‌ اخيرالذكر بر حسب‌ مورد تحت ساير سرفصل‌هاي‌ اصلي‌ در صورت‌ جريان‌ وجوه نقد ارائه‌ مي‌شود.

4- فعاليت‌هاي‌ سرمايه‌گذاري: جريان‌هاي‌ نقدي‌ منظور شده‌ تحت‌ سرفصل‌ “فعاليتهاي‌ سرمايه‌گذاري‌” مشتمل بر جريان‌هاي‌ مرتبط‌ با تحصيل‌ و فروش‌ سرمايه‌گذاري‌هاي‌ كوتاه‌مدت‌، سرمايه‌گذاري‌هاي‌ بلندمدت‌ و دارايي‌هاي‌ ثابت‌ مشهود و دارايي‌هاي‌ نامشهود و نيز پرداخت‌ و وصول‌ تسهيلات‌ اعطايي‌ به‌ اشخاص‌ مستقل از واحد تجاري‌ به‌جز كاركنان‌ مي‌باشد. نمونه‌هايي‌ از جريان‌هاي‌ نقدي‌ مرتبط‌ با فعاليت‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌ شرح‌ زير است:
الف- جريان‌هاي‌ نقدي‌ ورودي‌:
دريافت‌هاي‌ نقدي‌ حاصل از فروش‌ سرمايه‌گذاري‌ در سهام‌ يا اوراق‌ مشاركت‌ ساير واحدهاي‌ تجاري‌؛
دريافت‌هاي‌ نقدي‌ حاصل از فروش‌ دارايي‌هاي‌ ثابت‌ مشهود و دارايي‌هاي‌ نامشهود؛
دريافت‌هاي‌ نقدي‌ مرتبط‌ با اصل‌ سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ بانكي‌؛
دريافت‌هاي‌ نقدي‌ حاصل از وصول‌ اصل‌ وام‌هاي‌ پرداختي‌ به‌ ساير اشخاص‌ شامل‌ وصول‌ قرض‌الحسنه‌ پرداختي‌.
ب- جريانهاي‌ نقدي‌ خروجي‌:
پرداخت‌هاي‌ نقدي‌ جهت‌ تحصيل‌ سرمايه‌گذاري‌ در سهام‌ يا اوراق‌ مشاركت‌ ساير واحدهاي‌ تجاري‌؛
پرداخت‌هاي‌ نقدي‌ جهت‌ تحصيل‌ دارايي‌هاي‌ ثابت‌ مشهود و دارايي‌هاي‌ نامشهود. اين‌ پرداخت‌ها شامل‌ پرداخت‌هاي‌ مرتبط‌ با مخارج‌ توسعه‌ منظور شده‌ به‌ دارايي‌ و نيز ساخت‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود توسط‌ واحد تجاري‌ است‌؛
سپرده‌گذاري‌ نزد بانك‌ها در قالب‌ سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌؛
وام‌هاي‌ نقدي‌ پرداختي‌ به‌ ساير اشخاص‌ شامل‌ قرض‌الحسنه‌.

5- فعاليت‌هاي‌ تامين‌ مالي: جريان‌هاي‌ نقدي‌ ناشي از فعاليت‌هاي‌ تامين‌ مالي‌ شامل‌ دريافت‌هاي‌ نقدي‌ از تامين‌‌كنندگان‌ منابع‌ مالي‌ خارج‌ از واحد تجاري‌ (شامل‌ صاحبان‌ سرمايه‌) و بازپرداخت‌ اصل‌ آن‌ است‌. افشاي‌ جداگانه‌ جريان‌هاي‌ نقدي‌ مزبور جهت‌ پيش‌بيني‌ جريان‌هاي‌ نقدي‌ آتي‌ لازم‌ به منظور ايفاي‌ تعهدات‌ به‌ تامين‌‌كنندگان‌ منابع‌ مالي‌ واحد تجاري‌ مفيد است‌. نمونه‌هايي‌ از جريان‌هاي‌ نقدي‌ ناشي از فعاليت‌هاي‌ تامين‌ مالي‌ به‌ شرح‌ زير است‌:
الف- جريان‌هاي‌ نقدي‌ ورودي‌:
دريافت‌هاي‌ نقدي‌ حاصل از صدور سهام‌؛
دريافت‌هاي‌ نقدي‌ حاصل از صدور اوراق‌ مشاركت‌، وام‌ها و ساير تسهيلات‌ كوتاه‌‌مدت‌ و بلندمدت‌.
ب- جريان‌هاي‌ نقدي‌ خروجي‌:
بازپرداخت‌ اصل‌ اوراق‌ مشاركت‌، وام‌ها و ساير تسهيلات‌ دريافتي‌؛
پرداخت‌ حصه‌ اصل‌ اقساط‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌؛
پرداخت‌ هرگونه‌ مخارج‌ (به‌جز سود تضمين‌شده‌ و كارمزد پرداختي‌ بابت‌ تامين‌ مالي‌) در رابطه‌ با اخذ تسهيلات‌ مالي‌، صدور سهام‌ و اوراق‌ مشاركت‌ و ساير راه‌هاي‌ تامين ‌مالي‌.
دريافت‌ها و پرداخت‌هاي‌ نقدي‌ با ماهيت‌ تامين‌ مالي‌ از يا به‌ واحدهاي‌ سرمايه‌پذيري‌ كه‌ سرمايه‌گذاري‌ در آن‌ها به‌ روش‌ ارزش‌ ويژه‌ در حساب‌ها انعكاس‌ يافته‌ است،‌ به‌‌طور جداگانه‌ تحت‌ همين‌ سرفصل‌ اصلي‌ نمايش‌ مي‌يابد.

2-2-5- تمرکز بازار یا صنعت
تمركز يكي از جنبه‌ها و ابعاد مهم ساختار بازار است و شايد مهم‌ترين متغير ساختاري باشد. در تعريف اين واژه مي‌توان گفت تمركز، چگونگي و نحوه تقسيم بازار بين بنگاه‌ها را اندازه‌گيري مي‌نماید (خداداد کاشی، 1386).
در اندازه‌گيري تمركز با اندازه نسبي بنگاه‌ها سروكار داريم و پژوهشگران علاقمندند بدانند بازار چگونه بين بنگاه‌هاي موجود توزيع شده و سهم هر يك از آنها چقدر است. هر چه بازار ناعادلانه‌تر بين بنگاه‌ها توزيع شده باشد، تمركز بيشتر و در صورت ثابت بودن تمامي شرايط، هر چه تعداد بنگاه‌ها بيشتر باشد تمركز كمتر خواهد بود. اندازه تمركز با تعداد بنگاه رابطه معكوس و با توزيع سهم بازار بنگاه ارتباط مستقيم دارد.
از جنبه‌هاي مهم ساختار بازار، تمركز است. با استفاده از مفهوم تمركز مي‌توان ساختار بازار و به‌عبارتي اندازه رقابت و انحصار را در بازارهاي انفرادي و يا در اقتصاد بررسي كرد. بنابر اين، تمركز را مي‌توان به‌صورت زير نوشت (مدّلا و همکاران44، 1995؛ شيفرد45، 1990):
(2-11)
در اين رابطه، حرف C بيانگر اندازه تمركز، n بيانگر تعداد بنگاه‌ها و i بيانگر نابرابري در توزيع سهم بنگاه‌ها است كه مي‌توان آن را با شاخص‌هاي پراكندگي مانند واريانس و انحراف معيار اندازه سهم بنگاه‌ها از بازار اندازه‌گيري كرد (همان).
در مورد تمركز بايد بين تمركز در سطح خرد و كلان تفاوت قائل شد. هنگامي كه از تمركز در سطح اقتصاد بحث مي‌شود، منظور سهم چند بنگاه و شركت بزرگ از كل توليد يك بخش يا تمامي بخش‌هاي اقتصادي است. براي اندازه‌گيري تمركز كلان معمولا سهم 50 يا 100 بنگاه بزرگ‌تر از كل ارزش توليدشده در اقتصاد محاسبه مي‌شود و نسبت تمركز 50 يا 100 بنگاه ناميده مي‌شود. در محاسبه تمركز كلان، به بنگاه‌هايي كه ازحيث اندازه (فروش، توليد خالص و ارزش افزوده) بزرگ‌تر از ساير بنگاه‌ها ‌باشند، توجه مي‌شود كه اين بنگاه‌ها مي‌توانند از صنايع مختلفي باشند؛ در حالي كه در محاسبه تمركز بازار در سطح صنايع انفرادي فقط به بنگاه‌ها و شركت‌هايي توجه مي‌شود كه از حيث فعاليت و محصول توليدشده (و روش‌هاي توليد) شبيه هم هستند و يا بر حسب تقسيم‌بندي‌هاي استاندارد صنايع، در يك صنعت خاص قرار دارند (بزرگی و حسینی، 1387).
براي محاسبه تمركز، شاخص‌هاي مختلفي وجود دارد كه هر يك مزايا و معايبي دارند؛ اما يك شاخص تمركز خوب بايد اين ملاك‌ها را داشته باشد: 1- به‌سهولت قابل درك باشد؛ 2- مستقل از اندازه بازار باشد؛ 3- اندازه آن بين صفر و يك بوده و بدون بعد باشد؛ 4- پايه‌هاي نظري قوي داشته باشد (هال ‌و تايدمن46، 1976).

2-2-5-1- معیارهای سنجش تمرکز
از شاخص‌های برای بررسی میزان تمرکز بنگاه‌ها استفاده می‌شود که برخی از آن‌ها در پی می‌آید:
1- شاخص نسبت تمرکز k بنگاه47:
سادگی و محدودیت اطلاعات مورد نیاز در محاسبه نسبت تمرکز K بنگاه، آن را به یکی از پرکاربردترین شاخص‌ها در محاسبه تمرکز تبدیل نموده است. براي محاسبه این شاخص می‌بایست حاصل جمع سهم بازاری K مورد از بزرگ‌ترین بنگاه‌ها را در بازار به‌دست آورد.
(2-12) 〖CR〗_k= ∑_(i=1)^k▒S_i

در این رابطه، K بنگاه پیشرو با وزن یکسان در محاسبات وارد می‌شوند، حتی اگر بنگاه‌های کوچک در بازار فعالیت داشته باشند در محاسبه لحاظ نمی‌شوند. برای تعیین مقدار مشخص K قاعده مشخصی وجود ندارد. نسبت تمرکز را می‌توان به‌عنوان نقطه‌ای در منحنی تمرکز در نظر گرفت. این شاخص بین صفر (برابر تعداد زیادی از بنگاه‌ها) و یک (سهم درصدی یک بنگاه) قرار دارد (شهیکی‌تاش و کاظم‌زاده، 1392).

2- شاخص هرفیندال – هیرشمن48:
شاخص هرفیندال – هیرشمن که اغلب به‌عنوان شاخص هرفیندال مشهور است، یک سنجه آماری برای ارزیابی درجه تمرکز است. این شاخص امروزه کاملا شناخته شده است، زیرا وزارت دادگستری و فدرال رزرو ایالات متحده آمریکا آن را جهت تحلیل آثار تمرکز بر روی میزان رقابت مورد استفاده قرار می‌دهند. شاخص هرفیندال را می‌توان برای اندازه‌گیری تمرکز در موقعیت‌های گوناگونی به‌کار برد. مثلا برای اندازه‌گیری تمرکز درآمدها (یا ثروت) خانوارها یا میزان تمرکز در یک بازار یعنی درجه تمرکز تولید بنگاه‌ها. این شاخص را همچنین در سیستم بانکی و یا در صنعت می‌توان مورد استفاده قرار داد. شاخص مذکور برای سنجش اثر ادغام‌های افقی که بر تمرکز بازارها اثر می‌گذارد نیز به‌کار گرفته می‌شود. نظریه اقتصادی و مشاهدات تجربی حاکی از آن است که با ثابت ماندن سایر شرایط، تمرکز بنگاه‌های یک بخش عنصر مهمی از ساختار بازار و درجه رقابتی است که در آن حاکم می‌باشد. هر چند که شاخص هرفیندال بسیار شناخته شده است، اما برای برخی طریقه استفاده و محاسبه آن توام با ابهاماتی است و در نتیجه تحلیل و تفسیر درستی از آن نمی‌شود.
شاخص هرفیندال – هیرشمن با تلفیق کردن اندازه نسبی (یعنی سهم از بازار) تمامی بنگاه‌هایی که در بازار فعال هستند، تعداد و همچنین تمرکز آن‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد. برای محاسبه شاخص HHI باید مجذور سهم هر یک از بنگاه‌ها در بازار را به‌دست آورد و حاصل جمع تمام آنها را محاسبه نمود. برخلاف شاخص قبلی تمام بنگاه‌ها در محاسبات وارد می‌شوند.
این شاخص به‌صورت رابطه زیر تعریف می‌شود:
(2-13) HHI = ∑_(i=1)^n▒(S_i )^2

در این فرمول S_i سهم بنگاه i در بازاری است که در آن n بنگاه فعالیت دارد.
HHI به موسساتی که سهم وسیع‌تری از بازار را دارا می‌باشند، در مقایسه با موسساتی که از سهم کوچک‌تری برخوردارند، وزن بیشتری می‌دهد. این ویژگی HHI بر مفهوم نظری زیر انطباق دارد: هر چه تمرکز تولید در میان تعداد اندک بنگاه‌ها قوی‌تر (HHI بیشتر) باشد، احتمال این‌که با ثابت ماندن سایر شرایط، رقابت در بازار ضعیف‌تر باشد بیشتر است؛ برعکس، اگر تمرکز در اثر وجود بنگاه‌های متعددی که سهم هر کدام از آن‌ها در بازار اندک است ضعیف‌تر (HHI کمتر) باشد، رقابت قوی‌تر خواهد بود.
بدین‌ترتیب وقتی انحصارگری یعنی بنگاهی واحد، 100 درصد بازار را در اختیار داشته باشد، HHI به حداکثر خود یعنی 10000 = 〖(100)〗^2 می‌رسد و برعکس، در بازار رقابت کامل که در آن بنگاه‌های پرشماری هر کدام با سهمی ناچیز از بازار فعالیت دارند، مقدار شاخص بسیار ضعیف و از نظر تئوری نزدیک به صفر خواهد بود. مثلا در بازاری که 100 بنگاه، هر کدام با 1 درصد سهم فعالیت دارند، HHI برابر خواهد بود با: 100 = 〖〖(1〗_100)〗^2 + . . . +〖〖(1〗_2)〗^2 +〖〖 (1〗_1)〗^2
(فطرس، 1373).

3- شاخص هال – تایدمن49:
شاخص‌های تمرکز یافته توسط هال – تایدمن (1976) و روزن بلوث (1955) به لحاظ شکل و ساختار مشابه یکدیگرند. تعداد بنگاه‌ها بیانگر شرایط ورود به صنعت است و لحاظ کردن آن‌ها در محاسبه شاخص تمرکز ضروري است. شکل کلی شاخص هال – تایدمن به‌صورت زیر است:
(2-14) HTI = 1 / (2 ∑_(i=1)^n▒〖is〗_i -I)

براي تامین تضمین تاکید بر مقدار مطلق بنگاه‌ها، سهم هر بنگاه معادل رتبه آن در نظر گرفته می‌شود و بزرگ‌ترین بنگاه وزن i = 1 را به خود اختصاص می‌دهد. دامنه HTI در محدوده صفر (به ازای تعداد نامحدود بنگاه‌های با اندازه برابر) و یک (زمانی که بنگاه به‌صورت انحصاری در بازار فعالیت می‌کند) قرار دارد و مانند شاخص هرفیندال – هیرشمن مقدار این شاخص برای صنعتی با n بنگاه با اندازه برابر معادل 1/n می‌باشد (شهیکی‌تاش و کاظم‌زاده، 1392).

4- شاخص لیندا50:
این شاخص

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد جریان نقدی، وجوه نقد، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام Next Entries منابع پایان نامه درمورد پایداری سود، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، قلام تعهدی